علیاکبر عبدالرشیدی
روزی که نیروهای نظامی آمریکا زیر چتر فریبنده حمایت از مردم عراق، سرنگونی دیکتاتور و استقرار دموکراسی در عراق پا به این کشور گذاشتند، کسانی بودند که سادهلوحانه هدف اعلام شده کاخ سفید را باور کرده بودند. اما در همان ایام متفکرانی هم بودند که جنگ در عراق را جنگی برای غارت منابع نفتی این کشور نامیدند. روزنامههای علمی ـ تحلیلی منتشره در آمریکا اخیراً مطالب با ارزشی انتشار میدهند که پرده از بخشی از اهداف پنهانی آمریکا در عراق برمیدارد، اما آیا مردم عراق از این حقایق مطلع خواهند شد؟
اخیراً که احزاب سیاسی مخالف بوش از جمله حزب دموکرات با هدف کسب برتری در انتخابات آینده ریاست جمهوری، نغمه خروج نیروهای نظامی از عراق را ساز کردهاند باز این سؤال مطرح است که اگر نیروهای نظامی آمریکا از عراق خارج شوند چه منافع تاریخی دیگری نصیب ایالات متحده خواهد شد. آیا با خروج نظامیان آمریکایی از عراق همه چیز تمام خواهد شد و به روز اول برخواهد گشت؟ یا این که عراق چون آلمان بعد از جنگ جهانی دوم و بسیاری کشورهای اشغال شده دیگر دهها سال، نه به نام اشغال، که به نام «همکاری نظامی و استراتژیک» در حلقه اول حوزه منافع آمریکا باقی خواهد ماند.
جیمی کارتر رئیسجمهوری اسبق آمریکا در فوریه سال 2006 گفته بود:
«در واشنگتن کسانی هستند که علاقمند به خارج کردن نیروهای نظامی آمریکا از عراق نیستند و از ده، بیست و حتی پنجاه سال حضور نظامی آمریکا در عراق سخن میگویند. این عده اعلام میکنند آمریکا برای ایجاد یک پایگاه نظامی دائمی در منطقه خلیجفارس پا به عراق گذاشته است. مقامات سیاسی آمریکایی، گاه از ضرورت پایان دادن به اشغال نظامی آمریکا در عراق سخن میگویند اما در مقابل کسی از برچیده شدن پایگاههای نظامی آمریکا در عراق حرفی به میان نمیآورد.»
پرفسور «چالمرز جانسون»(1)، استاد دانشگاه «سن دیه گو» آمریکا معتقد است؛ «آمریکا در برنامهریزی خود برای حمله به عراق و اشغال نظامی این کشور قصد حضور درازمدت را در این کشور، در انتهای خلیجفارس، داشته و هیچ طرحی برای خروج از عراق وجود ندارد.»
آمریکا در حال حاضر 737 پایگاه نظامی در 130 کشور جهان در اختیار دارد. هدف آمریکا از احداث این پایگاهها زیر پوشش تامین امنیت یا هر نام دیگری که باشد در حقیقت تامین منافع اقتصادی این کشور است. چرا که کسب سود اقتصادی برای آمریکا مهمتر از دریافت نفت ارزان و سهلالوصول عراق خواهد بود به خصوص اگر رهبران حاکم بر کاخ سفید خود از مدیران نفتی شرکتهای چندملیتی هم باشند.
شاید برای همین است که کاخ سفید با صرف میلیاردها دلار و دادن صدها کشته، از جیب مردم آمریکا، با سرعت مشغول ساخت دستکم پنج پایگاه نظامی عظیم در عراق است. آمریکا مشغول تحمیل قانون جدیدی بر مقامات و مردم عراق است که در صورت تصویب، اختیار منابع نفتی عراق را برای 30 سال آینده به آمریکا، انگلیس و متحدان غربی این کشور وامیگذارد. آمریکا امیدوار است این قانون را در تیرماه به تصویب مراجع قانونگذاری عراق برساند و قبل از پایان دوره ریاست جمهوری جرج بوش، اجرای آن را نهایی کند.
اما مقاومتهای شدیدی هم در بین بعضی از مقامات عراقی با این قانون وجود دارد. آمریکا میکوشد از طریق تعامل با احزاب، سیاستمداران و حتی توسل به مقامات رسمی عراقی موجبات تقلیل این مخالفتها را فراهم کند. بزرگترین مقاومت و مخالفت با این قانون از ناحیه اتحادیهها و فدراسیونهای کارگری عراق ابراز شده است که نمایندگی هزاران کارگر عراقی را برعهده دارد.
بدین ترتیب مشخص میشود که اهداف ملحوظ در برنامه «گروه توسعه سیاست انرژی ملی آمریکا»(2) مصوب سال 2001 موسوم به برنامه ضربتی دیک چنی معاون رئیسجمهوری آمریکا در حال تحقق است. فراموش نکنیم که اعضای این گروه ضربت عمدتاً بالاترین مقامات شرکتهای نفتی آمریکا از جمله خود چنی است.
این گروه ضربت از تشکیلات محرمانهای است که اسرار آن از چشم مردم عراق که هیچ، از نظر مردم آمریکا هم پنهان مانده است. پنهان ماندن اسرار این گروه به این بهانه صورت گرفته است که دولت آمریکا این گروه را مغز متفکر سیاستگذاریهای آمریکا در سرمایهگذاری و بهرهبرداری از منابع انرژی جهان فرض میکند. طبعا با توجه به حساسیت مساله انرژی در آینده جهان و استراتژیک بودن مناطق نفتخیز جهان اسرار این گروه «باید»! از چشم جهانیان و حتی مردم آمریکا پنهان بماند.
«آنتونیا جوهاز»(3) تحلیلگر یک نشریه نفتی(4) ماه گذشته در مقالهای که در نیویورک تایمز انتشار یافت، نوشت؛ «هدف جرج بوش در عراق شامل حمله به عراق و در نهایت مهندسی ـ سیاسی برنامهای درازمدت برای آینده عراق بوده است.»
مردم آمریکا در انتخابات ملی نوامبر نشان دادند که از جرج بوش و یاران نومحافظهکارش حمایت نمیکنند. اما مقامات دولت بوش از جمله شخص چنی میکوشند میراث جنگ عراق را به دولت بعدی و در نهایت به مردم آمریکا تحمیل کنند. از مجموع میلیاردها دلاری که دولت بوش در عراق هزینه کرده بخشی به گفته «سیمور هرش»(5) روزنامهنگار جنجالی آمریکایی به بیراهه رفته و مردم آمریکا از این مسائل بیخبرند. دولت آمریکا زمینه را برای امضای قراردادهای نفتی کلان با شرکتهای نفتی بزرگی مثل «هالیبرتون »(6)، «بچتل»(7)، «کمونیکس»(8) و «بلک واتر»(9) فراهم کرده است. هالیبرتون همان شرکتی است که دیک چنی قبل از معاونت ریاست جمهوری آمریکا از مدیران ارشد آن بوده است. این شرکت خود را یک شرکت خدمات انرژی مینامد اما عملاً در جنگ عراق دخالت فعال داشته است.
هالیبرتون بر آن است که از قراردادهای ترک مناقصه شده نفتی در عراق بیشترین سهم را نصیب خود کند. از سوی دیگر، مشاهده میشود، بودجه هنگفت نظامی آمریکا در عراق همچنان در حال تصاعد است. «لویس سیلر»(10) روزنامهنگار سرشناس آمریکایی در مقالهای نوشت؛ «مردم آمریکا میپرسند آیا ایالات متحده یک جمهوری دموکراتیک است یا یک امپراتوری. تاریخ نشان داده است که هیچ کشوری نمیتواند در آن واحد هم کشورگشا و امپراتوری باشد و هم دموکراتیک.»