تاریخ انتشار : ۲۰ آبان ۱۳۹۱ - ۱۱:۳۷  ، 
کد خبر : ۲۲۶۸۷۶

حجاب از دیدگاه سیدابوالحسن بنی‌صدر (بخش آخر)

اشاره: در شماره 295 روزنامه مورخه 14/4/59 قسمت دوم مقاله حجاب از دیدگاه سیدابوالحسن بنی‌صدر چاپ شده بود که اشتباهاً "آخرین قسمت" نامبرده شده بود اینک با پوزش و فاصله یکروزه اقدام به چاپ آخرین قسمت آن کردیم.

* سئوال: کیفیت این تاثیرات بر مرد آشنا و غریبه چه اندازه است؟
** جواب: این تاثیرات هم بر مرد آشنا و هم بر مرد غریبه تاثیر دارد.
* سئوال: با وجود مطرح بودن مسئله حجاب در جامعه و نیز روزنامه‌ها، نظر شما بعنوان یک روشنفکر مسلمان درباره حجاب چیست؟
** جواب: همه اینها را که شرح دادم نظر بنده راجع به حجاب بود. اولاً گفتم که نوع پوشش من و شما نباید براساس رابطه زور باشد. زیرا نوع پوشش را نمیتوان با زور به جامعه قبولاند. اصلاً عقیده من اینستکه نوع پوشش شما بیان‌کننده اینستکه شما زور بکار میبرید یا نمیبرید. اصلاً نوع پوششتان ایدئولوژی شما را میگوید و اگر قرار باشد که لباسی را بزور به کسی بپوشانید، خوب این همان چیزی است که میخواهیم نباشد زیرا ما میخواستیم زور نباشد.
ثانیاً برای اینکه در روابط اجتماعی ما، زور اساس قرار نگیرد، "پوشش" باید به زن و مرد امکان بدهد که از رابطه تن با تن بعنوان یک رابطه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و ایدئولوژیکی آزاد بشوند.
* سئوال: میدانیم که انسان یا باید مجتهد باشد و یا اینکه باید تقلید کند. و برخی از افراد جامعه ما که آگاهی عمومی ندارند به این اصل ایمان دارند که با رهبری که انتخاب مینمایند طبق خواست او و بدون تجزیه و تحلیل عمل میکنند تا انقلاب بثمر برسد و چون خودشان رهبر را انتخاب کرده‌اند احتیاج به تجزیه و تحلیل دستوراتش ندارند زیرا معتقدند که راه او صحیح است و من فکر میکنم که اکثر افراد جامعه ما بعلت اینکه به رهبری که فعلاً دارند، ایمان دارند پس آنچه را که میگوید باید عمل کنند. (1)
** جواب: آیا شما میدانید که در اسلام یکنفر همان قدر حق دارد که بقیۀ دنیا؟ بله، در اسلام و دین ما یک فرد از نظر آگاه شدن و معتقد شدن همانقدر حق دارد که بقیه. این است که میگوید: اگر شما یک نفسی را احیاء بکنید، مثل این است که بشر را احیاء کرده‌اید. پس بنابراین ما باید همه کوشش کنیم که بدرجه اجتهاد برسیم و اصلاً جامعه‌ای که بما وعده داده شده است، جامعه‌ای است که همه در آنجا اجتهاد کنند و ما از باب ضرورت و نادانی است که باید تقلید کنیم و مثلاً اگر من مریض شدم چون علم طب ندارم باید به پزشک مراجعه کنم. منتهی این یک حالت ایده‌آل نیست. ایده‌آل وقتی است که من خودم بدانم چه باید بکنم. توجه کردید؟ البته تا ما به آنجا برسیم خیلی راه است و چون هنوز به آنجا نرسیده‌ایم بنابراین از طبیبی که حاذق تشخیص میدهیم پیروی میکنیم و این یک اصل منطقی است. اما دلیل ندارد که اگر بحث انجام بگیرد آن طبیب نیز راه بهتری را پیدا نکند. و الا نمیگفتند که: "امر شما شور است بین شما". غیر از این است؟ پس بنابراین اگر "شور" در امور باشد ییعنی اینکه همان بحث آزاد انجام بگیرد نتیجه خوب ببار میآورد و آن عده کم را هم در عداد آن بقیه قرار میدهد و نیروی ما عظیم شده و پیروزیی ما قطعی میگردد. انشاءالله همه شما موفق و پیروز باشید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات