در اوت سال گذشته میلادی (2000) جنبش رژیم صهیونیستی یکصد و سومین سالگرد برگزاری اولین کنفرانس صهیونیسم در شهر بال سوئیس را جشن گرفتند.
این کنفرانس که در 31 اوت 1897 به کار خود پایان داد و پس از آن سازمان صهیونیسم جهانی تشکیل گردید. همچنین، پیشبینی تئودور هرتزل اولین رهبر صیونیست درباره ایجاد دولت یهودی نیز نیمقرن پس از تشکیل این کنفرانس به واقعیت پیوست و جنبش صهیونیسم با همکاری مستقیم دولت انگلیس در چهاردهم مه 1948 تشکیل دولت یهودی را بر 77 درصد از مساحت فلسطین، که 27009 کیلومترمربع است، اعلام نمود.
تا آن زمان، 650 هزار مهاجر یهودی به فلسطین اشغالی منتقل شده و در مقابل 850 هزار فلسطینی که در آن زمان نیمی از جمعیت را تشکیل میدادند، از خانه و کاشانههایشان بیرون رانده شدند و از آن پس این عده از نظر سازمان «اونروا» آواره محسوب شدهاند.
مجموع این آوارگان از 914 هزار آواره در سال 1950 به 6/3 میلیون آواره در ژوئن 1999 رسید.
حال اگر نرخ رشد جمعیت آوارگان فلسطینی را مدنظر قرار دهیم، هماکنون تعداد این آوارگان از مرز چهار میلیون نفر گذشته و باید به این تعداد 250 هزار نفر آواره را که در داخل مناطق اشغالی 1948 به سر میبرند را هم افزود.
به تعبیری دیگر باید گفت، عملیات اخراجی که صهیونیستها انجام دادند، حدود 50 درصد از کل جمعیت فلسطینیان را شامل میشود، که در اوایل سال 2000 میلادی 8 میلیون نفر بود. حال اگر 5/1 میلیون آواره فلسطینی که از کرانه باختری و نوار غزه در سال 1967 اخراج شد؛ یا به دلیل فشارهای اقتصادی صهیونیستها بین سالهای 1967 تا 2000 مجبور به مهاجرت گردیدند، باید گفت که حدود 69 درصد از مردم فلسطینی تحت تاثیر سیاستهای مهاجرت اجباری اعمال شده صهیونیستها علیه مردم فلسطین واقع شدهاند.
بعد دیگر این سیاستهای برنامهریزی شده صهیونیستها، انتقال یهودیان به فلسطین اشغالی است، دولتهای مختلف رژیم صهیونیستی از زمان تاسیس این رژیم در سال 1948، تلاشهای مختلفی جهت جذب هرچه بیشتر یهودیان سراسر جهان به فلسطین اشغالی و تحقق اهداف جمعیتی از خود نشان داده و میدهند، همسو با این اقدام، مؤسسات مختلف صهیونیستی، که نشأت گرفته از جنبشی صهیونیسم هستند، عملیات خارج ساختن یهودیان از سرزمینهایشان و انتقال آنان به فلسطین را به عهده گرفتند تا اینکه پیشروی جمعیتی صهیونیستها به سوی زمینهای فلسطینی و سکونت در آن صورت پذیرفت.
تا سال 1948، جنبش صهیونیسم موفق به ایجاد 291 شهرک کشاورزی در فلسطین شد. این پیشروی منظم اشغال و شهرکسازی، با جذب یهودیان در دوره قیمومیت بریتانیا بر این سرزمین بین سالهای 1920 تا 1948 تقویت و حمایت شد.
البته پیش از این تاریخ نیز چند موج از مهاجرت یهودیان به فلسطین اشغالی صورت پذیرفت، به نحوی که بین سال 1882 تا 1948 جمعیت یهودیان در فلسطین به 650 هزار نفر رسید، اغلب این عده یهودیان «اشکناز» بودند، یعنی ملیت اروپایی و آمریکای شمالی داشتند. بدین شکل ملاحظه میکنیم که مهاجرت یهودیان، اساسیترین هدف جنبش صهیونیسم و رژیم صهیونیستی میباشد.
«لیونیسکر» در کتابش «خویشتن آزادی» [ترجمه تحت اللفظی (التحرر الذاتی) ـ م] که در سال 1882 به چاپ رسید، حل مشکل یهودیان را تنها از راه جمع شدن تمامی آنان در فلسطین عنوان نموده بود که این سیاست پس از تشکیل این رژیم در سال 1948 رسماً از طرف «بن گوریون» اولین نخستوزیر آن اعلام گردید و به وضوح از ادامه این سیاست جمعیتی صهیونیستی در جذب یهودیان جهان خبر داده و گفت: «زره اسرائیل افزایش جمعیت آن است.»
تبلیغات صهیونیستها برای جذب هرچه بیشتر یهودیان جهان و گسیل داشتن آنها به فلسطین در دو بعد متمرکز است.
اول؛ سر دادن شعار سرزمین موعود و فلسطین سرزمینی بدون ملت برای ملتی بدون سرزمین است،
دوم؛ شعارها و سیاست مربوط به فعال کردن دین و فرهنگ عبری.
به هر شکل با سوء استفاده از شرایط و نیز جاذبه موجود در فلسطین اشغالی، رژیم صهیونیستی موفق به جذب بسیاری از یهودیان جهان گردید، تا جمعیت یهودیان در فلسطین اشغالی از 650 هزار نفر در سال 1948 به حدود 7/2 میلیون در سال 1971 و تا مرز 9/4 میلیون یهودی در اوایل سال 2000 رسید.
دوران طلایی مهاجرت، بین سالهای 1948 تا 1960 بود که طی آن، این مهاجرتها 69 درصد از رشد جمعیت یهودیان در فلسطین اشغالی را به خود اختصاص داد.
کمترین دوره مهاجرت نیز بین سالهای 1983 تا 1989 بود، در این دوره به دلیل بحرانی شدن شرایط اقتصادی و رسیدن نرخ تورم به ارقامی بیسابقه، که با گسترش عملیاتهای مقاومت فلسطین همراه گردید، همگی دست به دست هم دادند تا از میزان مهاجرت یهودیان کاسته و نقش این مهاجرتها در نرخ رشد جمعیت یهودیان در فلسطین کمتر گردیده و تنها 5/7 درصد از آن را تشکیل دهد. در این شرایط رشد طبیعی (زاد و ولد) 5/92 درصد از کل افزایش جمعیت یهودی را به خود اختصاص داد.
با آغاز فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق، رژیم صهیونیستی از این فرصت به دست آمده کمال استفاده را برد تا یهودیان جمهوریهای تازه استقلال یافته از اتحاد جماهیر شوروی سابق را جذب کند. این کار با همکاری و توافق ایالات متحده صورت پذیرفت، زیرا در بدو امر اکثر این مهاجران قصد مهاجرت به آمریکا را داشتند، اما با این هماهنگی بین سالهای 1990 تا 2000 صددرصد یهودیان به شکل شبهاجباری راهی فلسطین اشغالی شدند، در حالی که حتی بخشی از مهاجران اصلا یهودی نبودند! اما با این وجود در دوره بین 1990 تا 1995، 65 درصد از کل افزایش جمعیت یهودیان در فلسطین اشغالی را مهاجران تشکیل میداد. با کاهش شدت مهاجرت، میزان مشارکت آن در رشد جمعیت نیز طی دوره پنج ساله 1996 تا 2000 به 50 درصد تنزل یافت و طی پنج سال آینده (2001 تا 2004) این نقش باز هم شاهد کاهش خواهد بود.
اما با این وجود، رژیم صهیونیستی به دلیل جذب بیش از 900 هزار یهودی بین سالهای 1990 تا 2000 که اکثر آنها از جمهوریهای تازه استقلال یافته شوروی سابق بودند، از این پس بر رشد طبیعی و زاد و ولد به عنوان اصلیترین عامل رشد جمعیت خویش تکیه خواهد نمود، تا نرخ رشد جمعیت در حدود 5/1 درصد در سال باقی بماند. لذا جمعیت یهودیان فلسطین اشغالی در 7/46 سال دیگر دو برابر خواهد شد.
به بیانی دیگر، با توجه به دادههای موجود و در صورتی که تحولات خاصی در روند مبارزه عربی ـ صهیونیستی پیش نیاید، جمعیت یهودیان در سال 2047 میلادی به 8/9 میلیون نفر خواهد رسید.
البته در اینجا نباید فراموش نمود که علیرغم تمامی تلاشهای صهیونیستها، که در دو بعد اخراج فلسطینیان و جذب یهودیان انجام گرفته، رژیم صهیونیستی تنها موفق به جذب 9/4 میلیون یهودی از مجموع کل یهودیان جهان کرده است. این رقم از 7/37 درصد کل یهودیان، که جمعیتی بالغ بر 13 میلیون نفر داشته و نیمی از آنان در ایالات متحده آمریکا زندگی میکنند، تجاوز نمیکند.
در مقابل تحولات جمعیتی غیرطبیعی یهودیان در فلسطین، که نتیجه توجه خاص و فوقالعاده به مهاجرت و جذب جمعیت یهودی به فلسطین اشغالی و تقویت رژیم صهیونیستی در شرایطی خاص و با حمایت نامحدود انگلیس، ایالات متحده و دیگر کشورهای غربی انجام گرفت، در مقابل جمعیت اعراب موجود در مناطق اشغالی 1948 از 156 هزار نفر در آن سال به 1/1 میلیون نفر در سال 2000 رسیده است، که با توجه به تکیه کامل آن بر رشد طبیعی، این نرخ علیرغم کاهش نسبی همچنان 5/3 درصد در سال در دوره پنج ساله 1995 تا 2000 است.
