تاریخ انتشار : ۰۸ آبان ۱۳۹۱ - ۱۱:۱۱  ، 
کد خبر : ۲۲۶۷۱۵

جامعه‌شناسی قشربندی اجتماعی

نوشته: برنارد باربر ترجمه: جواد افشارکهن اشاره: «جامعه‌شناسی قشربندی» یکی از شاخه‌های جامعه‌شناسی است که به طور اخص،‌ مسأله «نابرابری» و «طبقات» را در یک جامعه مورد بحث قرار می‌دهد. تحلیل طبقاتی حوادث و رویدادهای اجتماعی که از دستاوردهای این شاخه از جامعه‌شناسی است، امروزه در فهم وقایع گذشته و حال، اهمیتی بنیادین یافته است. متن حاضر که از جلد پانزدهم دایرة‌‌‌‌المعارف علوم اجتماعی ترجمه شده است، ما را با دریافتهای نه چندان جدید از موضوع قشربندی آشنا می‌سازد، این متن، علاوه بر آشنا ساختن خواننده با برخی جنبه‌های اساسی و پابرجای موضوع قشربندی، جایگاه نظریه‌های کنونی در این زمینه را مورد مداقه قرار داده است. گروه اندیشه

قشربندی اجتماعی، در رایج‌ترین برداشت، مفهومی جامعه‌شناختی است که اشاره به واقعیتی دارد که مطابق آن هم افراد و هم‌ گروههای متشکل از افراد، به عنوان عوامل تشکیل‌دهنده قشرها یا طبقات تمایز یافته بالاتر یا پایین‌تر پنداشته می‌شوند. این تمایز در ارتباط با برخی ویژگی‌های کلی یا خاص یا مجموعه‌ای از ویژگی‌ها می‌باشد.
قشربندی اجتماعی مفهومی است که از زمین‌شناسی وام گرفته شده است. این مفهوم از سال 1940 در حوزه کاربرد عمومی جامعه‌شناختی وارد شده؛ اگرچه، مسائلی را که قشربندی اجتماعی بدانها اشاره دارد، تحت عنوان «طبقه اجتماعی» برای مدت زمانی بسیار طولانی مورد بحث بوده است.
مسائلی همچون ارزش اخلاقی نسبی، برابری و نابرابری نسبی و درجات عدالت و بی‌عدالتی، اغلب در مفهوم قشربندی مستتر است، لذا این مفهوم، همچنانکه در علوم اجتماعی مورد استفاده قرار می‌گیرد، در بحثها و مناقشات سیاسی، ایدئولوژیکی و اخلاقی نیز به طور گسترده مورد استفاده قرار می‌گیرد. با وجود دشواری مربوط به جداسازی حوزه مباحث اخلاقی و ایدئولوژیک از حوزه تحلیل علوم اجتماعی، پیشرفتهای قابل توجه، هم در زمینه نظری و هم در زمینه تجربی، در مطالعه قشربندی اجتماعی در طول یکصد سال اخیر رخ داده است.
خاستگاه‌های تئوری قشربندی اجتماعی
ایده قشربندی اجتماعی ریشه در کتاب مقدس (انجیل و تورات)، تفکر اجتماعی یونانیان و متون اصیل اجتماعی و مذهبی هندی‌ها و چینی‌ها دارد. این ایده در شکلی نسبتاً ساده و ابتدایی ادامه یافته تا به نظریه مارکسیستی امروزی رسیده است. در تاریخ تکامل تئوری قشربندی اجتماعی مارکس، نقشی کوپرنیک‌‌‌گونه دارد زیرا تصور او از قشربندی اجتماعی، در تقابل با همه برداشتهای متداول پیشین در این زمینه، بر اهمیت اساسی موقعیت فردی یا گروهی در ساختار اقتصادی، به عنوان یک ضابطه قشربندی، تأکید می‌کند.
این تأکید یکی از شالوده‌های ضروری را برای همه تئوریهای قشربندی متعاقب آن و در واقع برای همه انواع دیگر تحلیل جامعه‌شناختی از مناسبات موقعیت ساختاری قشرها در نظام اجتماعی، در اختیار می‌نهد. قشرهایی که توسط مارکس با توجه به ابزار تولید انسانها در جامعه، به دو قشر یا «طبقه» تقسیم شده‌اند، همچنانکه او عمومآً ترجیح می‌داد آنها را مطابق با عملشان در زمان خودش نام نهد، این دو طبقه، «مالکان وسایل تولید» و «کارگرانی» هستند که آنها به کار می‌گیرند.
در پرتو تحلیل و دانش جامعه‌شناختی کنونی، این مفهوم از قشربندی، ابتدایی‌تر و ساده‌تر از آن است که واقعیات اجتماعی تجربی را پوشش دهد. اولاً؛ این مفهوم شرحی کافی از تمایز ساختاری واقعی، از آنچه به طور متنوع اقتصاد، تولید و سیمای حرفه‌ای (شغلی) جامعه نام گرفته، ارائه نمی‌کند. محققین جدید جامعه‌شناختی کار و جامعه‌شناسی قشربندی اجتماعی، نشان داده‌اند که نه تنها این چهره از جامعه به طور ساختاری بسیار تمایز یافته‌تر از آن چیزی است که مارکس بیان داشته، بلکه رفتار واقعی انسانها نیز بدون فراهم کردن توصیفات بیشتر درباره این تمایز، نمی‌تواند درک شود.
برای مثال، تحلیل قشربندی اجتماعی، نیازمند به دست آوردن شرح تفاوتهایی همچون تفاوتهای موجود میان نقشهای صاحبان شرکتها و مدیران شرکتها و میان نقشهای کارگران ماهر و غیرماهر است.
دومین دلیل ابتدایی و ساده بودن نسبی مفهوم مارکسیستی قشربندی اجتماعی، تمایل و تلقی آن به مینیمم‌سازی (حداقل رسانی) است و لذا جایگاه تئوری نظام‌مندی را برای دیگر عوامل متنوع اجتماعی- ساختاری که واجد بیشترین اهمیت در جامعه‌اند، در نظر نمی‌گیرد؛ عواملی همچون وابستگی‌های تباری و خویشاوندی در همه جوامع و یا رابطه‌های قومی در جوامع که از لحاظ قومی تمایز یافته‌اند. برای مثال، تئوریسین‌ها و محققان جدید، همچنان یک نوع (TYPE) مهم قشربندی، در جای شایسته خود به قشربندی قومی- گروهی می‌پردازند. این قشربندی، در واقع قسمت اعظم گستره تاریخ در بسیاری از نقاط جهان را پوشانده است.
سوم آنکه؛ تمایل تئوری مارکسیستی به حداقل‌رسانی، باعث می‌شود تا جایگاه تئوریکی مناسبی را برای عوامل فرهنگی متنوع که در تعین‌ یافتن رفتار اهمیت دارند، در نظر نگیرد و لذا به عنوان نظریه تک عاملی قشربندی اجتماعی محسوب شود. این عوامل فرهنگی شامل ارزشها، اعتقادات مذهبی، ایده‌های عملی و آرمانهای مطلوب هستند.
این امر که قشربندی اجتماعی همیشه یک متغیر مستقل است و عوامل فرهنگی متغیرهایی وابسته‌اند؛ امری که تئوری مارکسیستی آن را در تبیین ثبات و دگرگونی اجتماعی در نظر می‌گیرد، نادرست است. هم ثبات و هم‌دگرگونی، همانقدر به وسیله عوامل فرهنگی تعین می‌یابند که توسط عامل قشربندی اجتماعی. برای مثال، علم احتمالاً به همان اندازه قشربندی اجتماعی، نشانه‌ای از دنیای مدرن است.
البته تحلیل مارکسیستی، علاوه بر ادعای علمی بودن، به شدت خصیصه‌ای ایدئولوژیک دارد. این تحلیل همواره می‌کوشد تا قضاوتهای اخلاقی از جهان بنا کند و جهان را دگرگون نماید. برخی اعوجاجات در نتیجه‌گیری ایدئولوژیکی، سد راه پیشرفت تئوری قشربندی اجتماعی شده‌اند.
برای مثال، علوم اجتماعی، مدت زمانی طولانی را برای رهایی از نتیجه‌گیری آشفته ذهنی ناشی از مخالفت مارکسیستی با نقشهای کارفرمایی و مدیریتی در جامعه از دست داد. به طور مشابه، دوگانگی به شدت ساده شده ساختار قشربندی اجتماعی جامعه مدرن در تصور مارکسیستی، تضاد طبقاتی رخ داده را به طور غلوآمیز ارزیابی می‌کند و در چنین جامعه‌ای (یعنی جامعه مدرن) این امر را اجتناب‌ناپذیر می‌داند.
ماکس وبر
پس از ماکس، چهره مهم بعدی در تاریخ تئوری قشربندی اجتماعی، مارکس وبر است. به دلیل گرایش وبر به اصلاح تئوری مارکس که در زمان شکل‌گیری اندیشه وبر از جمله متفکران مهم به شمار می‌رفت،‌او در چندین جنبه به پیشرفتهایی نائل آمد. مدل سه وجهی قشربندی اجتماعی وبر - بر مبنای مفاهیم طبقه، منزلت و حزب - یک تفکیک سیستماتیک، صریح و ضروری را به درون نظریه قشربندی وارد کرد.
اگرچه مارکس درباره «گروههای منزلتی» مواردی چون اشراف و دهقانان را بازشناخت، اما ترجیح داد به منزلت به عنوان یک بعد روشن و مستقل قشربندی توجه نکند. وبر تئوری قشربندی اجتماعی را به وسیله تلقی منزلت و حزب (یا همچنانکه او نیز از این عامل نام می‌برد با قدرت) به عنوان اموری که همچون طبقه (که برای مارکس تنها عامل مستقل به حساب می‌آمد) در اصل مستقل‌اند، به پیشرفتی رسانید.
وبر با این دیدگاه سه‌وجهی قادر شد تا نشان دهد که هر یک از این سه عامل می‌تواند به دو عامل دیگر را تحت تأثیر قرار دهد و نیز اینکه هر یک از این عوامل اغلب می‌تواند به دو عامل دیگر برگردانده شود یا به دو عامل دیگر تبدیل گردد. اما همچنان که اکنون می‌بینیم، حتی وبر نیز به اندازه کافی در تمایزگذاری درمدل مفهومی‌اش راجع به قشربندی اجتماعی پیش نرفته است.
دیدگاه وبر به طور اجتناب‌ناپذیری، ملزومات ایدئولوژیکی دارد. بسیاری این دیدگاه را به عنوان یک رقیب ایدئولوژیک برای دیدگاه مارکسیستی راجع به جامعه در نظر می‌گیرند. وبر حداقل به طور تلویحی، کارکردهای گروههای منزلتی رده بالا را توجیه می‌کند، به خصوص آن گروههایی که وظایف سیاسی، نظامی و نظام اداری را ایفا می‌کنند. بر اساس ایدئولوژی مارکسیستی، این گروهها حداقل برای کارهای سازنده بی‌فایده تلقی شده‌اند.
اهمیت این گروهها تنها از نظر کارکرد منفی‌شان است؛ یعنی استثمار طبقات پایین‌تر. یک پیامد این دیدگاه این است که نقشهای جایگاه‌های بالای نظامی، سیاسی و نظام اداری (و در برخی جوامع، گروههای منزلت تابعه آنها)، اساساً بی‌فایده‌اند.
وبر به عنوان فرزند زمانه خود، چندان علاقه‌ای به چگونگی ساخته شدن یک آرایش دقیق‌تر از رفتار اجتماعی در امتداد مدل سه وجهی از قشربندی اجتماعی‌ای که تحلیل می کرد، نداشت. برای مثال، او «طبقه» را به عنوان «فرصتهایی در بازار» تعریف کرد، اما درباره شاخص‌های قابل اندازه‌گیری این مفهوم یا درباره مشکلات اندازه‌گیری به طور کلی، اندک سخن گفت.
ما اکنون احساس می‌کنیم که یک سلسله سؤالات را باید از وبر بپرسیم: چگونه یک نفر «فرصتهایی در بازار» را اندازه می‌گیرد؟ فقط به وسیله درآمد روزانه؟ یا به وسیله سرمایه بدست آمده یا سرمایه‌ای که به ارث رسیده؟ یابه وسیله برخی کاربردهای قدرت اجتماعی مانند نفوذ فراگیر دولت یا اتحادیه‌های کارگری؟
وبر، به طور مشابهی؛ «منزلت» را در رابطه با مفاهیم «افتخار» (Honor) و «شیوه زندگی» (styl of Life) تعریف کرد، اما، او به ما نگفت چگونه هر یک از این دو به طور قابل اطمینان و دقیق اندازه‌گیری می‌شوند. در واقع، آشکار است که او فقط درباره رده‌های بالای «افتخار» یا «منزلت» به عنوان بعدی از ابعاد قشربندی می‌اندیشیده‌ است نه درباره رده‌های میانی و پایینی آن. سرانجام وبر درباره چگونگی اندازه‌گیری «قدرت»، نیز کم سخن گفته است، و ما در انتظار مطالعات اخیر پیرامون ساختار نفوذ اجتماعی محلی هستیم تا شاهد برخی پیشرفتها در این حوزه باشیم.          ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات