مسعودرفیعی طالقانی
* آقای رئوفیان، آیتالله مهدویکنی اکنون دیگر به ریاست مجلس خبرگان رهبری رسیدهاند. اگر ممکن است شما به عنوان یکی از چهرههای جریان اصولگرایان سنتی تحلیلتان را از انتخاب ایشان به این سمت بفرمایید؟ به نظر شما انتخاب ایشان چه تعییراتی را در روند اثرگذاری سیاسی مجلس خبرگان در سپهر سیاسی کشور خواهد گذاشت؟ به هر حال آیتالله مهدوی کنی همواره ارتباط تنگاتنگ و نزدیکی با جناح سیاسی که شما در آن حضور دارید داشتهاند...
** حضرت آیتالله مهدویکنی از جمله چهرههای طراز اول جامعه روحانیت کشور هستند، بسیار مورد اعتماد و مورد احترام بوده و در افکار عمومی هم شخصیت بسیار جا افتاده و قابل احترامی هستند. اما با انتخاب ایشان به عنوان ریاست مجلس خبرگان رهبری در واقع هیچگونه تغییری که بشود زمینه برخی مشکلات را فراهم کند، به وجود نخواهد آمد. شخصیت ایشان با توجه به سوابق درخشانشان به ویژه در جامعه روحانیت شخصیتی است که کمتر اجازه خواهد داد فرصتطلبان بتوانند از آن سوءاستفاده کنند و خواستهای خودشان را به کرسی بنشانند. بنابراین همانطور که آیتالله هاشمیرفسنجانی توانستند در دورههای پیش، مجلس خبرگان را هدایت کنند، آیتالله مهدوی کنی هم همان مسیر را ادامه خواهند داد.
* ولی بیشتر به سبب حوادثی که در یکی دو سال گذشته رخ داد کمی جایگاه رییس مجل خبرگان دچار تزنزل شد و از آن اقتدار لازم فاصله گرفت. همه ناظران سیاسی و افکار عمومی دیدند که آقای هاشمی حتی در مسند ریاست مجلس خبرگان هم از گزند حوادث و اتهامزنیهای مختلف در امان نماندند. آیا آقای مهدویکنی خواهند توانست در جایگاه ریاست مجلس خبرگان مسایل گذشته را بر طرف کنند؟
** به نظر من با انتخاب آیتالله مهدوی کنی بهانههای زیادی از دست بهانهجویان گرفته شد. ایشان آیتالله هاشمیرفسنجانی هر دو از شاگردان مکتب امام(ره) بوده و هردو در پیدایش و ادامه حیات انقلاب اسلامی سهم زیادی داشتهاند و هر دو خدمات زیادی به انقلاب اسلامی کردهاند. اما بعضی فکر میکردند که با گرفتن کرسی ریاست مجلس خبرگان از دست آیتالله هاشمیرفسنجانی، کسی را جایگزین میکنند که بتواند در مخالفت با آقای هاشمی به نوعی اعمال سیاست کند که مجلس خبرگان را به مسیر دلخواه آنان بکشاند که خوشبختانه میتوان گفت که این افراد به هدفشان دست نیافتند و شخصی مانند آقای مهدویکنی جایگزین آقای هاشمی شدند. البته آنچنان که میدانید آقای هاشمی بارها شخصا از آقای مهدویکنی برای کاندیداتوری دعوت کرده بودند که ایشان بار نپذیرفته بودند اما این بار به محض اینکه آیتالله مهدویکنی اعلام آمادگی کردند ایشان کنارهگیری کردند و آیتالله مهدوی کنی هم با تغییر بسیار اثربخش خودشان تیر خلاصی به توطئهگران که با انگیزههای غیرالهی درصدد حذف آقای هاشمی از کرسی ریاست مجلس خبرگان رهبری بودند، زدند. این جمله که آیتالله هاشمی این مسئولیت را به من تفویض کردند، جمله بسیار مهمی بود. بنابراین من معتقدم خوشبختانه آنچه تندروها میخواستند اتفاق نیافتاد و آقای مهدویکنی در جایگاه ریاست قرار گرفت که قطعا در مدیریت این مجلس اثر بخش، مفید خواهد بود.
* اما در برخی محافل رسانهای شایع بود که آقای هاشمی با اعلام آمادگی آیتالله مهدوی کنی ناگزیر از کنارهگیری بودند. شما موافق این نظر هستید؟
** چرا ناگزیر بودند؟! هم آقای هاشمی و هم آقای مهدویکنی هر دو از چهرههای بزرگ و اثربخشی بودهاند که از پیکره روحانیت اصیل به عنوان نخبگان محسوب میشوند و اینها اصلا بنای رقابت آنچنانی با یکدیگر نداشتند. آقای مهدوی کنی اطمینان خاطر داشتند که مجلس خبرگان با بودن آقای هاشمی مسیر درست انجام وظایف را ادامه خواهد داد و بالعکس، همین اطمینان هم برای آقای هاشمی مطرح بود. حالا اگر چنانچه درعرصه رقابت هم میماندند نتیجه برایشان مهم نبود. شخصیتهایی که در هر کجا و هر زمان خودشان را در معرض انتخاب شدن یا نشدن نیست بلکه آنچه اهمیت دارد انجام تکلیف است. حالا خوشبختانه جابهحایی رییس مجلس خبرگان دریک فضای بسیار دوستانه و صمیمانه اتفاق افتاد و بهانه را از دست کسانی که به دنبال یک معضل در نظام جمهوری اسلامی مطرح کننده گرفت.
* آقای رئوفیان شما این تحلیل را از منظر یکی از چهرههای اصولگرای سنتی که سالهاست با آقای مهدوی واضع مشترک دارید که طیفی جدید در میان اصولگرایان سربر آورده که باورهایدیگری دارد. این طیف رادیکال بودن شک نظر دیگری درباره حذف آقای هاشمی از ریاست مجلس خبرگان خواهد داشت و این موضوع در همین چند روز گذشته در رسانههای آنان به شدت به چشم میخورد. به نظر شما این طیف اصولگرا چه تحلیلی دارند؟
** باید این را از خودشان بپرسید. اما من فکر میکنم برخی از چهرههای رادیکال اصولگرا شاید از این نتیجه خیلی راضی نباشند زیرا آنها هدف دیگری را جستوجو میکردند و احتمالا نگاه آنها هم غیر از این نگاهی باشد که من نسبت به انتخاب آقای مهدویکنی به ریاست مجلس خبرگان رهبری دارم.
* خب، قطعا آقای مهدویکنی برای شما و هم طیفانتان یک چهره کاریزماتیک است...
** بله درست است. مشی آقای مهدویکنی مشی اعتدال و میانهروی است. مجلس خبرگان رهبری جایی نیست که کسی بخواهد پشت فرمانش بنشیند و تخت گاز و بدون اینکه حساسیتهای زیادی وجود دارد و مسئولیت خطیری است، مدیرتش هم باید یک مدیریت جامع الاطراف بشد هم به لحاظ ویژگیهای فردی و هم به لحاظ ارتباطی که باید با دیگران برقرار کند و یک آرامشی را در این مجلس ایجاد کند. به اعتقاد من آیتالله هاشمیرفسنجانی هم دارای یک چنین شصیت و ویژگیهایی بوند. حالا متاسفانه برخی به دلایل که باید درباره آنها در دنیا و آخرت جوابگو باشند مسایلی را به وجود آوردند که قدری چهره آقای هاشمی را تخریب کنند که متاسفانه شاید تا حدی هم توانستند این کار را انجام بدهند.
* آقای مهدویکنی پس از دوران وزارت کشور و مدت کوتاه نخستوزیری تا امروز بیشتر نقش ریش سفید و میانجی و بالانس کننده نیروهای اردوگاه راست را به عهده داشتهاند. به نظر شما ایشان پس از سالهای طولانی دوری از مناصب مهم سیاسی احساس چه تکلیفی برای حضور در جایگاه ریاست مجلس خبرگان رهبری کردهاند؟
** ببینید در جمع اعضای مجلس خبرگان رهبری افرادی بودند که بالاخره نسبت به شخص آقای هاشمیرفسنجانی نظرات انتقادی داشتند و بر این باور بودند که ادامه حضور ایشان در این جایگاه ممکن است به جایگاه ریاست مجلس خبرگان آسیب برساند. البته این هرگز به این معنا نیست که ایشان سوءمدیریت داشتند – سوابق آیتالله هاشمیرفسنجانی بر همگان روشت است – بلکه همواره خیلی مدبرانه مدیریت کردهاند، پشت قضایا را دیدهاند، سلامت فکری و سیاسی ایشان و همین طور اعتقاداشان به ولایت فقیه را هم همگان میدانستند و میدانند. اما برخی با توجه به اغراضی که داشتند سعی میکردند آقای هاشمی را غیر از آنچه که هست معرفی کنند. خب در این شرایط برای اینکه آقای فضای نسبتا سنگین در مجلس خبرگان رهبری حاکم نباشد و تا حدی تعدیل شود آقای مهدوی کنی برای ریاست مجلس خبرگان اعلام آمادگی کردند. به نظر من ایشان با همین انگیزه آمدند و گرنه آیتالله مهدوی کنی تردیدی در مدیریت بهینه مجلس از سوی آیتالله هاشمی نداشت و آقای هاشمی چیزی در لیاقت و شایستگی و ویژگیهای مدیری که باید در آن جایگاه خطیر مدیریت کند کم نداشت. بنام این من معتقدم که با انگیزه گرفتن بهانه از دست دیگران و گرفتن ابزارهای تخریب چهره آقای هاشمی که یکی از استوانههای انقلاب بوده و هستند، آیتالله مهدوی کنی احساس تکلیف کردند.
* اما اگر آقای مهدویکنی نتوانند نظرات طیف رادیکال اصولگرا را در مجلس خبرگان تامین کنند بالانس نیروهای اردوگاه راست بار دیگر به هم خواهد ریخت. به این معنا که آقای مهدویکنی شاید کاریزمای خود را نزد برخی طیفها از دست بدهند. به نظر شما ریاست آیتالله مهدوی کنی بر مجلس خبرگان رهبری تاثیری در نقش ریش سفیدانه ایشان در کنشها و تحولات یساسی اصولگرایان نخواهد داشت؟
** من چنین چیزی را قبول ندارم. البته همیشه با محوریت آقای مهدوی کنی طیفهای زیادی از جبهه بزرگ اصولگرایی در کنار هم قرار میگرفتند و نقش حساس و مهمی بر عهده ایشان بود ولی این به این معنا نبود که باز آن طیفهای تندرو و طیفهایی که جز حرف خود را حق نمیدانستند کارهای خودشان را دنبال نکنند. اینها پیشتر از این هم نسبت به آقای مهدویکنی نگاه خوبی نداشتند. با این تحلیل البته شاید شاهد باشیم که برخی طیفها که بیشتر حول محورایاشن بودند حالا از ایشان جدا شوند. اما این عده قبل از انتخاب آقای مهدویکنی به ریاست مجلس خبرگان هم بر این عقیده بودند که آیتالله مهدوی کنی هم باید در خدمت اهداف ما – آنها – باشد.