«تنشزدایی» در زبان فارسی، ترجمه واژه فرانسوی Detente است. معمولاً در محاورات سیاسی برای روشنتر بیان کردن وضع و موقعیت کشورهایی که مدتی با هم در حال کشمکش و تنش بودهاند و اکنون آرامشی نسبی بینشان برقرار گشته و ضمناً تمایلی نیز در رفتارشان برای بهبود بیشتر در روابط مشهود است، واژه «دتانت» یا «تنشزدایی» را به کار میبرند و منظور تکیه بر از میان برداشتن تنشهای سیاسی است. واژه «تنشزدایی» دال بر وجود تنشی است که پیش از این وجود داشته و حال تقلیل یافته و یا رفع میشود. تنشزدایی مرحلهای مقدماتی برای برقراری مناسبات حسنه میباشد.
اصطلاح تنشزدایی از اواخر دهه 1960 در عرف بینالملل و بویژه در روابط آمریکا و شوروی رایج شده است. تنشزدایی سیاستی بود که از سوی پرزیدنت «نیکسون» به منظور ترمیم وجهه بینالمللی آمریکا اتخاذ شده بود. از سوی دیگر عقبماندگی اقتصادی و درگیر شدن مستمر با بحرانهای اجتماعی و سیاسی سبب گردید تا رهبران شوروی نیز، از سیاست تنشزدایی در قالب اصل «همزیستی مسالمتآمیز» استقبال به عمل آورند.
در واقع، دوران تنشزدایی (1979 - 1969) دورهای بود که در آن هر دو ابرقدرت کوششهای هماهنگی برای گفتوگو درباره کشمکش موجود مابین خود به کار بردند؛ قرارداد «سالت 1» افزایش داد و ستد میان شرق و غرب و برآمدن این باور که هماوردی شوروی و آمریکا لزوماً نباید محور اصلی امور جهانی باشد، محصول این دوره بود. «نیکسون»، «فورد» و «کیسینجر» طراحان سیاست خارجی آمریکا و «برژنف» و «گرومیکو» طراحان سیاست خارجی شوروی از چهرههای برجسته دوران تنشزدایی در روابط آمریکا و شوروی میباشند.
سیاست تنشزدایی به دنبال شناسایی وضع موجود و قبول ضرورت نظم دادن به تعارضهای غیرنظامی در یک توازن صلحآمیز در روابط بازیگران نظام بینالملل است. تنشزدایی در تئوری و عمل به معنی پایان دوران تیرگی روابط و ایجاد تفاهم از طریق گفتوگو میباشد که زمینه تحکیم روابط بین کشورها را براساس اصل «همزیستی مسالمتآمیز» فراهم میآورد این واژه به معنای وضع و حالتی نیز که عناصری از «همگرایی» و «محدودسازی» را در بر میگیرد، به کار رفته است، البته عادیسازی به معنای پایان یافتن اساسی اختلافات نیست.
تنشزدایی مستلزم تفاهم و خویشتنداری بیشتر نسبت به یکدیگر است، به این ترتیب روندی نظمدهنده، تأثیرگذار و آیندهنگر میباشد. تنشزدایی میتواند در بر گیرنده سیاست حفظ توازن قوا و یا شامل عناصر اجتماعی و اقتصادی مشخصی باشد و نیز میتواند همزمان با تأکید بر ضرورتهای سیاست خارجی، درصدد دگرگونی در دیگر کشورها در جهت حرکت به سوی جامعه ایدهآل و مطلوب بوده و همچنین میتواند خواست تأمین وضع موجود و یا تغییر وضع موجود باشد. تنشزدایی روندی است که دگرگونیهای جامعه بینالمللی را از مرحله تخاصم به سوی همبستگی توضیح میدهد و عصر مذاکرات و برخوردهای مسالمتآمیز را در چارچوب همکاری مشترک و صلحآمیز به تصویر میکشد.
مشخصات تنشزدایی
1- تنشزدایی در تئوری و عمل به معنا و مفهوم خاتمه دادن تیرگی روابط و ایجاد تفاهم از طریق بحث و گفتوگو میباشد. بر این اساس، تنشزدایی یک راهحل نهایی به منظور رفع تنشها نیست، بلکه یک حالت فیمابینی است که دربرگیرنده عناصری از همگرایی و واگرایی میباشد.
2- در تنشزدایی ملاحظات ایدئولوژیک متعارض که به تشدید رقابت کمک میکنند، به تدریج اعتبار خود را از دست میدهند و اشتراک منافع سیاسی، اقتصادی و نظامی جای آن را میگیرد.
3- در تنشزدایی، خویشتنداری بیشتری نسبت به نظام سیاسی و اجتماعی طرف مقابل مشاهده میشود.
4- در تنشزدایی، ضمن اینکه طرفین در دفاع از اصول و مواضع خود کوتاه نمیآیند، قابلیت انعطاف تاکتیکی، آمادگی برای سازشهای موردقبول طرفین، سمتگیری به سوی گفتوگو و حسن تفاهم به جای رویارویی را از خود نشان میدهند.
5- تنشزدایی ضمن پذیرش این واقعیت است که مسئولیت مشکلات موجود بر دوش کشورهای مختلف قرار دارد.
6- تنشزدایی میتواند زمینه استفاده از تسهیلات بینالمللی و نیز مطرح شدن یک کشور در دنیا و پیدا کردن جایگاه شایسته در عرصه بینالمللی را فراهم میکند.
اصول تنشزدایی
1- اعتمادسازی، یعنی استفاده از مجموعه وسایلی که با آن سوءتفاهمهای انباشته شده در ذهن دولتها پاک و زدوده شود و جای خود را به اعتماد متقابل دهد.
2- ضرورت جلوگیری از درگیری
3- نیاز اجتنابناپذیر طرفین به خویشتنداری.
4- محکوم کردن تلاشهایی که از بحرانها به منظور دستیابی به امتیازات یکجانبه استفاده میشود.
5- صرفنظر کردن از ادعای برتریجویی.
6- اعلان آمادگی طرفین به ماجرای اصول همکاری متقابل جهت تحکیم روابط درازمدت.
7- آمادگی جهت همزیستی مسالمتآمیز در تحمل هر نوع شرایط سخت، جهت تحقق این ایده.
8- پذیرش کثرتگرایی سیاسی و اقتصادی.
همزمان با پیگیری و پیشبرد سیاست تنشزدایی همواره باید چند نکته مهم را نیز مورد توجه قرار داد؛ اول اینکه، تنشزدایی بدون توجه به قدرت ملی و افزایش آن و بدون توجه به شاخصهای اساسی سیاست خارجی، تنشزدایی از موضع ضعف است و هیچگاه برای هیچ کشوری نتیجه موثری نداده و نخواهد داد: «هانس. جی. مورگنتا» درباره اهمیت قدرت به عنوان پشتوانه پیشبرد و موفقیت سیاست تنشزدایی، میگوید: «تنشزدایی زمینه را برای صلح فراهم نساخته است، بلکه موازنه و توان هستهای دو ابرقدرت است که هم تنشزدایی و هم صلح را امکانپذیر نموده است.»
دوم اینکه، تنشزدایی یک خیابان یکطرفه نیست که یک طرف بخواهد به سود خود از آن استفاده کند. موفقیت تنشزدایی نیازمند حسننیت و اراده قوی و اعتماد طرفین میباشد.
سوم، نحوه برداشت طرفین از تنشزدایی در پیروزی و یا شکست آن بسیار موثر است.
چهارم، عدم توازن ارزشهای ایدئولوژیک، توافقهای شکننده و یا حتی دگرگونی در سیاستمداران رده بالا میتواند باعث ناکامی سیاست تنشزدایی شود.
پنجم، هر چقدر دامنه سیاست تنشزدایی گستردهتر باشد، امکان موفقیت آن بیشتر میباشد.
و سرانجام اینکه نباید دچار این تصور اشتباه شد که میتوان تمام کشمکشهای بینالمللی را تنها از طریق تنشزدایی، تفاهم بینالمللی و ایجاد اعتماد متقابل و گفتوگو از میان برداشت، چرا که تاریخ نشان داده جنگهای بزرگ تنها به دلیل وجود سوءتفاهمات اتفاق نیفتادهاند، بلکه عمده این جنگها بر سر اهداف واقعی صورت گرفتهاند.
در مجموع میتوان گفت، سیاست تنشزدایی از طریق گفتوگو و مفاهمه در جهان پر از تعارض هم میتواند پاسخگوی ارزشها باشد و هم اینکه منافع ملی یک کشور را در سطح مختلف فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی تأمین کند. سیاست تنشزدایی تمام جوامع را از خشونت و دشمنی به تحمل یکدیگر و همکاری و اعتماد متقابل فرامیخواند و کشورها را به شرکت فعالتر و گستردهتر در روابط دو یا چندجانبه ترغیب مینماید.
فهرست منابع در دفتر روزنامه محفوظ است.