تاریخ انتشار : ۰۹ آبان ۱۳۹۱ - ۱۱:۴۲  ، 
کد خبر : ۲۲۶۵۰۳
اخوان‌المسلمین: تاریخ یک جنبش

از بنیادگرایی تا مردم‌سالاری


طارق رمضان، ترجمه: ایرج جودت
هنگامی که تظاهرات عمومی مردم در تونس آغاز شد چه کسی می‌توانست فکر کند که رژیم زین‌العابدین بن‌علی به این سرعت متلاشی شود یا چه کسی می‌توانست پیش‌بینی کند که مصر عن‌قریب شاهد چنین اعتراضات بی‌سابقه مردمی خواهد بود. سدها فرو ریخته است و دیگر هیچ چیز به شکل سابق نخواهد بود. با توحه به اهمیت سمبلیک و کانونی مصر چندان بعید نیست که دیگر کشورها نیز از ‌آن تبعیت کنند اما سوال اینجاست: نقش اسلامگراها پس از سقوط این دیکتاتوری‌ها چه خواهد بود؟ حضور اسلامگراها دهه‌هاست که برای غرب پذیرش بدترین دیکتاتوری‌ها را در جهان غرب پذیرش بدترین دیکتاتوری‌ها را در جهان رعب توجیه کرد است و به سبب همین حمایت، آنها بسیاری از مخالفین‌شان را از دور خارج کرده‌اند، به ویژه اخوان‌المسلمین را از دور خارج کرده‌اند، به ویژه اخوان‌المسلمین مصر را که از نظر تاریخی معرف اولین جنبش سازماندهی شده، با نفوذ و دارای توان رقابت در جهان عرب بوده است. فعالیت این جنبش متجاوز از 60 سال غیرقانونی و ممنوع بوده است اما هنوز به حیات خود ادامه داده و این گواهی است بر ظرفیت بالای آن در بسیج توده‌های مردم برای شرکت در انتخابات نه چندان دموکراتیک سابق و حضور در عرصه‌هایی نظیر ایحادیه‌هایی کارگری، شهرداری‌ها، انجمن‌های صنفی و پارلمان اخوان‌المسلمین دارای قدرت فزاینده‌ای در مصر است و از این رو چگونه می‌توان آن را در عرصه تحولات نادیده گرفت؟
در غرب همواره تجزیه و تحلیل‌های سطحی از اسلام سیاسی عموما و اخوان‌المسلمین خصوصا وجود دشاته است با این وجود نه تنها اسلام آمیزه‌ای از گرایش‌ها و جناح‌بندی‌های وسیع و گسترده است بلکه بسیاری از حنبه‌های گوناگون‌اش نیز در طی زمان و در پاسخ به تحولات تاریخی آشکار شده است.
اخوان‌المسلمین در سال 1930 به عنوان یک جنبش ضداستعماری، ضد خشونت و قانونگرا که خواهان مقاومت مسلحانه علیه توسعه‌طلبی صهیونیسم در طول دوره قبل از جنگ جهانی دوم بود کار خود را آغاز کرد. نوشته‌های حسن‌البنا موسس اخوان‌المسلمین در بین سال‌های 1930 تا 1945 نشان می‌دهد که او نه تنها مخالف استعمارگرایی‌ بلکه به شدت منتقد دولت‌های فاشیست ایتالیا و آلمان نیز بوده است. با آنکه او کاربرد خشونت در مصر رد می‌کرد اما مشروعیت آن را در فلسطین برای مقاومت در برابر گروه‌های وحشت و ترور صهیونیستیس نظیر اشترن و ایرگون می‌پذیرفت. حسن‌البنا به حکومت پارلمانی به شیوه انگلستان باور داشت و آن را با اصول اسلام هماهنگ می‌دید. او واقع‌گرایانه در پی تاسیس یک دولت اسلامی مبتنی بر اصلاحاتی آرام و تدریجی و آغاز آموزش مردم و پی‌ریزی برنامه‌های اجتماعی فراگیر بود. حسن البنا در سال 1949 به دستور اشغالگران انگلیسی و به وسیله دولت مصر ترور شد.
پس از انقلاب جمال عبدالناصر در سال 1952 این جنبش در معرض سرکوب شدید و خشونت‌آمیز قرار گرفت و این زمینه بروز گرایشات متفاوت در میان اعضای آن را پدید آورد. تجربه زندان و شکنجه بعضی از اعضا را به سمت افراط‌گرایی و به این نتیجه‌گیری رساند که دولت باید به هر قیمتی حتی با خشونت ساقط شود اما کثریت گروه بر سر اصول اولیه سازمان مبنی بر اصلاحات تدریجی باقی ماندند.
پس از آن بسیاری از اعضای اخوان‌المسملین به خارج از کشور تبعید شدند، آنهایی که به عربستان سعودی رفتند تجت تاثیر ایدئولوژی خشک و بی‌روح سعودی‌ها قرار گرفتند، گروه دیگری که به ترکیه و اندونزی هحرت کردند با جوامعی مواجه شدند که با وجود اکثریت مسلمان دارای طیف گسترده‌ای از گروه‌ها و اجتماعاتی بودند که به طور مسالمت‌آمیز در کنار هم زندگی می‌کردند وعده کمی از ایشان نیز در کشورهای غرب ساکن و سنت اروپایی آزادی‌های دموکرایک را به ارث بردند.
امروزه اخوان‌المسلمین حاوی چنین نگرش‌های متفاوتی است اما در رهبری جنبش – آنها که متعلق به نسل بنیانگذاران هستند بسیار پیر و قدیمی و چندان برای نسل جوانی که با جهان آزاد در ارتباط بوده و دل‌مشغول اصلاحات داخلی و شیفته مدل حکومتی ترکیه‌اند الهام‌بخش نیستند. در پشت این ظاهر سلسله مراتبی تاثیر و تاثرات متناقضی در جریان است که نمی‌تواند به طور قطعی سمت و سوی حرکت آینده جنبش را تعیین کند. اخوان‌المسلمین خیزش مردمی اخیر که منجر به سقوط مبارک شده را رهبری نکرده است. این مهم به دست زنان و مردان جوانی شکل گرفته که خواهان پایان دیکتاتوری بوده‌اند. اسلام‌گرایان و اخوان‌المسلمین تجسم اکثریت نیستند اما تردیدی وجود ندارد که آنها پس از خروج مبارک امیدوار به مشارکت در یک انتقال دموکراتیک اند اما هیچ کس نمی‌تواند بگوید که در آینده آیا این جناح در عرصه سیاسی در وضعیت غالب قرار خواهد گرفت یا نه. از این رو تعیین اولویت‌های جنبش ناممکن است و میان ایدئدلوژی خشکه مقدس عربستان و هواداری از مدل ترکیه هر چیزی می‌تواند اتفاق بیفتد. اندیشه سیاسی اخوان‌المسلمین در بیست سال گذشته بسیار متحول شده است.
ایالات متحده و اروپا به مردم مصر اجازه نخواهند داد که به سادگی رویایشان را برای رسیدن به دموکرای و آزادی تحقق ببخشند. با توجه به ملاحظات استراتژیک و ژئوپولیتیکی سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا هماهنگ با ارتش مصر با بازی کردن با زمان نقش میانجی را برعهده گرفته و کاملا حرکت‌های مردمی را زیرنظر گرفته‌اند. اخوان‌المسلمین با حمایت از البرادعی که در طول اعتراضات بر ضد مبارک در نقش رهبر ظاهرشد اعلام کرده است که با توجه به مصالح مردم مصر اکنون زمان طرح خواسته‌های سیاسی که غرب را به وحشت می‌اندازد نیست. احتیاط شرط عقل است!
احترام به اصول دموکراتیک اقتضا می‌کند تمام نیروهایی که خشونت را رد و به حکومت قانون احترام می‌گذارند چه قبل و چه بعد از انتخابات به طور کامل در روند سیاسی مشارکت کنند. با آنکه هنوز هیچ کس نمی‌تواند تصور درستی از نیات پنهان قدرتهای خارجی داشته باشد، در صورت روی کارآمدن دولتی دموکراتیک حتی به صورت حداقلی در مصر باید که اخوان‌المسلمین به عنوان شریکی تمام‌عیار در روند تغییرات حضور داشته باشد و البته خواهد داشت. ایذا و سرکوب‌ها هرگز قادر به حذف اخوان‌المسلمین نبوده است.
تضادها واقعی است اما تنها بحث و گفت‌وگوهای دموکراتیک و تضارب آرا و عقاید است که تاثیر عظیمی در تحول بغرنج‌ترین نظریات و آرا اسلامی، از درک مفاهیم فقهی تا احترام به آزادی و دفاع از برابری داشته است. فقط از طریق برخورد اندیشه‌ها و نه از راه دیکتاتوری و سرکوب می‌توان به راه‌حلی که به خواست ملت احترام بگذارد، دست یافت.
کشور اسلامی ترکیه می‌تواند الگویی الهام‌بخش برای ما باشد. شکی وجود ندارد که غرب نیز با کاربرد همیشگی تهدید اسلام دست به توجیه انفعالش زده و بر حمایت صریحش از دیکتاتوری‌ها دامه خواهد داد. هنگامی که مقاومت و اعتاض برضد مبارک بالا گرفت دولت اسراییل بارها واشینگتن را دعوت به ایجاد. زمینه بازگشت حکومت نظامیان و مخالفت با اراده مردم فراخواند و اروپا نیز سیاست صبر و انتظار را در پیش گرفت. هر دو این نگرش‌ها فاش‌کننده نیات غرب است. برای آنها چرب‌زبانی دربراه پایبندی به اصول و قواعد دموکراسی در مقایسه با دفاع از منافع سیاسی و اقتصادی از وزن کمتری برخوردار است. ایالات متحده دیکتاتوری‌هایی که روند دستیابی آسان به ذخایر نفت منطقه را تضمین و اسراییلی‌ها را در ادامه استعمار بطئی و آرام‌شان در مناطق اشغالی آزاد بگذارد بیشتر می‌پسندد تا اعتراضات مردمی که دیگر نمی‌توانند ادامه چنین روندی را بپذیرند. سر دادن ندای «اسلام‌گراهای خطرناک» برای توجیه نشنیدن صدای مردم هم یک استراتژی کوتاه مدت غیرمنطقی استع که غرب در پیش گرفته است و این امر به اعتبار ایالات متحده در دولت‌های بوش و اوباما و همچنین به وجهه اروپا لطمه شدیدی وارد کرده است. تاثیرات منطقه‌ای سقوط مبارک بسیار عظیم و پیامدهای آن غیرقابل پیش‌بینی خواهد بود. پیام انقلاب‌های تونس و مصر روشن است. شاهان و روسای جمهور منطقه فشار این نقطه عطف تاریخی را حس کرده‌اند. اکنون ناآرامی‌های به الجزایر، یمن و موریتانی رسیده است و باید منتظر سرایت آن به سوریه و اردن و حتی عربستان سعودی بود. احساس مشترک ترس و آسیب‌پذیری موجب اعلام اصلاحات به منظور پیشگیری از این روند شده است. حاکمان همه این کشورها به خوبی می‌دانند که با فروپاشی مصر سرنوشت مشابهی آنها را تهدید می‌کند. بی‌ثباتی وضعیت نگران‌کننده و درعین حال بسیار نویدبخش است. جهان عرب بیدار شده و شان و جایگاه خود را بازیافته است. این دگرگونی‌ها برای هواداران راستین مردم‌سالاری امید و آرزو و برای آنان که قواعد دموکراسی را فدای محاسبات اقتصادی و ژئواستراتژیک خود می‌دانند ناامیدی و پریشانی در پی داشته است. به نظر می‌رسد آزادی مصر تازه آغاز کار باشد. چه کسی نفر بعدی خواهد بود؟ اگر یمن و اردن کشورهای بعدی باشند بی‌شک عربستان سعودی در وضعیت بحران قرار خواهد گرفت و ریاض ناگزیر به توسعه فضای سیاسی‌اش خواهد شد. حساسیت عمومی که اکنون در میان مسلمانان سراسر جهان پدید آمده است از این جنبش و ضرورت انقلاب حمایت خواهد کرد و در آخر تنها دموکراسی‌هایی که به نیروهای سیاسی مسالمت‌آمیز باور دارندف می‌توانند موجب صلح در خاورمیانه شوند. صلحی که باشد شان و منزلت فلسطینی را در نظر گرفته و بدان احترام بگذارد.
دکتر طارق رمضان نوه حسن البنا موسس اخوان‌المسلمین مصر است. وی اکنون استفاد مطالعات اسلامی مصر در دانشگاه آکسفورد انگلستان و از رهبران فکری مسلمانان اروپا به ویژه فرانسه است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات