جایگاه خطیر رهبری در شکلدهی و راهبردی فنی و موشکافانه حرکت انقلاب اسلامی، امری نیست که مورد تردید هیچ صاحبنظر سیاسی – چه مغرض و چه منصف – قرار گیرد. در نقش این نهاد والا همین بس که تمامی تهاجمات سازماندهی شده علیه انقلاب اسلامی در طول سی و اندی سال پس از پیروزی و حتی از زمان آغازین نهضت اسلامی، مستقیما یا معالواسطه جایگاه رهبری و ولایت و شخص ولیفقیه را مورد هجمه و تخریب قرار داده و البته نیز در هیچکدام از آنها بحمدالله نتوانسته به اهداف خود در این تهاجم دست یابد.
فخامت جایگاه رهبری، بالطبع ترفیع جایگاه نهادهای مرتبط با رهبری انقلاب اسلامی را نیز میطلبد. هم از اینروست که مهمترین نهاد مرتبط با این شأنیت یعنی مجلس خبرگان رهبری نیز از منزلت و رتبه فوقالعادهای در امتداد مسیر رهبری برخوردار شده است. دشمن اما همانگونه که در هر نهاد و جایگاه دیگر مرتبط با نظام و انقلاب اسلامی سعی بر وارونه نمایی، بدلسازی و تقابلپراکنی دارد، همواره سعی داشته و تا مجلس خبرگان رهبری و نمایندگان عالیرتبه آنرا نیز که علیالقاعده وظیفه حمایت، بسط ید، کمک و حتی سربازی برای جایگاه رفیع ولایت فقیه را بر عهده دارد به صحنه تقابل، درگیری، کشمکش و تنزلدهی شأنیت رهبری کشانده تا هد عالی او در تضعیف ولایت محقق شود. تاریخ انقلاب اسلامی گواهی میدهد که وکلای مجتهد و صالح مردم در مجلس خبرگان رهبری هیچگاه زاویهگیری هیچکدام از نهادهای سیاسی و انقلابی در نظام اسلامی را برنتافته و اولین پیشگامان مواجهه با این زاویهسازیها و شایعهپراکنیها بودهاند. قضیه انتخاب منتظری به عنوان قیام مقامی رهبری و سپس نوع مواجهه اعضا خبرگان با وی به هنگام مشاهده دفاع تمام قد وی مهدی هاشمی یکی از مهمترین عناصر فتنه سال 67 و 66 که در دفتر وی لانه گزیده بود خود گواهی بارز و شاهدی رسا بر این ماجراست. همچنین نیز بوده که اعضا این مجلس در طول عمر سی و اندی ساله خود، سعی داشتهاند تا مثقیترین، باهوشترین، اخلاقیترین و نیز نزدیکترین افراد از حیث فکری و اندیشه ای با ولیفقیه جامع زمان را به عنوان رییس این مجمع والا برگزیده و بدین وسیله حمایت تام خود از رهبری معظم انقلاب اسلامی را اعلام نمودهاند. انتخاب فقیه بصیر، زاهد پارسا و عالم مهذب و اخلاقی، یار صدیق امام(ره) و رهبری مرحوم حضرت آیهالله مشکینی به عنوان رییس چند دوره از ادوار مجلس خبرگان رهبری نیز از همین روحیه اعضاء مجلس خبرگان خبر میداد.
چنانچه به همین ترتیب نیز به هنگام خلاء وفات ایشان با توجه به گمان نزدیکی فکری و سیاسی میان آقای هاشمی رفسنجانی و رهبر معظم و فرزانه انقلاب اسلامی، اعضا این مجلس وی را به ریاست خبرگان منتخب ملت و جایگاه رهبری انقلاب اسلامی که اینک و پس از گذشت فتنه عمیق سال 88، بنابر اخبار موثق اکثریت اعضای مجلس خبرگان رهبری درصدد برآمدهاند تا در این مجمع فقهی، سیاسی با تجدیدنظر در ریاست خبرگان، شخصیتی ولایت مدارتر، پیر و تر همراهتر با آرمانهای انقلاب، امام(ره) و رهبری را به عنوان ریاست خبرگان برگزیدند.
علت این تجدید نظر برای افکار عمومی امری پیچیده و مبهم نیست. اصرار آقای هاشمی رفسنجانی بر حمایت و هدایت تصریحی و تلویحی از سران و اصحاب فتنهگر سال 88 و عدم برائتجویی وی از آنان، اصرار وی بر نادیده گرفتن تخلفات، اهانتها، جسارتها، هتاکیها علیه نظام و رهبری و مفاسد اقتصادی و سیاسی برخی از فرزندانش و حب فراوان فرزندان ناخلف در دل او، اتخاذ موضع سیاسی نامنطبق با مصالح علیه نظام، مردم و رهبری، کارشکنیهای مداوم در روند حرکت دولت قانونی برخواسته از آراء عمومی نظیر آنچه در جلسه اخیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گذشت، ایراد سخنان و اتخاذ مواضعی خلاف وحدت ملی و مورد پسند دشمنان تابلودار خارجی و زاویهگیری از آنچه خود قبلا بدانها تصریح داشت، تنها گوشهای از علل تجدیدنظر نمایندگان مجلس خبرگان در تعیین رییس جدید برای این مجمع وزین فقهی – سیاسی است.
این در حالی است که به گواهی تمامی صاحبنظران سیاسی، قانون جذب حداکثری در حد اعلای آن از سوی نظام و رهبری معظم انقلاب در مورد وی – حتی در جریان فتنه سال 88 – صورت پذیرفت. مردم همه و همه در ماجرای فتنهانگیزی عقده فرودادگان و سیلی خوردگان از نظام و انقلاب در سال 88 شاهد بودند که نامه اهانتبار بدون سلام و السلام آقای هاشمی به مثابه جرقه و چراغ سبزی برای فتنهانگیزان بدل شد. درخواست همسر وی برای تجمع غیرقانونی علیه مردم در روز رایگیری انتخاباتف مزید بر علت شد و حضور فائزه و مهدی هاشمی در راس هدایت کنندگان کودتای مخملی علیه انقلاب اسلایم مایه دلگرمی صهیونیستها و سران خبیث آمریکا و انگلیس بود. همچنین بود که فریادهای مردم در راهپیمای عظیم 9 دی علاوه بر سه ضلع مجری فتنه، شامه آقای هاشمی نیز بود اما نظام اسلامی با سماحت و کرامت همیشگی بنابر قاعده جذب حداکثری و دفع حداقلی، خواستار جداسازی وی از سران فتنه شد. اینچنین بود اما خود آقای هاشمی که نماز جمعه 26 تیرماه وی پایگاهی برای ضد انقلاب، منافقین، سلطنتطلبان و بهائیان شد هیچگاه نخواست تا به نصیجت مشفقانه رهبری، علما، مراجع، دانشگاهیان، مردم و نخبگان گوش فرا داده و حتی اندک برائتی از کودتاگران علیه نظام اسلامی بجوید.
به نظر میرسد که اینک که نمایندگان بر آن شدند تا ریاستی جدید بر این مجلس برگزینند، این رویکرد خود میتواند تلنگری بر وی وارد ساخته و امید است که زمینه اصلاح مواضع نادرست را برای وی فراهم آورد. مردم، نظام و رهبری همواره خواهان هاشمیرفسنجانی همراه با انقلاب، آرمانهای امام و رهبری هستند. این مردم تاب تحمل هاشمی خارج از این چارچوب را ندارند و نمیخواهند که سوابق مبارزاتی و خدمات وی در صحنه تاریخی انقلاب و ایران، اینک با خاطراتی بد و مغشوش از وی به اتمام برسد. خدا کند که هاشمیرفسنجانی نیز چنین بخواهد.