امیر پارسا
دیدار رئیسجمهوری با دانشجویان در مراسم 16 آذر امسال را میتوان از دو زاویه کلی مورد بحث و ارزیابی قرار داد و درباره آن تحلیلهای گوناگونی ارائه کرد.
در نگاه اول، استقبال پرشور جوانان دانشجو از مراسم این روز و سخنان آقای خاتمی گسترده و تا حدودی غیر مترقبه بود که این را باید به فال نیک گرفت. این نوع استقبال و ابراز احساسات دانشجویان، صرفنظر از برخی شعارهای خارج از برنامه و افراطی عدهای قلیل، بیانگر استمرار محبوبیت رئیسجمهوری است که با آرای بیش از هفتاد درصد مردم اعتبار بالایی را برای نظام در خارج کسب کرد و در داخل نیز مشروعیت آن را افزایش داد. از سوی دیگر مراسم یاد شده، به مفهوم خط بطلان کشیدن بر پارهای از تحلیلهای افراطیون برخی جریانهای سیاسی است که در ماههای اخیر با طرح بحث «عبور از خاتمی» و یا «نزول اقبال رئیسجمهوری» به دنبال فراهم کردن بستری در جهت مشروعیت بخشیدن به حرکتهای تندروانه خود بودند تا مگر پیروزی و موفقیتی برای خویش رقم زنند.
یک نگاه افراطی که متأسفانه هوادارانی در درون نظام نیز دارد همواره به دنبال جدا کردن رئیسجمهوری از نظام و ترسیم چهره اپوزیسیونی از وی در میان قشر انقلابی و دیندار است که پیامدهای چنین حرکتی ضربه به سرمایههای نظام است و بیش از آن که منافع یک جناح سیاسی را تأمین کند به مشروعیت جمهوری اسلامی ضربه میزند.
به هر میزان که از محبوبیت یک شخصیت سیاسی موفق درون نظام از راههای مختلف بویژه تخریب چهره وی کاسته شود به همان اندازه، نظام و روحانیت آسیب خواهد دید و چالشهای پیش روی آن بشدت افزایش مییابد.
آنان که میپندارند خاتمی نماینده یک جناح سیاسی است و در تخریب موقعیت و چهره جهانی او سخت تلاش میکنند در بیراههای افتادهاند که در نهایت هم اقبال جامعه به جناح خود را تنزل میبخشند و هم زمان را برای ترمیم و بازسازی موقعیت خویش از دست میدهند.
زاویه دوم نگاه به دیدار خاتمی با دانشجویان به ماهیت سخنان رئیسجمهوری بازمیگردد که با نگاه و رویکردی تازه، مسائل جامعه را مورد کندوکاو قرار داده و آرامشی دوباره بر فضای تنشآلود کشور حاکم کردند. فضایی که این روزها در جامعه شاهد هستیم، از کشاکش نیروهای افراطی هر یک از جناحهای سیاسی کشور از یکسو و طیفهای متحجر از سوی دیگر رنج میبرد که پیامد اصلی آن قربانی کردن میانهروی و انرژی نیروهای سیاسی در پای مطامع جناحی عدهای تندرو است.
خاتمی در مراسم 16 آذر با قاطعیت و صراحت بیشتری به طرد افراطیون رخنه کرده در جناحهای سیاسی پرداخت، افراطیگراییهای که کاملاً در راستای مطامع و خواست مخالفان مردمسالاری دینی و نیروهای برانداز مقیم خارج بوده و با روح واقعی مکتب اسلام و انقلاب سر سازگاری ندارد.
برآیند این سخنان، بحث وی درباره تغییر قانون اساسی بود که آقای خاتمی در این زمینه اعلام کرد: «امروز، سخن از تغییر قانون اساسی که به نحوی تغییر نظام محسوب میشود، خیانت به نظام اسلامی و ملت ایران است». وقایع سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی که در ماههای اخیر شدت گرفته است نشان میدهد همواره دو نیرو در پی تغییر نظام بودهاند، و در این راه تغییر قانون اساسی را به عنوان یک راهکار مهم، در دستور کار تبلیغاتی خود قرار دادهاند.
دسته اول طیفی از نیروهای خارج از نظام هستند که اعتقاد تام به براندازی رژیم جمهوری اسلامی دارند و دسته دوم نیروهای متحجر و واپسگرایی میباشند که «جمهوریت» را در کنار «اسلامیت» نظام برنمیتابند و هر از چند گاهی به دنبال رسیدن به آمال دیرینه خود در حذف مشارکت مردم در سرنوشت سیاسی خویش هستند. تأثیر تفسیری که این طیف از مکتب اسلام و سختگیری پیرامون آن ارائه میکند به مراتب خطرناکتر از طیف برانداز است، چرا که طیف برانداز به صورت آشکار بر طبل خشونت و معاندت با نظام میکوبد ولی متحجرین چون خوره ارکان اسلام، نظام و انقلاب را نابود میکنند و آنها را از ماهیت واقعی خود تهی مینمایند.
رئیسجمهوری در مقابل این تز خطرناک، شعار «عمل به قانون اساسی و دفاع و تلاش برای پیاده کردن همه اصول آن» را مطرح کرد که باید سرلوحه تمام دستگاههای نظام و نیروهای سیاسی علاقهمند به سرنوشت انقلاب قرار گیرد. امروز هرگونه تلاشی برای تغییر ماهیت نظام جمهوری اسلامی با هر هدف و انگیزهای حتی به نفع تشکیل «حکومت اسلامی»، دامن زدن به تشنجات عمیق اجتماعی و سیاسی و بحرانآفرینی به قصد بهرهبرداری دشمنان ایران اسلامی از اوضاع ناامن احتمالی است که میتواند پایگاه نیروهای برانداز را تقویت کرده و کشور را به سراشیبی سقوط بکشاند.
همانطور که رئیسجمهوری تأکید کردند اگر مشکلاتی نیز بر سر راه اجرای قانون اساسی وجود دارد، میتوان با تغییر و اصلاح برخی قوانین عادی و یا تصویب اختیارات تازه، مقام ناظر بر اجرای صحیح قانون اساسی را یاری داد و چالشهای فرارو را از بین برد.
جامعه اسلامی ایران در مقطع کنونی نیازمند برداشتهای تازه گروههای مرجع بویژه روحانیت از مکتب اسلام برای آسایش بیشتر در زندگی اجتماعی و سیاسی خود و رفع مشکلات روزمره دست به گریبان با آن هستند و هیچگاه رضایت نمیدهند نظام و انقلابی که با خونهای بسیاری حاصل شده است در کشاکش نبردهای بیحاصل جناحی به مذبح فرستاده شود.