تاریخ انتشار : ۰۹ آبان ۱۳۹۱ - ۱۱:۴۳  ، 
کد خبر : ۲۲۶۵۱۶
گفت‌وگو با سیدمحمدکاظم سجادپور

ضدیت با دیپلماسی عمومی

اشاره: سایت الکترونیکی ویکی‌لیکس؛ با انتشار اسناد محرمانه وزارت امور خارجه و وزارت دفاع ایالات متحده آمریکا، همانند یک ویروز ویرانگر عمل کرد تا محاورات پشت پرده دپلمات‌های آمریکایی با دوستان‌شان را در سرتاسر جهان افشا کند و سیستم دستگاه دیپلماسی آمریکا را با بحرانی جدی در عصر انقلاب ارتباطات مواجه کند. ضمن اینکه این ویروز مهیب تنها روابط بین دیپلمات‌های آمریکایی با دوستان‌شان را در سرتاسر جهان به چالش نکشانده است، بلکه تلاش‌های یک دهه ایالات متحده آمریکا برای اثرگذاری «دیپلماسی عمومی» که از این طریق بتواند بر افکار و قلوب جهانیان راه یابد، با بحرانی جدی مواجه کرده است. چنانچه دکتر سیدمحمدکاظم سجادپور، استاد دانشگاه و پژوهشگر مسایل روابط بین‌الملل در این خصوص می‌گوید: «نکته اساسی در این اتفاقی که افتاده این است که به هیچ وجه «دیپلماسی عمومی» وجود ندارد، بلکه «ضد دیپلماسی عمومی» است، زیرا اعتبار دیپلماسی آمریکا با انتشار این اسناد زیرسوال رفته و همچنین اعتبار تعامل با آمریکا.» هرچند انتشار اسناد محرمانه وزارت خارجه و پنتاگون آمریکا، چالش جدیدی را که به گفته دکتر سجادپور از دل بحران 11 سپتامبر نشأت گرفته است. برای دولت اوباما به وجود آورده است، اما آنچه را که دیگر نمی‌توان نادیده گرفت. این است که رسانه‌های دیجیتالی و مکتوب رقیب تازه دیپلمات‌ها شده‌اند. چنانچه گوی سبقت در انتشار اخبار را از دست دیپلمات‌ها ربوده‌اند و در برخی موارد نیز فرصت تصمیم‌گیری و اعلام موضع از سوی مقامات رسیم قدرت‌های بزرگ جهان را نیز دچار چالش کرده‌اند. نمونه اخیر آن نیز تصمیم‌گیری چندباره اوباما، رییس‌جمهور آمریکا در مورد تحولات مصر بود که در نخستین روزهای جنبش مردمی مصر،‌وی مجبور شد مواضع متفاوتی را فقط در طول یک روز اتخاذ کرده و دوباره مبادرت به تغییر موضع ایالات متحده آمریکا نسبت به رویداد اتفاق افتاده در مصر کند. مصادف شدن دو رویداد انتشار اسناد محرمانه وزارت امور خارجه و وزارت دفاع آمریکا و همچنین جنبش‌های مردمی در خاورمیانه که از تونش و مصر آغاز شده و مانند بازی دومینو کشورهای دیگر منطقه و خارج از آن را نیز در برگرفته است، در طول سال 1389 عنوان بحثی شد تا با دکتر سیدمحمدکاظم سجادپور، تحلیلگر مسایل بین‌المللی به بحث و بررسی بنشینیم. سالی بسیار سخت برای دستگاه دیپلماسی ایالات متحده آمریکا و آ؛ازی برای اراده رسانه‌ها بر تصمیم‌گیری‌های منطقه‌ای و بین‌المللی قدرت‌های بزرگ جهانی.

مریم مهدوی‌اصل
* پس از افشای اسناد محرمانه وزارت امور خارجه و وزارت دفاع آمریکا توسط ویکی‌لیکی،‌چه سوال‌هایی در جامعه سیاسی و دیپلماتیک مطرح شده است؟
** عمده‌ترین سوالی که به آن می‌شود اشاره کرد،‌اعتبار و قابل اعتماد بودن منابع دیپلماتیک است. در واقع اعتبار کار دیپلماتیک، به خصوص اعتبار کار دیپلماتیک آمریکایی زیر سوال رفته است. به این معنا که بسیاری از صحبت‌هایی که در ویکی‌لیکس منتشر شد، برای افرادی که این صحبت‌ها را کرده بودند، این پیش فرض مطرح نمی‌شود. برخی از آن اسناد حاوی ذهنیت‌هایی بود که به راحتی مکتوب و مستند نمی‌شود و انتشار این اسناد در واقع غیرقابل اعتمادبودن کانال‌های دیپلماتیک، به خصوص کانال‌های دیپلماتیک آمریکا را زیر سوال بزرگی برده است یعنی دوستان آمریکا که در سراسر دنیا با آمریکا صحبت می‌کنند، چه دوستان دولتی و چه دوستان غیردولتی آمریکا، بعد از انتشار این اسناد توسط ویکی‌لیکس در رابطه با تمامی مقامات آمریکایی و باز کردن یکسری از مسایل محتاط‌تر خواهند بود چون مطمئن نیستند در رابطه با مسایلی که در قالب دو نفره با دیپلمات‌ها یا مقامات آمریکایی مطرح می‌کنند، فردا این مسایل موضوع هر محفل و برزنی نشود. این مساله بسیار کلیدی است چون اعتبار و اعتماد در کارهای دیپلماتیک و مناسبات سیاسی بسیار حائز اهمیت است. بنابراین، این سوال در محافل دیپلماتیک به وجود آمد که اگر الان من به عنوان یک فرد یا دیپلمات اروپایی با دیپلمات آمریکایی صحبت می‌کنم، تضمینی وجود دارد که این صحبت‌ها محرمانه بماند یا فردا در انواع سایت‌ها پخش می‌شود. این پرسشی بود که خیلی زیاد مطرح شد. پرسش دیگری که مطرح شد از لحاظ محتوایی بود؛ تضاد و تناقض‌هایی که در سیاست‌های رسمی برخی از کشورها و بین سیاست‌های اعلامی و سیاست‌های اعمالی آنان بود روشن‌تر شد.
عدم صحت برخی از مواضع رسمی در مقابل روشن شدن بسیاری از نیت‌های واقعی که در این گزارش‌ها منتشر شده است، از دیگر پرسش‌های مطرح شده از لحاظ محتوایی است. سوال دیگری که مطرح است، روشن شدن حساسیت‌های موضوعی و منطقه‌ای ایالات متحده آمریکاست و اینکه با تعجب برخی از حوزه‌ها مشخص شد، مثلا کار اطلاعاتی روی کارمندان سازمان‌های بین‌المللی و نهادهای بین‌المللی چیزی بود که احساس نمی‌شد این کارها انجام بگیرد ولی مشخص شد که خیلی از حوزه‌ها تحت پوشش اطلاعات و سیاسی هستند.
* آیا این احتیاط نمی‌تواند با توجه به استفاده کاربردی از تکنولوژی تلفن، ایمیل، اینترنت و... که روند سرعت پیام‌ها را نسبت به گذشته خیلی افزایش داده است، نوعی ابهام در انتقال پیام‌های دیپلماتیک را به وجود آورد؟
** به هر حال این ابهام ایجاد می‌شود ولی در نظر داشته باشید که این یک بحران بود؛ بحرانی که ترکیبی از تکنولوژی، اعتبار و امنیت را در خودش داشت و قطعا در مورد چگونگی حل آن فکرخواهد شد چون بحران‌ها در عین تهدیداتی که ایجاد می‌کنند، فرصت‌هایی را هم به وجود خواهند آورد. بعد از آن مساله امنیت سایبری بیش از گذشته مطرح شد چون چندین سال است که یکی از بحث‌های جدید امنیتی که قبلا در مباحث امنیتی مطرح بود و در سال‌های اخیر جلوه پیدا کرده، امنیت سایبری است و چگونگی تهدیدات نه از طریق توپ و تانک بلکه از رخنه فضای سایبری و اینترنتی ممکن است به وجود آید. پنتاگون یک فرماندهی جدید برای امنیت سایبری در آمریکا درست کرده که جدید و محصول چند سال گذشته است و باید در نظر داشته باشید که آمریکا حدود 10 فرماندهی اصلی نظامی دارد که دونیروی نظامی که مشغول درگیری و جنگ در افغانستان و عراق هستند، ذیل یک فرماندهی هستند و یک فرماندهی مسوولیت اداره دو جنگ را دارد. بنابراین فرماندهی نظامی آمریکا، فرماندهی بزرگ و با پوششی است. معادل اینها، یک فرماندهی برای امنیت سایبری در پنتاگون درست شده است، در حالی که چند سال پیش این موضوع وجود نداشت. به خاطر اهمیت تهدیدات سایبری، مسلم است که بحران ویکی‌لیکس هم تهدیداتی را با خودش آورده و در عین حال زمینه‌ای است که آمریکا فکر کند چگونه جلوی این مباحث را بگیرد. باز هم نباید فراموش کرد که دسترسی کارشناس جوان نیروی نظامی آمریکا به این همه اسناد، یکی از بازتاب‌های بحران 11 سپتامبر یا نحوه مدیریت بحران 11 سپتامبر است چون بعد از حادثه 11 سپتامبر، آمریکایی‌ها در ارزیابی عملیاتی و اطلاعاتی خودشان به این نتیجه رسیدند که دوایر دولتی آمریکا و سازمان‌های مختلف در امور سیاست خارجی و امنیت بین‌المللی که درگیر هستند، دارند همانند جزیره‌های پراکنده مستقلی عمل می‌کنند یعنی وزارت خارجه و وزارت دفاع هم دارند کار خودشان را می‌کنند و دستگاه‌های اطلاعاتی هم دارند کار خودشان را می‌کنند درحالی که برای مدیریت مسایل امنیتی آمریکا باید در یک حداقل اینها با یکدیگر اشتراک نظر، دیدگاه و اطلاعات داشته باشند. بنابراین، تصمیم گرفته شد تا سطحی از همه اطلاعات بین تمامی این دستگاه‌ها در یک سیستم داخلی به اصطلاح امنیتی مورد مبادله قرار گیرد یعنی اگر یک دیپلمات آمریکایی با یک فرد سیاسی در مصر ملاقات می‌کند،کارشناس پنتاگون هم در جریان قرار بگیرد که الان مصری‌ها چگونه هستند. بنابراین از طریق شبکه‌های اینترنتی، نسخه‌ای از این گزارش در اختیار کارشناس وزارت دفاع یا دستگاه‌های امنیتی نیز قرار می‌گیرد و این فردی که توانسته به این اسناد محرمانه دسترسی پیدا و آنها را منتشر کند، از محصول مدیریت بحران 11 سپتامبر استفاده کرده است، حالا این بحران جدید هم با خودش تهدیدات و فرصت‌هایی دارد. بنابراین آمریکا فکر می‌کند چگونه این اتفاقات نیفتد و ممکن است راه‌هایی که به نظرشان می‌آید خیلی دقیق نباشد و ممکن هم است که خیلی دقیق باشد. باید دید که آمریکا چگونه این مساله را مدیریت می‌کند.
* برخی از صاحب‌نظران ارتباطات دیجیتالی حدود 10 سال پیش می‌گفتند تکنولوژی کامپیوتر و به تبع آن دستاوردش یعنی اینترنت، محصول جنگ سرد است که آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی مبادلاتشان را از این طریق انجام می‌دادند. اما بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی این آمریکایی‌ها بودند که تکنولوژی کامپیوتر را از حالت امنیتی‌اش خارج کردند و در اختیار مردم جهان قرار دادند تا به عنوان یک تکنولوژی علمی مورد بهره‌برداری مردم دنیا قرار گیرد. با توجه به اینکه این دستگاه امنیتی به تکنولوژی عمومی تبدیل شده است افشاگری اسناد تا چه اندازه می‌تواند نتیجه پیشرفت تکنولوژی باشد و تا چه حد میزان نتیجه درز دادن اسرار توسط فرد یا افرادی بوده است؟
** در مورد مطلبی که در 10 سال پیش ذکر فرمودید، باید به این سبک اصلاح کنم که اینترنت محصول دوران جنگ سرد و زایشگاه تکنولوژی آن پنتاگون است ولی نه به صورت مبادله بین آمریکا و شوروی. اصل اینترنت که به وجود آمد برای مبادله پیام‌ها بین مقامات سیاسی و نظامی بود. قرار بود در صورتی که بین آمریکا و شوروی تنشی دربگیرد، بین مقامات سیاسی آمریکایی از اینترنت استفاده شود.
در واقع این سیستم طراحی شده برای بین دستگاه‌های تصمیم‌گیری داخل آمریکا بود. شخص الگور که معاون رئیس‌جمهور آمریکا در دوره کلینتون بود، این پدیده را از حالت نظامی خارج و جهانی کرد. البته باید این را در نظر داشته باشید، زمانی که این اتفاق در دوره الگور در آمریکا افتاد، حتما آمریکایی‌ها به سیستم‌های دیگری فکر کرده‌اند، البته برای محافظت از مبادلات اطلاعاتی و سیاسی بین خودشان. ولی اینترنت محصول آن دوران بود. موقعی که اینترنت باز و به یک تحول بزرگ جهانی تبدیل شد، دیگر کنترل آن چیزی که در اینترنت می‌گذرد در اختیار کسی نیست. بنابراین در زندگی مجازی که زندگی دوم افراد کره زمین شده است، نمی‌شود گفت می‌توان از یک کنترل محتوایی متمرکز صحبت کرد. هرچند از نظر تکنولوژی، این سیستم بر تکنولوژی آمریکا بسیار متکی است. ضمن اینکه آمریکا هم سهم عمده‌ای در تولید آن دارد، حتی بحث‌هایی در سازمان ملل به خصوص در قالب بحث‌های مربوط به جامعه اطلاعاتی که در سال 84 ـ 1383 مطرح شد، در کنفرانس سران کشورها در تونس نیز که تحت عنوان «کنفرانس سران جامعه اطلاعاتی» برگزار شد، مسایل مربوط به اداره اینترنت تحت عنوان «چگونگی مدیریت اینترنت» از لحاظ حقوقی، سیاسی و بین‌المللی‌اش یکی از موضوعات مطرح بود ولی تا این زمان آمریکا حاضر به پذیرش یک مکانیزم بین‌المللی نظارتی به معنای دقیق کلمه نشده است و یکی از مباحث پیچیده حقوقی ـ سیاسی و امنیتی آمریکا هنوز در بنیادهای تکنولوژیک و مدیریت اینترنت از نظر فنی نقش اساسی و عمده‌ای را دارد. بنابراین، باید در نظر گرفت که به رغم عدم تسلط بر مسایل محتوایی اینترنت اما از نظر تکنولوژی حداقل نسبت به بقیه بازیگران، آمریکا یک موقعیت خاصی را در این فضای سایبری در اختیار دارد.
* و افشاگری‌ها تا چه اندازه نتیجه پیشرفته تکنولوژی بوده یا تا چه میزان نتیجه درز دادن اسرار توسط فرد یا افرادی بوده است؟
** به نظر من ترکیب این دو مورد وجود دارد به دلیل اینکه در روابط جدید بین‌المللی فقط دولت‌ها تنها بازیگران نیستند. هرچند دولت‌ها بازیگران عمده‌ای هستند اما ما با ظهور و پیدایش بازیگران متعددی روبه‌رو هستیم که بعضا ظرفیت اثرگذاری فوق‌العاده‌ای را در روابط بین‌المللی پیدا کرده‌اند. یکی از این بازیگران افراد هستند. الان هر فردی بازیگری در فضای اینترنتی است و بستگی به نحوه بازی، میزان و چگونگی دسترسی‌اش به اطلاعات و شکل دادن به دیدگاه‌ها، می‌تواند تاثیرگذار باشد. در تمام بحث‌های ویکی‌لیکس، نقش آن افسر آمریکایی که به هر دلیل شخصی یا غیرشخصی در دادن این اطلاعات به سایت ویکی‌لیکس نقش عمده‌ای را ایفا کرده، به عنوان نقش یک فرد که بازی عمده‌ای را راه انداخته است، قابل توجه است.
حالا برخی این بازی را از زاویه تئوری توطئه و برخی از زاویه تجزیه و تحلیل دگرگونی در روابط بین‌المللی نگاه می‌کنند که چگونه یک فرد می‌تواند در این فضا اینقدر تاثیرگذار باشد که خود این پدیده‌ای جدید و قابل توجهی است.
* آقای دکتر سجادپور! در بحث ارتباطات هم تعریفی به نام «دیپلماسی عمومی» وجود دارد که شما آن را شرح دادید یعنی فردی در دنیای مجازی می‌تواند مبادرت به اثرگذاری روی سطح نظام بین‌الملل کند. آیا با انتشار این اسناد محرمانه، توسط آقای ژولیان آسانژ، رییس سایت «ویکی‌لیکس» می‌توان گفت به نوعی دیپماسی عمومی در نظام بین‌الملل در حال شکل‌گیری است؟
** نه، به نظر من باید مقداری این حوزه‌ها را از یکدیگر تفکیک کنیم. این اطلعات را یک افسر جزء ارتش آمریکا که مدتی داشت از همان سیستمی که کپی‌برداری می‌کرد، اسناد را به صورت اینکه دارد موسیقی گوش می‌دهد، تحت عنوان سی‌دی‌های موسیقی خارج کرده است.
ضمن اینکه خروج این اسناد هم کار راحتی نبوده ولی این اسناد را در نهایت در اختیار سایت ویکی‌لیکس و شخص آسانژ قرار داده است. بنابراین، این دو فرد نقش عمده‌ای را ایفاء کرده‌اند و آن چیزی که اتفاق افتاده محصول کار این افراد است اما نکته اساسی این است که در این اتفاقی که افتاد، به هیچ وجه «دیپلماسی عمومی» وجود ندارد بلکه «ضد دیپلماسی عمومی» است.
به این معنا که هدف «دیپلماسی عمومی» جلب آرا و افکار به سمت اهداف دولت‌هاست یعنی دولت آمریکا ایمان دارد سرمایه‌گذاری زیادی می‌کند تا بتواند به قول خودشان بر افکار و قلوب مردم دنیا اثر بگذار و آنان را به سمت سیاست های آمریکا جذب کند. در وزارتخانه آمریکا بخش مستقلی برای دیپلماسی عمومی راه افتاده است.
در سفارتخانه‌های مختلف آمریکا، کارشناس‌های ویژه‌ای برای دیپلماسی عمومی تربیت شده‌اند ولی نقشه همه اینها با این افشاگری اتفاقا نقش بر آب شده است به دلیل اینکه اعتبار دیپلماسی آمریکا با این اسناد زیر سوال رفته و همچنین اعتبار تعامل با آمریکا. بنابراین، آمریکا هرچیزی را که می‌خواسته از طریق دیپلماسی عمومی به دست بیاورد، اهداف آمریکا با انتشار اسناد از سوی سایت ویکی‌لیکس مورد خدشه قرار گرفته است.
* پس افشای این اسناد برای آمریکا تحت عنوان یک ویروس عمل کرده است؟
** بله، بله.
* اگر قرار باشد که هر نوع توافق محرمانه یا سری به بیرون راه پیدا کند آیا کشورها می‌توانند از این پس به محرمانه ماندن روابط و مذاکراتشان اطمینان داشته باشند؟
** نمی‌توانند. اینکه خیلی واضح است ولی به این معنا نیست که پایان کارهای محرمانه است. بحرانی در کارهای محرمانه پیش آمده است. دولت‌ها راه‌حلی پیدا خواهند کرد چون دولت‌ها بازیگران ضعیفی در روابط بین‌الملل نیستند. هرچند ممکن است در مسایل و مواردی تضعیف شده باشند ولی به هر حال راه‌حل‌هایی را پیدا خودهند کرد. کلا ذات دیپلماسی با یکسری اقدامات پشت پرده و غیرعلنی همراه است. همیشه بوده،هنوز هم هست و خواهد بود ولی دجه مقیاس و گستردگی اقدامات محرمانه و پشت پرده نسبت به گذشته در همه گام‌های دیپلماتیک کمتر شده است یعنی در چند قرن پیش دیپلمات‌ها به کشورهای مختلف اعزام می‌شدند و یکی از کارهایشان جمع‌آوری عادی اطلاعات از زندگی روزمره مردم آن کشورها بود. حتی عده‌ای به یک دیپلمات می‌گفتند: «جاسوس شرافتمندان».
اما یکی دیگر از کارهای دیپلمات‌ها اطلاع‌رسانی از تحولاتی که رخ می‌دهد، بود ولی چندین سال است که حداقل در دهه گذشته، این دو کار کرد دیپلمات‌ها را حاشیه‌ای کرده است. به این معنا که سرعت تحولات به بن‌بست رسیده و سرعت انتقالات آنان به گونه‌ای است که نیازی به گزارشگری مستقیم دیپلمات‌ها نیست. چون این گزارش‌ها سریع منتقل می‌شود ولی به این معنا نیست که دیپلمات‌ها از بین رفته باشند یا حضور آنان بی‌اثر باشد. بلکه عامل انسانی در تعاملات دو جانبه و چند جانبه سیاسی هنوز خیلی مهم و قابل توجه است ولی اثرگذاری الزاما در قالب گزارشگری نیست ولی باز هم مطالبی هست که در همه جا رخ می‌دهد و هیچ‌وقت گزارش نمی‌شود و این دیپلمات‌ها هستند که باز در این زمینه باید به آن گزارش‌ها دسترسی پیدا کنند و از طرف مختلف و مقتضی به پایتخت‌هایشان منتقل کنند. بنابراین، نمی‌توانیم بگوییم چون ویکی‌لیکس آمده پایان عصر گزارشگری محرمانه یا اقدامات محرمانه است. بلکه می‌توانیم بگوییم که با تکنولوژی اینترنت احتمالا کارهای محرمانه دچار تغییر و تحول خواهد شد.
* ولی تکنولوژی رسانه‌ها باعث شده که به عنوان یک رقیب برای دیپلمات‌ها مطرح شوند؟
** دقیقاً ـ رسانه‌ها اگر هم رقیبند ولی بخشی از کار دیپلمات‌ها را راحت‌تر و بخش دیگری را سخت‌تر کرده‌اند. راحتی به خاطر دسترسی و منهکس شدن، سخت‌تر شدن به خاطر تولید موضع و موضع‌گیری لحظه‌ای که در برخی مسایل فرصت نیست که شما انواع هماهنگی‌ها را انجام دهید. بنابراین، دستگاه‌های دیپلماتیک مجبور به تولید موضع سریع در مورد تحولات هستند و این موضع، بعضا بر روند آن تحول اثر می‌گذارد. نمونه‌اش تحولات اخیر در خاورمیانه است. در روز آخر هفته اول بحران مصر، تایمز در مورد این بحران نوشت که دولت اوباما در یک روز سه بار موضعش را عوض کرد و این تغییر موضع در یک روز چیزی نیست جز صورت تحولاتی که مستقیم و فوری از طریق رسانه‌ها گزارش می‌شود و باید قدرت‌های ذی‌نفوذ یا قدرت‌های موثر خودشان را مجبور به موضع‌گیری کنند که خود این موضع‌گیری‌ها به نحو مثبت یا منفی در صحنه تحولات وجود دارند.
* پس تکنولوژی رسانه‌ها توانسته است به نوعی خود دولت‌های قدرتمند را هم در بازی‌های بین‌المللی به چالش بکشاند؟
** بستگی دارد به تعریفی که شما از چالش می‌کنید.
* در مورد همین موضع‌گیری‌های متفاوت مقامات رسمی آمریکایی‌ها در یک روز.
** صددرصد، اصلا مفهوم دیپلماسی عمومی، دیپلماسی رسانه‌ای و اهمیت افکار عمومی که همه به دستگاه دیپلماتیک ارتباط پیدا می‌کند، محصول تحول تکنولوژیک است که برای همه دولت‌ها هم فرصت ایجاد کرده‌اند و هم چالش. بحثی را که ما در اینجا دنبال می‌کنیم فقط چالش است اما بحث تکنولوژی اینترنت فرصت‌هایی را هم ایجاد کرده که همه بتوانند اثرگذاری فوری‌تر و موثرتری داشته باشند.
* افشای این قبیل روابط و گفت‌وگوها بر امنیت بین‌المللی تاثیر مثبت یا منفی دارد؟
** مثبت یا منفی‌اش سخت است.چون بستگی دارد شما از چه زاویه‌ای نگاه کنید. برای اینکه همه اینها اثرات قابل توجهی دارند. هرچند که اندازه‌گیری آن اثرات به راحتی امکان‌پذیر نیست. قطعا این نوع انتشار اخبار و گزارش‌ها در ساختن اذهان و افکار اثر فوری دارد ولی همه اینها بلافاصله تبدیل به اثر مستقیم بر امنیت بین‌المللی نمی‌شود. یعنی تعادل قوا، قوای بین‌المللی، میزان قدرت بین‌المللی کشورها در اثر این تحولات جابه‌جا نشده است. یعنی ما با آرایش جدید استراتژیکی روبه‌رو نیستیم ولی نمی‌توانیم سهم اینها را هم در تولید ترس، نگرانی، اضطراب و تولید یکسری از پیامدهای ناخواسته برای بازیگران عمده دست کم بگیریم.
* با توجه به اینکه اسناد وزارت خارجه و دفاع آمریکا لو رفته است تصور نمی‌فرمایید که این امر بر اعتماد کشورها بر آمریکایی‌ها تاثیر منفی بگذارد؟
** قطعا اصر گذاشته است. به طور کلی آمریکا با یک بحران عمده‌ای در مناسبات دیپلماتیک‌اش روبرو شده که شخص وزیر امور خارجه آمریکا روی این بحران و اثرگذاری مرزی تاکید کرده است. خانم کلینتون نه یک بار بلکه چند بار، بر این مساله که بر دیپلماسی و امنیت آمریکا اثر گذاشته، تاکید کرده است و حتی از این اقدام به عنوان یک «اقدام جنایی» نام برده است. یعنی پخش این اسناد را به عنوان یک عمل جنایی ذکر کرده و می‌دانید پروسه دادگاهی برای فرد آمریکایی که این اسناد را منتشر کرده در جریان است و قطعا یکی از شاکیان این فرد دستگیر شده، وزارت خاره آمریکاست.
* آیا سیستم تشکیل شده در دستگاه اجرایی آمریکا پس از بحران 11 سپتامبر که شما آن را تشریح فرمودید، فقط در آمریکا شکل گرفته است یا سایر کشورهای درگیر در دو جنگ افغانستان و عراق نیز دچار بحرانی مشابه آمریکا خواهند شد؟
** نمی‌توانیم از یک سیستم بین همه صحبت کنیم. آن سیستم اول یک سیستم آمریکایی است. یعنی بین دستگاه‌های مسوول سیاست خارجی و امنیت خارجی آمریکا یک هماهنگی اطلاعاتی به وجود آمد و آن گزارش‌ها دراختیار کارشناسان وزارت خارجه و وزارت دفاع و نهادهای امنیتی و نظامی آمریکا به طور همزمان قرار می‌گرفت اما این مخصوص خود آمریکایی‌هاست و امری درونی محسوب می‌شود اما بعد از بحران 11 سپتامبر هماهنگی‌های مختلف اطلاعاتی و امنیتی هم بین کلیه کشورهای غربی و اعضای ناتو ایجاد شد که الزاما به این معنا نیست که بتوانند به گزارش دیپلمات‌های همدیگر دسترسی پیدا کنند؛ بلکه این مساله برای چک کردن افراد مظنون به فعالیت‌های تروریستی بین مسافران هواپیماها، پروازهای مختلف و غیره بود که خود این امر یک چالش حقوقی را در روابط آمریکا و اروپا به لحاظ در اختیار قرار دادن لیست همه این افرادی که با پروازهای مختلف حرکت می‌کنند به وجود آورد و از طرف اروپایی‌ها با مقاومت‌هایی نیز روبه‌رو شد. درآمریکا، اما درکل سیستم‌های هماهنگ‌کننده‌ای بین اعضای ناتو بین اعضای پیمان‌های دو جانبه نظامی که با آمریکا درگیر هستند، وجود داشته و دارد. حتی بین اسراییل و آمریکا. ولی این به معنای بلافاصله در اختیار قرار گرفتن مذاکرات دوجانبه آمریکا با سایر کشورها نیست.
* و آخرین سوال اینکه؛ بحران دیپلماسی آمریکا همراه شده است با تغییر نظام بین‌الملل. درحالی که هنوز مشخص نیست روند این تغییر نظم جدید جهانی چه نوع نظم تازه‌ای را به همراه خواهد داشت، برخی از صاحب‌نظران احتمال می‌دهند، این نظم جدید تبدیل شود به بازی‌های منطقه‌ای، تا چه حد این بحران جدید دیپلماسی آمریکا می‌تواند بحران‌های جدیدتر یا چالش‌های بیشتری را برای آمریکا ایجاد کند؟
** آمریکا تقریبا بحران‌های متعددی را در این زمینه دارد. بحران دوران انتقال بعد از جنگ سرد هنوز ادامه دارد. نظام بین‌المللی بعد از جنگ سرد هنوز شکل مشحصی نگرفته است و اینکه آیا آمریکا می‌تواند جایگاه خودش را در این نظام بین‌المللی مثل گذشته حفظ کند، محل بحث و تردید و پرسش‌های زیادی است خود بروز قدرت‌های نوظهور در سیستم بین‌المللی از بحث‌های عمده است ولی به نظر من به همه اینها باید با هم نگاه کرد. نمی‌توان گفت یکی بر دیگری چه اثری می‌گذارد. مسلم است در همه اینها دسترسی به تکنولوژی و خروج انحصار تکنولوژی از اختیار یک یا دو بازیگر، از ویژگی‌هایی هستند که بر کل روند اثر می‌گذارند.
همین طور از نظر بازیگران. همانطور که قبلا عرض کردم بازیگران متعددی ایجاد شده‌اند و افراد حتی بازیگران غیرحکومتی هم مهم هستند و تردیدی نیست که تجمیع اینها به اضافه بحران‌های دیگری که درداخل و خارج آمریکا وجود دارد، روی این مرحله انتقالی اثر می‌گذارد ولی باید در نظر داشت که بحران‌ها درعین حال که فرصت‌هایی را برای شکل دادن به تحولات نه فقط برای آمریکا، بلکه برای بازیگران دیگر هم ایجاد می‌کنند، نمی‌توانیم بگوییم یک بحران به چه صورت باقی خواهد ماند و بستگی به نحوه مدیریت و تبدیل آن بحران به فرصت یا تهدید بیشتری دارد.
* آیا شما بر این اعتقاد هستید که با توجه به بحران دیپلماسی آمریکا، عصر جدیدی از دیپلماسی آغاز خواهد شد؟
** به نظر من نمی‌شود این را گفت. چون یکسری از اصول دیپلماسی فرقی نکرده است. ذات و اصل دیپلماسی که تولید امنیت و تولید فضای تعامل بین بازیگران چه به صورت دوجانبه و به صورت چند جانبه است، ذات پایداری دارد ولی در شکل، فرم و در میزان و سرعت و چگونگی اقدامات دیپلماتیک تحولاتی را خواهد داشت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات