تعریف توسعه پایدار
دکتر شمسالسادات زاهدی، استاد دانشگاه، توسعه پایدار را این گونه تعریف میکند: توسعه پایدار فرآیندی است که طی آن انسانها نیاز خود را برمیآورند و سطح زندگی خود را ارتقا میبخشند. بدون آن که از منابعی که به نسلهای آینده تعلق دارد مصرف کنند. بنابراین توسعه زمانی پایدار است که مخرب نباشد و منابع طبیعی پایه به گونهای مورد استفاده قرار گیرند که نسلهای آینده بتوانند به اندازه نسل کنونی تولید و مصرف کنند. وی، علت اساسی توجه به توسعه پایدار را از یک سو محدود بودن امکانات و از سوی دیگر، نامحدود بودن نیازها و خواستهای بشری میداند و میگوید برآیند این شرایط بر تعداد چشمهای نگران فردای جهان هر لحظه میافزاید، برای کم شدن نگرانیها انسانها باید نسبت به تدوین سیاستهای زیربنایی و اصولی اقدام کنند و به جای تأمین منافع آنها و زودگذر، به منافع نسلهای آینده و بقای نوع بشر بیندیشند.
دکتر زاهدی، مفروضات اساسی در توسعه پایدار را به شرح زیر عنوان میکند:
1- یکپارچگی اقتصادی- محیطی: تصمیمات اقتصادی باید با توجه به نتایجی که بر محیط زیست میگذارند اتخاذ شوند.
2- تعهد بین نسلها: تصمیمات در زمان فعلی باید با توجه به اثراتی که بر نسلهای آتی دارند گرفته شوند.
3- عدالت اجتماعی: کلیه مردم دارای حق برخورداری از محیطی هستند که بتوانند در آن محیط شکوفا شوند.
4- حافظت محیطی: محافظت از منابع و حمایت از دنیای جانوری و گیاهی ضرورت دارد.
5- کیفیت زندگی: تعریف گستردهتری از رفاه بشری به نحوی که از محدوده رفاه اقتصادی فراتر رود، باید ارائه شود.
6- مشارکت: لزوم ساماندهی مجدد نهادها، به نحوی که از طریق آنان امکان شنیده شدن کلیه صداها در فرآیند تصمیمگیری فراهم آید.
سوسن اصغری، پژوهشگر نیز در تعریف توسعه پایدار میگوید: توسعه پایدار در حقیقت دستیابی به یک فرایند مساوی از نظر اقتصادی، عدالت و مشارکت اجتماعی است که به کمک تکنولوژی از کارآیی بالاتری بهرهمند میگردد.
امروز کیفیت زندگی بشر دچار ناپایداری است؛ به همین دلیل لازم است به ارزیابی کیفی محیط زندگی پرداخته و عوامل ناپایداری را شناسایی کنیم. این کار نیازمند شناخت متغیرهای مؤثر بر محیط، ساختن ابزاری برای ارزیابی و داشتن معیاری برای فرابینی و کنترل پاسخهایی است که جامعه در پاسخ و ترمیم به این ناپایداریها اعمال داشته است.
امروزه شاخصهای زیستمحیطی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به عنوان ابزاری اساسی برای پیگیری و تعریف عملیات و استراتژیهایی که به یک توسعه پایدار و تجزیه و تحلیل سود و هزینه ناشی از توسعه منجر میگردد، ظهور کردهاند که با توجه به این شاخصها مانند «سواد، درآمد، فقرزدایی، بهداشت، سلامت، بهرهمندی از هوا و آب سالم، اوقات فراغت، مشارکتهای زنان در فعالیتهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و زیست محیطی و ...» میتوان پایداری و ناپایداری جامعه را ارزیابی کرد و قدر مسلم برای رسیدن به پایداری، کلیه شاخصهای پایداری باید همگام و همراه با هم مورد توجه قرار گیرد. وی معتقد است، توسعه پایدار بایستی با موارد زیر منطبق باشد: در جریان توسعه نباید عدهای از نظر اقتصادی رشد کرده و گروهی بواسطه آن در فقر بمانند همچنین، از نظر اجتماعی و سیاسی، نقش همبستگی، هماهنگی در عمل و مشارکت بین بخشها و افراد (زنان) را ایفا کند و موجب تخریب اکوسیستم نشود و از نظر تکنولوژی نیز بهرهوری را افزایش دهد. تا زمانی که به زنان کشورمان به عنوان نیمی از نیروی انسانی در روند توسعه توجه کافی نشود، تحقق توسعه پایدار آرزویی محال به نظر میرسد. با آموزش و بالا بردن سطح سواد زنان و افزایش مشارکتهای آنان در مسائل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، زیست محیطی و ... میتوان رشد توسعه انسانی را بالا برد.
این پژوهشگر معتقد است: ایران از نظر توسعه انسانی در گروه متوسط قرار گرفته و هنگامی که نیمی از جمعیت نیروی انسانی به دلیل فشارهای اجتماعی، موانع سخت و تعصبهای فردی و ... نتوانند فعالیتهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی داشته باشند، عملاً برنامهریزی برای توسعه پایدار بیهوده باقی میماند.
نقش زنان در مسیر توسعه پایدار
زنان در سراسر جهان نقش بسیار تعیین کنندهای را در اداره امور خانواده و جامعه دارند و برای تسریع روند تغییر و تحقیق هدفهای توسعه پایدار مسئولیت بسیار جدی و مهمی را میتوانند بر عهده گیرند. دکتر زاهدی معتقد است: زنان نخست باید به تأثیر و اهمیتی که دارند آشکار شوند و سپس بکوشند مدیریت ایجاد تغییر را بر عهده گیرند. زنان باید مدیریت مصرف جوامع را عملاً عهدهدار شوند، مصرف را تغییر داده و این مهم را از خودشان آغاز کنند. در اینجا تغییر درونزا مورد نیاز است، برای مقابله با بیماری مصرفزدگی و زیادهروی در مصرف منابع محدود، لازم است که علاوه بر روشهای مشارکتی و درونزا از روشهای اجباری و برونزا نیز کمک گرفته شود.
طرفداران محیط زیست، دولتها و سازمانهای بینالمللی باید به نقش و اهمیت زنان در حفاظت از محیط زیست توجه داشته باشند. در غیر این صورت یکی از همپیمانان خود را در حمایت از محیط زیست از دست خواهند داد. زنان در حفاظت از محیط زیست و منابع طبیعی به طور اخص و در تحقق هدفهای توسعه پایدار به طور اعم نقش محوری دارند. وی سپس به تأکید سازمان ملل و اجلاس پکن در مورد دخالت دادن زنان در تصمیمگیریهای مربوط به محیط زیست اشاره کرده و میافزاید: سازمانهای غیردولتی مخصوصاً سازمانهای غیردولتی زنان میتوانند نقش مهمی را در تعمیم تفکر پایداری توسعه بخصوص در توسعه پایدار روستای داشته باشند، این سازمانها میتوانند در فرایند تصمیمگیری مسئولان و دستاندرکاران تأثیرگذارده و در تنظیم هدفها و شکل بخشی به سیاستهای مرتبط با توسعه پایدار، اعمال نظر کرده و مشارکت مؤثر داشته باشند؛ یکی از قلمروهایی که سازمانهای غیردولتی زنان باید به آن بیندیشند داشتن صدایی در تصمیمگیریهای سازمانهای بینالمللی مخصوصاً سازمان تجارت جهانی است.
در قاموس سازمان تجارت جهانی واژه محیط غایب است، این سازمان عملاً میتواند در جهتدهی به سیاستهای توسعه پایدار نقش تعیین کننده داشته باشد. سازمانهای غیردولتی زنان میتوانند با ارتباطاتی که در سطح بینالمللی برقرار میکنند، در این فرایند گامهای آغازین را بردارند و توجه سازمانهای جهانی را به این امر مهم جلب نمایند. فقر با تخریب محیط زیست ارتباط تنگاتنگی دارد.
دکتر زاهدی اشاره به این دارد که زنان جهان در کل، دچار فقر هستند و از طرف دیگر برای تبیین این وضع دو واژه فقر عام و فقر خاص را پیشنهاد میکند؛ و میافزاید: فقر زنان نه تنها سبب میشود که تلاش آنها برای گذران زندگی روزمره افزایش یابد؛ بلکه سبب افت کیفیت زندگی آنها شده و سلامت جسمی و روانی آنان را به خطر میاندازد و فرصتها و حق انتخابهای آنان محدوده میشود، در این میان سازمانهای مربوط به زنان، اعم از دولتی و غیردولتی، وظایف سنگینی را بر عهده دارند و مکلفند در فرایند گفت و شنودهای محلی، منطقهای و جهانی، مجدانه و فعالانه شرکت کنند، فقر مسئولیت مشترک همه کشورها است.
آنچه امروز انجام میدهیم زمینهساز فردای ماست. وقت آن رسیده که حوزه دیدمان را چنان گسترش دهیم که از من به ما، از حال به آینده و از مکان محدود به کل جهان هستی برسد و بقای بشریت را مدنظر گیرد.
رهنمودهای جهت تحقق توسعه پایدار
گیتی اعتماد، رئیس هیأت مدیره مهندسین مشاور طرح و معماری، گذر از جامعه مردمسالار و حضور زنان در عرصههای مختلف را به عنوان راه دستیابی به توسعه پایدار معرفی میکند و برای تعمیم صلح و تأمین توسعه پایدار نکات زیر را ضروری میداند:
برای دستیابی به دو هدف فوق یعنی صلح و توسعه پایدار که لازم و ملزم یکدیگر میباشند باید ابتدا از خانواده شروع کرد.
آگاهی و آموزش دادن به زنان در جوامع عقب افتاده، روستاها و غیره به خصوص به مادران جوان و ناآگاه.
تامین فرصتهای شغلی برابر (لااقل در مشاغلی که کاملاً مردانه نباشد) برای زنان، به خصوص در ردههای مسئولین اجتماعی و تصمیمگیری به منظور رواج روحیه آزادی و دموکراسی در جوامع و دوری از خشونت و جنگ.
از موارد مهمی که در توسعه پایدار و نیز گریز از جنگ مؤثر میباشد، مسئله صرفهجویی یا شناخت حد مصرف است. مسلماً آموزش حد مصرف، خواه از طریق ایدئولوژیهای مذهبی یا سیاسی میتواند توسط زنان در خانواده متبلور و ملکه ذهن کودکان و نوجوانان گردد.
از آنجا که زنان گرایش به ایجاد فضای مسالمتآمیز بین جنسها، نژادها و ملتها دارند، امکان مشارکت آنها در اداره جوامع، به ایجاد این فضا در جهان کمک خواهد کرد.
مبارزه مستمر زنان آگاه، محقق و اندیشمند برای آگاهی دادن در وهله اول به کودکان و نوجوانان و سپس به همه مردم و از جمله زنان برای درک نیاز به صلح و توسعه پایدار و نیز اهمیت نقش زنان به عنوان مادر، معلم و در مسئولیتهای دیگر برای رسیدن به این دو موهبت بزرگ و جهانی.
تلاش مردان مصلح و دانا برای فراهم ساختن زمینههای همکاری زنان در جوامع و کمک گرفتن از آنها در به ثمر رساندن کوشش آنها در راه صلح و توسعه پایدار.
سوسن اصغری، انقلاب ارتباطات را زمینه تسریعی برای تکوین توسعه پایدار میداند و معتقد است: امروزه نمیتوان بدون توجه به ارتباطات فکری و عملی و تکنولوژیکی، زنان را از نظر فکری، محصور کرد و انتظار پیشرفت داشت؛ زیرا در آن صورت فرهنگ متزلزل و ناسالم به دلیل واکنشهای روانشناسی و جامعهشناسی پدیدار میشود که سبب کاهش کیفیت زندگی میشود. ...
توسعه پایدار با مفهوم سنتی توسعه، که اصولاً بر محور رشد اقتصادی دور میزند تفاوتهای اساسی دارد. طرحریزی توسعه باید بر تعریف واقعگرایانه نیازهای ملی استوار باشد. وی همچنین در مورد فعالیت پایدار و مستمر زنان پیشنهادات زیر ارائه کرده است:
تربیت نیروی انسانی متخصص زن، در ارتباط با علم و دانش و تکنیک روز.
استفاده از مدیران و برنامهریزان موفق زن،برای برنامهریزها و سیاستگذاریهای کشور.
برنامهریزی عمیق و کلان به امر تعلیم و تربیت، توجه به علت افت تحصیلی دانشآموزان دختر، کاربردی کردن دروس آموزشی بر اساس نیاز کشور.
برقراری ارتباطات داخلی و خارجی بین زنان برای افزایش آگاهی.
اشاعه فرهنگ زیستمحیطی و آموزش گسترده و مستمر...
برقراری عدالت اجتماعی بین اقشار مختلف جامعه.
توجه به سازمانهای غیردولتی زنان و کمک به موفقیت آنان در امور فرهنگی، زیست محیطی و ...
کاهش تعصبات فردی جهت عدم فعالیت زنان در بعضی از رشتهها و فعالیتها.
نقش محوری نظامهای ملی در تغییر نگرشهای جامعه
تحقق هدف برابری زن و مرد، پیدایش تحولی عمیق در نگرشها و رفتارها را در تمامی سطوح جامعه، که از مردم عادی شروع میشود و تا بالاترین سطوح دولت ادامه مییابد، طلب میکند. نظامهای ملی میتوانند نقش محوری را در برانگیختن و تقویت این تحولات در تمامی سطوح، ایفا نمایند. در این راستا دولتها در پی برگزاری کنفرانس پکن، درصدد تقویت نظامهای موجود به روشهای گونهگون برآمدهاند، که برخی از آنها به شرح زیر است:
در غنا، دولت موقعیت نظام ملی را با قرار دادن آن در بالاترین سطح ممکن در چارچوب دولت و تحت نظارت ریاست جمهوری، به همراه مرتبط ساختن مستقیم آن با وزیران، ادارات و سازمانها، تقویت کرده است.
ایتالیا، نامیبیا، پاناما، سنت وینسنت و گرانادا از جمله کشورهایی هستند که وزارتخانههای جدیدی را برای استقرار نظام ملی ایجاد کردهاند یا نظام ملی را تا حد یک کمیسیون تحت رهبری یک وزیر کابینه ارتقا داده و یا وزیر جدیدی را برای رهبری نظام ملی منصوب کردهاند.
آلبانی نظام ملی را تا سطح شورای وزیران که ریاست آن به طور مستقیم به معاون رئیس جمهوری گزارش میدهد، ارتقا داده است.
اتیوپی، اندونزی، ایران، کنیا، مکزیک، نیجریه، سنگال و زامبیا در میان کشورهایی هستند که سازمان یا اتحادیههایی را برای رسیدن به مسایل زنان در سطوح مختلف دولتی تشکیل دادهاند.
در ویتنام، دولت وزارت برنامهریزی را مسؤول تدوین یک برنامه عمل ملی برای توسعه زنان، وزارت دارایی را مسئول متوازن ساختن برنامه بودجه و نظام ملی را برای نظارت بر اجرای این برنامه، اعلام کرده است.
در مغولستان، پس از آن که نظام ملی به تهیه و تدوین یک برنامه عمل برای توسعه زنان اقدام کرد، هر یک از استانهای این کشور نیز یک برنامه کمکی و فرعی خاص خود را به منظور تضمین اعمال یک نمونه فراگیر از مشارکت فعال زنان، تهیه کردند.
در بسیاری از کشورها، نظامهای ملی در شکل دادن به سیاستهای توسعه ملی، عاملی محوری بودهاند. موضوع حایز اهمیت پیشرفتهایی است که در زمینه گنجاندن بعد جنسیتی در برنامههای تنظیم بودجه، پاسخگویی و حسابرسی به عمل آمدن است.
مرتبط ساختن موضوع جنسیت با طرحهای تنظیم بودجه و حسابرسی میتواند کارآیی خود را به عنوان یک ابزار مؤثر برای پاسخگو بودن دولتها به اثبات رساند و نیز آگاهی نسبت به تأثیر متفاوتی را که ظاهراً تصمیمات خنثی گونه بودجهای میتواند بر زنان و مردان داشته باشد، باعث میشود.