دکتر محمود رئوفی
محمدرضا باهنر، دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین طی مصاحبه ای با هفته نامه مثلث (شماره 90، مورخ 30/5/90) پیرامون وحدت اصول گرایان، وضعیت جبهه پایداری و آینده اصلاح طلبان به نکاتی اشاره نموده که شایسته بررسی است، به اجمال نکات مزبور را واکاوی می نماییم: یکم) باهنر ضمن اذعان به آشفتگی نظری و تشتت عملی اصول گرایان پس از تشکیل دولت نهم می گویند: « دوستان سوال می کردند که اساساً اصول گرایی یعنی چه؟ البته این سوال منطقی و درست بود کما اینکه ما خیلی وقت بود از اصلاح طلبان نیز این سوال را می پرسیدیم که اصلاح طلبی یعنی چه؟ تا زمانی که تعریف مشخصی از این واژه ها ارائه نشود هر کس بر اساس ظن خودش تعریفی ارائه می کند و بعد می گوید بقیه باید با این تعاریف خود را هماهنگ کنند». ایشان متفطن نکته مهمی شده اند، چرا که همین ابهام و ظنی بودن این مفاهیم در فرایند سیاست ورزی دو جناح مشکلات بسیاری هم برای خودشان و هم برای کشور بوجود آورده است. البته جای تأسف است که پس از گذشت بیش از دو دهه از تولد جناح محافظه کار و اصول گرا، هنوز معنا و مفهوم آن برای نخبگان فکری و فعالان سیاسی این جناح روشن نیست و از طرف دیگر جای خوشبختی است که دبیرکل یکی از شاخه های سنتی محافظه کاران به این معضل پی برده اند و در فکر برون رفت از آن است. قبلاً عموم اصول گرایان مدعی بودند، این مفهوم از فرط وضوح و روشنی نیاز به تعریف ندارد. معتقد بودند اصول گرایی یعنی اعتقاد به اصول و اهداف انقلاب و دفاع از نظام، بنابراین سایر جریان های سیاسی یا باید زیر چتر این جناح قرار گیرند و یا اینکه از دایره انقلاب و نظام خارج شوند. اصول گرایی را با کلیت انقلاب و نظام پیوند می زدند.
اما بعد از تشکیل دولت نهم و بروز شکاف در این اردوگاه بود که این تعریف به مرزبندی در عمل، ضعف و کاستی خود را نشان داد، چرا که اصول گرایان به سه شاخه: سنتی، رادیکال و دولتی تقسیم شدند و هر کدام خود را اصول گراتر و خالص تر از دیگر شاخه ها می دانستند. خود باهنر نیز در ادامه تاکید می کند: « حالا یک عده ای آمده اند و می گویند ما تعریفی از اصول گرایی داریم و با این تعریف عده ای را اصول گرا نمی دانیم». باهنر معتقد است از نظر این دوستان (جبهه پایداری) فقط ده نفر اصول گرا در مجلس هشتم حضور دارند جناب باهنر ابهام در معنا و مفهوم اصول گرایی، ناشی از تعریف ناپذیری این مفهوم نیست، چرا که با اندکی جهد فکری و کارشناسی می توان مبانی، اصول و چارچوب آن را مشخص کرد. مشکل از اینجا ناشی می شود که اکثر گروه ها و تشکل های اصول گرا، حاضرنیستند در چارچوب حزب، فعالیت سیاسی نمایند و هزینه منطقی و معقول آن را بپردازند. دوست دارند به صورت مواج و سیال با توجه به موقعیت سیاسی هر مقطع تحت عناوین و اسامی مختلف فعالیت کنند. در کوتاه مدت در سایه حرکت کردن و پیروی از « ابهام سیاسی» جواب می دهد، اما در بلند مدت کل کیان جناح به خطر می افتد و این همان چیزی است که اصول گرایان واقع گرا متوجه شده اند. باهنر در ادامه گفتگو نکته عجیبی می گوید: « گفتیم هر تعریفی که در این مورد از سوی جامعه مدرسین و جامعه روحانیت شود ما قبول داریم، به هر حال این تلاش ها منجر به صدور بیانیه جامعتین شد که در متن آن بایدها و نبایدهای اصول گرایی تعریف شده بود. ما هم بدون هیچ حرف و حدیثی این بیانیه را پذیرفتیم».
اگر ابهام معنایی اصول گرایی با یک بیانیه رفع می شد، از همان آغاز شکل گیری این جبهه سیاسی، بیانیه ای صادر و رفع ابهام می شد، اتفاقاً صدور این بیانیه ها، نشان می دهد، هنوز «اصول گرایی» به وضوح دست نیافته است و کماکان آشفتگی سیاسی و نظری به قوت خود باقی است. دوّم) گفته اند: « در انتخابات 13 میلیون یک طرف بودند و 25 میلیون طرف دیگر، اما این آقایان (جبهه پایداری) از همان روز اول در مورد آن 13 میلیون مسئله داشتند»، همچنین معتقدند در مناظره های تلویزیونی حرف هایی که احمدی نژاد درباره هاشمی و ناطق نوری گفته است، درست نبوده است. باهنر مثل برخی دیگر از چهره های « اصول گرا، پس از دو سال و اندی، تازه یادشان آمده که آن 13 میلیون نفر شهروندان ایران بودند و نه فتنه گران خارجی، همچنین شخصیت هایی مثل هاشمی و ناطق نوری تخریب شده اند! سوال از جناب ایشان این است، پس چرا این مدت سکوت کردید؟ شاید این سخنان مصرف انتخاباتی دارد؟ جبهه پایداری، چندان بی راه نمی گوید که اصول گرایان سنتی حاضر نیستند مرزبندی دقیقی از خویش ارائه دهند، نه با این طرف هستند و نه با اصلاح طلبان، سعی می کنند بین خطوط سیاسی حرکت و عمل نمایند. با توجه به شرایط سیاسی ـ فرهنگی، تعریف معنا و حدود اصول گرایی را تغییر می دهند. شاید جهت گیری عمدتاً برای کسب آرای مردم است، به همین دلیل از اصلاح طلبان نیز دعوت می شود، حتماً در انتخابات شرکت نمایند، چرا که تنور انتخابات داغ شده و نان سیاست نصیب اصول گرایان سنتی می شود. از این نظر، شفاف بودن مواضع جبهه پایداری و مرزبندی صریح آنان با اصلاح طلبان با هر قصد و نیتی که اعلام شده باشد، بهتر از مواضع سیال و مواج سنت گرایان است. البته ناگفته نماند منظور از شفافیت سیاسی، «افراط سیاسی نیست». همانطور که چند پهلو حرف زدن و مبهم حرکت کردن نیز به معنای عقلانیت و اعتدال سیاسی نمی تواند باشد. سوم) باهنر در فرازی از مصاحبه اذعان می نمایند که اصول گرایان سنتی به دنبال حذف سایر جریانات سیاسی نیستند، چرا که ایران و انقلاب متعلق به همه ایرانیان است، اما در فراز دیگری می گویند:« انتخابات آینده، از سه طرف تهدید سیاسی می شود: دشمنان خارجی از یک طرف، از داخل هم فتنه گران به شدت کار می کنند، اصلاح طلب ها هم نقشه دارند. این در شرایطی است که درون ما هم یک جریان خاص بوجود آمده است».اگر واقعاً معتقد به رقابت دموکراتیک همه احزاب هستید، چرا از واژه تهدید استفاده می نمایید؟ در یک فضای سیاسی عقلانی، انتخابات فرصت سیاسی است.
شما علاوه بر آنکه اصلاح طلبان را « تهدید سیاسی» می دانید، سایر شاخه های اصول گرایی را نیز به طور ضمنی، تهدید تلقی کرده اید. چرا که اذعان نموده اید: جبهه پایداری 12 رأی دارد، در اردوگاه اصول گرایان، [جریان خاص] متولد شده است، روحانیت و جامعتین و بویژه آیت ا... مهدوی کنی حرف شان حجت است. این ها همه نشان از عزم شماست برای حذف اصلاح طلبان و سایر شاخه های اصول گرا. بنظر می رسد، « اصول گرایان سنتی» انقلاب، نظام، وحدت و انتخابات را فقط برای خودشان می خواهند. وحدتی که یک نفر حرف می زند و تصمیم می گیرد، مرگ دموکراسی است. تکثر روشمند و عقلانی پشتوانه رقابت دموکراتیک سیاسی است. می گویید: اصلاح طلبان برای انتخابات نقشه دارند، مگر اصول گرایان نقشه و برنامه ندارند؟ همه احزاب سیاسی با یک برنامه ریزی حساب شده و محاسبه «هزینه ـ سود» در رقابت های انتخاباتی شرکت می نمایند، چرا همه چیز را از زاویه تئوری توطئه تفسیر و ارزیابی می کنید؟ چهارم) باهنر می گوید: اینکه اصلاح طلب ها معتقدند تریبون ندارند، حرف درستی نیست، چرا که: « همین الان به دکه ها نگاه کنید، می بینید که تعداد روزنامه های اصلاح طلب از اصول گرا بیشتر است، باز هم می گویند این ها نمی گذارند و می بندند یا می گویند ما نمی توانیم حرف بزنیم». اوّلاً ) تعداد روزنامه ها و هفته نامه های اصلاح طلب از مطبوعات اصول گرا، بیش تر نیست، ثانیاً)اگر بپذیریم اصلاح طلبان حتی چندین برابر اصول گرایان، تریبون دارند، آیا این معادله، موازنه ی قدرت را میان دو جبهه عمده سیاسی ـ فرهنگی تضمین می نماید؟ هم اکنون تقریباً سه قوه کشور در اختیار اصول گرایان است، احزاب اصلاح طلب امکان فعالیت ندارند و مطبوعات اصلاح طلب نیز در تنگناهای شدید قرار دارند که مجال بسط آن در این مقام نیست. پنجم) می گویند: اصلاح طلبان « اگر توانستند لطفاً اصلاح طلبی را تعریف کنند، همان کاری ما کردیم و اصول گرایی را تعریف کردیم. ما الان می گوییم اصول گرایی را با بایدها و نبایدهایش قبول داریم نه کم و نه زیاد، چون زمانی که اصلاح طلب ها در اوج قدرت بودند، چند واژه در جامعه می پراکندند مثل جامعه مدنی. این جامعه مدنی از مدینه فاضله مدینه النبی تعریف می شد تا مدینه ارسطو و تا یک کشور بی دین لائیک». اوّلاً) شما کی و کجا و چگونه اصول گرایی را تعریف کرده اید؟ اگر منظورتان همان بیانیه جامعتین است، بیان کردیم که جبهه سیاسی با صرف بیانیه تعریف پذیر نیست.
اتفاقاً خودتان هنوز ابهام دارید، چرا که در ادامه گفته اید:« هر اصول گرا باید اصلاح طلب باشد و هر اصلاح طلبی باید اصول گرا باشد». بدیهی است که اصول گرایان و اصلاح طلبان درون نظام، قانون اساسی را قبول دارند، مبانی، اصول و اهداف انقلاب را نیز پذیرفته اند، اختلاف شان در شیوه ها و ابزارهای عملیاتی نمودن این اصول و اهداف است. اساساً در تمام کشورهای جهان احزاب به کلیات مشترک معتقد و مومن هستند، اگر اصول و اهداف مشترک مفقود باشد، هرج و مرج سیاسی و فکری رخ می نماید. اما در مقام رقابت های انتخاباتی، اصول گرای اصلاح طلب و اصلاح طلب اصول گرا، مثل « شترگاو پلنگ» است که نه شتر و نه گاو و نه پلنگ است. در معارف اسلامی درست است، هر اصول گرایی اصلاح طلب و هر اصلاح طلبی اصول گراست، به تعبیر دیگر با حفظ اصول و احکام اولیه دین باید به تعبیر استاد شهید مطهری، همراه و همگام با مقتضیات زمان، پیش رفت. اما در صف بندی انتخاباتی، درس معارف اسلامی که نمی دهند. ثانیاً) تعریف جامعه مدنی، تقریباً همان مصادیقی است که بیان کرده اید. در یک جامعه مدنی، تنوع تکثر عقاید، فرهنگ ها و ادیان را داریم. قانون اساسی نیز این تنوع و تکثر اجتماعی را پذیرفته است، مگر چه ایرادی بر آن وارد است که ابهام دارد؟ جنابعالی وقتی نامزد مجلس شدید آیا از دین، اعتقاد، ایدئولوژی، زبان و نژاد شهروندان پرسیدید یا برنامه های خود را در معرض قضاوت آنان قرار دادید؟