* اگر بخواهید نگاهی نقادانه به عملکرد سازمان صداوسیما و مدیریت کلان آن داشته باشید تا چه حد این عملکرد را بهویژه در دوره ریاست خودتان در گرایش جامعه به سمت شبکههای ماهوارهای موثر میدانید؟ به هر حال شبکههای ماهوارهای راه میافتادند اما گویا جامعه ما بیش از حد انتظار آغوش گشادهای به سمت آنها داشته است.
** بگذارید از تعریف امام (ره) از رسانه ملی آغاز کنیم. ایشان تعریفشان از رسانه ملی این بود که صداوسیما یک دانشگاه عمومی و سراسری است. دانشگاه است چون باید آموزنده باشد و عمومی است پس باید به هیچ قشر و گروهی وابستگی خاصی نداشته و متعلق به عموم مردم باشد. بنابراین باید مسایل و نیازهای مردم و ضرورتهای اجتماعی در این رسانه مطرح باشد. امام تاکید داشتند که صداوسیما شرکت سهامی نیست که چند سهم آن متعلق به دولت باشد و چند سهم متعلق به قوه مقننه یا قضاییه. بلکه این سازمان متعلق به مردم و سراسری است و برای کل ملت ایران در سراسر کشور باید پوشش صدا و تصویر وجود داشته باشد تا همه مردم امکان دسترسی به شبکههای مختلف را داشته باشند. اما آنچه پس از پیروزی انقلاب اسلامی رسالت صداوسیما بوده و هست رسالت فرهنگی است. یعنی کالایی که این سازمان تولید میکند یک کالای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی است. این کالا در چارچوب ارزشهای اسلامی معنا پیدا میکند. صداوسیما نمیتواند با هیچ توجیهی خارج از این چارچوب به تولید کالا بپردازد. این رسانه به عنوان یک رسانه ملی و آموزنده متصدی عرصه کالای فرهنگی به جامعه اسلامی ایران متناسب با نیاز مخاطب است. مخاطبانی که طیفی گسترده از یک کودک دو ساله تا فردی 99ساله و از یک فرد شهری تا روستایی و از یک روشنفکر تا یک روحانی را در خود جای دادهاند و هیچ قشری از جمع این مخاطبان استثنا نشده است. بنابراین، این رسانه باید به گونهای کالای خودش را عرضه کند که هم آموزنده باشد و هم همه اقشار را پوشش دهد.
البته واضح است که یک برنامه نمیتواند همه اقشار را پوشش دهد و همین است که برنامهها ، شبکهها و گروههای صداوسیما تفکیک شدهاند. طبیعی است که چارچوب و محتوای برنامهها به تناسب مخاطبانش تغییر پیدا کند، اما یک اصل که در همه برنامهها مشترک است اینکه اولا آموزنده و دیگر اینکه اگر نگوییم صددرصد اسلامی باشند دستکم نباید برخلاف موازین و ارزشهای اسلامی جامعه باشد. حداکثر تنزلی که میشود در برنامهها داشته باشیم این است که برنامه علیه اسلام و در تنازل ارزشهای اسلامی و ارزشهای جامعه نباشد.
به هر حال بحثهای مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در جامعه وجود دارند و صداوسیما یک قالب و یک زبان است. زبان هنر بهترین زبان برای آموزش است. البته این زبان میتواند هم بدآموزی داشته باشد هم آموزش. اما به هر حال چون جامعه، جامعه اسلامی و انقلاب، انقلاب اسلامی است و هم رهبران و علما و مردم پایبند به دین مبین اسلام هستند بنابراین از صداوسیما توقع دارند که در چارچوب موازین و ارزشهای اسلامی باشند. به این ترتیب کالای تولیدی صداوسیما باید دکورش، طراحی لباسش، دیالوگ، موسیقی و همه مسایلش در چارچوب موازین اسلامی باشد. باز هم تاکید میکنم برای مسوولان صداوسیما هیچ توجیهی وجود ندارد که خارج از ارزشهای اسلامی برنامهسازی کنند و آن را پخش کنند و این نکته اساسی است که باید در رسالت این رسانه مد نظر قرار بگیرد. در ادوار گذشته هم (از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون) کم و بیش به این مسایل پرداخته و سعی شده است در چارچوب ارزشهای اسلامی عمل شود.
* اما من پاسخ سوالم را نگرفتم...
** بگذارید من حرفم کامل بشود... آن چیزی که از نگاه من به عنوان کسی که سالها مسوولیت این رسانه را برعهده داشتهام و با توقعات جامعه و رسالت صداوسیما هم آشنا هستم، میتواند قابل نقد باشد این است که ما در مواردی از این چارچوبی که برایمان طراحی شده بوده، عدول کردهایم و این اتفاق در همه دورهها هم پیش آمده است. زیرا ما باید صرفا کالای فرهنگی آموزنده، منطبق با موازین اسلامی و بدون بدآموزی تهیه و تولید و برای مردم پخش میکردیم. ما نمیتوانیم و نباید چیزی جز این به مردم عرضه کنیم. حالا ممکن است سلیقهای این را نپسندد. به هر حال کالای فرهنگی هم مثل لباس است. شما وارد مغازهای میشوید و میبینید که 50 رنگ مختلف پیراهن دارد. شما یک رنگ را انتخاب میکنید اما دیگری میآید و رنگ دیگری خلاف نظر شما را انتخاب میکند. بنابراین اگر گروهی از مردم خواهان این باشند که یکسری مسایل در صداوسیما باشد باید بگوییم که این سازمان نمیتواند به خواست آنها عمل کند. زیرا رسالتش عمل به چارچوبی است که گفتم. حالا مواردی اتفاق افتاده که این رسانه از رسالت خودش عدول کرده است.
مثلا ممکن است به دلیل کمبود امکانات تعرضی یا بدآموزی شده است. اگر من نقدی بر صداوسیما داشته باشم که دارم در مورد همین موارد و عدول از چارچوبهای تعریف شده است. مسوولیت صداوسیما این بوده و هست که اخبار درست را به مردم بدهد، اطلاعرسانی صحیح کند، برنامههایش آموزنده باشد. برنامههایش باید جنبه اسلامی داشته باشد، مخالفتی با اسلام نداشته باشد. حالا این سازمان تا هر جا که این کارها را انجام داده موفق بوده است و هر جا نکرده از وظیفه خودش عدول کرده است.
* شما میفرمایید ممکن است گروهی از مردم از صداوسیما توقع برنامههایی متفاوت از آنچه تاکنون داشته داشته باشند. اما گویا کار از یک گروه گذشته است. چرا که گستردگی حضور آنتنهای ماهواره بر پشتبام خانههای مردم از قشرهای مختلف نشان میدهد که برنامههای صداوسیما نتوانسته است به صورت کامل پاسخگوی طیف گستردهای از مردم باشد. مگر آنکه بگوییم حضور شبکههای ماهوارهای در گیرندههای خانوادههای شهری و روستایی دلایل دیگری جز عدم توفیق رادیو و تلویزیون در بر آوردن نیاز مخاطب دارد... شاید بهتر است مصداقی سوال کنم؛ در سالهای نخست پس از انقلاب شرایط به نحوی بود که حتی مارکسیستها هم در میزگردها و مناظرات تلویزیونی حضور مییافتند. اما پس از آن ما در هیچ دورهای چنین اتفاقاتی را مشاهده نمیکنیم. چه اتفاقی افتاد که آن روند تغییر کرد؟ حتی این اواخر در مناظرههایی که برگزار شد شکل برگزاری هیچ شباهتی به آن مناظرهها نداشت.
** بحث مسایل سیاسی بحث دیگری است. شما یک وقت درباره رسالت صداوسیما میپرسید. رسالت صداوسیما تنویر افکار، تضارب آرا و تبادل نظریهها است اما لزوما طرح هر مسالهای نیست. یعنی اگر مسوولان صداوسیما تشخیص بدهند یا شرایط به گونهای باشد که مثلا کسی بخواهد بیاید به نام مناظره علیه اسلام، علیه رهبری یا علیه دستاوردهای انقلاب حرف بزند؛ آن وقت صداوسیما مجاز نیست آن را پخش کند. این وظیفه صداوسیما نیست که تریبون در اختیار کسی بگذارد و او بیاید هر چه میخواهد بگوید. این مساله در هیچ کجا مرسوم نبوده است. ما باید در چارچوب نظام و سیاستهای نظام و قانون اساسی و قوانین دیگری که در ذیل قانون اساسی به تصویب میرسد، عمل کنیم اما معنایش آن نیست که هر کس هر چه گفت صدا و سیما موظف باشد آن را پخش کند.
* به تازگی طرحی در مجلس مطرح شده است که در صورت تصویب و تبدیل آن به قانون، شبکههای خصوصی امکان فعالیت پیدا میکنند. آیا تمام آنچه شما در مورد چارچوب عملکرد صدا و سیما مورد اشاره قرار دادید، به فعالیت این شبکهها نیز تسری مییابد؟
** بله، اصلا در همین طرحی هم که در مجلس مطرح شده، تصریح شده است که پخش برنامه در این شبکهها نمیتواند خارج از چارچوبهای صداوسیما باشد. یعنی همان قوانینی که بر صداوسیما حاکم است، همان قوانین بر این شبکهها حاکم خواهد بود.
* اما آنچه بر صداوسیما و چارچوب برنامههایش حاکم است، در برخی مواقع فراتر از قوانین مصرح موجود است و به نظر میرسد این سلایقاند که بر قوانین تفوق دارند. چند سال پیش با یکی از مجریان موجه زن مصاحبهای داشتم. ایشان میگفتند که یکبار که سهوا با شلوار جین در برنامه حاضر شده بوده، بلافاصله پخش سازمان در تماس با تهیهکننده به نحوه پوشش او اعتراض میکنند و دستور داده میشود که از مجری برنامه، روی آنتن نمایی نرود که شلوار جین او مشخص باشد...
** به هر حال ایشان کد سازمان را رعایت نکرده بوده است. مثلا شما وقتی وارد بیمارستان میشوید، میگویند رنگ لباس پرستار سفید است و کدش هم این است. اگر آن خانم پرستار بگوید من دوست دارم قرمز بپوشم مسلما به او میگویند اگر دوستداری قرمز بپوشی بفرمایید بیرون. یعنی پوشش مجریان صداوسیما هم ضابطهمند است و کد خاص خودش را دارد.
* آیا این کدها برای شبکههای خصوصی هم اجباری خواهد بود؟
** بله، حتما...
* اگر همان نگاهها، سلیقهها و به قول شما کدهایی که بر سازمان صداوسیما حاکمیت دارد، بر شبکههای خصوصی هم تسری پیدا کند، آن وقت کارکرد این شبکههای چه خواهد بود؟ آنها چه چیز متفاوتی برای ارایه به مردم خواهند داشت؟
** چارچوب ما نظام جمهوری اسلامی است ما نمیتوانیم از این چارچوب خارج بشویم...
* منظور من هم خروج از چارچوبها، قوانین و خطوط قرمز نظام نیست. پرسش من درباره سلیقههاست.
** باید چارچوبها رعایت شود. فرهنگ جامعه ما آنقدر باید بالا برود که متوجه بشود تلویزیون با اتاق خواب و محیط خانه فرق میکند.
* بعید است در جامعه ما کسی به دنبال هنجار شکنیهای اینچنینی باشد...
** اگر به دنبال هنجارشکنی نیستند که روالش همین است. خود من در جایگاه ریاست سازمان بارها با سوالات متعددی در این زمینه مواجه بودم. مثلا یک بانوی ارمنی یک روز جلو من را گرفت و گفت ما به حجاب اعتقاد نداریم و پوشش سر برای ما الزامی ندارد، چرا باید شما، ما را ملزم کنید که به ایشان گفتم اینجا جمهوری اسلامی است و شما موظف به رعایت قوانین هستید. ما باید خودمان را به گونهای تربیت کنیم که در هر کجا که باشیم، رعایت شرایط را بکنیم نه اینکه بگوییم من دلم میخواهد اینطور باشم. «دلم میخواهد» یعنی هرج و مرج. قانون احترام دارد و این شهروند است که باید احترام قانون را نگه دارد.
* باز هم تاکید میکنم پرسش من درباره چارچوبها و قوانین متقن نیست پرسش من درباره سلیقههاست...
** فرقی نمیکند. سلیقه هم همین است. آن سلیقهای که در حدود قانون و مقررات باشد، محترم است اما سلیقهای که از این چارچوب بیرون میرود، دیگر سلیقه فردی است و اجتماعی نیست. آزادی فرد تا آنجایی است که به آزادی اجتماعی خسارت وارد نکند و تبدیل به هرج و مرج نشود. قوانین، مقررات و ضوابط برای سلامت جامعه و آحاد مردم است و کسی نمیتواند بگوید چون من سلیقه دیگری دارم، به ضابطهها عمل نمیکنم.
* به پرسش نخست برگردیم... با توجه به آنچه گفتید شما قایل به آن نیستید که در بحث گسترش حضور شبکههای ماهوارهای ما هیچ قصوری نداشتهایم و معتقدید نقدی متوجه صداوسیمای ما و عملکرد آن نیست.
** جای انتقاد هست اما اگر نقدی باشد، در ضابطهشکنی و عمل نکردن بر اساس ارزشهاست. از سوی دیگر هم اگر نگاه کنیم ما میتوانستیم در چارچوب ارزشها برنامههای جذابتری بسازیم، اما قصور کردهایم. امام(ره) یکی دیگر از فرمایشهای دیگرشان به ما این بود که شما آن طرف این جعبه هستید بنابراین کاری بکنید که کسانی که روبهرویش نشستهاند پیچ آن را باز کنند. یعنی برنامههای شما باید برای مخاطب جذاب و آموزنده باشد نه اینکه هر چیزی را پخش کنید. حالا با همه این توصیهها ممکن است من به عنوان مسوول صداوسیما یا گروه تولید نتوانسته باشم مطابق با خواستههای مردم برنامه تهیه کنم و به اندازه کافی جذابیت ایجاد کنم که مردم پای برنامه من بنشینند و آن را انتخاب کنند و سراغ برنامههای دیگر نروند.
* تا چه حد کدها و سلیقههای اعمالشده از سوی مدیران سازمان در این عدم توفیقها تاثیر داشته است؟ آیا این سلایق مانع از عدم جذابیت برنامهها نشده؟
** نه، این کدها مانع جذابیت برنامهها نیستند و نمیشود آنها را تغییر داد. وقتی در یک سازمانی ضابطه وجود دارد، ممکن است خیلی نقدها هم وجود داشته باشد. من ممکن است به صداوسیمای دوران خودم هم نقد داشته باشم. ممکن است به دورههای بعد و به صداوسیمای فعلی هم نقد داشته باشم اما آن نقد این نیست که بگویم چرا شما آمدید یک خانم باحجاب به تلویزیون آوردید، چراکه این وظیفه سازمان است. ما نباید در تلویزیونمان هنجارشکنی داشته باشیم. اینکه در تلویزیون آمریکا یا روسیه یا هر کشور دیگری چگونه برنامههایی پخش میشود، به ما ربطی ندارد. آنها خودشان میدانند. حالا ممکن است شما بگویید عدهای از مردم ما دارند آنها را نگاه میکنند. آن هم انتخاب خودش است. کسی دلش میخواهد برود در خانه خودش یک برنامه دیگری ببیند، خوب میرود میبیند، خودش هم وزر و وبالاش را میپردازد.
* این عقیده اخیری که گفتید با اقدامات نیروی انتظامی و مراسم جمعآوری دیشهای ماهواره از پشتبامها همخوانی ندارد.
** برای اینکه استفاده از ماهواره خلاف قانون است و قانون جمهوری اسلامی اجازه نمیدهد کسی از گیرنده ماهواره استفاده کند. این حرف شما مثل این است که بگوییم چرا پلیس «کراک»، «شیشه» یا «هرویین» را میگیرد. خوب قانون اجازه نداده هرویین و تریاک آزاد باشد. اما یک عده قاچاقچی فرصتطلب و سودجو میآیند برای سود خودشان جوانهای مردم را آلوده میکنند و حتی در خیابان مواد میفروشند. پلیس وظیفهاش این است که آنها را بگیرد. این بحث، بحث خروج از چارچوب است. اما ماهواره یا تلویزیون و... ابزار هستند. اینکه امام(ره) میفرمودند «ما با سینما مخالف نیستیم، ما با فساد مخالفیم. ما با تلویزیون مخالف نیستیم با فساد مخالفیم.» ما هم با ماهواره مخالف نیستیم با فساد مخالفیم. در این ابزار ممکن است برنامه خوبی باشد که قالب و محتوای خوبی داشته باشد؛ میتواند هم برنامهای بد داشته باشد. اما به هر حال رسانههای داخلی ما موظفاند در چارچوب ارزشهای اسلامی جامعه محتوای خودشان را تنظیم کنند. این موضوع در مورد مطبوعات ما هم باید مراعات شود. بنابراین بحثی که وجود دارد، این است که در چارچوب ضوابط و ارزشهای اسلامی نقدی به رسانههای ما وارد است یا نه که خب باید بگوییم نقد وارد است و من بارها در برنامههای مختلف نظرات خودم را در این مورد گفتهام.
* پس از بارها مطرح شدن بحث شبکههای خصوصی از مجلس ششم تاکنون حالا یکبار دیگر طرحی در مجلس مطرح شده است که به بحث شبکههای خصوصی میپردازد. به نظر شما این همه مقاومتی که تا به امروز در برابر قانون تاسیس شبکههای خصوصی وجود داشته، متضمن چه دلایلی بوده؟ نگاه کلیت نظام به این مساله چیست؟
** ببینید در اصل 44 قانون اساسی ما یکسری موارد داریم که در انحصار دولت هستند. از جمله صداوسیما، تجارت خارجی، بانکها، هواپیمایی و... که حالا برخی از آنها مشمول خصوصیسازی شدهاند. بنابراین اینکه میگویید چرا در برابر شبکههای خصوصی مقاومت وجود داشته به این دلیل است که تاکنون انحصارشکنی نشده بود. به نظرم پس از سال 80 بود که اصل 44 قانون اساسی و بحث خصوصیسازی در حوزههای اقتصادی، صنعتی و مالی در مجمع تشخیص مصلحتنظام مطرح و قوانین مربوط به آن تدوین شد. اما مجموع بحثهایی که در مورد صداوسیما انجام شد؛ نتیجهاش آن بود که سازمان به همین صورت فعلی اداره شود. اما آنچه در مجلس مطرح شده فعلا یک پیشنهاد است و بستگی به نمایندگان دارد که چه نظری در مورد آن داشته باشند و آن را تصویب کنند یا نه.
* در صورتی که تاسیس شبکههای خصوصی قانونی شود چه ضوابطی بر اعطای مجوز و شرایط فعالیت آنها حکمفرما خواهد بود؟
** در همان طرحی که در مجلس مطرحشده، آمده است ضوابطی که بر پخش برنامه در شبکه خصوصی حاکم است، همان ضوابطی است که در شبکههای دولتی هم وجود دارد. در مورد اعطای مجوز و اینکه مجوز تاسیس شبکه خصوصی به چه کسانی داده میشود در همان طرح تاکید شده است که تایید صلاحیت فردی که میخواهد شبکهای به راه بیندازد برعهده جمعی است که مشخص میشوند. این هم مثل روزنامه است که باید مدیر مسوول معرفیشده صلاحیتش تایید شود و اگر بعدها تخلفی کرد با آن برخورد میشود. اما اینکه این مجوز را چطور و به چه کسی میدهند، مجلس در قانون مشخص میکند و باید هیاتی مشخص شود و دریافتکننده حتماً مجوز حایز شرایطی باشد.
* اگر شبکههای خصوصی برای پخش به امکانات ماهوارهای نیاز داشته باشند چه؟ یعنی ممکن است روزی وجود شبکههای خصوصی داخلی مجوزی برای استفاده مردم از دستگاههای گیرنده ماهواره باشد؟
** در صورت قانونی شدن فعالیت چنین شبکههایی، آنها میتوانند برای پخش برنامههایشان با صداوسیما قرارداد ببندند. اگر سازمان موافقت کند و امکانش را داشته باشد، برنامه آنها را پخش خواهد کرد. به هر حال ماهواره یک ابزار انتقال دیتاست و ظرفیت خاصی دارد. ممکن است امروز ترانسپورترهایی که در اختیار صداوسیما هست ظرفیت خالی داشته باشد و بتواند جواب بدهد و ممکن است فردا ظرفیت نداشته باشد. خب میروند روی ماهواره دیگر و از جای دیگر آن را پخش میکنند. این دیگر بستگی به امکانات فنی صداوسیما دارد. حرکت سازمان به سمت دیجیتال شدن سیستمها امکانات بیشتری برای پخش ایجاد میکند. البته این یک بحث فنی است و الان اطلاعات من به روز نیست اما فکر میکنم احتمال اینکه ما به امکانات دیگران محتاج شویم کم است.
* در حال حاضر تعدادی از شبکههایی که برنامههایشان از ماهوارهها پخش میشوند در داخل کشور دفتر دارند و حتی شماره تلفنهای ثابتی را برای تماس مخاطبانشان اعلام میکنند. اغلب این شبکهها برنامههایی پخش میکنند که اتفاقا چندان تفاوتی با آنچه در چارچوبهای صداوسیما تعریف شده، ندارد. این شبکهها حتی فیلمها و سریالهای دوبلهشده و سانسورشده پخش میکنند از همینرو در ذهن خیلیها این ذهنیت به وجود آمده که این شبکهها از حمایتهای داخلی برخوردارند یا اقدامی که در جهت جذب مخاطبان ماهواره و رقابت با شبکههای دیگر تاسیس شدهاند. آیا اصولا چنین نگاهی در داخل نظام به موضوع ماهواره وجود دارد؟ اینکه ما به جای اقدامات سلبی، رفتار رقابتی داشته باشیم؟
** من به شخصه از وضع شبکههای موجودی که درباره آنها صحبت میکنید، خبر ندارم. ممکن است با صداوسیما تفاهمنامهای داشته باشند اما من اطلاعی درباره این موضوع ندارم.
* پس ممکن است در صورت صحت چنین بحثی، این یک تصمیم کلان نباشد و تنها سیاستی باشد که در سطح مدیران اتخاذ شده؟
** نمیدانم، چون سیاست مصوبی درباره این موضوع وجود ندارد. بالاخره ما در سازمان هیچ وقت ممنوعیتی برای استفاده از فیلمها و سریالهای خارجی نداشتهایم. در این شبکههایی هم که شما میگویید، ممکن است با رعایت کدها؛ فیلم و سریال پخش شود اما من به شخصه از روند فعالیت این شبکهها اطلاعی ندارم.
* به هر حال ممکن است طرح مجلس در حوزه قانون تاسیس شبکههای خصوصی و استفاده از ماهواره به نتیجه برسد. در این صورت پیشبینی شما برای حضور دیدگاههای مختلف سیاسی و اجتماعی شبکههای خصوصی چیست؟ آیا میتوان منتظر یک اتفاق در حوزه تنوع آرا و افکار طرحشده در رسانههای تصویری بود؟
** تلویزیون هم مثل روزنامه یک رسانه است منتها گستره مخاطب وسیعتری دارد و کار کردن با آن راحتتر است. وقتی ما در جامعهمان تنوع رسانههای گروهی داریم، مثل این است که روزنامههایی با دیدگاهها و گرایشهای مختلف داریم. این تنوع لطمهای به نظام نمیزند، بلکه این موضوع نشاندهنده قوت و قدرت نظام است تا وقتی که رسانهها در چارچوب ضوابط عمل کنند حتی رقابت هم میتواند سازنده و مفید باشد و به جذابیت و کیفیت بیفزاید. این انحصار است که معمولا موجب اشکال میشود و از پویایی و جذابیت میکاهد. به هر حال به عنوان یک اصل کلی من طرفدار رقابت در جامعه هستم. صداوسیما هم به عنوان نهادی که هم کالای فرهنگی و هم کالای سیاسی تولید میکند از این نظر مستثنا نیست و میشود در این کالاهای فرهنگی و سیاسی تنوع وجود داشته باشد؛ منتها رقابتی در چارچوب نظام. الان چنانکه میبینید رسانههای دیجیتالی الاماشاءالله وجود دارند. بالاخره هرکس بر اساس چارچوبها و نظراتی که دارد دیدگاه خود را از طریق رسانه منتقل میکند، کسی هم مخالفتی نمیکند. اما اگر کسی بخواهد ساختارشکنی کند، جلویاش را میگیرند. تلویزیون و رادیو هم از همین مقوله است. حالا ممکن است با احداث شبکههای جدید، بخشی از کسانی که مخاطب رسانههای خارجی شدهاند، جذب رسانههای داخلی با نگاه متفاوت شوند.
* گفتید در بازبینی اصل 44، مجمع تشخیص مصلحتنظام با خصوصی شدن صداوسیما موافقت نکرده است. در حال حاضر این مجمع چه نگاهی به بحث مذکور دارد؟ یعنی اگر طرح مجلس در مورد تاسیس شبکههای خصوصی تبدیل به قانون شود و شورای نگهبان با آن مخالفت کند و کار تصمیمگیری به مجمع برسد در آن صورت نگاه کلی مجمع و شخص شما به آن چه خواهد بود؟ آیا از این قانون حمایت خواهید کرد؟
** من نمیدانم رای مجمع چه خواهد بود. حتی نمیتوانم الان اعلام کنم که نظر خودم در اینباره چیست. چون رای ما در مجمع بستگی به موضوع دارد. وقتی یک موضوع اختلافی بین مجلس و شورای نگهبان به مجمع میآید، ما درباره آن بحث ماهوی نمیکنیم. یعنی اگر شورای نگهبان بگوید قانونی که مجلس تصویب کرده خلاف شرع یا خلاف قانون اساسی است؛ ما در این مورد که خلاف شرف یا قانون اساسی است یا نه بحث نمیکنیم، بلکه بحث ما بحث مصلحتاندیشی است. میگوییم الان شرایط به گونهای است که مصلحتنظام این است که این کار را انجام دهد.
* به نظر شما مصلحتنظام در شرایط حال حاضر کشور در مورد این قانون چیست؟
** بستگی به این دارد که چه چیزی تصویب شود. من نمیتوانم در این مورد چک سفید امضا بدهم. مجمع مصلحتاندیشی میکند و زمانی بحث مصلحت ممکن میشود که اصلا بدانیم موضوع چیست؛ مثلا مجمع یک زمانی در مورد استفاده از فاینانس خارجی مصلحتاندیشی کرد و با وجود اینکه شورای نگهبان سود فاینانس را ربا میدانست به خاطر مصلحتنظام آن را مجاز شمرد؛ اما بعد که صندوق ذخیره ارزی به وجود آمد مجمع دیگر رای به استفاده از فاینانس نداد.
* چرا هیچوقت چنین مصلحتاندیشی در مورد عرصه رسانه اتفاق نیفتاده است؟
** این بحث جداگانهای است. حرف من، این است که نظر مجمع بستگی به این دارد که ببینیم مجلس چه تصویب میکند و شورای نگهبان احیانا چه ایرادی خواهد گرفت. الان قابل پیشبینی نیست که نظر مجمع چه خواهد بود. مجمع نمیتواند چک سفید امضا بدهد.