تاریخ انتشار : ۱۷ آبان ۱۳۹۱ - ۰۹:۴۲  ، 
کد خبر : ۲۲۶۹۸۷

مروری بر مسائل خلع سلاح

فرهاد مشتاق صفت بسمه‌تعالی مقدمه: خلع سلاح از جمله مسائل مهم بین‌المللی است که ضرورت توجه هرچه بیشتر به آن احساس میشود. شاید بتوان آن را از مسائلی شمرد که بر تمامی ابعاد زندگی ملتها تاثیر می‌گذارند. اگر میزان و وسعت مسابقه تسلیحاتی که در جریان است شناخته شود، تاثیرات یک خلع سلاح جامع و عمومی نیز قابل تصور خواهد بود. شعله‌های آتش جنگ دوم جهانی هنوز فرو ننشسته بود که چند کشور به تلاش برای ساختن و تکمیل بمب اتمی برخاستند. آنها درصدد دستیابی به بمبهایی بزرگتر و «بهتر» برآمدند و بدینگونه بزرگترین، گزاف‌ترین و خطرناکترین مسابقه تسلیحاتی در تاریخ بشر آغاز شد. مسابقه تسلیحاتی در گذشته هرگز بشر را بر سر یک چنین دو راهی قرار نداده بود. هیچ کشوری قبلا قدرت ایجاد چنین ویرانی در کشورهای دیگر را نداشت. قدرت هیچ سلاحی در گذشته این چنین آنی و جهانگیر نبود. و ملتها قبلا هرگز با چنین احتمال واقعی نابودی خود مواجه نبودند. مسابقه تسلیحاتی امروزه عمدتا بخاطر رقابت بین قدرتهای بزرگ نظامی شتاب دیوانه‌واری گرفته است. آینده نوع بشر ـ در واقع حیات در کره زمین ـ قبلا هرگز این‌چنین در خطر قرار نگرفته بود. تعداد سلاحهای هسته‌ای اکنون به ده‌ها هزار با قدرتی معادل یک میلیون برابر بمب هیروشیما بالغ میشود، یعنی قدرتی چندین برابر قدرت لازم برای نابودی جهان. معاملات تسلیحات غیر هسته‌ای نیز بطرز بیسابقه‌ای افزایش یافته است و بسیاری از کشورهای فقیر نیز در حال افزایش خریدهای تسلیحاتی خود هستند. میلیونها نفر در جنگهایی پس از 1945 رخ داده است با سلاحهای غیر هسته‌ای کشته شده‌اند. علاوه بر خطری این مسابقه تسلیحاتی متوجه موجودیت جهان نموده است، هزینه این مسابقه نیز به مبالغ سرسام‌آوری رسیده است: ـ 500 میلیون دلار در سال 1980 (یعنی حدود یک میلیون دلار در هر دقیقه!) و حدود 850 میلیارد دلار در هر سال 1984. ـ بسیاری از کشورهای فقیر اکنون به این مسابقه پیوسته‌اند. هزینه‌های نظامی برخی از اینان اکنون معادل مبالغی است که برای کشاورزی صرف می‌کنند، در حالیکه تولید سرانه مواد غذائی کاهش می‌یابد. ـ هزینه‌های نظامی جهان امروزه بیش از مبالغی است که صرف آموزش، بهداشت و یا هر فعالیت اجتماعی دیگر در جهان میشود. دولتها گسترش برنامه‌های نظامی را بدلیل آنکه جهت «دفاع» یا «حفظ صلح» ضروری است توجیه می‌کنند. معذلک وجود اینهمه سلاح که بسیاری از آنها نیز آماده بکارگیری هستند، همراه با افزایش ذخیره و تکامل انواع آن امروزه بشریت را با خطر بیسابقه نابودی خود مواجه ساخته است. وجود این زرادخانه‌ها فی‌نفسه موجب تشدید تشنجات بین‌المللی و مناقشات منطقه‌ای شده و به احساس عدم امنیت در تمام کشورها دامن می‌زند. اما آنچه که باید مورد توجه قرار گیرد این است که اساس نظام و روابط بین‌المللی موجود از سوی تعداد قلیل فاتحان جنگ دوم با ملحوظ داشتن منافع آنان ایجاد شده است. فوری‌ترین نتیجه این عمل ایجاد پیمانهای نظامی و مناطق نفوذ در سراسر جهان بوده است. این قدرتها تاکنون تسلیحات را بعنوان اصلی‌ترین ابزار جهت حفظ و گسترش مناطق تحت نفوذ خود تلقی کرده‌اند. آمار نشان میدهد که حدود 75% از کل هزینه‌های نظامی غیر هسته‌ای جهان متعلق به کشورهای عضو ناتو و پیمان ورشو و 10% آن متعلق به چین است. از 15% باقیمانده حدود 8% در کشورهای خاورمیانه صرف می‌شود و 4% نیز سهم کشورهای مانند کره جنوبی، کره شمالی، تایوان و ژاپن است. کشورهای اخیر گرچه رسما عضو پیمانهای نظامی نیستند، اما به نحوی از انحاء در درگیری آنها مشارکت داشته‌اند. (البته کشور ما پس از پیروزی انقلاب اسلامی از این امر مستثنی شده است.) بنابراین می‌توان گفت که سهم جهان سوم «واقعی» ـ یعنی آمریکای لاتین، آفریقا و بقیه کشورهای آسیائی ـ از کل هزینه‌های نظامی جهان فقط 4% است و باید توجه نمود که از این میان کشورهای از بند رسته نیز مجبور به توسّل به تسلیحات جهت دفاع از موجودیت خود شده‌اند. اما وقوع حدود 130 درگیری در جهان سوم پس از جنگ دوم جهانی موید این مطلب است که متأسفانه قربانی این رقابت تسلیحاتی ملتهای جهان سوم بوده‌اند و نه گردانندگان اصلی آن. واکنش‌ کشورهای جهان سوم نیز نسبت به این امر متفاوت بوده است زیرا تامین امنیت ملی برای هر ملتی یکی از مسائل مهم آن است و حتی فقر نیز این حق را از او سلب نمی‌کند. برخی تلاش کرده‌‌اند که با پیروی از سیاستهای این یا آن قدرت بزرگ نظامی امنیت خود را فراهم کنند و برخی نیز سیاست عدم تعهد را برگزیده‌اند لیکن ایندسته نیز جهت تامین امنیت و استقلال خود مجبور به گردآوری مقادیر قابل توجهی تسلیحات شده‌اند و با تشدید مسابقه تسلیحاتی در کشورهای اصلی گرداننده آن، اینان نیز مجبور به صرف هزینه‌های بیشتری هستند که عواقب و تاثیرات آن نیز درخور توجه و بررسی است. آنچه که مسلم است این است که زرادخانه‌های موجود جهان بیش از آنکه بتوانند حافظ امنیت باشند موجودیت بشر را در خطر قرار داده‌اند. برخی بر این عقیده‌اند که تامین امنیت امروزه فقط با کنار گذاشتن سیاست توسل به زور در روابط بین‌المللی ممکن است و این امر بدون شناخت ملتها از عواقب و تاثیرات زیانبار مسابقه تسلیحاتی و مشارکت آن در تصمیم‌گیری مقدور نیست. آنچه که ذیلا ملاحظه خواهید کرد خلاصه‌ای از مطالب گردآوری شده طی یک دوره آموزشی در سازمان ملل متحد جهت آشنایی با پاره‌ای از مسائل مطروحه در مبحث خلع سلاح است که امید است مفید واقع گردد.

مبحث اول ـ تاریخچه مذاکرات خلع سلاح
مسلماً تاریخ خاصی را نمی‌توان برای آغاز مذاکرات در مورد اینگونه قراردادها تعیین کرد. شاید اولین اولین تلاش و اقدام برای خلع سلاح در عصر جدید از نظر اهمیت و شهرت دو کنفرانس لاهه در 1899 و 1907 که به کنفرانسهای صلح لاهه شهرت یافته‌اند باشد. نیکلای دوم تزار روسیه درخواست برگزاری کنفرانس اول را نمود. هدف این کنفرانس طی یادداشت سفارت شوروی به نمایندگیهای دیپلماتیک مقیم پطروگراد «ایجاد یک صلح واقعی و پایدار و بالاتر از همه تجدید پیشرفت تصاعدی تسلیحات موجود» ذکر شده بود.
هدف رژیم تزار ممانعت از مدرنیزه کردن توپخانه اطریش بود. یکی از دلایلی که نیکلای دوم خواستار برگزاری این کنفرانس شد آن بود که او قصد داشت استفاده از توپهای با آتش سریع(1) را که قدرتهای دیگر در اختیار داشتند و روسیه از آن محروم بود، ممنوع کند. از 26 کشور شرکت‌کننده در این کنفرانس علاوه بر کشورهای اروپائی آمریکا، مکزیک، چین، ایران، ژاپن و سیام نیز جزو شرکت‌کنندگان بودند.
1ـ پاره‌ای از نظرات و پیشنهادات در گذشته
ولیعهد بریتانیا(2) در کنگره وین 1815 ـ 1814 پیشنهاد برگزاری یک کنفرانس بین‌المللی با شرکت نظامیان، جهت تعیین میزان عادی ارتشهای قدرتهای اروپائی در زمان صلح را نمود که مورد استقبال سایر کشورها قرار گرفت.
ناپلئون سوم طی نامه‌ای به رؤساء کشورهای اروپائی در 1863 توجه آنان را به ادامه خطر جنگ و ضرورت تشکیل کنگره‌ای جهت تجدید تسلیحات جلب نمود.
آقای رولن ژاک مینز(3) در جلسه مؤسسه حقوق بین‌المللی هایدلبرگ در 1887 پیشنهاد نمود که مؤسسه فوق‌الذکر امکان تجدید نیروهای مؤثر (مفید) کشورهای اروپائی را از نقطه نظر حقوق بین‌المللی مورد بررسی قرار داده و اعلام نماید که چگونه و تا چه اندازه این امر ممکن است.
علاوه بر آن پیشنهاد نمود که میزان هزینه‌های نظامی این کشورها در چارچوب متناسبی مورد بررسی قرار گیرد تا توسط معاهداتی بین این کشورها تعیین شود. علاوه بر این نظرات، پیشنهادات دیگری از جانب مقامات مختلف، نویسندگان و سایرین در مورد ایجاد یک سازمان برای خلع سلاح، تحدید هزینه‌های نظامی، تحدید میزان نیروهای مسلح، اثرات اجتماعی ـ اقتصادی جنگ قبل از پیشنهاد نیکلای دوم ابراز شده بود. بنابراین پیشنهاد وی جهت «کاهش احتمالی تسلیحات زائد که بر دوش تمام ملل سنگینی می‌کند» ادامه پیشنهادات گذشته بود.
2ـ اولین کنفرانس لاهه
نتیجه مذاکرات کمیته سوم ـ که مهترین کمیسیون کنفرانس بود ـ «معاهده حکمیت» یا «قرارداد حل و فصل مسالمت‌آمیز مناقشات بین‌المللی» مورخ 1899 بود که متشکل از 61 ماده بود.
مهمترین مواد معاهده حکمیت موادی بودند که «محکمه لاهه» یا «دادگاه دائمی حکمیت» را تاسیس نموده و جریان کار آن را تنظیم می‌نمودند.
دو کنوانسیون در ارتباط با قوانین جنگ نیز تصویب شد. یکی در ارتباط با قوانین و سنن جنگ در خشکی که بر «قوانین و سنن جنگ» مصوب «کنفرانس بروکسل» (28 اوت 1874) استوار بود و دیگری تصویب اصول کنوانسیون ژنو در ارتباط با جنگ در دریا بود.
سه اعلامیه نیز در کنفرانس مورد تصویب قرار گرفت. یکی در رابطه با منع پرتاب هرگونه گلوله(4) از بالون، دومی در منع استفاده از گازهای مسموم، و سومی در منع استفاده از گلوله‌های پخش‌شونده(5).
دو قطعنامه در ارتباط با خلع سلاح به تصویب رسید که متضمن بررسی احتمال امضاء قراردادی جهت کاهش نیروهای مسلح در خشکی و دریا و کاهش بودجه نظامی توسط دولتهای ذیربط بودند.
همچنین کمیسیون ابراز عقیده نموده بود که تحدید هزینه‌های نظامی برای ارتقاء وضعیت مادی و معنوی بشریت مطلوب است.
3ـ دومین کنفرانس لاهه
دومین کنفرانس لاهه از تاریخ 15 ژوئن تا 18 اکتبر 1907 با شرکت 44 کشور در لاهه تشکیل شد. در این کنفرانس نیز توافقی در مورد تحدید تسلیحات حاصل نشد. کنوانسیون حل و فصل مسالمت‌آمیز مناقشات بین‌المللی مورد تجدیدنظر قرار گرفت و کنوانسیون جدیدی در ارتباط با احترام به «تحدید کاربرد زور برای بازپس گرفتن دیون قراردادی» بتصویب رسید.
همچنین یازده کنوانسیون دیگر به امضاء رسید: دو کنوانسیون در تجدیدنظر و تمدید کنوانسیون قوانین جنگ در خشکی و تطبیق (Adaptation) «اصول کنوانسیون ژنو» به جنگ دریائی، و نه کنوانسیون دیگر در ارتباط با مسائل مختلف جنگ در خشکی و دریا بود. در کنفرانس دوم اعلامیه 1899 در مورد منع پرتاب گلوله و مواد منفجره از بالون تمدید گردید، اما اعلامیه‌های 1899 در ارتباط با گازهای مسموم و گلوله‌های پخش‌شونده به علت مخالفت آمریکا با هر دوی آنها تمدید نشد بنابراین کنوانسیونهای 1899 مورد تجدیدنظر قرار گرفت و ده کنوانسیون جدید به تصویب رسید.
کنفرانس سوم که قرار بود در 1915 تشکیل شود بخاطر شروع جنگ اول در 1914 برگزار نشد و در پایان جنگ «اتحادیه ملل» جایگزین سیستم کنفرانس لاهه شد. در دو کنفرانس لاهه تلاشی برای پیشگیری از جنگ بعمل نیامده بود، آنچه صورت گرفت تلاش برای منظم کردن و وضع قوانین برای آن بود.
4ـ اتحادیه ملل
ماده 8 منشور ملل که بطور مشخص مربوط به خلع سلاح بود بشرح زیر است:
«اعضاء اتحادیه تشخیص میدهند که برقراری صلح نیازمند کاهش تسلیحات ملی به نازلترین نقطه متناسب با امنیت (SAFETY) ملی، و اجراء وظایف بین‌المللی از طریق اقدام مشترک است.
«شورا، با در نظر گرفتن وضعیت جغرافیائی و شرایط هر یک از کشورها، طرحهای چنین کاهشی را برای بررسی و اقدام «چندین دولت» تنظیم خواهد کرد.
«این طرحها قابل بررسی مجدد و تجدیدنظر پس از حداقل ده سال هستند.» علاوه بر این در چهار پیمانی که پس از جنگ اول بین طرفین درگیر به امضاء رسید به مسئله کاهش تسلیحات و نیروهای مسلح و دیگر مسائل مربوطه توجه زیادی شده است. البته هدف عمده این اقدامات خلع سلاح آلمان و متحدین آن و پیشگیری از تسلیح مجدد آنان بود.
مواد 12 تا 15 منشور اتحادیه نیز به حل و فصل مسالمت‌آمیز مناقشات بین‌المللی اختصاص داده شده بود.
5ـ طرحهای خلع سلاح و کمیسیون موقت مختلط اتحادیه
پیمان ورسای و منشور اتحادیه از 10 ژانویه 1920 به اجراء درآمدند. در ماه مارس 1920 شورای عالی متفقین (ALLIED) تاکید کرد که جهت کاهش مشکلات اقتصادی لازم است ارتشها در اسرع وقت به سطح زمان صلح کاهش یابند. این مسئله در کنفرانس مالی بروکسل در اکتبر 1920 طی صدور یک اعلامیه مورد حمایت قرار گرفت.
در ماه مه همان سال شورای اتحادیه ملل، کمیسیون مشورتی دائمی در مورد تسلیحات را جهت مشاوره در مورد اجراء بخشهای مربوط به خلع سلاح در منشور تاسیس کرد.
اولین مجمع اتحادیه که در نوامبر و دسامبر 1920 تشکیل شد به این نتیجه رسید که مسئله کاهش تسلیحات یک مسئله صرفاً تکنیکی نیست و از شورا درخواست کرد «یک کمیسیون موقت از افرادی دارای کفایت لازم در مسائل ماهیتا سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جهت تهیه گزارشات و پیشنهاد برای کاهش تسلیحات مطابق ماده 8 منشور و تسلیم آن به شورا در آینده نزدیک، تشکیل دهد». بنابراین شورا در 1921 کمیته ویژه مقدماتی(6) (کمیته‌ سوم) را تشکیل داد تا اجراء کل ماده 8 منشور و جوانب سیاسی اقتصادی، اجتماعی، تاریخی و جغرافیائی مسئله را در کنار «کمیسیون مشورتی دائمی» که با مسائل تکنیکی سروکار داشت، مورد بررسی قرار دهد.
«کمیسیون موقت مختلط «پیش‌نویس» پیمان همکاری متقابل» را تهیه کرد که «پروتکل ژنو» و «پیمانهای لوکارنو» براساس آن تهیه شدند. این کمیسیون قبل از آنکه بتواند برنامه‌ای برای کاهش تسلیحات تهیه کند توسط مجمع پنجم اتحادیه منحل شد.
6ـ کنفرانس دریائی واشنگتن در 1922
کنفرانس دریائی واشنگتن(7) از تاریخ 12 نوامبر 1921 تا 6 فوریه 1922 بدعوت دولت آمریکا و با شرکت 9 کشور برگزار شد. علیرغم اظهار تمایل شوروی، این کشور برای شرکت در کنفرانس دعوت نشد. علت عمده تشکیل این کنفرانس وحشت از رقابت قدرتهای عمده دریائی پس از جنگ اول بویژه بین انگلیس و آمریکا بود. پیمان تحدید نیروی دریائی پنج قدرت که در 6 فوریه 1922 بعنوان کنفرانس واشنگتن به امضاء رسید توافق مفصلی در مورد محدود نمودن تناژ کشتیها، کالیبر توپها و تعداد کشتیهای بزرگ (CAPITAL SHIPS) و ناوهای هواپیمابر با وزن بیشتر از 10هزار تن بود که هر کشور می‌توانست تا 31 دسامبر 1936 در اختیار داشته باشد.
7ـ طرح اشر
طرح پیشنهادی لرد اشر(8) برای خلع سلاح از سوی کمیسیون موقت رد شد. نتیجه بررسی طرح اشر باعث شد مجمع سوم اتحادیه با تصویب قطعنامه مشهور شماره چهارده اعلام نماید که «هیچ طرحی برای کاهش تسلیحات نمی‌تواند موفق شود مگر اینکه کلی بوده و دولتها در عوض این کاهش ضمانت رضایتبخشی برای امنیت کشور خود دریافت نمایند...» بنابراین سومین مجمع عمومی اتحادیه با تصویب این قطعنامه جدائی‌ناپذیری خلع سلاح و امنیت را اعلام کرد، و به کمیته موقت مختلط دستور داد از آن پس کار خود را بر این اساس ادامه دهد.
8ـ پروتکل ژنو 1924(9)
پیش‌نویس پروتکل حل‌وفصل مسالمت‌آمیز مناقشات بین‌المللی(10) در سال 1924 تهیه شد و در اجلاس نهائی پنجمین مجمع اتحادیه در دوم اکتبر باتفاق آراء مورد تصویب 47 کشور عضو اتحادیه قرار گرفت. هدف پروتکل فوق‌الذکر بگفته تهیه‌کنندگان آن:
«تسهیل کاهش و تحدید تسلیحات بشرح مندرج در ماده 8 منشور اتحادیه ملل بوسیله تضمین امنیت کشورها از طریق وضع روشهائی برای حل و فصل مسالمت‌آمیز کلیه مناقشات بین‌المللی و محکومیت موثر تجاوز است».
پروتکل ژنو 1924 برای اولین مرتبه مسئله ارتباط متقابل حکمیت، امنیت و خلع سلاح را به رسمیت شناخت.
9ـ پروتکل 1925 ژنو(11)
استفاده از گازهای سمی در چندین قرارداد و پیمان قبلی منع شده بود از جمله در اعلامیه کنفرانس بروکسل 27 اوت 1874، دو کنفرانس لاهه 1899 و 1907، پیمانهای صلح پس از جنگ اول، پیمان واشنگتن 6 فوریه 1922 کنوانسیون تحدید تسلیحات کشورهای آمریکای مرکزی 7 فوریه 1923 و پنجمین کنفرانس بین‌المللی کشورهای آمریکائی 25 مارس ـ 3 مه 1923(12).
در کنفرانس نظارت بر تجارت بین‌المللی تسلیحات مهمات و انجام جنگ که توسط اتحادیه ملل در 1925 در ژنو برگزار شد نمایندگان کشورهای حاضر به توافق رسیدند که منع صدور مواد مسموم بدون منع استفاده از آنان موثر نخواهد بود. بنابراین پیشنهاد هیئت نمایندگی آمریکا جهت تهیه پروتکلی شامل ماده 5 پیمان واشنگتن با فرمول مشابهی که کمیته تهیه‌کننده پیش‌نویس ممکن است پیشنهاد نماید مورد تصویب کمیته عمومی (کلی) کنفرانس قرار گرفت. کمیته عمومی در 8 ژوئن 1925 پیش‌نویس پروتکل تهیه شده توسط کمیته مذکور را مورد بررسی قرار داده و پس از برخی اصلاحات پیش‌نویس پروتکل در 10 ژوئن 1925 به اتفاق آراء بتصویب رسید.
در 17 ژوئن همان سال متن نهائی پروتکل منع استفاده از گازهای خفقان‌آور مسموم و انواع دیگر و شیوه‌های باکتریولوژیکی جنگ توسط نمایندگان 26 کشور به امضاء رسید. تا قبل از جنگ دوم پروتکل توسط بسیاری از کشورها، از جمله قدرتهای بزرگ غیر از آمریکا و ژاپن بتصویب قانونی (RATIFY) رسید.
این پروتکل در 22 ژانویه 1975 بالاخره توسط رئیس‌جمهور آمریکا بتصویب رسید.
10ـ کمیسیون مقدماتی خلع سلاح اتحادیه(14)
این کمیته توسط شورای اتحادیه در دسامبر 1925 تاسیس گردید. اعضاء این کمیسیون عبارت بودند از (الف) کشورهای عضو شورای اتحادیه (ب) برخی کشورهای دیگر که بخاطر موقعیت جغرافیائی موقعیت خاصی در رابطه با مسئله خلع سلاح نداشتند. وظیفه محوله به این کمیسیون توسط شورای اتحادیه تهیه پیش‌نویس کنوانسیونی بود که بتواند بعنوان چارچوب یک کنفرانس خلع سلاح قرار بگیرد.
11ـ کنفرانس دریائی ژنو 1927(15)
این کنفرانس در ژوئن 1927 بدعوت آمریکا و با شرکت انگلیس، ژاپن و آمریکا جهت رفع بن‌بست تحدید تسلیحات دریائی در ژنو تشکیل شد. این کنفرانس بدلیل مخالفت ژاپن و آمریکا با پیشنهادات انگلیس با شکست مواجه شد.
12ـ مصالحه دریائی انگلیس ـ فرانسه(16)
در 30 ژوئیه 1928 اعلام شد که انگلیس و فرانسه پس از یک سلسله مذاکره در مورد تسلیحات دریائی به مصالحه رسیده‌اند. مواد مورد توافق به دیگر دول ذیربط اعلام شد. آمریکا و ایتالیا اعلام کردند این مصالحه که به نفع انگلیس و فرانسه است مورد قبول آنها نیست. در نوامبر همان سال اعلام شد که بدلیل مخالفت با طرح مصالحه مذکور، این طرح تعقیب نخواهد شد.
13ـ پیمان پاریس 1928(17)
در 27 اوت 1928 پیمان کلی (عمومی) برای تقبیح جنگ(18) در پاریس به امضاء رسید. امضاءکنندگان اولیه 15 کشور بودند که جنگ را بعنوان وسیله‌ای برای اجراء سیاست ملی تقبیح کردند.
14ـ کمیته امنیت و حکمیت(19)
این کمیته طی چهارمین جلسه کمیسیون مقدماتی خلع سلاح (نوامبر 1927) تاسیس شد و اولین جلسه خود را در اول دسامبر همان سال تشکیل داد.
15ـ لایحه عمومی برای حل و فصل مسالمت‌آمیز مناقشات بین‌المللی(20)
قرارداد مذکور در سپتامبر 1928 طی نهمین مجمع اتحادیه بتصویب رسید. این قرارداد مخلوطی از پیش‌نویس معاهدات تهیه شده توسط کمیته امنیت و حکمیت (Security & Arbitration Committee) بود.
16ـ کنفرانس دریائی لندن 21 ژانویه ـ 23 آوریل 1930(21)
در این کنفرانس عهدنامه‌ای (عهدنامه دریائی لندن)(22) شامل پنج بخش توسط پنج کشور آمریکا، انگلیس، ژاپن، فرانسه و ایتالیا به امضاء رسید. بخش اول پیمان در مورد کشتیهای بزرگ و ناوهای هواپیمابر، بخش دوم زیردریائیها و بخش سوم قرارداد سه قدرت (آمریکا، انگلیس و ژاپن است)، بخش چهارم مقررات جنگ زیردریائی و بخش پنجم شامل مدت و تصویب قانونی عهدنامه (Ratification) است.
17ـ توقف تسلیحاتی 1931(23)
دوازدهمین مجمع اتحادیه ملل در 29 سپتامبر 1931 به اتفاق آراء قطعنامه‌ای را جهت خودداری از به اجراء گذاشتن هرگونه طرح تسلیحاتی جدید تصویب کرد.
رئیس شورای اتحادیه ملل پس از بررسی پاسخهای دریافتی از دولتهای ذیربط به این نتیجه رسید که توقف تسلیحاتی (Armament Truce) به مدت یکسال از اول نوامبر 1931 از جانب دولتهائی که به کنفرانس خلع سلاح دعوت شده بودند پذیرفته شده است.
تا اول ژانویه 1932 این «توقف» (Truce) برای 54 دولت از جمله شوروی و آمریکا در حال اجراء بود.
18ـ کنفرانس ژنو برای کاهش و تحدید تسلیحات(24)
اجلاس اول کنفرانس خلع سلاح در دوم فوریه 1932 گشایش یافت. در جلسه افتتاحیه 58 کشور حاضر بودند. علاوه بر اعضاء اتحادیه ملل، افغانستان، برزیل آمریکا، ترکیه و شوروی که عضو اتحادیه نبودند نیز حضور داشتند. پس از مباحثات عمومی، کنفرانس در پایان اجلاس اول خود قطعنامه پایانی را با 41 رأی موافق و 2 رأی مخالف بتصویب رساند. نکات عمده قطعنامه به شرح زیر است:
1ـ کاهش عمده‌ای در تسلیحات جهان از طریق یک کنوانسیون عمومی.
2ـ کاهش وسایل حمله.
3ـ منع حمله هوائی علیه غیر نظامیان.
4ـ تحدید کیفی برخی توپهای زمینی و تحدید حداکثر کالیبر توپهای سنگین و تحدید حداکثر واحد تناژ تانکها.
5ـ منع جنگ شیمیائی و باکتریولوژیکی.
6ـ نظارت بر اجراء مفاد مورد توافق و غیره.
آلمان و شوروی به این قطعنامه‌ رأی مخالف دادند. به دلیل خروج آلمان از کنفرانس از سرگیری کار کنفرانس تا سال بعد ممکن نشد. دومین اجلاس کنفرانس در 2 فوریه 1933 درست یک سال پس از گشایش جلسه اول کار خود را آغاز کرد.
کنفرانس در 29 ژوئن تصمیم گرفت ادامه کار کنفرانس را تا ماه اکتبر تعطیل نماید تا دول ذیربط بتوانند در این فاصله در مورد رفع موانع برای رسیدن به توافق مذاکره نمایند. وزیر خارجه آلمان در پانزدهم اکتبر اعلام کرد بخاطر عدم توانائی کنفرانس در دست‌یابی به هدف خود ـ خلع سلاح عمومی ـ که نتیجه عدم تمایل کشورهای شدیداً مسلح به انجام تعهدات قراردادی خود است، این کشور از کنفرانس خارج میشود. پس از یک سلسله جلسات و فعل و انفعالات کاملاً مشخص شد که کنفرانس به یک بن‌بست جدی رسیده است و ادامه کنفرانس بدون شکستن این بن‌بست بیفایده بنظر میرسید.
مشکل اساسی، شکاف بین مواضع فرانسه و آلمان بود که با توجه به تحولات سیاسی طی سال 1933 که به خروج آلمان از اتحادیه ملل منجر شد، بیش از پیش غیر قابل مصالحه شده بودند.
19ـ جنگ دوم
بدنبال تحولات سیاسی در سطح اروپا جنگ دوم در سال 1939 آغاز شد و تا 1945 ادامه یافت. اعلامیه مشترک روزولت و چرچیل که بعداً به منشور آتلانتیک شهرت یافت در 14 اوت 1941 صادر شد. در این منشور هیچگونه اشاره‌ای به اتحادیه ملل بعنوان چارچوبی برای برقراری صلح جهانی در آینده نشده بود.
20ـ سازمان ملل متحد
کنفرانس سان‌فرانسیسکو در 26 ژوئن 1945 منشور ملل متحد را باتفاق آراء تصویب کرد. در 6 اوت 1945،کمتر از دو ماه پس از تصویب منشور اولین بمب اتمی بر فراز هیروشیما منفجر شد. سازمان ملل متحد که در منشور آن تقریباً هیچگونه اشاره‌ای به مسئله خلع سلاح نشده بود بلافاصله پس از تأسیس خود را مسئله بسیار حادی مواجه شد و آن مسئله سلاحهای هسته‌ای بود. بنابراین اولین مجمع عمومی سازمان ملل متحد در 24 ژانویه 1946 با تصویب اولین قطعنامه خود (قطعنامه شماره یک) کمیسیون انرژی اتمی سازمان ملل را متشکل از نمایندگان کشورهای عضو شورای امنیت و کانادا تأسیس کرد.
در این قطعنامه اعلام شده است که ثمرات تحقیقات علمی باید در اختیار همه ملل قرار گیرد (استفاده مسالمت‌آمیز از انرژی اتمی) و اینکه مسئله حفاظت، نظارت و کنترل جهت پرهیز از خطرات نقض احتمالی استفاده مسالمت‌آمیز از انرژی اتمی باید پذیرفته شود.
21ـ کمیسیون تسلیحات غیر هسته‌ای(25)
شورای امنیت در 13 فوریه 1947 کمیسیون تسلیحات غیر هسته‌ای را تشکیل داد. وظیفه این کمیسیون که ترکیب اعضاء آن همانند خود شورای امنیت بود، تعیین اقداماتی بود که بتواند کاهش تسلیحات غیر هسته‌ای را متحقق نموده و یک سیستم مؤثر ضمانت اجراء (تضمین) ایجاد نماید. این کمیسیون در اوایل سال 1952 توسط شورای امنیت منحل شد.
22ـ کمیسیون خلع سلاح سازمان ملل(26)
مطابق با قطعنامه‌ای که در یازدهم ژانویه 1952 بتصویب رسید مجمع عمومی کمیسیون خلع سلاح را تأسیس کرد تا مسائل مربوط به تسلیحات هسته‌ای و غیر هسته‌ای را مورد بررسی قرار دهد.
این کمیسیون در سال 1954 کمیته فرعی خود را مرکب از آمریکا، انگلیس، فرانسه، شوروی و کانادا تشکیل داد، که در سال 1957 در اثر اختلافات اعضاء آن منحل گردید. تعداد اعضاء کمیسیون در سال 1975 از یازده کشور به 25 کشور افزایش یافت.
23ـ سازمان بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA)
آیزنهاور طی نطق 8 دسامبر 1953 چهار ماه پس از انفجار اولین بمب اتمی شوروی پیشنهاد نمود که چون تحقق خلع سلاح از طریق حذف سلاحهای هسته‌ای مشکل بنظر میرسد بنابراین شاید بهتر باشد که بتوان از طریق افزایش استفاده از انرژی اتمی برای مقاصد صلح‌جویانه به خلع سلاح دست یافت.
سازمان بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) بدنبال مذاکراتی که در خارج از کمیسیون خلع سلاح انجام شد در سال 1956 تاسیس گردید.
24ـ کنفرانس خلع‌سلاح(27)
در نتیجه مذاکراتی که در کنفرانس وزراء خارج در اوت 1959 در ژنو بعمل آمد تاسیس کمیته ده ملیتی (Ten-Nation Committee) برای فعالیت در مورد مسائل خلع سلاح در خارج از سازمان ملل با شرکت نمایندگان انگلیس، آمریکا، شوروی، فرانسه، بلغارستان، کانادا، چکسلواکی، ایتالیا، لهستان و رومانی طی یک بیانیه مشترک آمریکا، انگلیس، فرانسه و شوروی در 7 سپتامبر 1959 اعلام شد. در این بیانیه مشترک اعلام شد که قصد چهار دولت آن است که پیشرفت کار این کمیته را به اطلاع کمیسیون خلع سلاح سازمان ملل و از طریق آن به اطلاع شورای امنیت و مجمع عمومی برسانند.
مجمع عمومی سازمان ملل طی قطعنامه‌ای در 20 دسامبر 1961 باتفاق آراء موافقت دو ابرقدرت در مورد ترکیب کمیته 18 ملیتی(28) جدید خلع سلاح متشکل از برزیل، بلغارستان، برمه، کانادا، چکسلواکی، اتیوپی، فرانسه، هند، ایتالیا، مکزیک، نیجریه، لهستان، رومانی، سوئد، شوروی، جمهوری متحده عربی (مصر) انگلیس و آمریکا را مورد تصویب قرار داد.
این قطعنامه توصیه کرد که کمیته بعنوان یک مسئله بسیار فوری مذاکرات را به قصد رسیدن به توافق در مورد خلع سلاح عمومی و کامل تحت نظارت موثر بین‌المللی آغاز نماید و از کمیته خواست که به محض وصول هرگونه توافق آن را به مجمع عمومی گزارش نماید. تعداد اعضاء این کمیته بعداً بتدریج به 40 کشور افزایش یافت و از سال 1983 عنوان آن به «کنفرانس خلع سلاح» تغییر یافت.
مبحث دوم ـ قراردادهای دو جانبه و چند جانبه در زمینه کنترل تسلیحات
قراردادهای حاصله در زمینه کنترل تسلیحات را بطور کلی می‌توان بصورت زیر طبقه‌بندی نمود:
1ـ محدودیت آزمایش سلاحهای هسته‌ای
2ـ تحدید تسلیحات استراتژیک
3ـ عدم انتشار سلاحهای هسته‌ای
4ـ منع تسلیحات غیر هسته‌ای امحاء جمعی
5ـ غیر نظامی کردن، غیر هسته‌ای کردن و دیگر اقدامات خوددارنده در بخشهائی از محیط زیست و با نواحی جغرافیائی
6ـ جلوگیری از جنگ
7ـ قوانین بشر دوستانه جنگ          ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات