قاسم روانبخش
مدتی است که لیدر جریان انحرافی کمتر دیده میشود؛ بهطوری که برخی تصور میکنند رئیس جمهور نسبت به این جریان متنبه شده و قرار است شاهد جدایی دکتر احمدینژاد از لیدر جریان انحرافی باشند؛ در این میان، کسانی که دارای تحلیل سیاسیاند میدانند که موضوع تا حدود زیادی پیچیده تر شده و جریان انحرافی در تلاش است با ورود به مرحله دیگر که چندان تنش آفرین نیست، اهداف خود را دنبال کند. بنابر این مصلحت اقتضا میکند که لیدر جریان انحرافی در شرایط کنونی، زیاد آفتابی نشود و به شخصیت تاثیر گذار پشت صحنه تبدیل گردد؛ البته پس از آن که اقداماتش مؤثر افتد در زمان مناسب دوباره به عرصه علنی سیاسی باز خواهد گشت. یکی از اقداماتی که میتوانست اعتبار آسیب دیده رئیس جمهور و به تبع لیدر جریان فوق را اصلاح کند، انتخاب یکی از سرداران سپاه بهعنوان وزیر نفت بود. اقدام مزبور میتوانست حاوی این پیام باشد که با بسیج و سپاه مشکلی وجود ندار؛ بلکه با شخص «مُصلحی» مشکل داشتیم! و در نتیجه، اعتماد بدنه اصلی اصولگرایی را که در موضوع عزل مصلحی، نسبت به ولایی بودن رئیس جمهور و اطرافیانش دچار تردید شدهاند، ترمیم نماید تا زمینه را برای همکاری نیروهای ارزشی و ولایی استانها که دل زده شدهاند فراهم آورد.
دومین گامی که جریان انحرافی در دوران پرده نشینی و حضور در اتاق فکر انحراف در حال بر داشتن است، فعالیت رسانهای غیر مستقیم است تا از این طریق هم به ترمیم چهره آقای لیدر بپردازد و هم رسالت خودش را در تخریب فرهنگ دینی به انجام رساند. از تهیه و انتشار ویژهنامه «خاتون 1» این گونه برداشت میشود که زیر سؤال بردن چادر و رنگ مشکی آن را پی میگرفته، ولی باید توجه داشت که این یک تابلوی انحرافی است و منظور اصلی را میتوان ترمیم چهره این جریان دانست. چنانچه کسی این ویژهنامه 300 صفحهای را دقیق مطالعه کند، خواهد دید موج رسانهای به راه افتاده در سایتها و روزنامهها بر ضد این ویژهنامه، از قبل جزو برنامههای مورد انتظار لیدر جریان انحرافی بوده است. توضیح این که پس از رسوایی اخیر این جریان، کمتر کسی به سخنان این شخص توجه جدی نشان میدهد و سیدیهای ارسالی از سوی همفکران آقای لیدر به سراسر کشور تاثیری ندارد. بنابر این، باید وارد مرحله دیگری شد و تاکتیکها را تغییر داد؛ تهیه یک ویژهنامه جذاب با کاغذ گلاسه و تمام رنگ که تبلیغات آن را رسانههای مخالف جریان انحرافی به عهده گیرند، شاید بتواند مؤثر افتد. طبیعی است که با حساس شدن ذهن جوانان، همه به سراغ تهیه نسخههای انبوهی بروند که به چاپ رسیده و در دکهها رایگان توزیع میشود. مطالعه این ویژهنامه میتواند به هدف اصلی لیدر جریان انحرافی کمک شایانی بنماید. زیرا این نشریه در صدد توجیه گفتارها و کردارهای وی برآمده است. بهعنوان نمونه:
1. در یکی از مصاحبهها که درباره ضرورت تهیه چارچوب نرم افزاری جنسی پس از انقلاب انجام شده، ناگهان موضوع مکتب ایران مطرح گردیده و مصاحبه شونده به دفاع از آقای م. میپردازد و در پاسخ بی ربط به این سؤال که آقای دکتر! شما هم مشکل را در نگاه کمیسیون فرهنگی دولت میدانید؟ میگوید: «در شرایط فعلی، ایشان یک چیزی گفته تحت عنوان مکتب ایران. او میگوید اسلامی که در ایران است، اسلام واقعی است. منظورش اصفهان است، سلمان فارسی است، منظورش اسلامی است که سعدی و حافظ و مولوی معرفی میکنند. بعد اینها میگویند مکتب ایران یعنی مکتب غیر اسلامی. آن آقا آمده در نماز جمعه گفته این حرفها شرک آلود است. خب من صحبتهای آقای م. را خواندم، ایشان میخواهد بگوید اسلامی که در ایران باز تولید شده است، آن اسلامی که در آثار سعدی و حافظ است، اگر اینها شرک آلودند حرف او هم شرک آلود است.
متأسفانه نمیدانم چرا اینها این طور موضع میگیرند. انسان مات میماند. من توقع نداشتم امام جمعه تهران یک بحث روزنامهای را بدون این که کامل خوانده باشد مطرح کند؛ اصلا ندیده که چه چیزی گفته شده! خود امام هم اسلام ایرانی را باز تولید کرد. انقلاب اسلامی ایران هم اسلام ایرانی بوده. شهید مطهری در آن بوده، امام در آن بوده، مراجع دیگر هم در آن بودهاند و حوزه علمیه هم در آن بوده. اینها همه ساختارهای مکتب ایران است و علامه طباطبایی نیز همینطور است؛ آیا اینها شرک آلود است؟ بعضی متأسفانه دارند حسابهای درون گروهی را به شکل کشوری و اعتقادی تبدیل میکنند.»
همان گونه که ملاحظه میکنید، این فرد بهدنبال بحث حجاب نیست بلکه میخواهد با هو کردن طرف مقابل از جمله امام جمعه تهران، از لیدر جریان انحرافی دفاع و چهره او را باز سازی کند.
درباره این بخش از دفاعیات نشریه، باید گفت کسانی که سخن آقای لیدر را نقد کردهاند، حساب درون گروهی با جریان انحرافی نداشتهاند اینجانب مطلب او درباره «مکتب ایران» را از سایت شورای عالی ایرانیان و سی دی ارسالی به نخبگان سراسر کشور، استفاده کرده و به نقد آن پرداختهام. جالب است آقای مصاحبه شونده میخواهد مطلبی را که آقای م بر زبان جاری نکرده و شاید به فکرش هم نرسیده است، به وی نسبت دهد. لیدر میگوید: من میگویم از این پس باید به جای مکتب اسلام مکتب ایران را به دنیا معرفی کرد چون مکتب اسلام دارای دریافتهای متنوعی است پس باید مکتب ایران را ترویج کنیم.
گرچه وی نتوانست در برابر افشاگریها و استدلالهای علما و بزرگان مقاومتی از خود نشان دهد و سریعا به توجیه سخنانش پرداخت؛ ولی دم خروسی که از جیب او بیرون زده بود، نشان میداد که مرادش اسلام ناب محمدی نیست. به همین دلیل علاوه بر «ذکر» دانستن ایران، در صدد احیای جشنهای نوروزی و ترویج شاهان باستانی برآمده و التزام به آنها را ترویج میکند. یکی از آن موارد، این سخن او است: «شناخت همه زیباییها، خاطرات تلخ و شیرین، میراث آن علم، جغرافیا، ادب، تاریخ و مردم این سرزمین عین دین است.» (سخنرانی در همایش ایران مرز پرگهر به نقل از شفاف نیوز 18 آبان 89)
عین دین دانستن اینگونه مسائل، نکتهای است که جای تأمل فراوان دارد.
2. نکته دیگر این است که طبق فرمایش یکی از بزرگان، جریانهای فراماسونری سعی میکنند قالب را حفظ و محتوی را تغییر دهند؛ موضوعی که میرزاملکم خان ارمنی فراماسون به دوستانش سفارش میکرد. در این نشریه همین موضوع رعایت شده؛ زیرا قالب نشریه را زن سنتی و خاتون قرار داده و با برخی از روحانیون و زنان سنتی نیز مصاحبه کردهاند تا افراد تصور کنند نشریه مزبور در پی ایجاد گفتمان حجاب است ولی در محتوی مطالبی مطرح شده که حاصل آن خداحافظی از ارزشها و از جمله حجاب است! گذشته از سخنان آقای ک. که بیشتر به مبارزه با رنگ سیاه چادر برخاسته و آن را سوغات ناصرالدین شاه قاجار از انگلیس برای مردم ایران پنداشته، روح نشریه مورد اشاره، حجابزدایی و ترویج این دیدگاه سکولاریستی است که میتوان مسلمان بود و برخی ارزشهای فردی را قبول داشت و درعین حال به احکام اجتماعی اسلام تن نداد! تهیه کنندگان این نشریه با ظرافت خاصی در صددند این اعتقاد را در خوانندگان نهادینه کنند! چاپ مکرر تصاویر زنان بی حجاب همراه با آرم حزبا... لبنان یا تصاویر سید حسن نصرا... (صفحات 69 و 71 همراه با مطلبی در باره ضاحیه - شهر تحت نفوذ حزبا... لبنان - تلاش جریان انحرافی برای نهادینه کردن روح سکولاریسم را نشان میدهد. اینها میخواهند ثابت کنند که میشود نماز خواند و روزه گرفت و در عین حال بیحجاب بود. و عجیب اینکه این نوع تفکر را «دیدگاههای باز»! نامیده، مینویسند: «برادرانی که برای اولین بار به لبنان میروند و برای اولین مرتبه وارد شهر ضاحیه - که منطقه نفوذ و سیطره حزبا... است- میشوند جا میخورند.
میبینند که این منطقه، دختران بی حجاب دارد و بسیاری از خانمها بد لباس هستند، تعجب میکنند که حزبا... چگونه با این همه قدرت، اجازه میدهد این افراد با این وضعیت در این منطقه تردد داشته باشند. سؤال میکنند چرا حزبا... حد اقل منطقه تحت کنترل خودش را درست نمیکند؟ «سپس با نقل خاطرهای از شهید عماد مغنیه مینویسد: ایشان در این خصوص گفتهاند» تصوری که شما از این خانمها دارید اشتباه است. این خانمهای بی حجابی که شما میبینید اکثریت قریب به اتفاقشان نماز میخوانند، قرآن میخوانند، روزه میگیرند و در انتخابات به حزبا... رای میدهند، نه به جنبش لاییک امل. حتی بعضی از این خانمهای بی حجاب نماز شب میخوانند. اینها فقط حجاب را رعایت نمیکنند. ما باید سعی کنیم آنها را جذب کنیم تا زمینه اصلاحشان فراهم شود.» سپس نویسنده اظهار نظر میکند: «جالب است کسی که از طرف جهان غرب بهعنوان تروریست معرفی میشود، این قدر دیدگاههای بازی داشت.» (همان، ص 64)
به تهیه کنندگان این نشریه میگوییم میان ایران و لبنان تفاوت اساسی وجود دارد؛ در ایران اکثریت مردم شیعه دوازده امامیاند و 32 سال است که از تشکیل حکومت اسلامی میگذرد ولی لبنان کشوری است که میتوان آن را کلکسیون ادیان و مذاهب نامید و در شهر ضاحیه نیز پیروان ادیان و فرق دیگری غیر از شیعیان وجود دارند. علاوه بر آن، حزبا... پس از سالها مبارزه هنوز موفق به تشکیل حکومت اسلامی نشده است، بلکه توانسته با مدیریتی مطلوب، گروهها را حول محور رهبر حزبا... منسجم کند. بنابر این حزبا... در مسیر «شدن» است و انقلاب اسلامی ایران در حال بودن. همان گونه که شهید عماد مغنیه گفته است «ما باید سعی کنیم آنها را جذب کنیم تا زمینه اصلاحشان فراهم شود.» بی تردید چنان چه روزی حزبا... بتواند حکومتی مانند ایران تشکیل دهد، اجرای حجاب با مدل اسلامی آن از قطعیات خواهد بود. جریان انحرافی با قرینه سازی لبنان میخواهد این فکر باز! را به آقای لیدر و احمدینژاد نسبت دهد و چنین القاء کند که در ایران نیز باید به همین سو حرکت کنیم. تصویر ص 71 که در آن، دختران بد پوشش، عکس احمدینژاد را در دست گرفته اند، در کنار تصویر دختر بد حجاب لبنانی که آرم حزبا... بر سینه دارد و تصاویر دختران بد حجاب در ص 248 که در حال خواندن دعا هستند، مؤید این مطلب است که اینها در صدد اجرای همین تفکر سکولاریستی در امر حجابند.
سپس با چاپ عکسی از بازدید م. از نمایشگاه عکس خانم لیلا اوتادی در حالی که در کنار او ایستاده و بخشی از موهایش نیز از زیر روسری بیرون زده است و اخبار دیدارهای وی با هدیه تهرانی، یک خواننده پاپ،یک هنر پیشه سینما، مهناز افشار و مهتاب کرامتی، الناز شاکر و درج بخشی از صحبتهای وی در دیدار با هنرمندان از جمله اینکه «مثل دف و گیتار متفاوت باشیم ولی همدل» در صدد اثبات این نکته است که در حال حاضر، بهترین نماینده این تفکر باز! در ایران آقای «م» است. تهیه کنندگان سپس مطلبی از وی مربوط به 8 مرداد 89 آوردهاند که گفته است «بعضیها صرفا به رعایت ظواهر دینی بسنده کرده و به رعایت ظاهر راضی میشوند که این امر ناشی از خود خواهی است. زیرا بعضیها میخواهند با ظهور ظواهر دینی صرفا خودشان را اثبات و از مظان برخی اتهامات دور کنند....» او این گونه افراد را نهروانی نامیده تصریح میکند: نهروانیها کسانی هستند که نگاه و تعریفشان در باره شاهکار آفرینش یعنی انسان و اموری مثل دینداری و عبادات، بر اساس یک برداشت سطحی و سلیقهای و بر خلاف حقیقت دین و فلسفه خلقت جهان است و نهروانیهای بد خیم آنهایی هستند که حتی به ظاهر گرایی و نگرش سطحی خود ایمان ندارند و همین جماعت در آینده نزدیک در مقابل اشخاص و آرمانهایی خواهند ایستاد که امروز مدعی جان نثاری برای آنها هستند.» (همان، ص 141-140) وی بر اساس همان نظریه باطل در مراسم تودیع و معارفه معاون سازمان میراث فرهنگی با تاکید بر اینکه «این انحراف است که کسی زیبایی را در فرار از انسانها جستوجو کند» میگوید: «نباید ورود یک گردشگر خارجی به کشور، ما را به هراس بیندازد. هنوز فکر میکنند روسری یک ذره تکان بخورد، همه عالم به هم میریزد، در حالی که این توهمه، دروغه و زیبایی وسیله شیطان نمیشود، این منطق خیلی وارونهاست. منجلاب وسیله شیطان است، سیاهی، فقر، زشتی، پلشتی و پلیدی وسیله شیطان است...؛ در زیبایی و علم باید خدا را جستوجو کرد، در قدرت باید خدا را جستوجو کرد، عرفان این است.» پرتو سخن، (18/2/87، به نقل از خبرگزاری فارس)
3. نکته دیگر در این ویژهنامه، نشان دادن زن در «مکتب ایران» است. تهیه کنندگان این نشریه که زیر نظر لیدر جریان انحرافی ایفای نقش میکنند، سعی کردهاند تا زن ایرانی در مکتب ایران را به تصویر کشند. از این رو به حجاب دوران ایران قبل از اسلام با عنوان «زن در منشورتاریخ ایران، راهی هفت هزار ساله تا ملکوت شیدایی» پرداختهاند، در بخش مربوط به زنان در دوره هخامنشی تصویری از یک زن درج کردهاند که بسان زنان امروزی، شال بر سر دارد و سینه و گردن او پوشیده نیست و بخشی از موهای وی هویداست. در کنار این تصویر، مطلبی در باره آناهیتا؛ ایزد بانوی آبان در دنیای هخامنشی آمده است: «بازوان زیبا و سپیدش که به زیورهای با شکوه دیدنی آراسته است به ستبری کتف اسبی است... گوشوارههای زرین چهارگوشهای از گوشها آویخته و گردنبندی بر گردن نازنین خویش بسته او کمر برمیان بسته است تا... هایش زیباتر بنمایانند و دلنشینتر شوند....» (همان، ص 199)