تاریخ انتشار : ۰۹ آبان ۱۳۹۱ - ۱۵:۴۰  ، 
کد خبر : ۲۲۶۵۲۰

جریان‌شناسی سیاسی احزاب در جمهوری اسلامی


مسلم تهوری
جریان‌های سیاسی و شکاف‌های اجتماعی، مبین خواسته‌های گروه‌ها و جریان‌های سیاسی ـ‌ اجتماعی موجود اعم از حاکم و غیرحاکم است. حسین بشیریه معتقد است در تکوین جریان‌های سیاسی ـ اجتماعی عوامل گوناگونی هم‌چون میزان گذار از جامعه سنتی به جامعه مدرن، میزان نوسازی و توسعه اقتصادی و میازن دموکراتیزه شدن جامعه، یعنی پیدایش سازمان‌ها و تشکل‌های طبقات پایین مؤثر هستند. از این رو نحله‌های فکری موجود در جامعه پدید آورنده جریان‌های سیاسی می‌گردند همان‌طوری که استیون دی تانسی در کتاب «مقدمات سیاست»‌ آورده، غایت احزاب سیاسی و گروه‌های اجتماعی دستیابی به قدرت و در اختیار گرفتن زمام دولت، است. احزاب و گروه‌های سیاسی در ایران نیز در همین چهارچوب می‌گنجند و گروه‌های فعال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با توجه به پایگاه اجتماعی‌شان در تاریخ 30 ساله انقلاب اسلامی نقش ‌آفرینی کردند. اغلب گروه‌های سیاسی در تاریخ جمهوری اسلایم ذیل گروه‌های اسلام‌گرا تعریف می‌شوند و معدودی نیز تفکراتی ملی‌گرایانه و یا مارکسیستی داشتند که به علت پایگاه ضعیف اجتماعی هیچ‌گاه نتوانستند نقشی پررنگ و تأثیرگذار در نهادینه کردن اهداف و امیال خود داشته باشند. گروه‌های سیاسی با ماهیتی دینی به دو شاخه کلی راست و چپ تقسیم بندی شده‌اند هرچند که خیلی با ادبیات سیاسی چپ ور است در دانش سیاسی هم‌خوانی ندارند.
از راست سنتی تا اصول‌گرایی
1- حزب جمهوری اسلامی
حزب جمهوری اسلامی بزرگترین و فراگیرترین حزب در تاریخ احزاب سیاسی بعد از انقلاب اسلامی است که توسط پنج نفر از روحانیون برجسته و عالی‌رتبه انقلاب حضرات آیات، دکتر بهشتی، سیدعلی خامنه‌ای، محمدجواد باهنر و موسوی اردبیلی و حجه‌الاسلام اکبر هاشمی رفسنجانی و به اتفاق جمعی از اساتید حوزه و دانشگاه، اصناف، بازاریان و اقشار مختلف شکل گرفت. آیت‌الله دکتر بهشتی به عنوان تئوریسین، مغز متفکر و طراح اصلی این تشکل اسلامی، سمت دبیر کلی حزب جمهوری اسلامی را پذیرفت و طی بیانیه‌ای اهداف موسسین را از تشکیل حزب پاسداری از دستاوردهای انقلاب، مبارزه با ضدانقلاب، ایجاد امید در مردم و بهره‌گیری از مبارزات ضداستبدادی مردم اعلام کرد. روزنامه جمهوری اسلامی به عنوان ارگان رسمی حزب، پل ارتباطی بین اعضای حزب با توده مردم بود و در افشای مقاصد گروه‌های معاند و ضدانقلاب نقش اساسی و حیاتی بر عهده داشت. از جمله فعالیت‌های حزب جمهوری اسلامی تزریق نیروهای متعهد و معتقد به مبانی انقلاب اسلامی در مراکز تصمیم‌گیری کننده و حساس بود. اما پس از چند سال که از حیات سیاسی حزب جمهوری اسلامی گذشت، حضور حزب در عرصه سیاسی انقلاب روبه افول نهاد که از جمله دلایل آن می‌توان از کثرت اشتغالات رهبران حزب و شهادت دکتر بهشتی و یارانش در حادثه هفتم تیر نام برد هرچند اصلی‌ترین نقطه ضعف حزب را می‌توان در سازماندهی و آموزش منظم ایدئولوژیک به دلیل گستردگی بی‌رویه دفاتر و افزایش نیروها دانست. سرانجام آقایان خامنه‌ای و هاشمی رفسنجانی، دو تن از مؤسسین حزب طی نامه‌ای ضمن برشمردن ئخدمات حزب، ادامه کار آن را در شرایط کنونی بهانه‌ای برای ایجاد اختلاف و دو دستگی و موجب خدشه در وحدت و انسجام ملت دانسته و خواهان موافقت امام خمینی برای تعطیلی حزب شدند. با موافقت امام‌،‌ کارنامه حزب جمهوری اسلامی بسته شد.
2- جامعه روحانیت مبارز
از اواسط سال 1356 روحانیون طرف‌دار امام در تهران تشکلی در میان خود به نام روحانیت مبارز به وجود آوردند. شخصیت‌هایی چون؛ بهشتی،‌مطهری،‌مفتح، باهنر، مهدوی‌کنی، خسورشاهی، عبدالمجید ایروانی، هاشمی رفسنجانی، ناطق نوری،‌معادیخواه، کروبی و ـ‌ از فعالان و گردانندگان روحانیت مبارز به شمار می‌آمدند. برنامه‌ریزی راهپیمایی‌ها، سخنراین در مساجد،تهیه شعار و در مجموع سازماندیه نهضت عمدتا توسط روحانیت مبارز صورت می‌گرفت به عبارت دیگر در حالی که بسیاری از نیروهای مخالف، با مشکلاتی همچون فقدان رهبری،‌ضعف تشکیلاتی، عدم انسجام فکری، تفرقه وانشعابات روبه‌رو بودند، جامعه روحانیت با وجود امام و دارا بودن شبکه‌ای از روحانیون در سراسر کشور، از مزیت مهمی بهره می‌بردند. از آن جایی که مؤسسین دو تشکل جامعه روحانیت مبارز و حزب جمهوری اسلامی چند نفر خاص بودند با ائتلاف بین آن دو، این تشکیلات به یکی از گسترده‌ترین و مقتدرترین تشکل‌ها برای سازماندهی نیروهای حزب‌اللهی و مبارزه با توطئه‌ها تبدیل شد. جامعه روحانیت مبارز بعد از انقلاب اسلامی همواره نقش اساسی و تعیین‌کننده در معادلات و جریانات سیاسی داشته از جمله مواردی که می‌ـوان طرح کرد حکمیت بین اختلافات رییس‌‌جمهور (بنی‌صدر) و نخست‌وزیر (رجایی) بود.
در سال 1367 گروهی با بنیان‌گذاری مجمع روحانیون مبارز از جامعه روحانیت مبارز منشعب شدند. مهدی کروبی یکی ازجداشدگان از جامعه روحانیت مبارز علت این انشعاب را در نحوه گزینش افراد جهت انتخابات می‌داند، مسئولان جامعه روحانیت مبارز روایت و قرائتی دیگر از انشعابات و دلایل آن دارند آن‌ها معتقدند جامعه روحانیت مبارز درباره حدود اختیارات ولایت‌فقیه با اعضای مجمع که انشعاب کردند اختلاف نداشته‌اند. بلکه منشأ اختلافات در حوزه مصادیق بوده است. دیگر آن زمان و مکان در احکام موجب تغییر حکم نمی‌شود، بلکه موضوع را تغییر می‌دهد چرا که احکام ثانویه همان احکام اولیه است.جامعه روحانیت اعتقاد داشت که با عنوان احکام ثانویه همه محرمات و واجبات را کنار نمی‌توان زد و بالاخره جامعه روحانیت به شدت با دولت سالاری مخالفت داشت و بر این باور بود که نباید همه امور به دست دولت باشد.
3- حزب موتلفه اسلامی
جمعیت هیئت‌های مؤتلفه اسلامی در سال 1342 هـ‌ش از ائتلاف گروه‌هایی از میان بازاریان و مکان‌های مذهبی سربرآورد. با انحلال حزب جمهوری اسلامی، اعضای مؤتلفه در سال 1367 تمهیدات لازم را برای تشکیلاتی با ساز و کار نوین فراهم ساختند که با تصویب اساسنامه و مرامنامه در سال 1369 جمعیت مؤتلفه اسلامی با هیئت مؤسس آن شکل گرفت. مؤتلفه اسلامی در تمامی مراکز استان‌ها و بیش از 180 شهر شعبه نمایندگی گرفت. هفته‌نامه «شما» ارگان رسمی آن است. در حال حاضر محمدنبی حبیبی دبیرکل و اسدالله بادامچیان قائم مقام حزب است.
حزب مؤتلفه اسلامی را باید با سابقه‌ترین حزب سیاسی ایران نامید. ارتباط گسترده و دائمی با روحانیت و اهتمام در همراهی و اعلام مواضع با آنان را نیز باید به مختصات حزب مؤتلفه افزود و بالاخره آن که مؤتلفه اسلامی انگیزه اصلی خویش را انجام وظیفه و ادای تکلیف شرعی در هر زمان و مکان می‌داند و رهنمودهای ولی فقیه زمان را به عنوان بهترین معیار و راهنما قبول دارد.
4- جمعیت ایثارگران انقلاب
جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی در سال 137 تشکیل شد. اعضای مؤسس جمعیت ایثارگران عبارتند از: حجت‌الاسلام علی‌اکبر ابوترابی فرد، حسین فدایی، علی دارابی، مجتبی شاکری، داود دانش جعفری، علی یوسف‌پور، عبدالحسین روح‌الامینی، احمد علی مقیمی،‌ هادی ایمانی و اصغر صبوری. در سال 1383 با استعفای صبوری، محمود احمدی‌نژاد به عنوان جایگزین، و به عضویت هیئت مؤسس درآمد.
نقطه اوج نقش‌آفرینی ایثارگران در عرصه سیاسی را باید به رخدادهای پس از 18 تیر 1378 مرتبط دانست. در آن ایام، احزاب و تشکل‌های سیاسی به شدت زنسبت به هم بدبین شده بودند و واگرایی به صورت بی‌سابقه‌ای افزایش یافته بود. سران چهار تشکل سیاسی تأثیرگذار در جریان اصول‌گرا، در ملاقاتی با رهبری به واکاوی و چاره‌جویی برای بیرون رفت از چالش‌های به وجود آمده برآمدند که بخش عمده اهتمام بایسته، برای نظریه‌پردازی، تشکیل جلسات برای همگرایی بیشتر در میان احزاب و تشکل‌های اسلامی برای پاس‌داشت ارزش‌ها را باید مرهون تلاش ایثارگران دانست.
5- آبادگران ایران اسلامی
جریان موسوم به راست، یک‌باره به جریان اصول‌گرایی تبدیل نشد و فرآیندی را پشت سر گذاشت که از برنامه‌ریزی و تشکیلات سازمان‌یافته‌ای برخوردار بود. هیچ‌کس پیدا نمی‌شود که اثرگذاری جریانی که در سال 81 به‌نام ائتلاف آبادگران ایران اسلامی تأسیس شد را انکار کند، زلزله‌ای که به انتخابات نهم ریاست جمهوری هم کشیده شد. این عنوان جدید که واجد ویژگی‌هایی تازه بود، چهره‌هایی متخصص و نخبه که غالبا اشتهار جناحی نداشتند را دربر می‌گرفت. استفاده از نیروهای ارزشی چپ که منتقد جریان اصلاح‌طلب بودند، گفتمان و شعارهای جذاب «اعتدال، مردم سالاری دینی، خردجمعی، قانون‌گرایی، عدالت‌خواهی، رفاه و آسایش مردم» و همچنین نکوهش رفتارهای باندی و جناحی استراتژی این جریان را تشکیل می‌دهد. آبادگران با عملکرد مثبت خود که نشأت گرفته از سه شعار راهبردی، «صداقت در گفتار، سلامت در عمل و خدمت صادقانه»‌است، راه را در انتخابات بعدی برای نیروهای اصول‌گرا باز کرد.
جریان چپ سنتی تا اصلاح‌طلبی
گرایش شدید به رفتارهای رادیکالی و تند، تجویز دین حداکثری و محدود کردن قلمرو آزادی‌ها و حقوق شهروندی، دفاع از دولت حداکثری و مخالفت با خصوصی‌سازی، دفاع از محرومان و اقشار آسیب‌پذیر و طرفداری از عدالت اجتماعی، استکبار ستیزی و بالاخره ولایت مطلقه فقیه را فصل‌الخطاب دانستن از ویژگی‌های جریان چپ اسلامی در دهه اول (1368 ـ‌1358) انقلاب بود. اعتقادات جریان چپ اسلامی در اداره کشور، زمان تصدی حاکمیت در دهه او انقلاب بدین قرار است:
اعلام روز 13 آبان 1358، به عنوان روز ملی مبارزه با استکبار جهانی؛
مخالفت با قانون کار که نوعی حمایت از حقوق کارفرما را نمایندگی می‌کرد؛
اختلاف نظر جدی بر سر خصوصی‌سازی؛
چالش بر سر حوزه اختیارات و قلمرو اصل 44 قانون اساسی و دفاع از بخش تعاونی در برابر بخش خصوصی؛
مخالفت با نظارت استصوابی توسط شورای نگهبان؛
دفاع جدی از تمرکز دولت برای تولید، توزیع و کنترل کالاها.
از جمله مهم‌ترین گروه‌های متعلق به جناح چپ عبارتند از:
1- سازمان مجاهدین انقلاب
سازمان مجاهدین از وحدت هفت گروه سیاسی معتقد به رهبری امام خمینی (ره) که در سال‌های پیش از پیروزی انقلاب، به مبارزه مسلحانه با رژیم شاهنشاهی معتقد بودند تشکیل شد اعتقاد به تشکیل حکومت اسلامی به رهبری امام خمینی، طرفدار مبارزه مسلحانه علیه رژیم پهلوی و مخالفت با سازمان مجاهدین خلق به دلیل گرایش التقاطی آنان از جمله اشتراکات گروه‌های سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بود سازمان مجاهدین در تاریخ 16/1/1358 اعلام موجودیت کرد. اعضای سازمان در بدو امر به صورت مستقیم با امام ملاقات می‌کردند و گزارش فعالیت سازمان را به ایشان انتقال می‌دادند. اما چون ارتباط مستقیم با امام در درازمدت امکان‌پذیر نبود از ایشان درخواست کردند نماینده‌ای در سازمان تعیین کند تا ضمن نظارت بر سازمان مسائل آن را نیز به امام منتقل کند. امام آیت‌الله راستی کاشانی را به عنوان نماینده خود در سازمان منصوب کرد. اختلاف درونی این سازمان از همان ابتدای تشکیل در سال 1358 در مورد چند مسئله بروز کرد؛ یکی نقادی نسبت به دیدگاه‌های دکتر علی شریعتی و دیگری انتقاد به انتشار اطلاعیه به مناسبت روز کارگر و شبیه‌سازی صرف روز کارگر با ادبیات جریان چپ حاکم بر جهان. یکی دیگر از علل اختلافات درونی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به تعدد گروه‌هایی که تحت عنوان سازمان مجاهدین گرد هم آمده بودند برمی‌گشت. اعضای سازمان مجاهدین به سه طیف کلی تقسیم می‌شدند که عبارتند از:
1- گروهی که معتقد به ارجحیت حکم حزبی بر نظرات نماینده امام بودند که شامل بهزاد نبوی، محسن آرمین، مصطفی تاج‌زاده، هاشم آغاجری و محمد سلامتی می‌شوند.
2- عده‌ای معتقد به نظارت استصوابی بودند این گروه شامل محمدباقر ذوالقدر، حسین فدایی و علی عسگری بودند.
3- آقایان محسن رضایی و مرتضی الویری هم خواستار انحلال سازمان به خاطر اختلافات بودند.
و بالاخره در فاصله میان سال‌های 1361 تا 1365 فعالیت‌های سازمان به شدت اقول کرد و در مهرماه سال 1365 آیت‌الله راستی کاشانی طی نامه‌ای ضمن بیان مشغله فراوان و نامساعد بودن حال مزاجی خود استعفای خویش و انحلال سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را تقاضا کرد که مورد موافقت حضرت امام قرار گرفت.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی مجددا در تاریخ 10 مهرماه سال 1370 مجوز فعالیت سیاسی در سراسر کشور را دریافت کرد و آقای محمد سلامتی به عنوان دبیرکل این سازمان برگزیده شده و از سال 1373 تا 1381 هفته‌نامه سیاسی اجتماعی «عصر ما» به عنوان ارگان رسمی این سازمان به طور مرتب منتشر می‌شد. اما در دور جدید فعالیت خود دچار دگردیسی شدید گردید و به تمامی اعتقادات و اصول خود پشت کردند و از نظرات خود تبری جستند تا جایی که جامعه مدرسین حوزه علمیه قوم طی بیانیه‌ای خواستار انحلال این سازمان شد.
2- مجمع روحانیون مبارز
در سال 1367 آقایان مهدی کروبی، حیدرعلی جلالی خمینی و سیدمحمود دعائی در پی اختلاف با شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز از آنان منشعب و بنیان مجمع روحانیان مبارز را پی‌ریزی کردند. انشعابیون روحانیت مبارز با توقف دو جریان سیاسی و پرقدت چون حزب جمهوری اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی پی به خلائی که ایجاد شده بود بردند و با تشخیص مناسب شرایط زمانی پا به عرصه سیاسی گذاشتند.
مجمع روحانیون مبارز توانست با گفتمان‌سازی بر پایه دو اصل «اسلام ناب محمدی در برابر اسلام آمریکایی» و «جنگ فقر و غنا» خود را پرچمدار آن معرفی کند و در حقیقت در همان شکل‌گیری، گروه‌های دیگر بالاخص جامعه روحانیت مبارز را به پیروی از اسلام آمریکایی و حمایت از سرمایه‌داری محکوم کرد. ادعاهای موهومی که آیت‌الله مهدوی کنی در دیدار با امام راحل به آن‌ها اعتراض می‌کند. امام نیز مخالفت خود را با این اتهام ابراز می‌دارند و می‌فرمایند من به آقایان در جامعه روحانیت مبارز علاقه‌مندم. اعضای مجمع روحانیون مبارز که در مجلس چهارم شورای اسلامی جایی پیدا نکردند و کروبی رییس مجلس دوره سوم در انتخابات نفر سی و هفتم شد و از ورود به مجلس بازماند، در پی تغییر در قانون اساسی و حذف نخست‌وزیری پایگاه خود در قوه مجریه را نیز از دست دادند. آن‌ها طی سال‌های (1376 ـ 1368) به تدوین استراتژی، نقد عملکرد و بازتعریف مأموریت‌های آینده، نظریه‌پردازی و کادرسازی پرداختند و از دل آن چپ جدید که بعدا در حزب مشارکت ظهور و برزو یافت و محصول حلقه کیان بود، ظهور پیدا کرد و باز دیگر مراکز قدرت جمهوری اسلامی را در اختیار خود گرفت و محمد خاتمی به عنوان ریاست جمهوری و مهدی کروبی در جایگاه ریاست مجلس ششم قرار گرفتند جناح چپ که با شعار اصلاحات، بازگشت مجدد به قدرت داشت در این دوره دچار تغییر و تحولات چشمگیری در مواضع و دیدگاه‌ها گردیده بود. اعتقاد به ولایت فقیه به جای ولایت مطلقه فقیه اهتمام بر جمهوریت نظام به جای اسلامیت، طرفدار برقراری مذاکره و رابطه با آمریکا به جای مخالفت با آن اعتقاد به برقراری نظام سرمایه‌داری و بازار آزاد در اقتصاد به جای گرایش شدید دولتی کردن امور، تجویز گرایشی مبنی بر دین حداقلی و به عبارت دیگر زمینه‌ساز شدن برای رشد سکولاریسم و جدایی دین از سیاست را می‌توان از مهمترین چرخش‌های این جریان برشمرد.
3- جزب کارگزاران سازندگی
در آستانه پنجمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی جریانی پدید آمد که متشکل از چپ سابق و راست مدرن بود این گروه تحت عنوان حزب کارگزاران سازندگی وارد صحنه شدند و طی اطلاعیه‌ای ضمن اعلام موجودیت، حملاتی را بر علیه جناح راست آغاز کردند.
از جمله دلایل پیدایش و شکل‌گیری کارگزاران می‌توان از روشنفکری قدرت‌طلب، پیوند سیاست با قدرت، اعتدال و میانه‌روی و شخص محوری نام برد.
تشنج‌زدایی و رابطه با آمریکا در سیاست خارجی، طرفداری از مشارکت همه جانبه مردمی، سیاست تعدیل اقتاصدی و سرمایه‌داری،‌ استقبال از مدرنیسم و عدم حساسیت نسبت به کم‌رنگ شدن ارزش‌ها و مظاهر اجتماعی و دینی در جامعه از جمله مواضع و دیدگاه‌های کارگزاران سازندگی است. حزب کارگزاران سازندگی پس از موفقیت در انتخابات مجلس شورای اسلامی در پی ائتلاف با مجمع روحانیون مبارز و حمایت از سیدمحمد خاتمی در انتخابات هفتمین دوره ریاست جمهوری همچنان در جایگاه قدرت باقی ماند اما پس از سپری شدن ریاست جمهوری آقای خاتمی، حزب کارگزاران نیز از صحنه سیاسی ایران خارج شد و به واقع باید گفت کارگزاران سازندگی حزب تمام عیار نبود، بلکه جریانی بود که بنا به گفته مسئولان آن برای انجام یک مأموریت ویژه در یک مقطع زمانی تشکیل و پس از آن، رسالت و ماموریت آن پایان یافت.
4- حزب مشارکت ایران
حزب مشارکت از گروه «دانشجویان مسلمان پیرو خط امام» بنا شد چرا که در میان 110 تن از موسسان اولیه حزب، اسامی عمده و تاثیرگذار، همانا دانشجویان مسلمان پیرو خط امام بودند که در 13 آبان 1358 سفارت آمریکا را تسخیر کردند شعارهای اصلی جبه همشارکت عبارت بودند از «ایران برای همه ایرانیان» و «معنویت، عدالت، آزادی» که برگرفته از شعار «عرفان، برابری، آزادی» دکتر علی شریعتی است مشارکتی‌ها خود را نماد مخالفت با وضع موئجود معرفی کردند و با نقد گذشته خود را منجی آینده معرفی کردند آنان که حیات خود را در نفی تمام و کمال گذشته می‌دیدند دست به تالیف کتبی همچون «عالیجنابان سرخپوش» و «عالیجناب خاکستری» کردند و آقای هاشمی رفسنجانی را به شدت مورد حمله قرار دادند. حزب مشارکت که تحت تعالیم و اندیشه‌های دکتر سروش و حلقه کیان بود اندیشه‌های سروش را در خصوص سکولاریسم یعنی «جدایی دین از سیاست» به شدت ترویج می‌کرد. شاید بزرگ‌ترین نقد وارده بر حزب مشارکت به فقدان تحلیل جامع در خصوص وضعیت داخلی ایران در عصر دوم خرداد و چالش‌ها و افق‌های آینده مربوط باشد موجب سردرگمی حزب شده بود در حالی که حزب نقطه قوت خود را اتفاقا در همین داشتن تحلیل می‌دانست و حزب مشارکت که همچون حزب کارگزاران سازندگی از جمله احزاب «دولت ساخته» بود بلافاصله با انقضای دوره قانونی دولت محمد خاتمی افول خود را آغاز کرد.
5- حزب اعتماد ملی
کروبی پس از انتخابات نهم ریاست‌جمهوری در سال 1384 رویه دوستانش در مجمع روحانیون مبارز را بر نتافت و با خروج از این حزب با انتخاب و کمک 52 نفر از نزدیکانش حزب اعتماد ملی را بنا کرد به گمان این که از طریق عضوگیری سیاسی و فعالیت در حزب جدیدش می‌تواند در انتخابات ریاست‌جمهوری دوره دهم بر مسند ریاست جمهوری تکیه بزند این روحانی مستعفی از مجمع تشخیص مصلحت به شدت از طیف افراطی اصلاح‌طلبان آزرده خاطر بود و از زمان تشکیل حزب اعتماد ملی همواره نوک نیز انتاقداتش را به راس هرم اصلاح‌طلبان متمرکز کرد، تلاش‌های چهار ساله مهدی کروبی در انتخابات دهم ریاست جمهوری نتیجه‌ای غیرقابل باور برای وی در پی داشت او که در میان اصول‌گرایان جایگاهی نداشت با حملاتی که به اصطلاح‌طلبان کرد آنان را نیز از خود رنجاند تا جایی که تعداد آرا وی از آراء‌ باطله نیز کمتر شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات