میرمحمود موسوی به عنوان اولین سخنرانی نشست «ترکیه بازیگری جدیدی در منطقه» بحث خود را با این پرسش که وقتی از ترکیه جدید صحبت میکنیم، مرادمان از و و جدید چیست و تغییرات ظاهری ترکیه از چه عمقی برخوردار است؛ شروع کرده و میگوید: «یکی از اصلیترین موضوعات این است که آنچه در ترکیه میگذرد اگرچه جریانی جدید به حساب میآید اما نمیتوان قسم خورد که این جریان به همین نحو باقی خواهد ماند. زیرا ما تا یک ماه پیش ترکیهای داشتیم که در فضایی دیگر تنفس میکرد و در یک ماه اخیر در فضایی متفاوت. همین طور که ما ایرانیها نیز وضعیت داخلیمان متاثر از وضعیت اطراف در خاورمیانه و شرق آسیا و کشورهای آفریقایی و ... است.»
مدیر کل پیشین آسیای غربی وزارت خارجه در ادامه میافزاید: «وقتی به عرصه سیاسی ترکیه نگاه میکنیم، چه گرایشهایی را میتوانیم مشاهده کنیم که زنده و فعال باشند؟ نباید لباس دوخته شدهای را بر تن این گرایشها کنیم. چنانکه وقتی در ایران از لیبرالیسم حرف میزنیم نباید همان تعبیر نهضت آزادی را مدنظر قرار دهیم. بنابراین زمانی که از حزب اسلامگرا در ترکیه سخن میرانیم باید ببینیم از چه الگویی حرف میزنیم؟»
وی در ادامه به ویژگیهای جریان ملیگرایی در ترکیه اشاره کرده و میگوید: «در ترکیه با یک جریان قوی ملیگرایی مواجهیم که متکی بر سوابق تاریخی است و در زمان آتاتورک موج عظیمی با خود اورد که میخواست چشمش را بر گذشته ببندد. اما میبینیم که آن گذشته هیچ وقت فراموش نشد. جریان دوم در ترکیه جریانی غربگراست که مختصات خودش را دارد و آن را هم نمیتوان با غربگرایی در ایران شبیه دانست. غربگرایی در ترکیه متفاوت از موج غربیسازی در ایران زمان پهلوی بود و شدت عمل بیشتری داشت. اسلامستیزی دوره آتاتورک بسیار بیش از ایران بود و در تغییر خط و ... خودش را نشان داد. این جریان غربگرا همچنان برای رسیدن به ارزشهای مختص خود تلاش میکند. جریان سوم نیز پان ترکیسم است که زبان، قومیت و سابقه ترکی را مدنظر دارد و معتقد است تمام ترکهای دنیا از یک ریشهاند و باید متحد شوند. این جریان شاید در نگاهی بلندپروازانه به دنبال یک امپراتوری باشد. این نحله فکری که خاستگاهش را پانترکیسم قرار میدهد، دارای ادبیات و رسانهها و نهادهای اجتماعی خاص خودش است.» همچنین وی در خصوص گرایش چهارم که اسلامگرایی است؛ میگوید: «گرایش اسلامگرایی در داخل خود زیر مجموعههای متنوعی دارد. این جریان عبد از هجمه عظیم آتاتورک، فشارها و محدودیتهای سختی را متحمل شد و نهادهایش به شدت تضعیف شد ولی به حیات خود ادامه داد و در دهه 50 و سپس دهههای 70 و 90 سیرنزولی و صعودی را از سر گذراند و سرانجام در انتهای قرن 20 خود را به عنوان جریانی جدید معرفی کرد. این جریان کاملاً نهادینه شده و در خارج از ترکیه نیز به حیات خود ادامه میدهد؛ مثل آلمان.» سپس وی به دوران بعد از روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه اشاره کرده و میافزاید: «وقتی این حزب به قدرت رسید، اعلام کرد به سکولاریسم ترکیه مقید است و نباید از این بابت واهمهای به دل راه داد. این حزب ارتش را همه بلافاصله تحدید نکرد ولی به تدریج محدودیت و کاستن از دخالت آن را آغاز کرد و راه خودش را پیش گرفت. این دولت موفق شده است از نوامبر 2002 تاکنون رشد قابل ملاحظهای عاید ترکیه کند و تورم دو رقمی را ه هفت درصد (آخرین رقم اعلام شده) برساند. درآمدها و صادرات به شدت بالا رفته و اشتغال و سایر شاخصها روبه رشد بوده است. ترکیه در قیاس با گذشته خود و نیز با در نظر گرفتن آمارهای اروپایی، موفقترین کشور اروپایی بوده است.» موسوی در ادامه تبیین میکند: «در حوزههای اجتماعی و فرهنگی و دینی، باید بگوییم که با وجود غلبه جمعیتی مسلمانها، آزادیها در ترکیه برقرار است. مجموع سیاستهای حزب عدالت و توسعه به آنجا رسیده است که فقط طی دو ماه گذشته توانسته محبوبیت خود را از 41 به 6/49 درصد برساند. این رقم البته متعلق به امروز است و باید دید تا خرداد ماه که زمان برگزاری انتخابات است چه روندی طی میشود. ضمن اینکه باید منتظر ماند و دید که حوادث منطقه چه تاثیری برجا خواهد گذاشت.»
دوری ترکیه غیرنظامی از شورشها
دکتر احمد نقیبزاده؛ استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران نیز به عنوان یکی دیگر از سخنرانان این نشست تخصصی بحث خود را تحت عنوان «سیاست خارجی ترکیه» آغاز کرده و میگوید: «ترکیه تاثیر دو عامل تاریخ و جغرافیا قرار دارد. به همین دلیل بحث غربگرایی در ترکیه خیلی قوی است و فقط یادگار آتاتورک نیست. به هر صورت در گذشته هم این تمایل وجود داشته و اگر این امر را به عنوان محور شاخص بگیریم، میبینیم که در گرایش ترکیه برای ورود به اتحادیه اروپا تبلور پیدا میکند.»
وی در ادامه میافزاید: «پیش از این نیز ترکیه عضو ناتو بوده و بیشتر رابطهاش با آمریکا خلاصه میشده و در سالهای اخیر گرایش به اروپا اهمیت بیشتری پیدا کرده و شاید این در غربگرایی ترکیه هم تعدیلی به وجود آورد. ولی این کار صورت نمیگیرد و به نظرم رهبران جدید ترکیه، از حزب توسعه به این سوی، در ملاقاتی که با اروپاییها داشتند، متوجه شدند و به همین دلیل تغییراتی بعد از این در سیاست خارجی ترکیه دارد شکل میگیرد.»
سپس دکتر نقیبزاده در ادامه بحث خود به بنیانهای مذهبی داخلی اتحادیه اروپا اشاره کرده و بیان میکند: «قبل از هر چیز نباید بنیانهای دینی اتحادیه اروپا را از یاد ببریم. کسانی که این اتحادیه را پایه گذاشتند یا کسانی که در گذشتههای دور این بحث را اصلا مطرح کردند، اولین نکتهای که به آن اشاره میکردند «دین مسیح» بود و «دین مسیح» هم یکی از سه پایه تمدن اروپاست و بر تمام سطوح زندگی اروپاییها تاثیر دارد. حتی نظریههای سیاسی و حتی افکار ضددینی، همه تحت تاثیر مسیحیت هستند.»
وی درادامه تاکید میکند: «این قضیه برای اتحادیه اروپا بسیار جدی است و هیچگاه به نظر نمیرسد که حاضر باشند یک کشور مسلمان را در بطن خودشان بپذیرند. ولو این که لائیک باشد. اروپاییها دارند تودههای ترک را در آلمان و سایر جاهای میبینند. همیشه این سماله برای غربیها وجود داشته است که اصرار به دموکراسی میکنند ولی یک دولت اسلامگرا روی کار میآید و اگر آنان به دموکراسی اصرار نکنند با اصول خودشان اختلاف پیدا میکنند و اگر یک ذره هم با نگاه تئوری توطئه نگاه کنیم، ممکن است که این نظریه یک وقتی درست از آب در بیاید که اصلا خود روی کار آمدن اسلامگرایان میانهرو، خودش برنامای بوده برای واکسیناسیون ترکیه.»
این استاد روابط بینالملل در ادامه توضیح میدهد: «چون اگر الان نظامیان در ترکیه روی کار بودند، مطمئن باشید تحت تاثیر موج جدید شمال آفریقا قرار میگرفتند و بدترین شورش در ترکیه اتفاق میافتاد. ولی فعلا آرامترین کشوری که در منطقه وجود دارد، ترکیه است. اروپاییها یک اصطلاحی دارند به نام «کله ترک» که این اصطلاح بر میگردد به زمانی که ترکها به دروازههای وین رسیده بودند و سنگربندی شروع شده بود. این نان کراواسانی که میخورند برای ترکیه است و زنان وینی آن را میپختند، با این نشانه که بر ترکها پیروز شوند. در واقع آنان سمبل ترکها را میخورند و حالا آن تبدیل شده است به کراواسانی که همه میخورند. با توجه به این خاطره بدی که اروپاییها از ترکها دارند از اصطلاح «کله ترکها» استفاده میکنند و میگویند که اینها چه جور آدمهایی هستند و چه جور ماهیتی دارند. این اصطلاح بیشتر از سوی مخالفان ترکها مطرح میشود. اما ترکها در اروپا موافقانی هم دارند که نگاه خوشبینانهای به آنان دارند کارهای شما را تکرار میکنند. حتی اگر ترکها مبادرت به سرکوب کردها میکنند، این کاری است که شما در آغاز شکلگیری دولتهای مدرنتان کردهاید. به هر صورت این موافقت اروپاییها با ترکها بسیار کوچک و بسیار لاغر است ولی آن ضدیتشان بسیار قوی است.»
وی در ادام تصریح میکند: «به همین دلیل است که اصلا قابل تصور نیست که یک کشور اسلامی بیاید در بطن کشورهای اروپایی.»
سپس این استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران به عامل سومی اشاره کرده و میگوید: «اگر بخواهیم از عامل سومی نام ببریم؛ به مشکلاتی برمیگردد که اتحادیه اروپا در سالهای اخیر پیدا کرده است. و این مشکل هم بر میگردد به کشورهای جدیدی که وارد اتحادیه اروپا شدهاند. الان پایههای خود اروپا به دلیل ورود این کشورهای جدید متزلزل است و بحثهای فرهنگی که از سال 1999 شروع کردهاند و کارهای عملی هم پشتش آمد؛ مقل فستیوالها و سینماهای مشترک اما تا حالا مشخص شده که چه قدر اختلاف فرهنگی وجود دارد که در دو محور اساسی میشود آنها را تقسیمبندی کرد؛ 1- محور شرق و غرب 2- محور شهر و روستا و حالا یک کشور دیگری هم با این ویژگیها بیابد وسط و مشکلات اروپاییها را خیلی زیادتر میکند.
دکتر نقیبزاده در ادامه سخنانش بر این امر تاکید میکند که: «خلاصه فکر میکنم که اگر ترکیه خیلی هم به جایی برسد، فقط یک متحد ویژه یا ممتاز برای اروپا خواهد بود نه عضو آن. این بحث نگاه به غرب به هر صورت، هر چه قدر قدیمی بوده، الان جدید هم هست. این را هم در حزب توسعه و به طور کلی در ترکیه مشاهده میکنیم.»
سپس وی با اشاره به سیستم فضایی ترکیه میگوید: «اتحادیه اروپا فشارهای زیادی هم به خصوص بر سیستم قضایی ترکیه آورده است. در اینجا هم ترکیه و هم اتحادیه اروپا متوجه شدند که این کار واقاً کار مشکلی است. شما نگاه کنید؛ مثلا طبق قواعد، اروپاییها مکلف کردهاندک ه ترکیه باید قواعدش را مشخص کند. اگر در اروپا زنی به شوهرش خیانت کرد حداکثر سه ماه زندان دارد و بعد هم حق طلاق دارد. در حالی که برای ترکی که حداقل سنگسار را برای زنش در نظر میگیرد، در چنین حالتی اصلا این قواعد قابل قبول نیست. حالا شما بیایید این طور قوانین را به ترکها تحمیل کنید. ترکیه به یک جایی میرسد که باید روی بگرداند از اروپا و برود به سراغ جاهای دیگر.»
وی در ادامه تاکید میکند: «در عین حال ترکها امید خودشان را رها نکردند و دست به کاری زدند که تا حد زیادی خردمندانه بود و از ان طریق میخواهند وزنه سیاسی خودشان را افزایش بدهند و وارد اتحادیه اروپا بشوند و اگر هم نشدند، چیزی را از دست ندادهاند و بعدها برد هم کردهاند.» این استاد روابط بینالملل دانشگاه تهران در ادامه به نکات دیگری پیرامون بحث ترکیه اشاره کرده و میگوید: «الان سه نکته وجود دارد که ترکها بر آن تاکید میکنند. یکی همان پانترکیسمی است که گفتند بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی خیلی سریع شروع شد و ایران را هم به عنوان رقیب خودشان قلمداد میکردند و همین طور در آسیای میانه. و همان طور که عرض کردم، پشت این مساله بیشتر اهداف اقتصادی است و ترکها فکر میکنند اگر پول به دست آوردند و خوب زندگی کنند، بهترین کار را انجام دادهاند و ترکیه میشود مرکز مراودات اقتصادی و بعد هم به دنبال مراودات سیاسی و بعد هم چیزهای دیگری.»
وی میافزاید: «بعد از اینکه حزب توسعه آمد، نگاهی هم به کشورهای اسلامی کردند و آن بریدگی که وجود داشتند و ما حتی در رفتارشان نسبت به جمهوری اسلامی هم میدیدیم، در دهههای 90- 80 آن هم برطرف شد.
در واقع ترکیه میتواند دروازه ورود غرب به کشورهای اسلامی و ترکزبان منطقه باشد. ترکیه این سیاست را شروع به تقویت کرد و بعد از موفقیتهایی هم که در عرصه داخل به دست آوردند، عنصر سومی هم به آن اضافه شد که ما خیلی خوب میتوانیم الگوی کشورهای مسلمان منطقه باشیم. شما اگر به ما کمک کنید و ما موفق بشویم، این الگوی اسلامی ملایم در منطقه موفق میشود.»
دکتر احمد نقیبزاده در ادامه تاکید میکند: «پیش از این، حتی در زمان حکومتهای نظامی و سختگیریهای این چنینی هیچگاه ترکیه مذهب را در صحنه سیاست خارجی خودش فراموش نکرد. بسیاری از امامان و ائمه جمعه در مساجد اروپایی را ترکیه تعیین میکرد و در کشورهای آسیای میانه هم به همین صورت. به این ترتیب ترکیه این زمینه موفق بشود از این طرق وزنهای کسب کند و به عنوان دروازه ورود اروپا به کشورهای اسلامی و ترک زبان مطرح شود که خب چه بهتر و اگر نتونست که چیزی را از دست نداده چون نفوذش را در منطقه افزایش داده است.»
جمعبندی
پس از ایراد سخنان صاحب نظران در خصوص نقش جدید ترکیه در منطقه؛ سید محمد صادق خرازی، مدیر کل سابق دفتر مطالعات سیاسی- بینالمللی وزارت امور خارجه و مدیر مسئول دیپلماسی ایرانی نیز به جمعبندی سخنان استادان و دیپلماتهای محترم پرداخته و تحلیلهای خود را نیز در این خصوص ارائه میکند که به شحر زیر است:
ترکیه نماد تجددخواهی و تحولخواهی
سیدمحمدصادق خرازی، سفیر سابق ایران در فرانسه با اشاره به نقش ترکیه جدید در منطقه میگوید: «ترکها دوران بحرانهای فکری را پشت سر گذاشتهاند. ترکها در چند دهه تحت فشار جدی لائیسیته آموختهاند که عقل خود بنیاد در منافع ملی را چگونه مورد استفاده قرار دهند. پیشرفت ترکیه را میتوان تمثیلی مناسب دانست ترکها گروهی کار میکنند. این اراده و انسجام در میان تصمیمسازان و سران ترکیه ستودنی است. این گفته آقای دکتر قهرمانپور به جاست که در ترکیه امروز هر کدام از چهرهها مسئولیتی را عهدهدار هستند. رجب طیب اردوغان، نخستوزیر ترکیه نماد مدیریت و رهبری دولت در ارتباط با تودهها و مردمگرایی واقع بین و صادق است. عبدالله گل، رییسجمهوری این کشور نماد تفکر حاکم بر حزب عدالت و توسعه و پیشرفت اقتصاد است و احمد داوود اوغلو، وزیر امور خارجه این کشور هم در حقیقت استراتژیست این کشور به حساب میآید. وی به صراحت تاکید میکرد که ترکها به دنبال ارتقا موقعیت رتبه خود در بخش سیاست و اقتصاد جهانی هستند.»
خرازی در ادامه تاکید میکند: «به باور بسیاری از تحلیلگران مسایل ترکیه، رابطه میان تهران و آنکارا هیچ گاه تا این اندازه مثبت نبوده است. این رابطه در چند سال اخیر هدفمند و منظم شده است. نیم نگاهی هم به مناسبتهای اقتصادی، سیاسی، تجاری ارزی و مرزی دو کشور بر این امر صحه میگذارد. دربازه زمانی چند دهه گذشته ما بارها شاهد درگیری لفظی و دیپلماتیک میان ترکیه و ایران بودیم که بادرایت طرفین مهار شد. ترکیه امروز مصمم است با ارائه الگوی مدیریت اسلامی و مبارزه با افراط و رادیکالیسم، اسلام عقلانیی را به عنوان مبنای دکترین خود عرضه کرده و هم اینک در بسیاری از نحلههای فکری دنیای اسلام به عنوان نماد تحول خواهی و تجددخواهی و اسلام خواهی و پاسداری از ارزش و میراث کهن تمدن اسلامی مورد توجه واقع شدهاند. هدفمندی دیپلماسی ترکیه را در نقشآفرینی و بازیگری آن باید جستوجو کرد. ترکیه در دنیای اسلام، خلیجفارس، خاورمیانه و در آن سوی مرزهای ایران یعنی میان پاکستان، افغانستان نقشآفرینی میکند و این نقطه عطفی از تاریخ تحول سیاسی ترکیه است. دستگاه دیپلماسی در ترکیه از نوعی خردمندی برخوردار شده است. در ماجرای فلسطین و مقاومت و انتفاضه، ترکیه با درایت عمل کرد و اردوغان نماد مقاومت شد. اردوغان در نوار غزه و کرانه باختری توانست محبوبیت عظیمی کسب کند. ترکیه در این فضا قلب مخاطبان دل سوخته و مبارز عرب و دنیای اسلام را از آن خود کرده که این نشان از هوشمندی و زمانشناسی و فرصتشناسی ترکهاست.»
سفیر سابق ایران در فرانسه در ادامه با توجه به تحولات جدید در خاورمیانه میگوید: «ایران، مصر و ترکیه سه کشور مهم منطقه هستند. سه حوزه تمدنی که هم در گذشته موقعیت داشتهاند و هم امروز و هم در آینده دارای ظرفیت و پتانسیل بینظیر هستند. ترکیه در دوران گرفتاری در مهجوری آتاتورکیسم، مشتاقانه ایستاد. برخی ادعا می کنند که در اروپا نوعی مخالفت برای پذیرفتن ترکیه وجود دارد. ترکیه در شورای اروپا؛ اتحادیه اروپا و ناتو عضوی فعال است. اما برخی کشورها مانند فرانسه، آلمان و انگلستان با نگاه سنتی با عضویت ترکیه مخالفت میکنند اما من روزگاری را پیشبینی میکنم که اتحادیه اروپا از ترکیه برای حضور این کشور دعوت کند. ترکیه اینک دارای ایده در شبه قاره و خاورمیانه است. در بحث پرونده هستهای ایران نیز ترکها همچنان نقش میانجی را ایفا میکنند. مقامهای ترک در رایزنیهای گسترده با مقامات ایران، در پی فرصتهای جدی برای مشروعت و مقبولیت پیدا کردن میانجیگری استانبول هستند. ترکیه توانسته است از خلاء ایران به راحتی بهره گیرد و به راحتی بهره گیرد و به راحتی از بالای سر ما عبور میکند و در مناقشه میان پاکستان و افغانستان میانجیگری می کند. روزگاری ایران در یک دهه گذشته نقش فعالی در حل و فصل میان سوریه و ترکیه حکمیت میکرد اما اکون ترکها همین نقش را به صورت گستردهتر دنبال میکنند.»
وی در ادامه سخنانش به نقش ترکیه رد تحولات جدید خاورمیانه و به خصوص مصر اشاره کرده و میگوید: «در پرونده مصر هم این ترکها بودند که بیشترین مشاوره را به باراک اوباما دادند. اوباما روزانه با مقامهای ترکیه در تماس تلفنی مستمر و مداوم است. اینک واقیت جدیدی به وقوع پیوسته است از میان فرزندان اخوان سنتی، اخوانی جدید متولد شده است، که دارای دیدگاهی مدرن است. اخوانی که روزگاری زادگاه و اردوگاه سلفیسم سیاسی بود و آموزههای اولترا رادیکالیسم را مبنای خود قرار داده بود، اکنون در ترکیه به بلندگوی اسلام مدرن تبدیل شده است. همین اخوان تاکید میکند که تنها راه چاره برقراری امنیت و بهرهگیری از مردمسالاری است.»
مدیر کل سابق دفتر مطالعات سیاسی- بینالمللی وزارت امور خارجه؛ در بحث امنیت انرژی نیز به نقش ترکیه در منطقه تاکید میکند و میافزاید: «کاری که ترکیه هم اینک در راستای همکاری امنیت انرژی با روسیه، چین و هند انجام میدهد کاملا استراتژیک است. ایران چشمان خود را بر روی پروژه ناباکو بست و این ترکها بودند که زیرکانه این طرح را پیش بردند. امروز ظرفیتهای نوینی در منطقه پدید آمده است. ظرفیتهایی در صورتی که چند اتحادیه بزرگ منطقهای را به همراه میتواند داشته باشد و این اتحادیه جدید بردارند.»