به طور کلی باید گفت که جمعیت رژیم صهیونیستی [مناطق اشغالی در سال 1948] در سال 2000 به شش میلیون نفر رسید، که از این میان 7/81 درصد از آنها یهودی و 3/18 درصد از آنها فلسطینی هستند، از بین فلسطینیان 5/14 درصد مسلمان، و حدود 8/3 درصد نیز مسیحی و دروز هستند.
جامعه فلسطینی ساکن در داخل خط سبز، جامعه جوان است، به نحوی که 40 درصد از این جامعه افراد زیر پانزده سال میباشند، در مقابل، جامعه یهودی جامعهای میانسال به شمار میرود و 60 درصد از این جامعه را افراد بین 15 تا 64 سال تشکیل میدهند. این یکی از علل ضعف باروری زن یهودی در برابر زن فلسطینی است. زیرا زن فلسطینی به طور میانگین در طول دوره باروری خود 4 فرزند به دنیا میآورد، در حالیکه این نسبت برای زن یهودی حداکثر دو فرزند است.
پراکندگی جغرافیایی
در رابطه با پراکندگی جغرافیای یهودیان و اعراب در فلسطین اشغالی [در سال 1948] باید گفت که بیش از یک پنجم جمعیت یهودیان در سال 1948 در منطقه تلآویو و یافا متمرکز بود، یک پنجم دیگر در حیفا و اقلیت باقی مانده که 5/37 درصد در دیگر مناطق فلسطینی متمرکز گردیدند پراکندگی فلسطینیان از سال 1948 تاکنون همچنان ثابت باقی ماند، بنحوی که 54 درصد از آنان در منطقه الجلیل واقع در شمال، 8/18 درصد در منطقه حیفا، 8/11 درصد در المثلث و 6/11 درصد در جنوب فلسطین زندگی میکنند. در حالیکه حدود 8/3 درصد نیز در یافا و قدس سکونت دارند.
اما در مورد پراکندگی فعلی یهودیان باید گفت که منطقه تلآویو و منطقه مرکزی فلسطین، حدود 8/48 درصد از کل جمعیت یهودیان را در خود جای داده است، 6/10 درصد از یهودیان در قدس سکونت دارند، منطق شمالی 3/10 درصد، حیفا 7/12 درصد و 9/2 درصد هم در شهرکهای صهیونیستینشین موجود در کرانه باختری سکونت دارند، 1/0 درصد باقی مانده نیز شهرکنشینانی هستند که در شهرکهای صهیونیستنشین واقع در نوار غزه ساکن هستند.
دولتمردان و برنامهریزان استراتژی رژیم صهیونیستی در تلاشند تا پراکندگی جمعیتی یهودیان را در راستای سیاستهای صهیونیستی تغییر دهند و بخصوص بوسیله آن، تمرکز جمعیتی شدید فلسطینیان را در منطقه الجلیل بشکنند.
در این راستا برنامهها و طرحهای مختلفی تدوین و کار اجرایی آن از اوایل دهه نود آغاز شد، این طرحها تحت نامهای مختلفی چون توسعه منطقه الجلیل تا سال 2010 در حال انجام است و پیشبینی شده است بلندمدت یهودیان در این منطقه اکثریت جمعیتی خود را بدست خواهند آورد.
صهیونیستها در این مهم از کمکهای لجستیکی سالیانه آمریکا به مبلغ 3 میلیارد دلار سود میبرند که از این میان 8/1 میلیارد دلار به شکل کمکهای اقتصادی است، همچنین بودجه رژیم صهیونیستی، که بین سالهای 1995 تا 2000 میلادی سالانه بالغ بر 60 میلیارد دلار بوده است، نقش عمدهای را از طریق تخصیص بودجههای هنگفت شهرکسازی در تسریع مصادره زمینهای فلسطینیان و ساخت کانونهای شهرکسازی یهودی علیه آنها ایفا میکند.
بزرگترین دلهره جمعیتی مراکز تصمیمگیری رژیم صهیونیستی نرخ بالای زاد و ولد بین فلسطینیان است، بنحوی که این عده هر 20 سال دو برابر میشوند، در این راستا پیشبینی میشود که جمعیت آنان در سال 2020 به 2/2 میلیون نفری برسد.
تفاوت موجود در میزان باروری بین فلسطینیان
و یهودیان، در عادتها و سنتهای آنان از یک سو و عوامل مختلف دیگری از جمله ساختار لائیک جامعه صهیونیستی در فلسطین است.
زیرا، اشکنازها یعنی یهودیان غربی (آمریکایی و اروپایی) تبار 40 درصد از کل جامعه یهودی فلسطین اشغالی را تشکیل میدهند، در مقابل سفاردیم که تباری شرقی و آفریقایی دارند، 36 درصد این جامعه هستند.
در این میان تعداد کسانی که از پدری یهودی در فلسطین اشغالی به دنیا آمده و اصطلاحا به آنان «صابرا» گفته میشود، 24 درصد کل جمعیت را تشکیل میدهند، حال اگر بدانیم که اکثر یهودیان صابرا از تباری غربی و به خصوص از رومانی و آلمان هستند، نسبت اشکنازها از مرز 50 درصد جمعیت یهودیان فلسطین اشغالی هم فراتر میرود، این خود مبین دلیل حضور این عده بر رأس هرم اجتماعی، اقتصادی، نظامی و حزبی تاکنون در رژیم صهیونیستی است، که صد البته وزنهای بسیار قابل توجه در مراکز تصمیمگیری رژیم صهیونیستی هم محسوب میشوند.
به دلیل حاکمیت اشکنازها بر رژیم صهیونیستی، که به شدت متأثر از سیستم غربی هستند، کاهش باروری نیز بسیار قابل پیشبینی است، زیرا اکثر خانوادههای یهودی بر اساس متد غربی خانوادههایی کم جمعیت میباشند. البته حجم درآمدهای خانواده را نیز در این چارچوب نباید فراموش نمود، به خصوص سطح فقر بین سفاردیم که تباری آسیایی و آفریقایی دارند و یهودیان عرب زبان بسیار زیاد است، در کنار آن نوعی تبعیض در رشد و توسعه انسانی بین گروههای مذکور، به خصوص در زمینه درآمد و دریافت خدمات بهداشتی و تربیتی وجود دارد.
نتایج کلی
بر اساس اطلاعات به دست آمده از این پژوهش چند نتیجه زیر به دست میآید:
1- جامعه یهودی در فلسطین اشغالی، جامعهای پخته به شمار میرود، زیرا 60 درصد از آنها در سنین کار و فعالیت قرار دارند.
2- تعداد یهودیان از 650 هزار نفر در سال 1948، 9/4 میلیون یهودی در اوایل سال 2000 میلادی رسید، این عده 7/37 درصد از کل یهودیان در جهان را تشکیل میدهند، در این شرایط رژیم صهیونیستی نتوانسته است رؤیای جنبش صهیونیسم را در جمعآوری اکثر یهودیان جهان در یک دولت خاص تحقق بخشد.
3- جامعه فلسطینی ساکن در داخل خط سبز، جامعهای جوان است زیرا کودکان حدود 40 درصد از جمعیت آنرا تشکیل میدهند، تعداد جمعیت این جامعه از 156 هزار نفر به 1/1 میلیون نفر در سال 2000 رسید.
4- اشکنازها به دلیل داشتن اکثریت بیش از 50 درصدی جمعیت یهودیان، بر مراکز حیاتی رژیم صهیونیستی تسلط دارند. آنها خود را سازندگان دولتی میدانند که از سوی جنبش صهیونیسم پایهگذاری گردید.
5- اکثریت جمعیت یهودیان در دو منطقه تلآویو و یافا متمرکز هستند، این در حالی است که اکثر فلسطینیان در منطهق الجلیل واقع در شمال فلسطین سکونت دارند، این مسئله باعث گردید تا طرحهای شهرکسازی متعددی برای منطقه الجلیل تدوین گردد، هدف از این طرحها افزایش تراکم یهودیان تا سال 2020 در این منطقه است.
6- جمعیت فلسطینیان در فلسطین اشغالی هر بیست سال دو برابر میشود، دلیل آن هم بالا بودن نرخ ناباروری زنان فلسطینی است، این در حالی است که به دلیل پایین بودن میزان باروری زنان یهودی، جمعیت یهودی حدودا هر 47 سال دو برابر میشوند.
7- از دادههای فوق به این نتیجه میرسیم که یک جنگ جمعیتی بین فلسطینیان، که نرخ رشد بسیار بالایی داشته و تکیه کاملی بر افزایش طبیعی دارند و یهودیانی که نرخ رشد طبیعی آنها 5/1 درصد در سال است و بر موج مهاجرتهای مختلف تکیه دارند، وجود دارد. اما در این راستا سیاستهای اشغالی و شهرکسازی صهیونیست، موفق شد اکثریت مردم فلسطین را از خانه و کاشانه خویش به بیرون براند و کفه ترازو را به نفع یهودیان پایین آورد.
به هر شکل، با توجه به موارد مذکور، باید به مسئله جدال فلسطینی ـ یهودی، ابعادی عربی و اسلامی داده شود، تا توطئه مهاجرت و انتقال یهودیان به سرزمین اشغالی فلسطین خنثی گردد.