* شما پدیده «تحزب» را چگونه تبیین میکنید؟
** حزب، تحزب و حزب گرایی اساسا واژهای غربی است و از ساختار و چارچوبهای تفکر و اندیشههای سیاسی در غرب برآمده است و یکی از دستاوردهای مدرنیته محسوب میشود.
* یعنی فقط آنان این پدیده را دوست میدارند؟
** در بحث فراماتریالیسم و پست وستفالیا این ساختار چندان مورد توجه نیست. به طوری که رفته رفته مردم در غرب احساس میکنند، در چارچوب احزاب به خواستههای خودشان نمیرسند. بلکه آنان اساسا معتقدند که ساختار فعلی احزاب بیشتر به منظور دستیابی به خواستههای گروههای سیاسی یا مالی و یا گروههای قدرتمند دیگر است. از این رو مردم به NGOها روی میآورند و گاهی حتی از جامعه و کشور خود پا را فراتر میگذارند و با جوامع دیگر در یک NGO قرار میگیرند. از آنجا که ساختار تحزب در کشورهای مادر و در اندیشههای سیاسی مدرنیته جایگاه اصلی خود را از دست داده است و با چالش هایی روبه رو شده است، به نظر میرسد که کشورهایی که در حال توسعه هستند، میبایست در اتخاذ این چنین ساختار سیاسی تجدیدنظرکنند.
* ایران چی؟
** کشوری که یک صد سال در چارچوب دولت ملت حرکت میکند، میتواند همچنان ساختار حزبی را بپیماید، اما نیازمند اتخاذ تغییر است. از آنجا که ساختار حکومت کنونی در ایران بر قالب جمهوریت و محتوای اسلامیت بنا گذاشته شده است و در قانون اساسی نیز حزب به عنوان یک ساختار سیاسی که وظیفه رقابت برای کسب قدرت دارد، باید تغییرات دوسویه مدنظر قرار گیرد. از یک طرف بیماریهای الیگارشی رهبران حزبی را کاست و از طرف دیگر رقابت برای کسب قدرت را در چارچوب محتوایی اسلامی تعریف کرد.
* پس تفاوت احزاب ایرانی با غربی را این دو تغییر میدانید.
** البته همچنین در غرب احزاب دارای پایگاه طبقاتی هستند و از جانب آنها حمایت مالی میشوند. اما در ایران احزاب از دهها سال پیش تاکنون دارای پایگاههای دولتی بودند و از رانت دولت حمایت مالی میشدند. زیرا در ایران طبقات شکل نگرفته است. و نوع نگاه وبری به ساختار فرهنگی میدهند. احزاب در ایران موفق نبوده است. از این رو در راستای اصلاح ساختار احزاب غربی در ایران و به عبارتی امروزی بومی سازی آن باید به تفکیک دو حوزه پرداخت. حوزه اول الیگارشی رهبران حزبی خواهد بود که از این طریق به کادرسازی بپردازند و حوزه دوم به مردم داده شود و آنها آزادانه رای خود را به صندوقها بیندازند. در این میدان است که نهادهای مدنی اسلامی و ساختارهای غیردولتی براساس فرهنگ دیرپای مذهبی ایران میتواند کارآمد شود.
* مجموعههایی که شما در آن عضو هستید، چه تفاوتی با حزب دارد؟
** جریانهای حزباللهی بیشتر شبیه نهادهای مدنی اسلامی هستند تا احزاب. در «نوسازی معنوی حزبالله» توجه لازم به مساجد و هیاتهای مذهبی و گروههای فرهنگی است.
* مگر «انصار حزبالله» حزب شده بود که شما از آن جدا شدید؟
** ساختار انصار حزبالله به حرکت خاصی در چارچوب امر به معروف و نهی از منکر تشکیل شده بود، برای حرکتهای بعدی به ساختار جدیدی همچون «نوسازی معنوی حزبالله» نیاز بود که برای دستیابی به عدالت اجتماعی به تقویت اندیشه فرهنگی معنوی در جامعه بپردازیم.
* به تشکل هایی نهادهای مدنی و NGO میگویند که «غیرسیاسی» و «غیردولتی» باشند، اما شما و دوستانتان کاملا سیاسی عمل میکنید. این را قبول دارید؟
** در سازمانهای غیردولتی مانند هیاتهای مذهبی قالب و کارکرد فرهنگی و ایدئولوژیک بیشتر از سیاسی است. اما زمان رای دادن و انجام عمل سیاسی همچون احزاب عمل نمیکنند، بلکه با بررسی دیدگاههای احزاب و سایر تشکلها به سوی برخی از آنها کشیده میشوند. در این وضعیت گروههای فرهنگی هیاتها و مساجد که نوعا یک رویکرد سیاسی صرف ندارند، در عمل سیاسی شرکت میکنند. آنان احزاب و گروههای سیاسی را در قالب اندیشههای فرهنگی قرار میدهند و به یکی از آنان روی میآورند.
* حمایت شما و همفکرانتان از احمدینژاد در این حالت تعریف میشود؟
** به خاطر عدالتخواهی و ولایتپذیری آقای احمدینژاد به سوی ایشان حرکت کردیم.
* اصلاحطلبان معتقدند که احمدی نژاد توانست با یک شیوه تشکیلاتی آرای مردم را به سوی خود جلب کند. آیا مراد همین مجموعههای شما و دوستانتان است؟
** این نهادهای مدنی اسلامی و هیاتهای مذهبی در میزان رای آقای احمدی نژاد نقش عمدهای داشتند.
* اکنون چگونه این تشکلها نظرات خود را به حاکمان جدید میرسانند که دیروز توانستند احمدی نژاد را بر کرسی ریاست جمهوری بنشانند؟
** این گروهها ارتباطهای خود را در ایام ویژه مذهبی و سیاسی قرار میدهند. به عنوان مثال در ماه مبارک رمضان که پایگاههای مهمی در تهران و سراسر کشور از سوی این جریانها به وجود میآیند، آنان دیدگاههای خود را از طریق منبرها، نشریات داخلی و برخی بیانیهها و موضع گیریها در آن مراسمها به دولت ارائه میکنند.
* با وجود اینکه کارکرد عمده این تشکلها مذهبی است، ارتباط آنان با روحانیت که مولد تفکرات مذهبی هستند، چگونه خواهد بود؟
** در حال حاضر مسائل اجتماعی و سیاسی را عمدتا از بیانات مقام معظم رهبری که برای عموم ارائه میشود، تغذیه فکری و سیاسی میکنیم.
* ارتباط رودررو با عالمان دینی و روحانیون مدنظر شما نیست؟
** ما همچنین از علما و روحانیون منطقهای استفاده میکنیم تا نظرات مقام معظم رهبری را برای ما تبیین کنند. گروه ما معمولا با آیت الله علم الهدی ـ امام جمعه مشهد ـ ارتباط دارد. گروههای همسان ما در قم معمولا با آیت الله خاتمی ارتباط دارند.
* این گروههای به قول شما نهادهای مدنی اسلامی چگونه با یکدیگر هم نظر میشوند؟
** چون توجه تمامی این گروهها به بیانات مقام معظم رهبری است، این هم نظری ناخودآگاه ایجاد میشود. البته برخی تبیینها ممکن است متفاوت باشد که تفاوت دیدگاه را میتوان در این گروهها دید.
* یعنی اختلافات شما با حزبالله قم که از آن آیت الله خرازی است، از همین نوع تفاوتها است؟
** خیر. اصلا تشکل آقای خرازی در حال نزدیک شدن به احزاب است و کاملا سیاسی عمل میکند.