تاریخ انتشار : ۰۹ آبان ۱۳۹۱ - ۱۱:۴۲  ، 
کد خبر : ۲۲۶۵۰۱

خبرگان پس از هاشمی هاشمی پس از خبرگان


مهرداد خدیر
«خبرگان بعد از هاشمی» چگونه مجلسی خواهد بود؟ «هاشمی پس از خبرگان» چه جایگاهی در حاکمیت جمهوری اسلامی خواهد داشت؟ این دو مهم‌ترین پرسش‌هایی است که پس از انتخاب آیت‌الله مهدوی‌کنی به ریاست مجلس خبرگان رهبری در محافل سیاسی شکل گرفته و مطرح می‌شود. تبلیغات فشرده و هدفمند یک ماه اخیر حول این محور که مهدوی‌کنی در جایگاه اصولگرا هاشمی‌رفسنجانی را از ریاست مجلس خبرگان به زیر می‌کشد این ذهنیت را ایجاد کرد که اصولگرایان حامی دولت این منصب را فراچنگ آورده‌اند و به عمد یا به سهو این واقعیت فراموش یا انکار می‌شود که مهدوی‌کنی در آرایش سیاسی همچنان در طیف محافظه‌کاران سنتی و میانه‌رو قرار می‌گیرد. او دبیر کل همان تشکلی است که عضو ارشد آن هاشمی‌رفسنجانی بوده است.
اگر در دو انتخابات قبلی هیات رییسه که ابتدا آیت‌الله احمد جنتی و سپس آیت‌الله محمد یزدی به رقابت با هاشمی برخاستند ریاست این مجلس را واگذاشته و به یکی از آن دو سپرده بود این گزاره درست می‌نمود اما این بار اساسا کاندیدا نشد. این فرض که از بیم شکست نیامد نیز جای طرح ندارد چون بنای «شیخین» بر رقابت نبود هر چند که شاید بتوان انصراف را «ناخواسته» و با به رغم میل باطنی دانست.
با این توضیحات می‌توان پرسش نخست، این گونه پاسخ داد که «خبرگان پس از هاشمی» نیز همچنان میانه‌رو خواهد بود. زیرا اقتصادی طبیعت چنین مجلسی جز محافظه‌کاری به معنی میانه‌روی و پرهیز از افراط نیست.
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مشخص نکرده مجلس خبرگان ذیل کدام قوه تعریف می‌شود اما ذات این نهاد، افراط مورد علاقه نویسندگان سیاسی را برنمی‌تابد چه رییس آن آیت‌الله مشکینی باشد، چه هاشمی‌رفسنجانی و چه مهدوی‌کنی.
به همین خاطر است که از آیت‌الله مشکینی چه روزی که از کاندیداتوری محمدی ری شهری حمایت کرد و چه اندک زمانی بعد که تمایل خود به نامزدی جامعه مدرسین – ناطق نوری- را ابراز داشت که و چه... به عنوان رییس جامعه مدرسین یاد می‌شد نه رییس مجلس خبرگان تا شخصیت حقیقی رییس مجلس خبرگان رهبری خلط نشود. پس در نگاهی واقع‌بینانه و نه الزاما خوش‌بینانه می‌توان پیش‌بینی کرد این نهاد میانه‌رو باقی می‌ماند. کما اینکه در اجلاس اخیر و فضای غالب با میانه‌ها بود و مهدوی‌کنی خود برایند همین طریق وسط است.
دو اتفاق
با این همه نمی‌توان انکار کرد که در دوره ریاست هاشمی دو اتفاق متفاوت افتاد. نخست اینکه ریاست او نه به اجماع کامل که در پی رقابت حاصل آمده بود. در حالی که این رقابت تنها در دوره اول که سه نفر آیات (مشکینی – خزعلی – آذری قمی ) کاندیدا شده بودند مسبوق به سابقه بود. بعدتر اگر رقابتی در می‌گرفت برای نشستن بر کرسی نیابت ریاست بود و البته بدون مرزبندی‌های پررنگ سیایس با درگذشت آیت‌الله مشکینی و بر سر جانشینی او اما رقابتی شکل گرفت که مجلس خبرگان را دو قطبی جلوه می‌داد و اسباب نگرانی را دست‌کم در نوع انعکاس خبر در رسانه‌ها و تسری جناح‌بندی‌های سیاسی به این دو نهاد فراهم ساخت. اتفاق دوم این بود که صبغه و سابقه سیاسی هاشمی بر وجود حوزوی او به لحاظ بیرونی و نه از باب تردید در اجتهاد و موقعیت فقهی وی می‌چربد و خوکردگان با نصایح کلی و اخلاقی نمی‌دانستند با این ویژگی که نزد برخی نقصیه می‌نمود چگونه کنار بیایند و از این رو انتخاب آیت‌الله مهدوی کنی را رافع آن می‌دانند. با این وصف پاسخ صریح‌تر پرسش نخست این است که خبرگان پس از هاشمی، سنت پیش از ریاست وی را بیشتر باز خواهد تاباند که همانا پرهیز رییس از موضع‌گیری‌های رسانه‌ای است. مجلس اول خبرگان دو تصمیم خبرساز گرفت. اولی انتخاب آیت‌الله منتظری به قائم‌مقامی رهبری بود در آذرماه سال 64 و دومی انتخاب آیت‌الله خامنه ای به رهبری نظام پس از امام. اما در دو دوره بعد بحثی بر سر منبع مشروعیت و مقوله مقبولیت حکومت که میان رییس و نایب‌رییس در گرفت از موضوعاتی بود که توجه‌ها را برانگیخت تا دوره چهارم که درگذشت رییس و تغییر فضای سیاسی با روی کارآمدن رییس‌جمهور اصولگرا نگاه‌ها را از این رو متوجه جایگاه رییس خبرگان کرد که هاشمی بر آن نشست. با این پیشینه می‌توان حدس زد که سیاست رییس جدید انتزاع این نهاد از کانون مباحثات سیاسی خواهد بود.
نکته در خور تامل البته این استک ه برای اولین بار در تاریخ 27 ساله مجلس خبرگان هاشمی نه تنها رییس و نایب رییس که عضو هیات رییسه هم نیست. او 23 سال نایب‌رییس و چهار سال رییس بود و اکنون تنها نماینده است و البته این عضویت را که با بالاترین رای حاصل آمده وا نمی‌گذارد و بر پایه این نمایندگی و نقش تاسیسی‌ او در نظام هر اتفاق بعید ولی محتمل در مجمع تشخیص نیز رابطه او با نظام را نمی‌گسلد.
دو انتخاب
«هاشمی پس از ریاست خبرگان» می‌تواند نگران و خسته در نظر آید یا با چهار مشغله ذهنی: دانشگاه آزاد و تکلیف مدیریت و ریاست آینده آن. مجمع تشخیص مصلحت نظام و قوانین مصوب و بافت و تغییرات محتمل بعدی در آن. شاخص‌های توسعه و مردم‌سالاری و نیز وضعیت فعالان سیاسی و اجتماعی انتخاب اول بر پایه این وجوه یا مشغله چهارگانه است. از منظری دیگر اما می‌تواند از محظورات گذشته بردهد و با صراحت افزون‌تری بیرون عرصه رسمی را بیازماید و پس از 32 سال در سپهر عمومی هوایی بخورد. وجه تناقض‌مند ماجرا اما در اتکا و استناد به خاطره سال‌های دور و نزدیک است. در نطق افتتاحیه خبرگان که برای خود او اختتامیه بود نیز دیدیم که در تحلیل تحولات منطقه و در یادآوری انقلاب اسلامی به جای اشاره به نقطه پیروزی در 32 سال پیش ذهن‌ها را به 50 سال قبل و نقطه شروغ بود. سرمایه هاشمی خاطرات اوست اما چه می‌توان کرد که خاطره‌گو در ذهن مخاطب پیر و بازنشته در نظر می‌آید و کنش و بازیگری سیاسی با توقف در خاطره سازگار نیست و اقتضائات تازه‌ای دارد.
«ولادیمیر ناباکوف» هنر را «دریغی بر از دست رفتن زیبایی» می‌دانست. هاشمی‌رفسنجانی هنرمند نیست. سیاستمدار است.اما سیاست و سیاست‌ورزی نیز می‌تواند گاه از ستیغ یک دریغ برآید، دریغ و دریغ‌هایی از جنسی دیگر... 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات