هما شیرزاد
اگرچه حمایتهای علنی و غیرعلنی محمود احمدینژاد از اسفندیار رحیممشایی مسبوق به سابقه بود اما شامگاه سهشنبه و در شرایطی که برخی از معترضان به رویدادهای 25 بهمنماه در میدان ارگ تهران تجمع کرده بودند رییسجمهور میهمان تلویزیون شد و برای اولین بار به صورت رسمی، علنی و صریح به حمایت قاطع از رییس دفترش پرداخت. هر چند این هم چندان غیرقابل پیشبینی نبود اما نکتهای که در مصاحبه رئیسجمهوری قرار داشت تاکید بر این بود که گوشش بدهکار این انتقادها نیست. وی با تهمن خواندن موضوعاتی که به مشایی، ثمرههاشمی و محمدرضا رحیمی نسبت داده شده این اعتراضها را در راستای اخلال و کارشکنی عنوان کرد: «عدهای نمیخواهند در کشور پیشرفت رخ بدهد. میبینیم که هر روز شاهد یک شایعه و تهمت علیه دولت هستیم و هرچه میخواهند به دولت میگویند. چه تهمتهایی که به نزدیکان من و کسانی که بار اداره کشور را بر عهده دارند میزنند و کسانی که بیشترین کار و تلاش را میکنند بیشتر تحت فشار هستند، آقای ثمره، آقای رحیمی و آقای مشایی». اگر رییسجمهوری را به واسطه روابط با رسانههای مطرح داخلی و خارجی کارکردهای آن بدانیم و به حرفهای مشاوران امور مطبوعاتی رسانهای احمدینژاد صحه بگذاریم دیگر کمتر میتوان پذیرفت احمدینژاد از زمان و نحوه و دفاعش در برنامه زنده تلویزیونی ناآگاه بوده است به ویژه آنکه موکدا خاطرنشان خاطر ساخت گوشش بدهکار انتقادها و اعتراضها نیست. نکته دیگر اینکه اگرچه زمان برنامه از هفته گذشته اعلام شده بود اما اتفاقات روز 25 بهمن ماه منجر به اعتراضاتی شد که از صبح سهشنبه در صحن علنی مجلس آغاز شد و تا ساعات پایانی شب در میدان ارگ ادامه داشت مصادف با این برنامه زنده تلویزیونی شد اما به هر حال رئیسجمهور ترجیح داد بعد از موضعگیری دراین باره به دفاع از مردانش بپردازد که البته در میان آنان نام اسفندیار رحیم مشایی بیش از همه برجسته بود.
این دفاعیات در شرایطی مطرح شد که معترضان به حضور اسفندیار رحیم مشایی دو طیف بودند. اگرچه هر دو طیف از اصولگرایان حامی مجمود احمدینژاد هستند اما عدهای بر این باور بودند حرفها و مواضع مشایی مورد تایید رییس دولت نیست و با این استدلال به احمدینژاد زینهار میدانند و او را از عواقب حمایت و دفاع از رییس دفترش تجویز میکردند. اما به نظر میرسد طیف مخاطب سخنان اخیر احمدینژاد همین دسته بودند چه احمدینژاد نه در قامت همکار بلکه به عنوان یکی از نزدیکترین و آشناترین فرد به رییس دفترش به «پاکی، زلالی، اندیشههای بلندف مردمی بودن، سادهزیستی، پرکاری و...» مشایی شهادت دهد و در مقابل معترضاتی که علیه مشایی وضع میگیرند را اخلالگر در راه پیشرفت کشور توصیف کرد. دیگر بعید به نظر میرسد با این دفاعیات معترضان مشایی حرفی نشیده از رییسجمهور داشته باشند. اگرچه مشایی بعد از حرف و حدیثهای بسیار درباره یکی از مواضعش به تعدیل یا اصلاح و حتی تکذیب گفتههایش میپردازند اما معترضان حاضر نیستند زیر بار بروند که موضع بعدی مشایی موضع او بوده است نه موضع اول. و نکته دیگری که کار را از همین که هست برای معترضان سخت میکند غیرقابل پیشبینی بودن مواضع و اظهارات مشایی است: روشنترین گواه تریبونها و دوربینهای روشن و زوم کرده روی رییس دفتر رییسجمهور است که کوچکترین حرف و حرکت او را رصد میکنند. این در حالی است که علاوه بر اخبار رسمی دوباره وی برخی سایتها چون مشق شب هر روز شنیده یا شایعهای درباره او منتشر میسازند. به هر حال باید صبر کرد و دید اصولگرایان منتقد مشایی او را میپذیرند یا حداقل دیگری به روی نمیآورند تا اگر روزی حبیبالله عسگراولادی به کنایه گفت «این جه اصولگرایی است که یک طرفش به احمدینژاد و یک طرفش به هاشمیرفسنجانی باز میشود» این بار مجافل سیایس رسانهای با دانه اصولگرایی رو به رو شود که یک طرفش به مشایی و طرف دیگر به مخالفان سرسخت او محدود شود.