تاریخ انتشار : ۱۷ مهر ۱۳۹۰ - ۰۹:۱۵  ، 
کد خبر : ۲۲۶۲۷۱

تساهل و تسامح از حرف تا عمل!


بسیجی - ع،م
1- تساهل و تسامح از نظر لغوی معانی بسیار دارد که بعضاً با یکدیگر مفاهیم متفاوتی دارند. آنچه موردنظر آقای مهاجرانی است که کدامیک از معانی و با چه مفهومی و در چه رابطه است؟
‌‌2- مصادیق تساهل و تسامح موردنظر را نیز بیان فرمایند.
3- ‌‌نحوه و شرایط آنرا نیز توضیح فرمایند.
4- ‌‌تفاوت بین وظایف و برخوردهای هریک از آحاد جامعه و حکومت در این رابطه را تشریح فرمایند.
5-‌‌ بنظر ایشان با دشمنان قسم‌خورده از چه زاویه و با چه معنی و مفهومی باید سخن گفت و آیا ‌‌فرقی نیست میان دشمنان و مردم و جامعه خودمان؟‌‌
6- ‌حضرت امام(ره) با مردم به نرمی سخن می‌فرمودند، اما در مقابل دشمنان این نظام بسیار سخت، محکم و انعطاف‌‌نا‌پذیر آیا رویه معظم‌له الگوی ایشان هست؟
‌‌‌7- هرگونه توضیح مبسوط و بخصوص انطباق آن در مقابل با آمریکا و اسرائیل را روشن فرمائید.
بهرحال وقتی شعاری در جامعه مطرح می‌شود ولی توضیح و تعریفی پیرامون آن از سوی طراحی داده نمی‌شود، طبیعی است مخاطبین تصورات گوناگونی پیدا خواهند نمود، خصوصاً وقتی بحث ارتباط با آمریکا مطرح می‌شود و جناب مهاجرانی در گذشته دور هم در این رابطه نظر داشتند، قطعاً ذهنهای کاوشگر دنبال معنی خاص و موردنظر ایشان نسبت به موضوع خواهند بود.
‌‌از طرفی بطور طبیعی بین دو قلب قوی و ضعیف هیچگاه مروت و جوانمردی و گذشت از ناحیه ضعیف قابل طرح نمی‌باشد و مصداق پیدا نمی‌کند. از همین‌‌‌‌رو معنی دیگر آن یعنی سهل‌انگاری و عدم توجه و کوتاهی کردن، در این رابطه معنی و مفهوم تساهل و تسامح را در ذهن به تصویر می‌کشاند. علی‌ایحال بهتر است توضیح آنرا به خودشان واگذاریم.
و اما در سلسله مقالات جناب مهاجرانی، تحت عنوان نقد حال دو مطلب قابل ذکر است. اول اینکه ایشان در بیان مطالب خود را از اوصاف و رفتار و برخوردهای امام علی(ع) و حضرت اباعبدالله‌ الحسین(ع) تمسک جستند و این تمسک نه بدان جهت باشد که خواننده را از فضائل ائمه‌اطهار علیهم‌السلام فیض دهند. بلکه برای نقد جان استاد گرانقدر و عظیم‌الشأن حضرت آیت‌الله مصباح یزدی تبیین می‌شود.
‌‌بیان ایشان فرمایشات حضرت امام(ره) را یادآور می‌نماید که راجع به قصه دیدار مسعود رجوی با معظم‌له در نجف اشرف فرمودند، پس از دیدار و مذاکره، حضرات همراه نظرم را جویا شدند و از عدم تأیید من متعجب شدند، گفتم تردید من به رجوی برای‌ آنست که ایشان از ما مسلمان‌تر شده؟!
‌‌‌جناب استاد مصباح که سالهای طولانی است در حوزه مشغول تدریس علوم دینی می‌باشند و همچنین در دانشگاهها و مراکز آموزش و مدیریتی، از جمله در مرکز آموزش مدیریت دولتی سلسله گفتارهائی پیرامون اخلاق کارگزاران مسائل مدیریتی و تطبیقی از دیدگاه اسلام و... را داشته‌اند و اغلب مدیران عالی و میانی کشور از ایشان تلمذ نموده‌اند و اصلا یکی از نظریه‌پردازان مباحث اسلامی می‌باشند، چگونه است که جناب مهاجرانی از ایشان مسلمان‌تر شده‌اند.
موضوع دوم اینکه در سلسله نقدهای جناب مهاجرانی تسامح و تساهل را به معنی مروت و جوانمردی و امثالهم گرفتند. اگر این معنی مطمع‌نظر باشد حال بهتر است در همین رابطه به نقد حال ایشان در ابتدای انتصاب وزارتشان بپردازیم و با عرض پوزش از ایشان بخواهیم توضیحاتی بفرمایند.
ایشان در دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی در قلب دولت و بعنوان معاون حقوقی و امور مجلس ریاست جمهور مسئولیت داشتند. پس از انتصاب ایشان از سوی جناب آقای خاتمی به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در همان چند ماه اولیه تقریباً همه مدیران از وزارت ارشاد را عوض نمودند. ‌‌آنچنان دست به عزل و نصب مدیران زدند که حتی پس از انقلاب اسلامی و سرنگونی رژیم شاهنشاهی در هیچیک از وزارتخانه‌ها و سازمانهای دولتی اینگونه برخورد نشده است. ‌‌گوئی یک رژیم دیگری بر سر کار آمد و یا با دولت قبلی در تقابل بوده است.
‌‌‌حتی ملاکهای ارزشی، تحصیلی و تخصصی، تعهد و... و هیچیک از ملاکهای مدیریتی مدیران قبلی را هم توجه ننموده‌اند که بهرحال اگر مدعی نباشم همه آنها از چنین ملاکهائی برخوردار بوده‌اند، قطعاً می‌توان ادعا نمود در بینشان با چنین ملاکهائی یافت می‌شدند. اصولا عزل و نصبها بر پایه کار علمی و اخلاقی نبود. جدول زیر تغییرات مدیران طی اشتغال ایشان در اندک مدت را نشان می‌دهد که بعدها نیز نسبت به بقیه ادامه یافت.
آمار تغییرات مدیران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در خلال چند ماهه اولیه تصدی آقای مهاجرانی که تقریباً بقیه مدیران نیز بعداً تغییر یافته‌اند.
(نقل از روزنامه رسالت مور‌‌‌خ 3/8/1377)
حال از جناب ایشان باید پرسید که از دم تیغ گذراندن مدیران متبوع از مصادیق کدامیک از معانی تساهل و تسامح می‌باشد؟ از باب گذشت، جوانمردی، انصاف و مروت بوده است؟! و یا آنروی دیگر سکه؟ و از باب خشونت؟ از این روش و منش خشنتر و غیرمنصفانه‌تر وجود دارد؟ بوده‌‌اند مدیرانی که سوابق خدمات طولانی و ارزنده در 8 سال دفاع مقدس، در جنگ و جبهه داشته‌اند، بوده‌اند مدیرانی که با تحصیلات و تجربیات بسیار بالا خدمت می‌نموده‌اند، هیچیک از آنان بی‌آنکه مورد ارزیابی قرار بگیرند عزل گردیدند، آیا این مدیران حق داشتن مسئولیت در اداره کشور را ندارند؟
‌‌اینهائی که انقلاب کرده‌اند و امثال شما را به وزارت رساندند، اینهائی که در ایجاد نظام مقدس جمهوری اسلامی و همین نظامی که شما داعیه پیروی از بنیانگذاران آن یعنی ائمه‌اطهار علیهم‌السلام و حضرت امام خمینی(ره) را دارید سهیم بوده‌اند. همین مدیرانی که طی سالهای جنگ و‌‌ جهاد و سازندگی مسئولیت داشتند و خون دلها خوردند و آنموقع که کار اداری شبانه‌روزی بوده و اینگونه امتیازات و امکانات ‌‌هم برقرار نبوده است خدمت نموده‌اند و حال بایستی نظام، حکومت، دولت و کشور را دودستی تحویل ‌شمائی دهند ‌که هیچی از آنها را قبول ندارید و اسم اینکار را هم تساهل و تسامح بمعنی جوانمردی می‌گذارید؟ ‌
‌‌‌‌‌آیا واقعاً در حق مدیران حضرت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی جوانمردی و انصاف بخرج داده‌اند؟ فلذا است که شما یکباره تصمیم گرفتید از همان آغاز مسئولیت خود همه مدیران متعهد به ارزشها و دستاوردهای انقلاب و امام(ره) و ولایت را عزل نمائید. البته این بدان‌ معنی نیست که همه مدیران منصوب شما فاقد این ارزشها باشند که این بحث دیگری است.
لهذا ملاحظه می‌شود تقریباً همه مدیران را عزل می‌نمائید و مدیران جدید می‌گمارید. تا آنها بخود آیند و وظایف و مسئولیتها را پیدا کنند جنابعالی زیربنای اهداف خود را پیاده می‌نمائید. و می‌بینیم که جراید بسیار متولد می‌شوند و وسایل ارتباط جمعی غیرقابل کنترل و هدایت می‌شوند و جامعه به سمت تشنج و خشونت هدایت می‌شود.
از همین‌‌رو وقتی شما به یک روحانی وارسته و استاد اخلاق و حکیم می‌تازید و بعبارتی خط تهاجم را به مطبوعات دست‌پرورده می‌دهید یکباره از هر سمت و سوئی تیرها رها می‌شوند و آنوقت چگونه یکفرد می‌تواند در همه سو خود را برهاند؟
این شیوه بسیار زیرکانه‌ایست که از سمتهای گوناگون تحریفهای گفتاری هتاکی‌ها و نقدها شروع می‌شود، بالطبع یکنفر حتی مجال خواندن و ملاحظه همه اینها را پیدا نمی‌کند. ‌‌‌ذهن بر همه اینها تقسیم و یا مشغول می‌شود، تمرکز از یک سلسله گفتار خارج می‌گردد و شما با خیال راحت، گوئی در میدان بی‌رقیب هستند و مبارز می‌طلبید. همه اینها را قطعاً باید تسامح و تساهل از نوع جوانمردی و انصاف پنداشت؟!
شمائیکه بدنبال کشف حقیقت هستند؟! و می‌خواهید ریشه خشونت را بیابید، آیا می‌دانید خشونت بعد از انقلاب کی و چه موقع و در چه رابطه زائیده شده است؟ جامعه ما با همه نامردمیهای استکبار جهانی ایادی آنها و با همه تقابلها و کینه‌توزیهای دشمنان خارجی همچنان در صلح و آرامش نسبی بسر می‌برد، تا اینکه یکباره حماسه دوم خرداد پیش آمد و عده‌ای خیال کردند انقلاب کرده‌اند و عده‌ای دیگر را فاقد ارزشهای باصطلاح انقلابی و اصلاح‌طلبی انگاشته و بیکباره در اغلب وزارتخانه‌ها و موسسات دولتی عزل و نصبها شروع شده، عده زیادی از وزراء، تقریباً همه استانداران، شهرداران فرماندهان و بخشداران و اکثر معاونین وزراء، رؤسای سازمانها و مدیران کل و... عزل شدند. ‌‌‌
شک و تردید در دلها کاشته شده، سیستم اداره کشور را با خیال خود را از غیر دوستان رهانیدند و به دست خودیهای باصطلاح انقلابیون دوم خرداد سپردند، بقیه را نامحرم انگاشتند، شمشیر بدگمانی و بیگانه‌پردازی بسوی همانهائیکه قانون اساسی مورد تمسک شما، انتخابات و انتخاب ریاست جمهوری جناب خاتمی را فراهم نمودند کشیدند. جامعه را به سمت و سوی دوقطبی شدن کشانیدند. ‌با زبان آزادی، ‌آزادی را سر بریدند‌ و با عمل‌ خشونت را به جامعه و حتی درون خانواده، بین جوانان، بانوان و... تزریق نمودند. ‌حتی معدود مدیران و دستگاهها و یا نهادهائی را برنتابیده فتح سنگر بسنگر را همایش دادند، آنوقت فریاد برمی‌آید ریشه‌‌های خشونت کجاست؟
آری، خشونت را باید از آنروزی‌ تحلیل کرد که آزادیهای به ارمغان آورده نظام مقدس جمهوری اسلامی نادیده گرفته شد، از آنروزی که جوانان را به میدان ‌تقابل با بزرگان فراخواندند. بانوان را شتابزده در دعوی آزاده‌خواهی بمیدان آوردند. به نهادهای قانونی و بعضاً ارزشی هتاکی‌ کردند. ایثارگران و بسیجیان و خدمات جنگ و جبهه را کمرنگ شمردند و صلوات را از همایشها گرفتند. ‌
و امروز ترویج خشونت را به‌ نسل انقلاب کرده و جنگیده در دوران انقلاب هشت سال دفاع مقدس نسبت می‌دهند. و امروز خشونت را به آیات عظام،‌ مصباح‌ها و بسیجیان عزیز و مخلص و سپاه افتخار‌آفرین اسلام منسوب می‌نمایند. آری نظام جمهوری اسلامی ایران که در مقابل آمریکا و اسرائیل ظالم و غاصب ایستاده و علیرغم همه جنایاتشان لقب تروریسم را به این امت شهیدپرور نسبت می‌دهند، امروز چه باک که عده‌ای نیز در داخل به ‌‌همین فرزندان انقلاب یا پدران نسل دوم انقلاب نسبت خشونت را می‌دهند؟!‌
‌‌‌اگر تسامح و تساهل اینست‌ که ما دوستان آمریکائیی؟!‌‌‌‌ و اسرائیلیان دوران را برتابیم و با صلح و سازش آمریکائی کنار آئیم قطعاً با این تهمت‌ها طرفی نمی‌بندند، همانگونه که در مقابل علی و حسین مظلوم(ع) طرفی نبستند.‌‌
ضمناً معنی خشونت را از همسر مکرمه خود و بقیه خانواده، حتی فرزند‌‌ کوچکتان بپرسید که در «سمینار ‌‌‌‌‌برلین» نشستند و نظاره‌گر باصطلاح دمکراسی و‌ ضدخشونت بوده‌اند و آنهمه خفت و صحنه‌های شنیع را تحمل کردند و ‌‌علیرغم آبروداری سیما از شما و خانواده‌تان، حتی نیمساعت اطلاع‌رسانی شفاف به جامعه را برنمی‌تابید؟!‌‌‌

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات