دکتر محمدرضا جمالی
یکی از آفات جریانات سیاسی نگاه مقطعی به تحزب و گروههای سیاسی میباشد، اقتضای نظام پارلمانتاریستی بر این واقعیت شکل گرفته است که احزاب و گروههای سیاسی بتوانند در یک چارچوب رسمی و تدوین شده با ارایه برنامهها در معرض قضاوت افکار عمومی قرار بگیرند. در واقع بهجای اشخاص این برنامهها میباشد که در بوته نقد و دقت قرار میگیرد و در نهایت آن پذیرفته یا رد میشود.
از ابتدای انقلاب تاکنون به واسطه سابقه منفی احزاب در تاریخ سیاسی ایران و ذهنیت ایرانیان از این موضوع حزب به معنای واقعی وجود نداشته است و احزاب فقط نامی از حزب را بر خود حمل میکنند و فرایند حزبی و کارکردهای آن هرگز چهره بارز و برجسته ندارد.
با این ضعف بین محورهای پارلمان، حزب، مردم، دولت و نهادهای واسط مدنی خلا به وجود میآید؛ بنابراین درباره تعریف مفاهیم سیاسی در جریان اصولگرا باید به کارکرد و فلسفه وجودی مولفههای فوق توجه ویژهای نماییم.
به نظر میرسد، احزاب و تشکلهای دینی و فرهنگی هرکدام کارکردهای ویژه خود را دارند و هیچکدام نمیتوانند به پر کردن نقش دیگری بپردازند، اگرچه بسیاری از این تشکلها به واسطه نوع ماموریتهایی که دارند، میتوانند بستر مناسبی برای یک همپوشانی فکری و اجتماعی باشند.
بنابراین اقتضا دارد جریان اصولگرا با سازوکارهای مناسب ضمن رونق بخشیدن به فعالیتهای حزبی در جهت جلوگیری از احزاب خلقالساعه و جعلی! کوشا باشد.
با این حرکت هدفمند است که میتوان امیدوار شد گرایش و تفکر اصولگرایی در حوزه عمل سیاسی بر منطق صحیحی که عاری از احساسات میباشد حرکت میکند و تفکر اصولگرایی ماندگار خواهد شد.
تا مدتی دیگر ما شاهد شروع انتخابات مجلس خواهیم بود، تجربه عینی نشان خواهد داد به یکباره شاهد موجی از گروههای سیاسی و غیرسیاسی در آستانه انتخابات خواهیم بود.
بسیاری از گروهها با ابداع نامها و عناوینی به نام اصولگرا وارد خواهند شد که هیچ سنخیتی به جهت منطق عملی و رفتاری با تفکر اصولگرایی ندارند و موجب ابهامآفرینی و سردرگمی سیاسی خواهند شد.
نخبگان اصلاحطلب تا فرصت باقی است باید با یک روحیه مضاعف به ساماندهی این مهم بپردازند و در نگرش مجدد به فرآیند اصولگرایی رفتارهای حزبی را سامانمند کنند.