حزب الله لبنان و موج مقاومت اسلامی مردم لبنان در سال های 1982 تا .1985م شکل گرفت که نتایج درخشانی نیز به دنبال داشت. در آن زمان رژیم صهیونیستی تصور می کرد با اشغال کشورهای همسایه سوریه و قسمت هایی از لبنان و اردن می تواند به تاسیس یک پادگان نظامی در خاورمیانه دست پیدا کند، اما ظهور حزب الله و تقویت روحیه مقاومت در مردم فلسطین با الگوپذیری از پیروزی انقلاب اسلامی معادلات رژیم صهیونیستی را برعکس کرد و با چالش بزرگی روبه رو شدند.
بالاخره در سال .2000م اسرائیلی ها شکست مفتضحانه ای را متقبل شدند و دریافتند که نمی توانند رویاهایشان را در این منطقه پیاده کنند. اسرائیلی ها آنچنان از حمله حزب الله وحشت کرده بودند که نقل می کنند با عجله و بدون آن که حتی فرصت خاموش کردن اجاق گازشان را پیدا کنند، فرار را برقرار ترجیح دادند.
از سوی دیگر آمدن سیدحسن نصرالله بعد از دبیر اول این حزب یک تحرک بسیار قوی به این جنبش داد و آن را به طور کلی متحول و دگرگون کرد.
حالا دیگر مردم فلسطین به این نتیجه رسیده بودند که درست مثل ملت ایران با خودباوری می توانند به هرچه که می خواهند دست پیدا کنند. دنیا نیز نگاه ویژه ای به حزب الله پیدا کرد و رژیم صهیونیستی این جنبش مردمی را یک مانع جدی در برابر میل به اهدافش تلقی کرد. حتی کشورهای مسلمان در پی پیروزی های پی درپی مردم فلسطین به این نتیجه رسیدند عدم توجه به گروه ها و احزاب مقاومت فلسطین کاملا اشتباه بوده است.
بالاخره در سال .2006م یک جنگ غافلگیرانه رخ داد. سران کشورهای عربی کوشیدند که حزب الله را عامل اصلی این جنگ معرفی کنند. آنها با اعمال چنین فشارهایی می خواستند برای حزب الله شرط تعیین کنند تا دو سرباز به اسارت درآمده رژیم صهیونیستی را تحویل دهند، ولی حزب الله قدرتمند تر از آن بود که برایش شرط و شروط بگذارند. مردم فلسطین به همراه احزاب و گروه های مقاومت تا پای جان ایستادند و راضی نشدند عقب نشینی کنند.
شکست سرویسهای اطلاعاتی و جاسوسی اسرائیل
سعید شاوردی تحلیل گر مسائل فلسطین و خاورمیانه پیرامون دلایل ایستادگی حزب الله و کسب موفقیت های پی درپی می گوید: «وقتی در سال 2006 جنگ حزب الله و رژیم صهیونیستی آغاز شد، بسیاری خیال می کردند، بعد از چند روز و یا حداکثر یک هفته حزب الله به عقب نشینی وادار می شود و سربازهای اسرائیلی را تحویل می دهند. ولی با گذشت دو هفته موفقیت های حزب الله در جنگ حتی بیشتر از صهیونیست ها بود. در ظرف 33 روز بیش از 150 نفر از صهیونیست ها به کام مرگ فرستاده شدند.»
وی ادامه می دهد: «وقتی اسرائیلی ها متوجه شدند که هیچ چیز و هیچ کس جلودار حزب الله نیست، سعی کردند با وارد کردن فشار به سازمان های بین المللی و مظلوم نمایی، جنگ را به کل لبنان بکشند. خوشبختانه با هوشیاری مردم لبنان و به ویژه ساکنان جنوبی باز هم ملت لبنان پیروز میدان بود.»
بعد از شکست اسرائیلی ها در جنگ 33 روزه، آنها برای پی بردن به دلایل شکستشان کمیته بررسی اشتباهات تشکیل دادند.
این تحلیل گر مسائل فلسطین و خاورمیانه توضیح می دهد: «خیلی ها می خواستند بگویند که حزب الله پیروز میدان نبوده و این جنگ جز ویرانی در جنوب لبنان حاصلی نداشت، ولی همین که لبنان توانست تا آخرین روز جنگ مقاومت کند و اجازه یک قدم پیشروی را به صهیونیستها ندهد ، در واقع یک نوع بازدارندگی ایجاد شد که رژیم صهیونیستی دیگر جرأت تهاجم پیدا نکند.»
اما سؤال اساسی این جاست که عامل اصلی تفوق حزب الله بر ارتش اسرائیل چه بود؟ شاوردی پاسخ می دهد: «رژیم صهیونیستی اطلاعات بسیار دقیقی از ارتش مزدوران خود در کشورهای عربی دارد، بنابراین هر طرحی که بخواهد از سوی این ارتش ها پیاده شود، سریعاً با شکست مواجه خواهد شد. اما یکی از دلایل مهم پیروزی مقاومت لبنان عدم اطلاع سرویس های اطلاعاتی و جاسوسی اسرائیل از تاکتیک ها و تسلیحات حزب الله بود. حتی سیدحسن نصرالله هم دلیل پیروزی شان را در سری بودن مسائل امنیتی این جنگ اعلام کرد.»
وقتی اخبار مربوط به موفقیت های مردم لبنان در سال 2006 از کانال های ماهواره ای پخش می شد، مردم کشورهای عربی به ویژه مصر به حزب الله عشق بسیار زیادی پیدا کردند. جهان عرب به این نتیجه رسید که چنانچه ملت های مسلمان از حزب الله حمایت کنند، به سرعت سرزمین های اشغالی آزاد خواهند شد.
سعید شاوردی تحلیل گر مسائل فلسطین و خاورمیانه به مقابله رسانه ای اسرائیل با حزب الله اشاره کرده و می گوید: «بلافاصله اسرائیلی ها با تاسیس شبکه های ماهواره ای جدید سعی کردند فشار رسانه ای شان را افزایش داده و چهره حزب الله را تخریب کنند، اما دیگر خیلی دیر شده بود و همگان به ویژه مردم جهان عرب سیدحسن نصرالله و حزب الله را دوست داشتند و محبوب می دانستند. خوشبختانه مردم لبنان نیز در انتخابات پارلمانی به حزب الله رأی دادند و حمایت خود را از مقاومت بار دیگر اعلام کردند.»
تبعیض طبقاتی تنها دلیل بحران اسرائیلیها نیست
چندین هفته است که روزگار اسرائیلی ها سیاه شده و با اعتراضات شدید در درون جامعه خود مواجه شده اند.
سیروس شیرزاد کارشناس مسائل فلسطین و خاورمیانه پیرامون ریشه اختلافات اسرائیلی ها با خودشان می گوید: «اسرائیلی ها اعلام کرده اند که ریشه این اعتراضات افزایش هزینه های زندگی به ویژه در بخش مسکن بوده است. اما این فقط پوسته ظاهری قضایاست و شکاف اصلی از جای دیگری آب می خورد. اگرچه اسرائیلی ها به دلیل این که حامیانشان دچار رکود اقتصادی شده اند، تحت فشار هستند، اما دلایل دیگری به جز چالش اختلاف طبقاتی نیز می توان برای بروز چالش ها در درون رژیم صهیونیستی در نظر گرفت.
معترضین یهودی در شعارهایشان حتی خواستار برکناری نخست وزیر وقت اسرائیل شده اند.»
وی ادامه می دهد: «برخی از کارشناسان اسرائیلی برای مهار بحران راهکار ارائه داده اند که از بودجه نظامی بکاهند و به بودجه رفاهی بیفزایند که البته همین راهکارنیز محل بروز پاره ای از اختلافات بین مسئولان اسرائیلی شده است. البته نباید از نظر دور داشت که بعداز جنگ های 33 روزه لبنان و 22 روزه غزه نیز زلزله هایی سیاسی در جامعه صهیونیستی به وقوع پیوست که می توان به استعفای مقامات رژیم صهیونیستی از جمله استعفای وزیر جنگ اسرائیل و رئیس ستاد مشترک اسرائیل اشاره کرد. در کمیته حقیقت یاب نیز که موظف به بررسی دلایل شکست اسرائیل در جنگ های 33 روزه بود، برخی از مقامات دائما سؤال می کردند که چرا باید جنگ شروع می شد و اگر این جنگ رخ نمی داد مجبور نمی شدیم نظامیان خود را اسیر بدهیم و بعد برای بازپس گرفتنشان این همه بها بپردازیم. همه این اختلافات به بروز شکاف در درون جامعه اسرائیل دامن زده است.»
بروز اختلافنظر در بین سران اسرائیل
این کارشناس مسائل فلسطین و خاورمیانه در تکمیل صحبت هایش به بروز موج اعتراضات بعداز جنگ 33 روزه در اسرائیل اشاره کرده و می گوید: «خانواده گلعادشالیت یکی از دو اسیر اسرائیلی به همراه ده ها هزار نفر از معترضین درسال 2006 تظاهرات وسیعی برعلیه رژیم اسرائیل به راه انداختند، ولی سران اسرائیلی همچنان به خواسته این خانواده ها و مردم اسرائیل بی توجهی نشان دادند.
این معترضین خواهان توجه نشان دادن به خواسته مقاومت در قبال آزادی شالیت و دیگر نظامی همراهش بودند، اما سران اسرائیلی زیربار قبول مطالبات مقاومت نرفتند. بحران وقتی شدت گرفت که در 31 می سال 2009 اسرائیلی ها به کشتی ترکیه حمله کردند. ترکیه در اعتراض به این حرکت خواستار معذرت خواهی و پرداخت غرامت از سوی اسرائیلی ها شده بود. ولی از یک سو لیبرمن وزیر خارجه اسرائیل با این عذرخواهی مخالفت کرد و از سوی دیگر نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل حاضر به معذرت خواهی شده بود.»
اختلاف نظر رئیس ستاد مشترک ارتش اسرائیل دانتز با وزیرجنگ اسرائیل باراک یکی دیگر از نمونه های اختلاف آشکار در بین سران اسرائیل است. این اختلاف آن قدر شدید بود که حتی رسانه های اسرائیلی نتوانستند مخفی اش کنند.
اخیرا نیز مسئله شهرک سازی یهودی محل اختلاف بین سران اسرائیلی شده است.
شیرزاد با وجود چنین شکاف های آشکاری در بدنه جامعه اسرائیلی پیش بینی می کند: «با توجه به شکاف دربین سران صهیونیست بر سر مسائلی چون آزادی اسرا، شهرک سازی، بروز اختلاف دربین سران طراز اول رژیم اشغالگر و... پیش بینی می شود که موج نفرت از سیاست های این رژیم حتی دربین یهودیان نیز بالا بگیرد و به بروز چالش های پایدار عمیقی در درون رژیم صهیونیستی بینجامد .
حتی حامیان اسرائیل نظیر آمریکا نیز با سیاست های اخیر اسرائیل به ویژه در بعد شهرک سازی یهودی اختلافات فاحشی پیدا کرده اند که به نظر نمی رسد قابل جبران باشد و دامنه دار تر خواهد شد.»
موج لامذهبی و آنتی صهیونیسم!
موج اعتراضات بی سابقه که تحت عنوان اعتراضات چادرنشینان شهرت پیدا کرده، 12 شهر از سرزمین اشغالی از جمله قدس شرقی، حیفا، عکا، الجلیل و العفوله در شمال و بئرالسبع در جنوب اراضی اشغالی را فراگرفته است. رهبران جنبش های اعتراضی سراسر سرزمین های اشغالی این اعتراضات را تأیید می کنند.
علی محمدی، یک کارشناس علوم سیاسی و آشنا به مسائل روز فلسطین توضیح می دهد: «این یک واقعیت تکان دهنده است که 88 درصد از یهودیان ساکن سرزمین های اشغالی از این جنبش اعتراضی حمایت کرده اند و 60 درصد نیز دراین اعتراضات مشارکت گسترده دارند. این معترضین خواهان دوچیز هستند، برکناری نتانیاهو و رسیدگی به وضعیت معیشتی و رفاهی به ویژه در بخش مسکن.»
دلیل اصلی این که این اعتراضات به اعتراض چادرنشینان شهرت پیدا کرده این است که اغلب معترضین در میدان اصلی تل آویو چادر زده اند و تحصن کرده اند.
محمدی، در ادامه توضیح می دهد: «سران صهیونیست در یک اقدام عجولانه و رفع تکلیف وار به این نتیجه رسیده اند که اگر روند شهرک سازی های یهودی با سرعت بیشتری به پیش برود، مشکل مسکن یهودیان حل خواهد شد. این درحالی است که این تصمیم عجولانه کاملا برخلاف روند سازش است که پیشتر آمریکایی ها و سازمان های بین المللی مدافعش بوده اند.
در آخرین اخبار آمده که وزیرکشور اسرائیل با ساخت 4300 واحد مسکونی یهودی نشین در مناطق اشغالی موافقت کرده است.»
این کارشناس مسائل فلسطین با اشاره به این که از سوی دیگر با یک موج لامذهبی و آنتی صهیونیسم درجامعه صهیونیستی روبه رو هستیم، می گوید: «نسل جدید یهودیان ساکن فلسطین اشغالی نسلی هستند که به آرمان های صهیونیستی تعلق خاطر پررنگی ندارند. این نسل عمدتا یهودیان مهاجر روس تباری هستند که بعداز فروپاشی شوروی سابق بیش از 800هزار نفرشان بین سال های 69 تا 72 شمسی وارد سرزمین های اشغالی شده اند. درحال حاضر یک میلیون و دویست هزار نفر از جامعه اسرائیل روس تبارهای خشن و معترض هستند.»
این گونه است که سران اسرائیلی با یک نسل جدید از یهودیان معترض و ناراضی روبه رو شده اند. از سوی دیگر مقاومت قلسطین و لبنان وکلا ملت های عرب هر روز بیدارتر و آماده تر از قبل در برابر ظلم قد علم کرده اند. الگوپذیری ملت ها از یکدیگر و نهایتا پیوند خوردنشان با آرمان هایی که پیشتر امام راحل(ره) در تولد انقلاب اسلامی خلق کرده بود، این نوید را می دهد که ملت های مسلمان به سمت گسستن زنجیرهای اسارت، رهایی قدس شریف و برچیدن بساط استعمار از خاورمیانه به پیش می روند.