مهران کرمی
اگر بتوان روابط بین کشورها را با روابط دو شخص مقایسه کرد، بیگمان روابط بین ایران و ایالات متحده را در پیش و پس از انقلاب میتوان در دو سوی این دوستیها و دشمنیها نشاند. زمانی که خاتمی در گفتوگوی معروف خود با شبکه خبری «سیانان» از دیوار بیاعتمادی بین دو دولت و برچیدن تدریجی آن سخن گفت، این بیان صریح اگرچه سیاستمداران و دولتمردان را مخاطب خود ساخته بود، اما به جز سخن کلینتون درباره ستم تاریخی 150 ساله غرب و پنجاه ساله آمریکا به ایران گوش شنوایی در دو کشور نیافت و نه تنها این خواست سران در پس تعارفات محجوبانه و علائم ارسالی متضاد پنهان ماند، که به رغم حساسیتزداییهایی که در عرصههای رسانهای و گاه دیپلماسی دو کشور در جهت کوتاه کردن دیوار بیاعتمادی صورت گرفت، شاهد گذاشته شدن خشتهای جدیدی بر این دیوار قطور بودیم.
دولت آمریکا اگرچه در لحن خود نسبت به ایران تغییراتی داد و حتی ورود فرآوردههای غذایی و فرش از ایران را آزاد اعلام کرد، ولی وزارت خارجه آمریکا در فهرستهای سالیانهای که از کشورهای حامی تروریسم بینالمللی تهیه میکند، همچنان ایران را در رأس قرار میدهد. رئیسجمهور این کشور وضعیت فوقالعاده اضطراری علیه ایران را که دربردارنده تحریمهایی علیه ایران است، تمدید میکند و کنگره نیز طرح تمدید «قانون مجازات ایران و لیبی» ILSA مشهور به داماتو را که اوت امسال به پایان میرسد، برای یک دوره پنج ساله دیگر در دست بررسی دارد و کاخ سفید هم دست کم با دو سال تمدید آن موافقت دارد.
در سوی دیگر (ایران) نیز حتی بررسی کارشناسانه برقراری یا عدم برقراری این روابط در چارچوب منافع ملی دو کشور تابویی مسلم تلقی میشود و حتی نامه گروهی از نمایندگان سابق و کنونی مجلس شورای اسلامی به همتایان قانونگذار خود در آن سوی اقیانوس اطلس در پی اعتراض رئیس فراکسیون دوم خرداد در مجلس، با فریاد «مرگ بر آمریکا»ی جناح اکثریت و جناح اقلیت پاسخ داده میشود.
پس از انتشار نامه مجمع نمایندگان ادوار مجلس به نمایندگان کنگره آمریکا محمد نعیمیپور رئیس فراکسیون مشارکت از نامهای خبر داد که نمایندگان کنگره آمریکا خطاب به قانونگذاران ایرانی نوشتهاند. اما وی تاریخ ارسال این نامه را نه پس از نامه نمایندگان ایران که آغاز به کار مجلس ششم ذکر کرد. این نامه به گفته نعیمیپور در آن تاریخ به هیأت رئیسه مجلس واصل شد ولی در آن زمان هیأت رئیسه مجلس صلاح را در آن دیدند که موضوع نامه و محتوای آن پنهان و سر به مهر بماند.
در گفتوگویی که همشهری ماه با یدالله اسلامی عضو شورای مرکزی مجمع نمایندگان ادوار مجلس داشت وی از محتوای آن نامه اظهار بیاطلاعی کرد و گفت این نامه به دست هیچ یک از نمایندگان مجلس نرسیده است، تا اینکه جلیل سازگارنژاد نماینده دیگر مجلس که سال گذشته به عنوان کارپرداز در ترکیب هیأت رئیسه بود و امسال به عنوان یک نماینده معمولی در مجلس حضور دارد، از محتوای آن پرده برداشت.
به گفته سازگارنژاد یک هیأت مشترک از کنگره و سنای آمریکا شامل 10 سناتور و 10 نماینده نامهای را به همراه عکس و شرح زندگینامه خودشان از طریق نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل برای مجلس ارسال کردند، «آنها تقاضا کرده بودند در هر جای دنیا که مورد توافق ما باشد، گفتوگوهایی در چارچوب منافع دو ملت صورت گیرد.» (آفتاب یزد، 24/4/80) وی طرح نامه در هیأت رئیسه را اینگونه شرح میدهد: «این نامه در هیأت رئیسه مجلس مطرح شد. من و چند نفر از اعضای هیأت رئیسه مأمور شدیم موضوع را بررسی و امکان عملی شدن این پیشنهاد را جستوجو کنیم و با مشورتهایی که با بیرون از پارلمان و مراجع صاحب مسئولیت به صورت شفاهی به عمل آمد، تصمیم گرفته شد که پاسخ بدین نامه فعلاً مسکوت بماند.» (آفتاب یزد، 24/4/80)
قاعدتاً وزارت خارجه یکی از «مراجع صاحب مسئولیت» در این باره است، حال آن که حمیدرضا آصفی سخنگوی وزارت امور خارجه تاکنون از ارسال چنین نامهای اظهار بیاطلاعی کرده است. این در شرایطی است که به گفته سازگارنژاد نامه نمایندگان کنگره از طریق «نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل» (زیرمجموعه وزارت امور خارجه) برای مجلس ارسال شده بود.
البته این که تا چه اندازه دیدار سال گذشته هیأت پارلمانی ایران به ریاست کروبی در موزه متروپولیتن نیویورک با تعدادی از نمایندگان کنگره آمریکا را بتوان اتفاقی دانست یا نتیجه مأموریت «چند نفر از اعضای هیأت رئیسه» برای «بررسی و امکان عملی شدن این پیشنهاد» ارزیابی کرد (تعبیر سازگارنژاد)، موضوعی است که چند و چون آن نیاز به گذشت زمان دارد. اما این که این نامه هیچگاه به دست گیرندگان (نمایندگان مجلس) نرسید از سرگذشت پرابهام یک نامه خبر میدهد که خود حال و هوای پیچیدگی صحبت کردن درباره روابط دو کشور را به خوبی بازگو میکند. از قضا نامه مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی به نمایندگان کنگره آمریکا که در آن «آرزوی برقراری صلح و عدالت در سراسر جهان و رفع نابرابریها در مناسبات سیاسی بین ملتها و دولتها» شده بازتابهایی در سطح نخبگان سیاسی کشور به ویژه در صحن مجلس داشت که محدودیتهای موجود را نشان میدهد.
نامهای که علیاکبر محتشمیپور نماینده اصلاحطلب مجلس ششم در وصف آن عباراتی چون «ذلتبار» را به کار برد. نمایندگان ادوار در این نامه با تأکید بر «گسترش رابطه ملتها و فرهیختگان دو جامعه بزرگ ایران و آمریکا»، «نمایندگان محترم مجالس سنا و نمایندگان آمریکا را به بازنگری جدی در سیاست ادامه تحریمها فرا خوانده» و نوشتهاند: «موضوع تحریمهای آمریکا علیه ایران هر چند که سیاستی شکست خورده و با بیتوجهی افکار عمومی داخل ایران مواجه است ولی از دایره توجه سیاستمداران خارج نبوده و ادامه آن در شرایط کنونی که ملت ایران قاطعانه از دولت منتخب خود حمایت میکند، نزد فرهیختگان و صاحبنظران مسائل سیاسی و اجتماعی به عنوان گامی در جهت دامن زدن به دشمنیها و تأخیر جدی در بهبود روابط بین ملتها و گفتوگوی مؤثر بین اندیشمندان دو کشور تلقی میشود.»
همشهری ماه درباره نامهنگاریهای نمایندگان پارلمانی ایران و آمریکا با یدالله اسلامی عضو مؤثر شورای مرکزی مجمع نمایندگان ادوار مجلس که از نویسندگان این نامه بوده است به گفتوگو نشست که ماحصل آن پیش روست.
* عضویت و تصمیمگیری در مجمع نمایندگان ادوار مجلس به چه صورت است؟
** عضویت در مجمع نمایندگان ادوار مجلس به صورت اختیاری است و همه نمایندگان فعلی و قبلی میتوانند در آن عضو شوند ولی تصمیمها در شورای مرکزی گرفته میشود که اعضای دیگر هم مجاز به شرکت در جلسات شورا هستند. به همین دلیل تصمیمات شورا متأثر از دیدگاههای مختلف است و علاوه بر آن کسانی هم که در جلسات حضور ندارند، در جریان تصمیمگیری قرار میگیرند.
* یعنی نامهای که شما به نمایندگان کنگره آمریکا نوشتید از طرف همه اعضا بود یا این که کسانی میتوانند بگویند که این نامه بیانکننده دیدگاه ما نیست؟
** ببینید، در هر تصمیمگیری و کار جمعی موافق و مخالف وجود دارد، اما آنچه مورد پذیرش اکثریت قرار میگیرد، نظر جمعی است و پذیرش آن، تبعیت از روح جمعی است. افراد ممکن است دیدگاه خاصی داشته باشند اما وقتی به یک تصمیم جمعی رسید، نظر جمع را بر نظر شخصی خود ترجیح میدهند و از آن حمایت میکنند. در همه تشکیلات این روند وجود دارد.
* درباره نامه اخیر مجمع به کنگره آمریکا، آنچه جلب توجه میکند، دودستگیهای پدید آمده پس از انتشار این نامه بود و اعتراضاتی که از درون مجمع به آن شد به ویژه نمایندگان شاخصی چون آقای محتشمی که عضو مجمع هستند.
** بله. عضو است و اعتراضشان هم به همین دلیل بود، ولی در جلسهای که این تصمیم گرفته شد، حضور نداشت. به هر حال در هر تصمیمی امکان این که صددرصد اعضا با آن موافقت کنند، الزاماً وجود ندارد. مگر مصوبات مجلس مورد پذیرش همه نمایندگان است. اکثریت که قبول کرد، تصمیم لازمالاجرا میشود. آقای محتشمی به نظر من مجاز است نظر فردی خودشان را اعلام کند اما نظر جمعی آن بود که تصویب شد. در طول جلسه هم بعضی افراد نظر مخالف داشتند ولی بعد از تصمیم جمعی حمایت میکنند.
* جایگاه تأثیرگذاری مجمع نمایندگان در ادوار در طیف اصلاحطلبان کجاست؟
** تشکیلات مجمع نمایندگان تشکیلاتی نخبهگرایانه است، به این دلیل که اعضایش حداقل یک دوره نمایندگی مجلس را تجربه کردهاند و در سیاستگذاریهای کشور نقش داشتهاند. طبیعی است که این مجموعه محل خوبی برای انتقال مجموعه تجارب و افزایش آگاهیها و دقتنظر در مسائل مورد نظر کشور است. همین هم باعث میشود که تأثیرگذاریاش قابل قبول باشد.
* خودتان فکر میکنید تصمیمات مجمع تا چه اندازه بازتاب ملی دارد؟
** در پاسخ سؤال قبلی گفتم که این تشکیلات نخبهگراست ولی نخبگانی که از متن مردم برخاستهاند و ارتباط تنگاتنگ با افراد جامعه دارند به همین دلیل و چون در قدرت هم نقش داشتهاند، میتواند تأثیرات ملی خودش را بر جای بگذارد.
* تا چه اندازه ثقل و جایگاه اعضا و افراد به مجمع منتقل میشود. به خصوص وقتی در پای نامهای که به عنوان مثال در حمایت از آقای خاتمی در جریان انتخابات منتشر شد نام افرادی دیده میشود که در رأس نهادهای قدرت قرار دارند.
** اگر میگوییم کسانی که مرتبط با مجمع هستند در رأس نهادهای قدرتاند، پس در تصمیمگیریهای مجمع هم این جایگاه منتقل میشود، الزاماً این طور نیست. این مجمع سعی میکند هویتی مستقل برای خود داشته باشد و در مباحث قدرت به مفهوم رایج خود را درگیر نکند به همین دلیل برای کسب قدرت تلاش میکند، ولی از عوامل قدرت تبعیت نمیکند.
* ارزیابی شما از بازتاب نامهتان در محافل قدرت و رسانهای در آمریکا چیست به ویژه با توجه به دیدگاههای مخالفی که در داخل مجمع و کشور بروز کرده است؟
** ببینید، نماینده محترم سلماس در نطق پیش از دستور با اشاره به نامه مطالبی را مطرح کرد، خانم امانی هم توضیح داد و آقای محتشمی هم توضیح دیگری. تا آنجایی که به اظهارنظر نمایندگان برمیگردد، هر کسی مجاز است هر نوع اظهارنظری بکند. طبیعی است که اگر این اظهارنظرها مبتنی بر واقعیات باشد، کمککننده است، اما این که یک عبارت کلی و بدون تحلیل درباره این نامه گفته شود و با یک کلمه تحقیرآمیزی بخواهند مسئله را پایان یافته تلقی کنند، فرق دارد. آقای محتشمی صحبتی داشتند که البته گویا به دلیل شرایط مجلس بود و به نظر من نوعی عدم هماهنگی در دیالوگ آقای محتشمی وجود داشت. یک جا گفتند یک عده در مجمع مخالف بودند که خوب طبیعی است و یک جا گفتند اکثریت مخالف بودند که این دو موضع با هم نمیخواند. به نظر من این خطای لفظی بوده است که به دلیل شرایط خاصی ایشان وادار به آن نوع صحبت شدند و به هر حال عقیده ایشان برای ما محترم است.
* منظور از این شرایط خاص چیست، یعنی در نظر گرفتن جو عمومی کشور یا بیشتر ژست است؟
** نه با این آرایش کلمات، به نظر من میتوانست بگوید به عنوان یک عضو مخالف هستم اما نه این که وقتی فردی با تصمیمی مخالف باشد، بگوید تصمیم جمعی نیست.
* خود شما برای نوشتن این نامه چه اندازه کار کارشناسی کردید؟
** ببینید، در مورد این نامه در جلسات متعددی بحث شده و متأثر از مجموعه شرایط موجود بوده است کاری با این اهمیت، دقتی بیش از کارهای معمولی طلب میکند و من فکر میکنم که دقتنظر در آن لحاظ شده است.
* بازتابش چه بوده است؟
** رابطه ما با آمریکا بر یک بیاعتمادی دوسویه استوار است. و اینگونه نیست که فکر کنیم هر حرکتی به سرعت پاسخ مناسب را پیدا میکند. آنچه در آمریکا میگذرد، تصمیمگیریهای تحت تأثیر لابیهای قدرتمند صهیونیستهاست و طبیعی است که صهیونیستها بکوشند که تحریمها علیه ایران ادامه پیدا کند. اطلاعات و اخبار غلطی را در معرض افکار عمومی آمریکا و حتی جهان قرار میدهند تا افکار عمومی را به نحوی با خودشان همراه کنند. این است که ما فکر کردیم نباید خود را کنار بکشیم و شاید بشود بر آنها اثر گذاشت. من بعد از این جریان متوجه شدم که عدهای در کنگره آمریکا در مخالفت با تحریمها از آزادی، مردمسالاری و انتخاب آزادانه مردم در ایران صحبت کردند و این خیلی خوب است. ما باید حرفهای خودمان را در قالب گفتمان امروز جهانی بیان کنیم و با مردم دنیا سخن بگوییم.
موضوعی که میخواهم این جا مطرح کنم، معنادار بودن رفتار سیاسی کنشگران و گروههای سیاسی است. از موضعگیری یک محافظهکار میتوان یک برداشت کرد ولی اگر یک اصلاحطلب همان موضع را داشت، برداشت دیگری از آن میشود. اینجا مثلاً موضع آقای محتشمی معنادارتر از رفتار مخالفان سیاسی او است. و اگر این موضعگیریها دیگران را به این نتیجه برساند که در ایران بین اصلاحطلب و محافظهکار فرقی نیست بلکه محافظهکار و محافظهکارتر داریم، اثرات زیانباری بر جا میگذارد. یعنی خشتی دیگر بر دیوار بیاعتمادی و اتفاقاً درست همان ابزاری را که آنها میخواهند، ما در اختیارشان قرار میدهیم تا بگویند هنوز هم ایران از تروریسم بینالمللی حمایت میکند و...
مشکل در نوع نگاه ماست که فکر میکنم بر فرض آمریکا بیاید و براساس منافع و نیاز ما عمل کند، نه چنین چیزی وجود ندارد. آمریکا براساس منفعت ملی خودش و از دیدگاه خودش برنامهاش را پیش میبرد. این که انتظار داشته باشیم با حرکت آنها مشکلات ما حل شود، اتفاقی نشدنی است. مهم این است که ما در بحث خود منفعت خودمان را مورد توجه داشته باشیم و براساس شناخت نیازهای خودمان در صحنه بینالمللی حرکت کنیم. به همین دلیل ما اصلاً انتظار نداریم که آنها چه قضاوتی میکنند البته تفاوت عمومی موثر است ولی ما وارد تعامل با عرصه عمومی شدهایم، از کانال رسانهها نامهای فرستادهایم و قضاوت داخلی و افکار عمومی را هم میپذیریم، هیچ نکته مخفی هم نداریم.
در واقع ما با این کار خواستیم هیچ رابطه مخفی و دور از چشم مردم شکل نگیرد و یک رابطه شفاف در معرض دید مردم قرار بگیرد. حتی اگر نامهای که نمایندگان کنگره فرستادند آشکار بود و همین طور جریان مک فارلین در عرصه عمومی صورت میگرفت بهتر بود چون عدم شفافیت گاه به نتایجی میرسد که مغایر با هدف مجریان و برنامهریزان است. ما در این نامه از اصل انقلاب، نظام، مردمسالاری و جهتگیری عمومی نظام و مردم حمایت کردیم و منافع ملی را بر منافع شخصی و گروهی ترجیح میدهیم.
* اخیراً گویا نمایندگان کنگره آمریکا نامهای به مجلس ما نوشتهاند ولی از هر کس میپرسیم اظهار بیاطلاعی میکند، آیا این نامه پاسخنامه مجمع نمایندگان ادوار است؟
** این نامه تازگی ندارد و بعد از تشکیل مجلس ششم فرستاده شده است. تعدادی از نمایندگان و سناتورهای کنگره نامهای نوشتند، عکس و مشخصات هم دادند و خواستند به همین تعداد هم از ایران نماینده معرفی شود (بیست نفر) تا راجع به مشکلات رابطه بین دو کشور در یک کشور ثالث (هر جا که طرف ایرانی مشخص کند)، بدون پیششرط بحث و گفتوگو کنند که تاکنون پاسخی به آن داده نشده است. بیش از یک سال از این نامه میگذرد.
* بنا هم ندارند پاسخ دهند؟
** این را باید از هیأت رئیسه مجلس پرسید.
* نمایندگان فعلی مجلس و خود شما چه اندازه در جریان این نامه قرار داشتید؟
** تا آنجایی که من اطلاع دارم این نامه در اختیار عموم نمایندگان هم قرار نگرفت، بلکه تصمیمگیری در مورد آن به هیأت رئیسه سپرده شد و آنها هم ساز و کارهایی را چیدند که از طریق دیپلماتیک اقداماتی انجام دهند که من از نتیجه آن اقدامات بیخبرم.