تاریخ انتشار : ۰۸ آبان ۱۳۹۱ - ۱۱:۵۱  ، 
کد خبر : ۲۲۶۴۴۵
9 راهکار اتاق های فکر برای مقابله با جمهوری اسلامی

آمریکا با «قوه چهارم» به جنگ ایران می آید

اشاره: «اتاق‌‌‌‌‌‌‌های فکر» که در فارسی با نام‌‌‌‌‌‌‌های دیگری همچون «سازمان‌‌‌‌‌‌‌های فکری»، «موسسات تحقیقاتی»، «نهادهای فکری» و غیره از آنها یاد می‌‌‌‌‌‌‌شود، در ایالات متحده به عنوان «دانشگاه‌‌‌‌‌‌‌هایی بدون دانشجو» مورد توصیف قرار می‌‌‌‌‌‌‌گیرند که با به کارگیری کارشناسان، مقامات سابق و کنونی دولت و نیز صاحبنظران مسائل مختلف، به بررسی مسائل در حوزه‌‌‌‌‌‌‌های داخلی و خارجی این کشور پرداخته و در عین حال بر تعبین سیاست عمومی نیز تأثیرگذار هستند. متنفذترین این موسسات به نوعی مانند دولت سایه و منبع تأمین افراد موردنیاز در دولت‌‌‌‌‌‌‌های بعدی عمل می‌‌‌‌‌‌‌کنند؛ به گونه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای که مقامات سابق دولت آمریکا وارد این موسسات شده و مقامات دولت‌‌‌‌‌‌‌های جدید از آنها خارج می‌‌‌‌‌‌‌شوند. این موسسات همچنین کارشناسان موردنیاز را جهت رسانه‌‌‌‌‌‌‌ها، نگارش گزارش در مورد رخدادهای روزمره و ارائه شهادت در کمیته‌‌‌‌‌‌‌های کنگره در اختیار آنها قرار می‌‌‌‌‌‌‌دهند.

مهسا ماه‌‌‌‌‌‌‌پیشانیان
جایگاه این اتاق‌‌‌‌‌‌‌های فکر به طوری در آمریکا جا افتاده است که آنها را در کنار رسانه‌‌‌‌‌‌‌ها «قوه چهارم» حاکمیت می‌‌‌‌‌‌‌نامند؛ قوه‌‌‌‌‌‌‌ای در تراز سه قوه دیگر (قانونگذاری، اجرایی، قضایی) که ساختار حاکمیت ایالات متحده را می‌‌‌‌‌‌‌سازند. بر این اساس است که نهادهای مذکور در آمریکا به چهره اصلی ترسیم دورنمای سیاسی کاخ‌‌‌‌‌‌‌سفید تبدیل شده‌‌‌‌‌‌‌اند و سیاست‌‌‌‌‌‌‌گذاران در کنگره، کاخ‌‌‌‌‌‌‌سفید، پنتاگون و حتی مقامات اداری فدرال غالباً برای تصمیم‌‌‌‌‌‌‌گیری‌‌‌‌‌‌‌های خود به مشاوره‌‌‌‌‌‌‌های آنها روی می‌‌‌‌‌‌‌آورند. اهمیت این اتاق‌‌‌‌‌‌‌های فکر زمانی بیشتر آشکار می‌‌‌‌‌‌‌گردد که نقش آنها در تدوین راهکارهای ایالات متحده آمریکا برای برخورد سخت و نرم با کشورمان مورد بررسی قرار گیرد. این اتاق‌‌‌‌‌‌‌های فکری در مجموع از ابتدا تا کنون چهار رویکرد کلان درباره ایران را شکل داده‌‌‌‌‌‌‌اند و اکثر آنها نیز در مقاطع مختلف 32 سال گذشته وارد عرصه سیاستگذاری درباره جمهوری اسلامی شده‌‌‌‌‌‌‌اند. چهار رویکرد اصلی عبارتند از:
رویکرد سازش: ترغیب ایران به همکاری
رویکرد جنگ: نابودی ایران
رویکرد تغییر از درون: براندازی نظام جمهوری اسلامی
رویکرد بازدارندگی: تحدید ایران
اتاق‌‌‌‌‌‌‌های فکر آمریکایی و ایران
هر چند همان ابتدای شکل‌‌‌‌‌‌‌گیری نظام جمهوری اسلامی ایران، غرب و در رأس آن ایالات متحده از هیچ اقدامی برای سرنگونی نظام ایران فروگذار نکردند و از تمامی اهرم‌‌‌‌‌‌‌های سخت و نرم علیه کشورمان استفاده کرده‌‌‌‌‌‌‌اند، ولی فروپاشی اتحاد شوروی و پیروزی غرب ایدئولوژیک آنها در برابر بلوک کمونیسم را می‌‌‌‌‌‌‌توان سرآغاز جنگ نرم جدی آنها و به ویژه تغییر جهت نهادهای فکری غرب به سمت حوزه‌‌‌‌‌‌‌های دیگر مورد نگرانی آنها که همانا اسلام و به ویژه ایران بود، دانست. در این زمان، اتاق‌‌‌‌‌‌‌های فکر آمریکایی که شمار زیادی از آنها برای رویارویی فکری با اتحاد شوروی تأسیس شده بودند، خود را پیروز میدان دانسته و تلاش کردند همین استراتژی را در قبال کشورهای دیگر از جمله ایران دنبال کنند. این رویه با «کمیته خطر جاری» و «بنیاد (موقوفه) ملی برای دموکراسی» شروع شد و به سرعت به دیگر موسسات آمریکایی نیز سرایت کرد. در همین رابطه نیز فعالیت‌‌‌‌‌‌‌های خود را به انجام تحقیقات در مورد ایران، جذب چهره‌‌‌‌‌‌‌های دانشگاهی و انجام اقدامات جاسوسی در پوشش اعزام کارشناس متمرکز کردند. هم اکنون نیز بیش از 80 موسسه و اتاق فکر آمریکایی با بودجه‌‌‌‌‌‌‌ای معادل دو میلیارد دلار در سال زمینه جنگ نرم علیه کشورمان فعالیت دارند و در 18 سال گذشته 17 میلیارد و 700 میلیون دلار به طور مشخص برای براندازی جمهوری اسلامی ایران هزینه کرده‌‌‌‌‌‌‌اند. با توجه به همین رویکرد موسسات آمریکایی در قبال ایران و فعالیت‌‌‌‌‌‌‌هایشان علیه کشورمان که سعی داشتند میوه آن را در انتخابات ریاست جمهوری خرداد 1388 بچینند، وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران هم با ارائه لیستی از 60 موسسه غربی، فعالیت‌‌‌‌‌‌‌های آنان را مغایر با امنیت ملی کشورمان دانسته و هر گونه همکاری با آنان را ممنوع ساخت. نکته مهم آنکه تمامی موسسات مذکور از تغییر نظام جمهوری اسلامی ایران حمایت می‌‌‌‌‌‌‌کنند و تفاوت‌‌‌‌‌‌‌هایشان در شیوه‌‌‌‌‌‌‌های این کار است.
راهکارهای عملیاتی علیه ایران
با بررسی اقدامات اتاق‌‌‌‌‌‌‌های فکر آمریکایی علیه ایران در زمینه‌‌‌‌‌‌‌های گوناگون، می‌‌‌‌‌‌‌توان محورهای زیر را از جمله راهکارهای عملیاتی آنان برای تغییر نظام جمهوری اسلامی ایران دانست.
1- بهره‌‌‌‌‌‌‌گیری از جریانات منحرف فکری
یکی از اولین شیوه‌‌‌‌‌‌‌های غرب و به تبع آن موسسات فکری در آنجا علیه کشورمان برای براندازی نرم، بهره‌‌‌‌‌‌‌گیری از جریانات منحرف فکری در میان قشر به اصطلاح روشنفکری بود که در ساختار نظام جمهوری اسلامی حضور داشتند و می‌‌‌‌‌‌‌توانستند بزرگ‌‌‌‌‌‌‌ترین ضربه را به نظام وارد سازند. اتاق‌‌‌‌‌‌‌های فکری با استفاده از این شیوه در راستای استحاله درونی کشورمان تلاش می‌‌‌‌‌‌‌کنند.
2- سیاه‌‌‌‌‌‌‌نمایی فعالیت‌‌‌‌‌‌‌های هسته‌‌‌‌‌‌‌ای ایران
تأکید بر نظامی بودن فعالیت‌‌‌‌‌‌‌های صلح‌‌‌‌‌‌‌آمیز هسته‌‌‌‌‌‌‌ای کشورمان که همواره در چارچوب موافقتنامه‌‌‌‌‌‌‌ها و پادمان‌‌‌‌‌‌‌های آژانس بین‌‌‌‌‌‌‌المللی انرژی اتمی و همچنین طبق مفاد معاهده منع گسترش (ان پی تی) صورت می‌‌‌‌‌‌‌پذیرد، از اصول اساسی تقریباً تمامی موسسات آمریکایی در مبارزه با ایران بوده است. در این رابطه هم به دلیل فقدان شواهد مستدل، بر نیت ایران اصرار داشته و ادعا می‌‌‌‌‌‌‌کند کشورمان در نهایت به دنبال ساخت تسلیحات هسته‌‌‌‌‌‌‌ای می‌‌‌‌‌‌‌باشد. به هر حال، با بررسی مسائل مختلف متوجه می‌‌‌‌‌‌‌شویم که در تمامی گزارشات آنان نگرانی از به خطر افتادن امنیت رژیم صهیونیستی و بر هم خوردن موازنه قدرت در منطقه به ضرر این رژیم موج می‌‌‌‌‌‌‌زند. برای مقابله با برنامه صلح‌‌‌‌‌‌‌آمیز هسته‌‌‌‌‌‌‌ای ایران نیز راهکارهایی از تحریم تا حمله نظامی را پیشنهاد می‌‌‌‌‌‌‌کنند. در این اواخر هم به غرب توصیه می‌‌‌‌‌‌‌کنند در زمینه حقوق بشر به ایران فشار آورده و در زمینه هسته‌‌‌‌‌‌‌ای امتیاز بگیرند. شیوه آنها نیز اصرار غرب بر ادعای نقص حقوق بشر در ایران و در نتیجه وادار کردن مسئولان کشورمان به کوتاه آمدن در غنی‌‌‌‌‌‌‌سازی اورانیوم است.
3- استفاده ابزاری از حقوق بشر
موسسات آمریکایی در گذشته به کرات از چنین شیوه‌‌‌‌‌‌‌ای برای حمایت از مخالفان و عوامل جریان فتنه در داخل استفاده کرده‌‌‌‌‌‌‌اند. صدور بیانیه‌‌‌‌‌‌‌های مکرر در حمایت از آشوب طلبان، قاتلان، قاچاقچیان مواد مخدر و جاسوسان؛ دعوت به سخنرانی از چهره‌‌‌‌‌‌‌های ایرانی به‌‌‌‌‌‌‌اصطلاح طرفدار حقوق بشر؛ ارائه گزارش به شورای حقوق بشر سازمان ملل و نهادهای دولتی کشور‌‌‌‌‌‌‌های غربی؛ فشار به دولت‌‌‌‌‌‌‌ها برای توجه به مسئله حقوق بشر در روابط خود با ایران؛ اعطای جوایز مختلف به فتنه‌‌‌‌‌‌‌گران داخلی به اسم حمایت از فعالان حقوق بشر و غیره از راهکارهای عمده آنان در این زمینه بوده است.
4- شخصیت‌‌‌‌‌‌‌سازی
برجسته کردن فتنه‌‌‌‌‌‌‌گران و مخالفان نظام جمهوری اسلامی ایران در قالب روشنفکر، فعال حقوق بشر، آزادی‌‌‌‌‌‌‌خواه، اندیشمند و غیره نیز از دیگر شیوه‌‌‌‌‌‌‌های موسسات غربی است که غالباً با استفاده از رسانه‌‌‌‌‌‌‌های تحت اختیار خود جنبه تبلیغاتی گسترده‌‌‌‌‌‌‌ای به آن می‌‌‌‌‌‌‌بخشند. در این روش تلاش می‌‌‌‌‌‌‌شود رقیبانی از درون جامعه هدف برای شخصیت‌‌‌‌‌‌‌های اصلی و رهبران داخلی ایجاد شود.
5- تحریک قومیت‌‌‌‌‌‌‌ها برای تجزیه ایران
تحریک قومیت‌‌‌‌‌‌‌ها را می‌‌‌‌‌‌‌توان از اولین سیاست‌‌‌‌‌‌‌های غرب علیه کشورمان دانست، به گونه‌‌‌‌‌‌‌ای که با گذشت تنها سه روز از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در 22 بهمن 1357 ، غائله کردستان و پس از آن موارد مشابه را در دیگر مناطق همچون ترکمن صحرا و خوزستان راه انداختند که با تدبیر امام خمینی(ره) و رشادت پاسداران خنثی شد. به هر حال، در سال‌‌‌‌‌‌‌های اخیر چنین سیاستی دوباره در چارچوب استراتژی آنها برای مقابله با کشورمان قرار گرفته است که به طور مشخص اجرایی کردن آن بر دوش «موسسه آمریکن اینتر پرایز» قرار داده شده و این موسسه به طور آشکار به انتشار کتب و مقالات و نیز برگزاری نشست‌‌‌‌‌‌‌ها در این زمینه می‌‌‌‌‌‌‌پردازد. در یکی از نشست‌‌‌‌‌‌‌های اخیر این مرکز تحت عنوان «ایران ناشناخته: موردی دیگر برای فدرالیسم»، اشخاصی ناشناخته از قومیت‌‌‌‌‌‌‌های گوناگون ایران را دور هم جمع کرده و به صراحت هدف از برگزاری این نشست را «رهبرسازی» برای قومیت‌‌‌‌‌‌‌های ایران و تحریک آنان جهت مقابله با نظام جمهوری اسلامی ایران عنوان می‌‌‌‌‌‌‌کند.
6- راه‌‌‌‌‌‌‌اندازی سایت‌‌‌‌‌‌‌ها و نشریات اینترنتی
سایت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و نشریات اینترنتی راه‌‌‌‌‌‌‌اندازی شده به زبان‌‌‌‌‌‌‌های فارسی توسط موسسات غربی که به تهیه خبر، گزارش، مصاحبه و ارائه راهکارها به مخالفان و فتنه‌‌‌‌‌‌‌گران می‌‌‌‌‌‌‌پردازند از آنچنان اهمیتی برخوردار بوده است که طی سال‌‌‌‌‌‌‌های اخیر بودجه هنگفتی را برای آنها منظور کرده‌‌‌‌‌‌‌اند. همگی این سایت‌‌‌‌‌‌‌ها تلاش دارند به ایجاد جو بدبینی در ایران دامن زده و موجب تشکیک در برنامه‌‌‌‌‌‌‌های صلح‌‌‌‌‌‌‌آمیز هسته‌‌‌‌‌‌‌ای کشورمان شوند. از جمله این وب‌‌‌‌‌‌‌سایت‌‌‌‌‌‌‌ها می‌‌‌‌‌‌‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
«گذار» متعلق به خانه آزادی
«توانا» متعلق به مرکز آزادی خاورمیانه
«پنجره» متعلق به بنیاد ملی برای دموکراسی
«راهبرد» متعلق به بنیاد ملی برای دموکراسی
«واشنگتن پریزم» متعلق به موسسه امنیت جهانی
«ایران تِرَکر» یا «ردیاب ایران» متعلق به مؤسسه آمریکن اینتر پرایز
«ابتکار امنیتی ایران» متعلق به مؤسسه سیاست خاور نزدیک واشنگتن
و «چراغ آزادی» متعلق به مؤسسه کیتو.
7- اجرای طرح‌‌‌‌‌‌‌های انقلاب رنگی
با موفقیت انقلاب‌‌‌‌‌‌‌های رنگی در کشورهای تازه استقلال‌‌‌‌‌‌‌یافته از شوروی، تجویز این نسخه برای کشورمان نیز در دستور کار بنیادهای فکری غرب و به خصوص مؤسسه سوروس قرار گرفت، در این رابطه، همکاران آنها در داخل شروع به ترجمه کتاب‌‌‌‌‌‌‌های مرتبط با این نوع تحولات و برگزاری کلاس‌‌‌‌‌‌‌های آموزشی در داخل و خارج با حضور عوامل رنگی در کشورهایی همچون صربستان کردند.
در واکنش به این تلاش‌‌‌‌‌‌‌های شکست خورده، مقام معظم رهبری در خطبه‌‌‌‌‌‌‌های اولین نماز جمعه (29 خرداد) پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 فرمودند: «خیال کردند ایران هم گرجستان است، یک سرمایه‌‌‌‌‌‌‌دار صهیونیست آمریکایی (جورج سوروس) چند سال قبل از این، طبق ادعای خودش که در رسانه‌‌‌‌‌‌‌ها و در بعضی از مطبوعات نقل شد، گفت من ده میلیون دلار خرج کردم، در گرجستان انقلاب مخملی راه انداختم؛ حکومتی را بردم، حکومتی را آوردم. احمق‌‌‌‌‌‌‌ها خیال کردند جمهوری اسلامی ایران و این ملت عظیم هم مثل آنجاست. ایران را با کجا مقایسه می‌‌‌‌‌‌‌کنید؟! مشکل دشمنان ما این است که هنوز هم ملت ایران را نشناخته‌‌‌‌‌‌‌اند.»
8- حمایت از فراریان
جذب روزنامه‌‌‌‌‌‌‌نگاران و شخصیت‌‌‌‌‌‌‌های مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران به اسم بورسیه تحصیلی و پژوهشگر توسط مؤسسات فکری آمریکا و نیز اعطای بیش از 50 جایزه به بهانه‌‌‌‌‌‌‌های مختلف در چند سال اخیر به آنان از دیگر راهکارهای اتاق‌‌‌‌‌‌‌های فکر آمریکایی در این خصوص بوده است. این فراریان پس از حضور در مؤسسات مذکور با پشت کردن به عقاید و خصلت‌‌‌‌‌‌‌هایی که در سابق هر چند به صورت ظاهری حفظ می‌‌‌‌‌‌‌کردند، تماماً به سخنگوی اندیشه‌‌‌‌‌‌‌ها و خواسته‌‌‌‌‌‌‌های آنان تبدیل شدند.
9- ایجاد، تقویت و استفاده از سازمان‌‌‌‌‌‌‌های غیردولتی
کمک به ایجاد و تقویت سازمان‌‌‌‌‌‌‌های غیردولتی در ایران نیز از اقدامات مؤسسات غربی به خصوص «جامعه باز» متعلق به جورج سوروس، میلیاردر یهودی بود که سعی داشتند ضعف آنان را به لحاظ منابع انسانی، مالی و مدیریتی بر طرف سازند. این سازمان‌‌‌‌‌‌‌های غیردولتی با راه‌‌‌‌‌‌‌اندازی کارگاه‌‌‌‌‌‌‌های آموزشی مشترک با عوامل این مؤسسات در سرتاسر ایران و همچنین خارج از ایران سعی داشتند ضمن آشنا ساختن شرکت کنندگان با اندیشه‌‌‌‌‌‌‌های غربی در مورد جامعه مدنی، سکولاریسم، سرمایه اجتماعی، بازار آزاد، حقوق بشر، آزادی‌‌‌‌‌‌‌های مدنی و دموکراسی، شیوه‌‌‌‌‌‌‌های عملیاتی کردن چنین دیدگاه‌‌‌‌‌‌‌هایی در ایران را نیز به آنها آموزش دهند که به خصوص در مورد کلاس‌‌‌‌‌‌‌های برگزار شده در صربستان و امارات عربی متحده، چگونگی ایجاد انقلاب رنگی در کشورمان با استفاده از تجربیات دیگر در کشورهای مخملی آموزش داده می‌‌‌‌‌‌‌شد.
در چنین شرایطی مسلماً مهم‌‌‌‌‌‌‌ترین راهکار مقابله با این اقدامات اتخاذ ابتکار عمل‌‌‌‌‌‌‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی از طریق دستیابی سیاستگذاران و مقامات سیاسی به اطلاعات صحیح، دقیق و مناسب است. می‌‌‌‌‌‌‌توان گفت اولین گام موفقیت سیاستمداران کشورمان در چنین عرصه‌‌‌‌‌‌‌ای باید از طریق افزایش توانمندی نهادهای فکری و مطالعاتی در ایران نه تنها می‌‌‌‌‌‌‌تواند سیاستمداران را در شناسایی راهکارها و دسیسه‌‌‌‌‌‌‌های نهادهای مطالعاتی غربی یاری رساند بلکه می‌‌‌‌‌‌‌تواند در تدوین راهکارهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به وسیله سیاستمداران برای واکسینه نمودن جامعه در برابر تهدیدات نوین امنیتی نقش بسیار مهمی داشته باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات