تاریخ انتشار : ۰۹ آبان ۱۳۹۱ - ۱۱:۴۲  ، 
کد خبر : ۲۲۶۵۰۰
آیا جنبش‌ کارگری در حال هویت‌یابی است؟

طغیان علیه الیگارشی سرمایه‌داری آمریکا


دکتر نعمت‌الله عبدالرحیم‌زاده
روز 26 فوریه بیش از 100 هزار نفر خیابان‌های مدیسون، مرکز ایالت ویسکانسین، علیه فرماندار این ایالت، اسکات واکر ولایجه اصلاح بودجه او تظاهرات کردند و چند روز بعد در 5 مارس نیز 70 هزار نفر تظاهرات دیگری را به راه انداختند. از شواهد امر اینطور بر می‌آید که تظاهرات مردمی در قلب نظام کاپیتالیستی غرب‌ فروکش نکرده است، بلکه هم به قدرت خود باقی مانده و هم آن که این احتمال دارد با کشیده شدن به دیگر ایالت‌های آمریکا بسط و گسترش نیز پیدا کند. برخی از تحلیلگران در ارزیابی‌های خود از اعتراضات مردمی چند هفته اخیر ویسکانسین، گسترش این اعتراضات به دیگر ایالت‌های آمریکا را دور از انتظار نمی‌دانند. برای مثال، پروفسور جنیفر لوونستین، استاد دانشگاه ویسکانسین، جنبش کارگیری در این ایالت را یک جنبش همگانی علیه الیگارشی سرمایه‌داری در آمریکا می‌داند و معتقد است که با وجود سکوتی که اوباما در این رابطه در پیش گرفته، این جنبش به زودی به دیگر ایالت‌های آمریکا نیز سرایت خواهد کرد. نظر کسانی هم چون پروفسور لوونستین را می‌توان از آنجایی تأیید کرد که بنابر برخی آمارها ایالت‌های آمریکا در سال مالی آینده با کسری بودجه گسترده 125 میلیاردی روبه‌رو خواهند بود و از هم اکنون علاوه بر اسکات واکر، جان کیسیک و کریسی کریستی، فرمانداران ایالت‌های اوهایو و نیوجرسی، نیز به فکر تغییر بودجه و کاهش حقوق کارگران و افزایش سهم پرداختی آنان برای حقوق بازنشستگی و حق بیمه افتاده‌اند.
هر چند که پیش‌بینی امثال لوونستین در مورد گسترش جنبش کارگری به دلیل برخی از نشانه‌ها تایید می‌شود اما می‌توان گفت که تا اینجای کار نیز این جنبش حداقل توانسته دستاوردهای قابل توجهی را داشته باشد که اگر در تاریخ آمریکایی نظیر نبوده‌اند، حداقل کم‌نظیر بوده‌اند. دو دستاورد مهم در این جنبش را می‌توان به ترتیب ایجاد همبستگی ملی و یافتن هویتی تازه در این جنبش دانست و در تظاهرات اخیر نمودهای بارزی از این دستاوردها دیده شد.
همبستگی ملی
وقتی که بیش از 100 هزار نفر در روز 26 فوریه و در هوایی سرد به خیابان‌های برف گرفته مدیسون ریختند، با اتفاقی عجیب و نادر روبه‌رو شدند. رستوران‌های شهر مدیسون در یک حرکت غیرمنتظره معترضین را شگفت‌زده کردند زیرا با 30 هزار بسته پیتزا به استقبال آنان آمده بودند تا آن که سهمی در اعتراض به فرماندار جمهوریخواه متعصب داشته باشند. یکی از معترضان که برای گرفتن قهوه به کافه‌ای در کنار خیابان‌ وارد شده بود از سوی صاحب کافه با یک قهوه رایگان پذیرایی شد و صاحب کافه از او در مورد اعتراضات پرسید و می‌خواست تا اخبار تازه را برای او بیان کند. لایحه اصلاحی واکر برای بودجه دو سال آینده دو گروه از کارگران بخش خدمات را به طور مشخص از موارد مورد نظر افزایش سهم پرداختی حق بیمه و بازنشستگی معاف کرده است. این دو گروه عبارتند از: کارگران آتش‌نشانی و مأموران اداره پلیس، اما در روز 26 فوریه همین دو گروه نیز خود را از جمع مردم جدا ندانستند و به صفوف آنان پیوستند. این دو گروه با آوردن قهوه و ساندویچ برای معترضین نشان دادند که در اعتراض به حاکمیت خود را از دیگران جدا نمی‌دانند و این حرکت بود که تحلیلگر سیاسی همانند جفری سامرز را متحیر ساخت. او با تجیر در این مورد گفت: «دنیای عجیبی است، آنجا که پلیس و دانشجویان جوان به یک جد از این وضعیت متنفر هستند و در کنار هم حاضر شده‌اند تا در صف اعتراضات همبستگی داشته باشند.»
باید گفت که این اتفاقات نشان‌دهنده رشد و گسترش همبستگی عمومی معترضان است که باعث می‌شود بخشهایی مثل مأموران آتش‌نشانی و پلیس با وجود عدم منفعتی از این اعتراضات، باز احساس کنند که وابسته و مرتبط به آن هستند و در آن مشارکت داشته باشند. این چیزی نیست که در نظام سرمایه‌داری آمریکا چندان مجال بروز و ظهور داشته باشد، اما شرایط فعلی آمریکا به گونه‌ای است که برخلاف گذشته، احساس می‌کنند باید در مقابل شرایط تحمیلی حاکمیت مقاومت کنند و همین امر نیز باعث شده تا اقشار مختلف جامعه خود را نزدیک به یکدیگر احساس کنند که براساس نیازی مشترک معترض به وضع موجود و مخالفت با شرایط تحمیلی حاکمیت سرمایه‌داری شده‌اند. با وجود ظهور چنین همبستگی بین معترضان آمریکایی باز این مسئله قابل طرح است که تا چد این همبستگی و اعتراض ناشی به حاکمیت برخاسته از آگاهی عمومی است و در نتیجه می‌توان از یک جنبش کارگری آمریکا به عنوان جنبشی آگاه و هدفمند سخن گفت.
هویت جنبش کارگری آمریکا
در یک کلام و به صورت کاملا مختصر، نمی‌توان پاسخ قاطع و سرراستی به هویت جنبش کارگری آمریکا داد و چنین نتیجه گرفت که این جنبش همانند جنبش‌های مشابه در اروپا، حرکت کارگری هدفمند و خودآگاه است. دلیل این امر با توجه به دو نکته معلوم می‌شود؛ نخست ضعف بینش طبقه کارگری که نقش ارتجاعی در میان طبقه کارگر آمریکایی بازی می‌کنند. در مورد مقوله نخست باید به فضای باز سیاسی اروپا توجه کرد که این امکان را می‌دهد تا احزاب سوسیالیست به عنوان اجرایی قدرتمند و موثر در جامعه نقش خود را ایفا کنند و به طبقه کارگر آگاهی لازم برای دفاع از حقوق خود را بدهند، امری که به دلیل فضای بسته سیاسی در آمریکا نمودی ندارد. فضای سیاسی آمریکا به طور کلی و برخلاف نوع اروپایی در قبضه نظام سرمایه‌داری است و به همین دلیل است که جریان چپ آمریکایی محدود به چند دانشگاه معدود است تنها شکل و شمایل نظری محض دارد و نتوانسته در بطن جامعه حضوری داشته باشد. برای نمونه می‌توان به دکتر کرنل وست نویسنده کتاب مشهور مسائل نژادی، Rece Matters، اشاره کرد که به عنوان چهره شاخص چپ‌گرا در آمریکا بیشتر شخصیتی دانشگاهی است و برخلاف چپ‌گراهای فرانسوی یا ایتالیایی چندان جایی در جامعه ندارد.
عنصر دیگری که باعث می‌شود تا هویت جنبش کارگری آمریکا در این اعتراضات نتوانند رنگ و بوی مستقل و موثر نوع اروپایی پیدا کند در نحوه عمل اتحادیه‌های کارگری است که در آمریکا حرف اول را می‌زنند و طبقه کارگر هم چنان خود را وابسته به آن می‌داند. این وابستگی باعث شده تا همواره اتحادیه‌های کارگری نقش ارتجاعی خود را برای آرام ساختن کارگران بازی کنند و اجازه ندهند تا کارگران در برابر استعمار نظام کاپیتالیستی آگاه به شرایط واقعی و عینی خود شوند. در همین اعتراضات اخیر نیز دیده شد که دو اتحادیه مهم خدمات عمومی و شورای کارکنان آموزش و پرورش حاضر به مصالحه‌ای با واکر بر سر برخی از مفاد لایجه اصلاحی شدند و این عملکرد به خوبی نقش این اتجادیه‌ها را برای به سازش کشاندن جنبش کارگری در برابر نظام سلطه کاپیتالیستی نشان داد. در واقع، این اتحادیه‌ها نقش واسطه‌ای بین نظام الیگارشی سرمایه‌داری و توده‌ کارگران را بازی کرده‌اند تا آنکه با ادعای دفاع از حقوق کارگران، بیشتر منافع این نظام را حفظ کنند و هنوز نیز به بازی در همین نقش ادامه می‌دهند. هر چند که این دو عامل تاکنون باعث شده جنبش کارگری در آمریکا نتواند قوام و قوت متناسب با توانایی‌هایش را بیابد، اما نشانه‌هایی در اعتراضات اخیر دیده می‌شود که می‌توان بنابر آنها امید به ظهور جنبش کارگری در قلب نظام کاپیتانسین، داشت. رهبران اتحادیه معلمان در میلواکی، بزرگ‌ترین شهر ویسکانسین، از معلمان خواستند تابه اعتصاب خود پایان داده و سر کار بروند، اما این بار اعضای اتحادیه توجهی به درخواست آنان نکردند و اتحادیه نتوانست آن نقش همیشگی خود را بازی کند. از سوی دیگر، الهام کارگران معترض از جنبش های خاورمیانه باعث شده تا اینان نیز بیشتر از گذشته به حقوق خود واقف شوند و به همین دلیل است که اعتراض آنان خارج از مقوله رهبران اتحادیه و به صورت خودجوش شکل گرفته است. این نشانه‌ها می‌توانند تا اندازه‌ای گواه آن باشند که جنبش کارگری آمریکا در حال حاضر بیشتر از گذشته واقف به شرایط خود شده و حاضر است در برابر حاکمیت سرمایه‌داری، حقوق خود را خارج از چارچوب تحمیلی گذشته مطالبه کند، حرکتی که از ویسکانسین به دیگر ایالت‌های آمریکا در جریان است. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات