* س: چه عواملی موجب شد تا جامعه مدرسین حوزه علمیه قم نسبت به صدور اطلاعیه اخیر اقدام نماید؟
** ج: بسماللهالرحمنالرحیم اقدام جامعه مدرسین بواسطه مسائل مختلفی که در طول مبارزه پیش آمده بود و جامعه مدرسین نسبت به نحوه حرکت و روش ایشان (شریعتمداری) احساس میکردند که ایشان نسبت به این حرکت آن طوری که باید و شاید موافق نبود و در حقیقت بواسطه فشار حوزه و جامعه مدرسین و کم حرکت عمومی مردم ایشان هم ناچار برای اینکه عقب نماند یک اظهارنظرهائی میکردند که آن اظهارات هم دوپهلو بود و لذا جامعه مدرسین از همان اوائل ایشانرا صالح برای مرجعیت نمیدانست و چیزهای دیگر هم که پیش آمده بود اینها کاملاً ماهیت ایشانرا صالح برای مرجعیت نمیدانست و چیزهای دیگر هم که پیش آمده بود اینها کاملاً ماهیت ایشانرا روشن کرده بود منتها همینطور که میدانید طبعاً اینجور مسائل گاهی شخصی عنوان میشود و افراد گاهی که سئوال میکردند افرادی از جامعه از جمله خود بنده، سئوال از مرجعیت و تقلید و یا اینکه تقلید از ایشان صحیح است یا نه ما میگفتیم، منتها بطور شخصی بود، یک شخصی میآمد یک مسئلهای را سئوال میکرد جواب میشنید و این مسئله بطور کلی عنوانش احتیاج به یک زمینه مناسبی داشت که این زمینه مناسب تا آنجا که من یادم هست در یک جلسه در اثر ریختن جمعی از اعضاء حزب خلق مسلمان که منجر به زخمی شدن عدهای شد و بعضی از شیشههای مغازهها را شکستند و ضررهائی به بعضی از کسبه زدند آنوقت هم جامعه یک مچنین تصمیمی داشت منتها بواسطه بعضی از مسائل که پیش آمد بعضی از افراد رفتند تهران و به حضور امام شرفیاب شدند و مسئله را در حضور ایشان طرح کرده بودند که شما صلاح میدانید که چنین کاری بشود امام با بزرگواری فرموده بودند که اینکار را نکنید این منشاء این شد که آنزمان انجام بشود بالاخره در نتیجه بعد از اینکه نقل شد که امام یک چنین مطلبی را فرمودهاند خوب طبعاً جامعه هم توقف کرد تا قضایای دیگری که باز پیش میآمد این مطلب را تاکید میکرد که بالاخره ایشان تا بتواند زمینهای برای ابتلاء و مشکلاتی برای انقلاب و جمهوری اسلامی فراهم خواهد کرد تا این قضیه که پیش آمد، در این قضیه مسئله بحدی رسید که دیگر قابل تحمل نبود و لذا جامعه مدرسین در آن جلسهای که داشت یکی از مسائلی که عنوان شد همین مسئله بود و آقایان دیدند که دیگر وظیفه شرعی است که باید هر چه زودتر این مسئله برای مردم روشن شود تا دیگر از این واقعه مشکلاتی برای مردم پیش نیاید و لذا همان شب این مسائل تصمیم گرفته شد منتها یک قسمت مطلب را که بخش تلویزیونی مصاحبه قطبزاده بود بیم این میرفت که بعد از پخش آن مردم قم با ناراحتی حرکت کنند و یک سروصداهایی راه بیاندازند و مشکلاتی برای نیروهای انتظامی بوجود بیاورند و میدانید مردم که شلوغ کردند ضدانقلاب هم دست به یک کارهائی میزند لذا جامعه یک چیزی نوشت به سپاه پاسداران قم فرستاد که آنها در مساجد این مسائل را طرح کنند که مردم را هشدار بدهند که حرکتتان به نحوی نباشد که مبادا دشمنان از شما سوءاستفاده کنند و یک حادثهای ایجاد کنند که به ضرر انقلاب باشد چون دشمن که زخم خورده است و نفسهای آخرش را میزند بالاخره میخواهد از یک راهی ضربهای وارد کند و لذا قسمتی از مطلب را از قبل دادند به سپاه و بقیه مطلبش که در همین اعلامیه بود که هم در رادیو و هم در روزنامه پخش شد.
* س: ضمن اطلاعیه جامعه مدرسین یکسری افشاگریهایی در مورد ایشان شده بود که سربسته به نظر میرسید در صورت امکان توضیحات بیشتری پیرامون این مسائل بفرمائید؟
** ج: مسئله این است که روش ایشان جوری بود که حتی از هفدهم شهریور میدان شهدا از آن وقت ایشان یک مطلبی را ذکر کرده بودند در یک صحبتی من یادم است که دولت منحوس پهلوی از رادیو برای اصلاح کار خودش تعبیر میکرد که چون مردم گوش به حرف آقای شریعتمداری ندادند و بر خلافنظر ایشان که دستور آرامش داده بودند عمل نکردند این قضایا اتفاق افتاد و دولت منحوس پهلوی هم اساساً استناد میکرد به ایشان در حرکتی که کرده است و میگفت چون مردم خلافنظر ایشان عمل کردهاند این قصه اتفاق افتاده است و مسئله دیگر نیمهشعبان همان سال که از ناحیه حکومت پهلوی بنا بود مردم را وادار به جشن گرفتن کنند و میخواستند مسئله نهضت را خاتمه یافته تلقی کنند من یادم هست که کتابفروشی دارالتبلیغ چراغانی کرده بود که من غفلت داشتم و نگاه میکردم به کتابهای پشت ویترین دیدم که یک کسی پرسید از افرادی که در کتابفروشی دارالتبلیغ بود که شماها امشب جشن گرفتهاید ایشان تعبیر کرد بله دیگر بس است و دولت منحوس پهلوی هم کوشش داشت که جشن گرفته شود و در روزنامهها اعلام شد که برق بهمه بدهند به افراد برای جشن گرفتن در صورتیکه از طرف امام دستور داده شده بود که ما با این همه شهدایی که دادیم جشن نگیریم مقصود این بود که خلاف رضای خداست و مردم هم جلوی جشنها را گرفتند. ولی اینها آنشب را جشن گرفتند و بناشان بر این بود که مسئله نهضت را یک جوری ختم بکنند مساله دیگر رفتوآمدهائی که با ایشان میشد کاشف از این بود که ایشان با حکومت بختیار ارتباط داشت وهمچنین مسائل نسبت به حقوق اسلامی در بعضی از مصاحبهها تعبیر میکرد که حکومت اسلامی که یک آرزوی دور و درازی است که متن آن در میان روزنامهها موجود میباشد ایشان در نهایتش تعبیر میکرد که ما یک حکومت آزادی پیدا بکنیم که انتخابات آزاد باشد همین اندازه برای ما بس است که من یادم است که من در خدمت آقای محمدی گیلانی رفتیم پیش ایشان چون شنیده بودیم که ایشان تعبیرش این است که این انتخابات آینده آزاد باشد در همان زمان طاغوت ما را بس است و به قانون اساسی گذشته رفتار شود. همین ما را اکتفا میکند من که در خدمت آقای محمدی گیلانی بودم که با ایشان راجع به این مطلب صحبت کردیم ایشان تعبیرش این بود که شما ببینید این بنیاحمد و پزشکپور در مجلس چه میکنند و چقدر مسائل را روشن کردهاند اگر انتخابات آزاد باشد و ما بتوانیم افرادی مثل بنیاحمد که نماینده تبریز بود و پزشکپور داشته باشیم دیگر مسئله برایمان حل است ایشان سئوال کردند در مجلس چند نماینده وجود دارد من گفتم حدوداً سیصد نماینده ایشان گفتند اگر ما فقط 40 یا 50 تا افرادی مثل بنیاحمد و پزشکپور و امثال اینها داشته باشیم ما میتوانیم مجلس را قبضه کنیم و بعد هم استیضاح کنیم دولت را و مسائل را آنطور که صلاح است کمکم از این راه پیش ببریم وی صریحاً روی پزشکپور و بنیاحمد تکیه میکرد، این نحوه طرز فکر ایشان بود. خوب مسائلی که گذشت، از انقلاب به این طرف هم دیدید که نسبت به مسئله ولایت فقیه حرف داشتند و حالی که خود ایشان در بعضی از نوشتههایش صریحاً قبول کرده اما در عین حال با اصل اینکه تمام قوانین بر طبق ضوابط اسلامی باید باشد و دیگر با اصل ولایت فقیه که تمام جان حکومت اسلامی همین است که یکی از احکام که تحت ولایت فقیه که ایشان راجع به مقام رهبری حرف داشتند که در نتیجه از همان اول بعد از انقلاب نسبت به مسائل حساس و مهمی که پیش میآمد ایشان یک نظریاتی داشتند که مشکلاتی برای انقلاب ایجاد میکردند. و همچنین تأسیس حزب خلق مسلمان برای انقلاب و دولت اسلامی ایجاد میکرد که اگر کسی بخواهد راجع به حزب خلق مسلمان و آنچه که از ناحیه او مشکلاتی برای انقلاب بوجود آمد مطالعه کند چون بیشتر مرکزش در آذربایجان بود بهتر است از دادگاه انقلاب تبریز کارها و روابط و مسائلی که آنجا پیش آمد و توطئههائی که انجام شد و از پروندههائی که در دادگاه انقلاب اسلامی تبریز است که در حقیقت میشود از خود دادستانی کل انقلاب اسلامی جناب آقای موسوی تبریزی اگر سئوال نشود خیلی خوب مساله روشن میشود که ضررها و چه مشکلاتی حزب خلق مسلمان بوجود آورد. و مساله دیگر نواری که مربوط به کودتای نوژه پیش آمد که قسمتی از نوار را که گوش دادیم تهیه خانه هم سرای ایشان شده بود در تهران که قرار بود بعد از کودتا اینها نیایند در آنجا بعنوان رهبری بعد از کودتا و توجیه کردن مردم و از تلویزیون فیلمشان را پخش کنند و مردم را آرام کنند و یک همچون مسائلی در آن قصه بود که در دادگاه ارتش مدارکش هست و آقای ریشهری در جریان این مسائل نبودهاند حتی قبل از مصاحبه قطبزاده که پخش شد افرادی که رفته بودند در بخش تحقیقات سپاه از ایشان سئوالاتی کرده بودند معلوم شد که آقای شریعتمداری میدانسته که توطئهای که متوجه امام و جماران و مسائل دیگر بوده را میدانسته گفته آن مقداری که من اطلاع دارم در حدی است که آمدند پیش من و گفتند و من هم گفتم نمیتوانید بعضی از افرادی که در بخش تحقیقات سپاه هستند دو دفعه مراجعه میکنند یک دفعه در ابتداء بدون هیچ سابقهای ایشان میگوید که من در این کودتاست ندارم. خود این ابتدا را نقل کردن خودش یک مسائلی را در ذهن میآورد. دفعه دوم که رفته بودند آنجا و صحبت کرده بودند ایشان تعبیرشان این بود که بله من اطلاع داشتم سیدمهدی مهدوی آمده بودند پیش من و این مطلب را گفته بودم و من گفته بودم این کار را نکنید نمیتوانید. این مقدار خود ایشان اظهار کردهاند و این مساله بعد از گرفتن عباسی بوده، تعبیر کرده بود که عباسی هم همین مقدار در جریان بوده که اطلاع داشته است، برای اینکه ایشان را تبرئه کند گفته او هم مثل من است همین اندازه اطلاع داشته است.
قبل از بیست و دوم بهمن یک نفر از آقایان اهل علم رفت پیش ایشان و با ایشان صحبت کرده بود ایشان در مقابل جواب تعبیر کرد که شما خیال نکنید مسئله تمام شد یک کودتایی بناست بشود و سه میلیون از مردم کشته خواهند شد و بعد هم اوضاع آرام خواهد شد. بعد که قصه بیست و دوم بهمن پیش آمد و امام آن فرمان را دادند و مردم ریختند به خیابانها و نگذاشتند مسئله حکومت نظامی برقرار شود، و مهیا شده بودند برای کوبیدن بسیاری از اماکن و افراد، البته ایشان آن کودتا را مشخص نکرده بود اما ما که این مسئله را فهمیدیم بعد از قصه بیست و دوم بهمن و یک مقدار روشن شدن مسائلی که آن کودتایی که ایشان خبردار بود که بناست بشود، همین کاری که در سایه حکومت نظامی مستمر از امشب تا فردا دو بعدازظهر میشود یک مملکتی را به باد داد اینها مهیا بودند و بعد هم که با حرکت عمومی مردم که شروع شد پیدا بود که یک حرکت حساب شده بسیار وسیعی بود که دولت میخواست دست بزند. همه مراکزی که اول مقر امام در تهران و بعد هم جاهای دیگری که احتمال حرکتی در آن داده میشد و بقیه شهرستانها و جاهای دیگر که ایشان از آن وقت اطلاع داشتند اگر انسان کمی دقت بکند مسائل مختلفی از این قبیل که ایشان در جریاناتی که دشمن در مقابل انقلاب تهیه میدید ایشان در آن جریانات بود.
و مسائل را میدانست. در اطلاعیه جامعه مدرسین اشاره به این مسائل شده است که کودتائی در آتیه در تاریخ به طور مفصل ذکر خواهد شد.
* س: آیا اساساًًً شرایط مرجعیت چیست و چه زمانی مرجعی صلاحیت خود را از دست میدهد.
** ج: مساله شرایط مرجعیت تقلید اموری است که نوعاً در رسالهها در بحث تقلید ذکر شده است از قبیل اینکه شخص باید، عالم باشد، مجتهد باشد، عادل باشد، باید مرد باشد، ولد حلال باشد اثنیعشری باشد، دوازده امامی باشد، در تقلید ابتدائی زنده باشد. اما آنچه که مهم است و خیلی در حقیقت بیشتر روی آن شرایط باید اهتمام کرد عبارت است از مساله اجتهاد، عدالت، در صورت تردید و اختلاف فتوا اعلم بودن اینها شرایط مهم از این جهات است از جمله مسائلی که از حدیث شریف از حضرت امام حسن عسگری(ع) استفاده میشود که: من کان منالفقها صائناً لنفسه، حافظاً لدینه، مخالفاً لهواء، مطیعاً لامر مولاه فللعوام ان یقلدوه در این حدیث شریف اوصافی ذکر شده است که اگر دقت کنند باید مرجع تقلید تالیتلو مقام عصمت باشد. یعنی در روش و رفتارش جوری باشد که حرکاتش هوی نباشد، میل به دنیا و رسیدن به یک مقام از مقامات دنیائی درش نباشد. توجهش به این باشد که دین خودش را آنطور که خدا میخواهد حفظ کند و نفسش را از هویها جلوگیری کند. مخالفت کند با هوی و در تمام مسائل رعایت فرمان خدا را بکند این تغییرات واقعش این است که خیلی پرمحتوا و پرمعناست. مرجع تقلید باید از همه جهت نفسانی دنیائی وارستگی داشته باشد و تالیتلو مقام عصمت باشد. مرجع تقلید عدالتش بیش از عدالت امام جماعت است. مرجع تقلید کسی است که مسلمانان در جمیع امورشان به او توجه میکنند، لذا باید در تمام حرکاتش، نوشتحاتش، برخوردهایش رضایت خدا را در نظر بگیرد. حساب اینکه من یا کسانی که منسوب من هستند آنها مثلاً مصالحشان باید رعایت بشود اینجور نباشد بلکه تمام توجه به همان مسائلی که موردنظر حضرت حق سبحانهالله و تعالی و ائمه طاهرین است خودش را دربست در اختیار همان مسائل بگذارد، خودی نبیند وقتی که خودش را ندید کسانی که وابسته به خود هست خودی نیست که وابستهای باشد. این است که این از مسائل بسیار مهمی است که در مساله مرجعیت رعایتش اهمیت دارد و اگر مطالبی که نسبت به آقای شریعتمداری هست که عشری از اعشارش را هم اطلاع داشته باشد دیگر نمیتواند ایشان را بعنوان یک مرجع که سهل است بلکه پائینتر از یک مرجع هم نمیتواند بپذیرد.
* س: آیا بیانیه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم تنها به منزله افشاگری است یا یک حکم شرعی بوده و التزامآور است؟
** ج: البته جامعه مدرسین عمده نظرشان دو مطلب است، یک مطلب راجع به حفظ و ادامه انقلاب و هر چه بیشتر قدرت پیدا کردن حکومت اسلامی است که واقعاً این انقلاب اسلامی امید است برای همه مسلمانان جهان و لذا هر فرد مسلمانی تا چه رسد به علما و حوزههای علمیه و بخصوص جامعه مدرسین که باید نسبت به این انقلاب هر چه در توان دارد فروگذار نکند و طبعاًً ایشان با روشی که در طول این مدت داشته است اگر چنانچه وضعشان به همینطور بماند یکی پس از دیگری باز مسائلی مطرح میشود و ایشان در آن مسائل دستبردار نیست و لذا برای حفظ انقلاب و حفظ حکومت اسلامی و در معنا حفظ اسلام به جهت اینککه اگر ما خیلی خوب دقت کنیم دشمنان و آمریکای جنایتکار در مقام این است که نگذارد اسلام در دنیا صدایش بلند شود و اینکه با انقلاب ما مخالفت میکند و یا انقلابی بود که وابسته به مکتب اسلام نبود میدانست که با مختصر بازی دادن بازی میخورد. اسلام است که همه چیزی از جانب وحی الهی جوری است که نمیشود درش نفوذ کرد. مگر اینکه اسلام را از دست مردم بگیرد والا تا اسلام باشد و علمای اسلامشناس باشند و عمل به رهبریهای امام بشود دست دشمنان کوتاه است.
این است که جامعه مدرسین وظیفه خود میداند که مساله را روشن کند که دشمنان از ناحیه وجود یک همچون فردی که به حسب ظاهر سابقهای دارد و به عنوان مرجعیت خودش را معرفی میکند و خودش را به حساب میآورد و احیاناً مردم ندانسته و یا ناآگاه ایشان را جزو مراجع به حساب میآورند، توجه داشته باشند تا دست دشمنان کوتاه شود که آنها نتوانند بوسیله ایشان یک مشکلی برای انقلاب و حکومت اسلامی درست بکند. مطلب دوم وظیفه شخصی افراد که بواسطه تقلیدی که از ایشان مینمودند طبعاً وقتی که شخصی در این حد از خصوصیات و رفتارش اینجور بود که دشمنان با روشی که دارد طمع میکردند که با کمک او بتوانند بانقلاب صدمهای وارد کنند مردم باید بدانند که از ناحیه وظایف شخصیشان هم صدمه به مساله انقلاب و مسائل اجتماعی که مربوط به جامعه است ملتفت باشند حجتی که میشود واقعاً بین آنها و بین خدا قرار داد آن را حجت خودشان قرار دهند تا بشود در حقیقت آنها به حساب اینکه تقلید میکنند و در عین حال بعد متوجه بشوند که تقلیدشان صحیح نیست و مشکلاتی از این ناحیه در حقیقت طبعاً کسانیکه تقلید میکنند مراجعاتی که با یک مرجع میکنند از ناحیه همین افراد یک فردی دارای قدرت میشود و اگر چنانچه صلاح نباشد که این فرد دارای قدرت باشد لابد مردم باید متوجه بشوند تا تجدیدنظر بکنند در تقلیدشان و تقلید صحیح بکنند و در نتیجه مساله یک مساله مسلمی است که هر کس این مساله را متوجه باشد دیگر برایش جایز نیست یک ساعت دیگر باقی باشد به تقلید یک همچون کسی به جهت اینکه کسی که دارای شرایط مرجعیت نیست این تقلیدش باطل است صحیح نیست، نمیتواند باقی باشد، این است که یک جنبه اعلامیه جامعه مدرسین بیان یک واقعیتی است که اگر این مطلب بیان نمیشد ممکن بود باز از این قبیل توطئهها ادامه پیدا کند و ایشان را بعنوان رهبر حساب کنند و بالاخره دشمنان از این ناحیه صدمهای به این انقلاب وارد کنند. مساله دیگر از ناحیه جهت تکلیفی مردم، مردم متوجه باشند که مردمی که وظیفهشان تقلید است و احیاناً از ناحیهای که اطلاع ندارند که یک همچون فردی اینجور در حقیقت در معرض مسائل است، باید متوجه بشوند تا تجدیدنظر کنند در تقلیدشان و تقلید صحیح بکنند.