از: محمد شجاعی ـ نماینده مردم زنجان در مجلس شورای اسلامی
بسمهتعالی
این موضوع که در این روزها عنوان میگردد و مورد سئوال و جواب در مصاحبهها و تجزیه و تحلیل در سخنرانیها و نوشتهها قرار میگیرد بدنبال خود اظهارنظرهائی را دارد که احیانا این اظهارنظرها در عین اینکه قسمتی از پایگاههای امپریالیزم را توضیح میدهد متاثر از موضعگیریهای سیاسی هم میباشد. موضعگیریهای فکری و جهتگیریهای سیاسی آگاهانه یا لااقل ناآگاهانه دخالت چشمگیری در تبیین پایگاههای امپریالیزم دارد.
میبینیم کسانیکه میخواهند پایگاههای امپریالیزم را تشریح بکنند با توجه به اینکه اکثرا نظرها دوخته به پایگاههای داخلی امپریالیزم است در مقام تشریح و بیان نظرات دستهبندیها و جبههگیریهای سیاسی را هم مدنظر قرار میدهند و هر کسی با تکیه بر موضع سیاسی شخصی یا گروهی و حزبی خود و بر اساس نقطهنظرهائی که دارد طرف مقابل و بطور کلی آنانیرا که با وی همفکر و همنظر نیستند و همچنین دستهجات و قشرها و گروههائی را که با آنان اختلاف نظر دارد از پایگاههای امپریالیزم و جاده صافکن سلطه نهائی امپریالیزم چه از نوع شرقی و چه از نوع غربی آن میداند و تنها خود و گروه و سازمان خود را در صراط مستقیم انقلاب میپندارد.
ناگفته نماند که منظور من همه آنانی است که در اصل با قطع نظر از اختلافنظرها و اختلاف سلیقهها با صداقت و اخلاص مومن بانقلاب و جمهوری اسلامی بوده و خواهان حکومت اسلام و توحید هستند و در راه پاگرفتن این جمهوری زحمتها کشیده و میکشند و جداً بدون کوچکترین وابستگی بشرق و غرب خواستار حکومت "الله" و سیاست نه شرقی و نه غربی میباشند.
این روش یعنی اینکه نیروهای خودی و مومن بانقلاب هر کدام طرف مقابل و یا طرفهای مقابل خود را از جمله پایگاههای امپریالیزم بداند و برعلیه آنان آنچنان تبلیغاتی براه بیاندازد که همه میدانیم روش بسیار نامطلوب و خود این روش از پایگاههای اصلی بسیار پربار برای امپریالیزم است که از هر پایگاهی کمخرجتر و مفیدتر و مقابله با آن بسی مشکل و مشکلتر است. حال چرا نیروهای مومن بانقلاب و بظاهر خدمتگزار این روش را که گفتیم در کلیت و در مجموع از پایگاههای محکم امپریالیزم است دنبال میکنند؟ و چرا توجه ندارند که خودشان با پیش گرفتن این روش پایگاهی برای امپریالیزم هستند و آنچه را که خود دارند از جای دیگر سراغ میگیرند؟
و چرا از تاریخ عبرت نمیگیرند؟ و چرا به تاکیدات قرآنی و روانی گوش فرا نمیدهند؟ و چرا امر امام امت را هم اطاعت نمیکنند؟ و چرا خود را در محضر خدا و مشهد شهدا نمیبینند؟ و چراهای زیاد دیگر مطلبی است بجای خود. جواب این چراها هر چه باشد و انگیزه و یا انگیزههای این راه و روش باز هر چه باشد قدر مسلم اینست که این روش خود پایگاهی است بسیار خطرناک و فاجعهآفرین و هیچگونه با موازین اسلام و عقل منطبق نیست و امپریالیزم از این پایگاه بهترین و جامعترین استفادهها را میبرد و براساس همین تحلیل که گذشت دشمن اصلی یعنی امپریالیزم برای تحکیم این پایگاه از هیچ تلاشی فروگذار نکرده و بوسیله پایگاههای مستقیم خود که عبارتند از گروههای وابسته و مرتبط و افراد جیرهبگیر سعی در تثبیت این روش خطرناک و توسعه این پایگاه میکند.
یعنی با نفوذ دادن آنان در میان نیروهای خودی و گروهها و دستجات و سازمانها و احزاب بآنان ماموریت میدهد تا در ایجاد و تشدید و تثبیت این روش خطرناک و تحکیم این پایگاه بکوشند و همه را بجان هم انداخته و خودیها را بدست خود بکوبند و کار را بجائی برسانند که هر دسته و جمعیت و هر گروه و سازمان خود را در راه مستقیم بداند و دیگران را جاده صافکن برای امپریالیزم و پایگاهی برای آن بنابراین بنظر من هر فرد و هر گروه و هر حزب و دسته و جمعیتی که خود را خدمتگزار انقلاب میداند وقتی تنها خود را و گروه خود را در خط مستقیم و خط امام دانست و دیگران را هم که باز خدمتگزار انقلابند از خدمتگزاران امپریالیزم و از پایگاههای آن شمرد و روش تخطئه غیر خود را پیش گرفت براساس اینکه خود این روش از پایگاههای محکم و کمخرج و مفیدتر امپریالیزم است از خدمتگزاران در پایگاه امپریالیزم خواهد بود و در همان حال که قشرهای دیگر را پایگاه امپریالیزم مینامد خود در پایگاه امپریالیزم بوده و خدمتگزار در این پایگاه و به تعبیر روشنتر خود پایگاهی است برای امپریالیزم.
از دیگر پایگاههای امپریالیزم در داخل چیزی نمیگویم زیرا این یک حقیقت بارز و روشن است که همه آنانیکه انقلاب اسلامی با مذاق آنان سازش ندارد و پیاده شدن فرهنگ و احکام اسلام با آنان و خواستههای آنان نمیسازد و همه آنانیکه نوع دیگری از حکومت را جز حکومت اسلام میخواهند نه ساکت مینشینند و نه امپریالیزم از استفاده از وجود و نیروی آنان غفلت میکند و نه آنان از همکاری با امپریالیزم مضایقهای خواهند کرد.