برگزاری مراسم تودیع و تقدیر، فرهنگی است که به مدد اخلاق قدیمی ایران در جامعه ما رواج دوباره پیدا کرده است که باید آن را به فال نیک گرفت. امیدوارم همیشه قدردان زحمات مردان و زنان ارزشمند خود در تمام عرصهها باشیم.
به حمد خدا در دوره اخیر این سنت گسترش پیدا کرد و پذیرفته شد که حفظ نیروهای ارزشمند نظام و تقدیر و بزرگداشت آنها بر ما فرض است.
دکتر وردینژاد از تاسیس روزنامه صحبت کردند. آقای وصال نیز همین طور. آنچه به ذهن رسید این است که خاطرهاز شکلگیری این روزنامه ذکر کنم. بحث داشتن یک روزنامه برای نخستین بار در جلسه شورای معاونان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در زمان آقای مهندس میرسلیم مطرح شد. شرایط در آن موقع متفاوت بود. نخستین روزنامه رنگی کشور «همشهری»، با قطع جدید و فضای جدیدی منتشر شده بود. تیترها و عناوینی که انتخاب میشد بیشتر به نشاط در جامعه و امید در جامعه دامن میزد. به لحاظ کار حرفهای نیز از اصول روزنامهنگاری حرفهای استفاده میکرد. به هر حال پدیدهای جدید بود و به دنبال آن بحثهای مفصل در گرفت که آیا داشتن روزنامه تمام رنگی اسراف است یا سیاست دیگری را اقتضا میکند. در چنین شرایطی بحث روزنامه جدید ایران مطرح شد و اولین چیزی که به ذهن میرسید این بود که آیا روزنمه ایران رقیب روزنامه همشهری خواهد بود؟ این روزنامه را گروهی میگرداندند که بعدها متشکل کارگزاران را شکل دادند و طبعا بر مشی و سلیقه این روزنامه هم تاثیر گذاشت.
اینکه ایران رقیب روزنامه همشهری باشد به شرایط آن موقع بر میگشت. چون دورهای بود که شهرداری فرهنگسرای متعدد ساخه بود. اجرای نمایشها و برنامههای هنری در فرهنگسراها و تاسیس کتابخانهها آغاز شده بود، به هر حال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم احساس متولی بودن در این زمینهها را داشت، ضمن آنکه نوع نگاهش متفاوت بود.
نوعی رقابت پنهان در این حوزهها وجود داشت و بحث پشتپرده این بود که روزنامه ایران چه جهتی را انتخاب خواهد کرد و با چه هدف و نیتی وارد عرصه مطبوعات میشود.
نوعی رقابت پنهان در این حوزهها وجود داشت و بحث پشتپرده این بودکه روزنامه ایران چه جهتی را انتخاب خواهد کرد و با چه هدف و نیتی وارد عرصه مطبوعات میشود.
اکنون که چند سال از این فعالیت گذشته به خوبی میتوانیم این مساله را ارزیابی کنیم که جهتی را که روزنامه انتخاب کرد چه جهتی بود و تاثیری که درفضای کلی فرهنگی جامعه داشت به چه نحوی بود و همراهی و همگامی آن در جهت جریان خواستههای مردم و مطالبات اجتماعی چه سمت و سویی داشت. لکن آن روز یکی از سوالاتی که در ذهن گروهی از افراد که پیگیر مسائل فرهنگی و سیاسی بودند، وجود داشت، همین سمت و سو بود.
نکته دیگری هم در آن جلسه از این نگاه مطرح شد که اگر خبرگزاری قرار است اطلاعات و اخبار و گزارشها و تحلیلها را در اختیار تمام رسانهها قرار دهد، آیا ایجاد روزنامه خاص و زیرنظر خبرگزاری در این سیاست انحرافی ایجاد میکند. در حقیقت نگرانی این بود که وابستگی روزنامه ایران به خبرگزاری همواره این شائبه را به دنبال خودش دارد که روزنامه ایران ممکن است از رانت ویژه خبری استفاده بکند و روزنامه نزدیک به دولت طبعا اخبار را گلچین میکند و مطالب خودش را در اولویت قرار میدهد.
در ان جلسه این بحث را هم مطرح کردم که اگر قرار است خبرگزاری روزنامه داشته باشد، خیلی خوب است ولی چه بهتر آنکه روزنامه هم خبرگزاری داشته باشند یعنی همچنان که روزنامهها متعدد است خبرگزاریها هم متعدد باشد. شرایط آن موقع با الان متفاوت بود. در حال حاضر چند خبرگزاری وجود دارد که بعضی از آنها خیلی هم خوب درخشیدهاند، آن مواقع هیچ خبرگزاری دیگری جز ایرنا و صدا و سیما وجود داشت.
به هر حال این هم یکی از مباحثی بود که در آن جمع مطرح شد با هم تفاصیل روزنامه ایران شکل گرفت. درباره جزییات آن بحثهای زیاید صورت گرفت. حتی اینکه نام آن «ایران» باشد، با خط ایرانی یعنی خط نستعلیق نوشته شود و خط آن هم خط آقای امیرخانی باشد. درباره همه این جزییات بحث شد. بر این اساس سیاستها و اهداف کلی روزنامه ترسیم شد و در چنین فضایی روزنامه ایران فعالیت خود را آغاز کرد.
اما آنچه اینجانب خدمت جمع عزیز شما عرض میکنم این است که روزنامه ایران به عنوان روزنامه دولت ایران و نه هر روزنامه دیگری مطرح است یعنی موقعیت خود را نامش تعریف میکند.
ما رقیب هیچ روزنامهای نیستیم و خود را با روزنامههای دیگر به این جهت مقایسه نمیکنیم. روزنامه ایران به دلیل نسبتی که با دولت دارد طبعا بار سنگینتری را به دوش دارد. بخشی از بار سنگین در ارتباط با مردم و دولت است. برای اینکه روزنامه بتواند نقش چنین پل ارتباطی را بازی کند. باید روزنامه مقبولی باشد، پرخواننده و پرطرفدار باشد، از ضوابط حرفهای بهره بگیرد و در عین حال به دلیل اینکه روزنامه دولت ایران است از ارزشهای اخلاقی سختتری هم تبعیت کند.
میدانید که ارتباط بین افکار عمومی نخبگان و سیاستگذاران زمینهساز پیشرفت و توسعه پایدار یک طرف انتخابات و اشکالات که در کار اجرا یا مجریان است، بیان می شود و از سوی دیگر توقعات و خواستها و مطالبات را با توضیح شرایط، واقعی و تعیدل میکند. اگر ما شرایط امروز را دقیقا بررسی نکنیم طراحی سیاستمان غیرواقعی و ناکارا خواهد شد. سیاست بر بال رسانههاست که مسیر خود را هموار میکند و به پیش میبرد. ما از طرفی به عنوان کسانی که امین مردم هستیم لازم است، به نقاط ضعف بیشتر توجه کنیم. برای اینکه چنین کاری بکنیم نیاز به تحلیل های تخصصی و گزارشهای ویژه داریم. روزنامه ایران روزنامهای نیتس که فقط تیترهای اصلی و چهار صفحه اولش با دقت خوانده شود و بسه شود. روزنامه ایران باید چنان جذاب باشد که تمام صفحات با دقت خوانده شود و با الگوی روزنامه های کشور باشد.
گزارشهای آن گزارشهای دقیقی باشد، عیبها را نشان دهدف مشکلات را بیان کند. معنای سیاستگذاری را مشخص کند، مبنای تصمیمسازیها را روشن کند. دولت مصوبات زیادی دارد. برای این تصمیمگیریها گروهی از حرفهای ترین کارشناسان کشور ساعتها وقت خودشان را اختصاص میدهند و این مباحث به کمیتههای مربوطه میرود و از کمیتههای مربوطه به دولت میآید چقدر در پس پشت این تصمیمگیریها اطلاعات و تحلیل نهفته است و ما به عنوان یک رسانه میتوانیم این اطلاعات را و تحلیلها را منعکس کیم و مردم را در جریان این مباحث قرار دهیم؟ اینها همه از مسائلی است که موقعیت خاص روزنامه را تعریف می کند. این ارتباط میتواند به نقد واقعبینانه یا به تعدیل توقعات اجتماعی منجر شود به هر ترتیب به این وضعیت اعتباراتی دادیم. قیمت نفت کاهش پیدا کرده، در آینده هم ممکن است این روال را داشته باشد. تعداد پروازهای عالم کم شده، این اتفاقات افتاده، با این وضعیت اگر کسی در جایگاه برنامهریزی و بودجهنویسی نشسته باشد چه تصمیمات عاقلانهای میتواند بیگرد. امکانات ما که نامحدود نیست، خواستها را چگونه باید در چارچوب این امکانات طراحی و برنامهریزی کرد؟ این یک حرکت دو سویه است، از سویی بیان مسائل و مشکلات ، نقد سیاستها، نقد روشها و راهکارهای اجرایی و از سوی دیگر دادن نگاهی عقلانی برای خواستها و مطالباتی که در این فضا بتوانیم اقدامی موثر داشته باشیم. ویژگی دیگر روزنامه ایران که باید همشه مدنظر داشته باشد تعلق آن به همه ایران است. روزنامه ایران برخلاف همشهری فقط روزنامه تهران نیست، باید در سیاستها به نحوی تجدیدنظر کنیم که از تهرانزدگی پرهیز شود. ضرورت این کار در رسانه بیش از هر جای دیگر احساس میشود. اگر روزنامه تهران زده داشته باشیم معنای آن انعکاس مسائل و نگاههای تهران به همه جای ایران است. بسیاری از نقاط کشور در این نحوه عمل نادیده گرفته میشوند و رسانه که باید ما را در شناخت ایران یاری کند با چنین روشی موجب گمراهی میشود. این یک اصل اخلاقی است که همه گروهها و همه مناطق کشور از برابری فرصت در انعکاس مشکلات و مباحث و دیدگاههای خود برخوردار باشند/ لازمه این کار این است که «ایران» روزنامه همه ایران باشد.
علاوه بر آن روزنامه ایران وظیفه سنگین دیگری هم بر عهده دارد و تجلی آن وظیفه در این اقدامی است که شما انجام دادهاید. روزنامه ایران متعلق به دولت و نظامی است که بیشا زا هر چیز داعیه اخلاقی دارد و رسالت و اهداف خود را در چارچوب نظامی اخلاقی مطرح میکند. بنابراین روزنامه ایران باید یک روزنامه بشدت اخلاقی باشد. در این روزنامه، اخلاق حرفهای باید بیش از انچه در سطح عموم انتظار میرود رعیات شود. اخلاق حوزه وسیعی دارد ونباید تنها به امور شخصی و فردی تقیل یابد. اخلاق در تمام مناسبات ما اعم از فردی و جمعی حائز توجه ویژه است. مهمترین قاعده اخلاقی ما در روزنامه ایران و به حسب نسبت ان به نظام و دولت در این است که تمام آحاد جامعه موقعیت برابری نسبت به آن داشته باشند. این قاعده اخلاقی اقتضا میکند که سهم همه گروههای اجتماعی در بیان مطالب و ارائه خبر و تحلیل و مسائل در نظر گرفته شود. از این موضع میتوان از آزادی دفاع کرد. البته میتوان آزادی را حقی دانست که اصل مهم در تحقق سرنوشت انسان است و براساس آن است که انتخاب و مسئولیتشان نسان معنا میکند این نکته درست است اما میخواهم از موضعی دیگر از آزادی دفاع کنم. کسی اخلاقا مجاز نیست که محصول فکر و تلاش ذهنی انسان را محدود کند و حق او را در این زمینه نادیده بگیرد. از این موضع، چهرههای فرهنگی و هنری کشور، چهرههایی که این جایگاه را با صلاحیت فردی و بر اثر تلاش و ممارست احراز کردهاند، باید بتوانند در این روزنامه حضور داشته باشند و مطالب خودشان را بیان کنند.
قطعاً در حوزه سیاست و فرهنگ چهرههای خیلی زیادی داریم. ما هر جا حضور پیدا میکنیم با چهرههای ارزشمند هنری و فرهنگی مواجه میشویم. چه بسا که این چهرههای ارزشمند گمنام باشند.
همین گنجینهها را در حوزه اندیشه دینی داریم. بسیاری از متفکران جوان را در این حوزه داریم که آشنا به مکتبها و دیدگاههای مختلف هستند، بسیاری از اینها را در حوزههای هنرهای مدرن داریم. بسیاری از هنرمندان مدرن ما آثار ارزشمندی خلق کردهاند.
ما درفضای پرطراوت فرهنگی خودمان باید برای همه اینها جایگاه قائل شویم. با مشارکت همه گروهها و بها دادن به تمام حوزههای فرهنگی است که میتوانیم به اوج خلاقیت برسیم. در شرایطی که ما با بحران هویت در جریان جهانی شدن مواجه هستیم. میتوانیم با تکیه بر استعداد ایرانی و به پشتوانه سابقه تاریخی، فرهنگی و تمدنی، حرکت مستقل فرهنگی را پیش ببریم و این نگاهی است که روزنامه ایران میتواند در پیشبرد آن نقش اساسی داشته باشیم. بسیاری از کسانی که در کنار ما هستند. میتوانند به پیشبرد این سیاستها کمک کنند. آقای وردینژاد دیگر در روزنامه ایران نیستند و در سمت دیگری مشغول خواهند شد. اما به عنوان یک صاحبنظر در زمینه اطلاعرسانی و خبری میتوان همچنان از تجربیات ایشان بهره گرفت.
شما ببینید که در شبکههای خارجی همه گزارشگر مربوط به ایران را میشناسند. چرا ما نباید چنین چهرههایی داشته باشیم؟
اینکه به نهادهای مردمی و مدنی فکر میکنیم یک معنایش این است که شخصیتها در شکلگیری و جهتدهی در عالم امروز حتی نقشی به مراتب بیشتر از تشکیلات رسمی دارند و اتفاقاً از وظایف ماست که با این نهادها و شخصیتهای مدنی ارتباط برقرار کنیم و آنها را در عرصههای مختلف ملی و بینالمللی معرفی کنیم. قطعا این افراد با توجه به تجربه و اطلاعات وسیعی که دارند جهتگیری و تحولات را بهتر میتوانند پیشبینی کنند.
صمیمانه از همه شما سپاسگزارم. امیدوارم دکتر ناصری مدیرعامل محترم ایرنا که خودشان از چهرههای شناخته شده فرهنگی ما هستند، به اعتلای بیشتر این فضا در جمع روزنامه ایران و نشریات وابسته به خبرگزاری کمک کنند و متقابلاً این مجموعه هم در خدمت خبر و مجموعه خبری نظام باشد.