بسماللهالرحمنالرحیم
پس از انقلاب مطبوعات ایران همان مطبوعات زمان شاه معدوم بودند تا اینکه بالاخره شخصی پیشقدم شد و با اعتبار کلان خود تصمیم گرفت موسسه کیهان را اسلامی کند و انجمن اسلامی کیهان هم که برادران مسلمان و متعهدی در آن عضویت داشتند باین خواسته جامه عمل پوشاندند و پس از طی مدتی و تعویض چند مسئول بالاخره آقای دکتر ابراهیم یزدی مسئولیت این موسسه را به عهده گرفتند که میتوانست مایهی امیدی باشد برای آنها که معتقد بودند ایشان سالها گام در جهت اسلام برداشتهاند.
آقای یزدی که در خارج یعنی در آمریکا نماینده نهضت آزادی بودند و برادران مسلمان سالها با ایشان همراهی کرده بودند در سابق چهره مقبولی بودند و میتوانستند در ادامه پیشبرد اهداف انقلاب موثر باشند که متاسفانه چنین نشد و بار دیگر ثابت شد که افرادی که دقیقا در خط امام نیستد صلاحیت پذیرش مسئولیت برای اجرای خواستهای انقلاب اسلامی ایران را ندارند. آقای یزدی که پس از انقلاب در کابینه آقای بازرگان یک سمت تشریفاتی داشتند پس از استعفای کریم سنجابی به وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران منصوب شدند و در این پست بودند که دانشجویان مسلمان پیرو خط امام جاسوسخانه آمریکا را اشغال و اسناد جاسوسی آن مرکز را افشا نمودند. آقای دکتر یزدی که سالها در آمریکا زیسته بودند و فرهنگپذیری غربی را امری پذیرفته شده تلقی میکردند و در ضیافت آنچنانی، آقای بازرگان و برژینسکی را با یکدیگر آشنا! نموده بودند از این عمل یکه خورده و مدتها تعادل خود را از دست داده بودند تا اینکه مسئولیت اداره کیهان بر دوش نااستوار ایشان قرار داده شد. امام که پیامبرانه در این انقلاب کوشیدهاند تا امکان حرکت و خدمت را برای تمام گروههای اسلامی ایجاد کنند برای آخرین بار مسئولیتی را بر دوش آقای یزدی نهادند تا ایشان گذشتهها را جبران و در صف خادمان انقلاب قرار گیرند.
متاسفانه آقای دکتر یزدی کیهان را تبدیل کرد به تریبونی که این تریبون در اختیار افرادیست که آن افراد در خط امام نبوده و تمام نیرویشان را در جهت تضعیف مبانی جمهوری اسلامی و خط راستین اسلام که همان خط امام است، بکار میبرند. مثلا نامه اطلاعیهها و بیانیههای آقایان مجاهدین خلق که ضدیت آنها با جمهوری اسلامی و رهبری امام امری شناخته شده است، در کیهان به چاپ میرسد و مجاهدین خلق از اینکه روزنامهشان تعطیل شده هیچ نگرانی ندارند چون یک ارگان مفت و مجانی بدست آوردهاند با تیراژ بیشتر و بدون استفاده از میلیش. و بعد افرادی که طرف مباحثه میشوند افرادی هستند که انگ ضدیت با رهبری و جمهوری اسلامی بر پیشانی بزهکارشان نقش بسته است مثل شیخ علی تهرانی و گلزاده غفوری. و بعد اینکه افرادی و گروههایی مورد حمله قرار میگیرند که در خط امام بودنشان هیچ شک و شبهه را نمیپذیرد مثل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی. و جالب اینکه آقای دکتر یزدی که در آمریکا بخاطر رقابت سیاسی با آقای بنیصدر اجازه نمیداد نوشتجات ایشان در آمریکا پخش شود مدافع سرسخت و بیچون و چرای ایشان شدهاند و معتقدند که آیت آدم ناصالحی است و برای تایید رای مخالف خود به آیت یک صفحه را به درد دلهای خود اختصاص میدهند و البته باید اظهارات ایشان را در مورد آقای بنیصدر پس از انتخابات به ریاست جمهوری مطالعه نمود تا مشخص شود که نزدیکی ایشان به رئیسجمهور براساس کدامین تاکتیک صرفا سیاسی بنیان نهاده شده است.
تمام این قضایا البته مهم نیست و مردم خوب میدانند چگونه فرصتطلبان سیاسی را به زبالهدان تاریخ بسپارند و چگونه از حامیان اصیل انقلاب حمایت کنند ولی ما موظفیم تذکاری به این جناب بدهیم و آن اینست که چون کبک عمل کردن فقط در کوتاهمدت ممکن است و سیاسی کارهای حرفهای فقط میتوانند برای مدت کوتاهی مردمفریبی کنند چون اگر روزنامههای مجاهد، پیام جبهه ملی و کیهان را ظرف مدت چند ماه گذشته مطالعه کنیم و سپس آن را با انقلاب اسلامی مقایسه کنیم میبینیم این چهار نشریه چه وظیفه و برای خدمت به کدام سیستم را بخدمت گرفتهاند و تمایل به کوبیدن کدام جناحها و چه خطی را دارند و چهار نعل میتازند.
البته مایه امیدواری ما اینست که انجمن اسلامی کیهان بیدار است و هشیار و حقایق را به گوش مردم مسلمان خواهد رساند و در نهایت، امام امت و ملت مسلمان تکلیف این نشریه را روشن خواهند نمود ولی خوبست آقای یزدی و نهضت آزادی شاخهی آمریکا به این مسئله دقت کنند که حالا که میخواهند نهضت آزادی را مجددا سازماندهی کنند و در باغ! آقای صباغیان اجتماع میکنند تا اساسنامهی خود را تدوین کنند و اگر میخواهند مردم را در پشتسر داشته و به مقاصد سیاسی خود دست یابند، باید بدانند که شترسواری دولا دولا نمیشود یا باید خط امام بود و در آن مسیر گام برداشت یا اینکه به سرنوشت جبهه ملی دچار میشوند.
والسلام، ک ـ ک