تاریخ انتشار : ۲۵ مهر ۱۳۹۰ - ۱۰:۴۰  ، 
کد خبر : ۲۲۶۹۸۹

زمینه‌های کشمکش قومی در سریلانکا


کشور سریلانکا (سیلان سابق) جزیره‌ای بمساحت 25332 مایل مربع در 18 مایلی جنوب‌شرقی هندوستان قرار دارد. سریلانکا سابقاً جزء مستعمرات انگلیسی بود که در سال 1948 به استقلال رسید. پایتخت این کشور شهر کلمبو و جمعیت آن 16 میلیون نفر میباشد. ترکیب جمعیت سریلانکا که در سال 1984 بررسی شده است بقرار زیر است:
69% سین هالی
11% تامیلهای سین هالی
12% تامیلهای هندی
7% تامیلهای مسلمان
1% اقلیتهای دیگر
زبان رسمی کشور سریلانکا سینهالا میباشد ولی زبان تامیلی بعنوان زبان دوم توسط تامیلها که دومین گروه اکثریت جمعیتی این کشور میباشند تکلم میشود. زبان سینهالا از زبانهای هند و اروپائی و از شاخه هندی ـ ایرانی (سانسکریت) است. در حالیکه زبان تامیلی از ریشه زبان دارویدیان میباشد که زبان بومی در جنوب هندوستان نیز میباشد علاوه بر دو زبان فوق زبان انگلیسی نیز در این کشور متداول است.
مذهب گروههای قومی مختلف در سریلانکا بترتیب زیر است:
بیش از 90% اقوام سینهالی که حدود 64% جمعیت کل کشور را تشکیل میدهند پیرو مذهب بودا هستند. حدود 95% تامیلها که 20% جمعیت کل کشور را تشکیل میدهند پیرو مذهب هندو میباشند. 9% جمعیت کل کشور مسیحی و 7% بقیه مسلمان هستند.
اقتصاد کشور، اقتصاد کشاورزی و صادرات عمده آن چای، کائوچو و نارگیل میباشد که میزان آن در سال 1969 بالغ بر 91% کل صادرات گردید. واردات این کشور شامل مواد غذائی از قبیل گندم، برنج، شکر، ماهی، لبنیات، گوشت و سایر اقلام مصرفی میباشد.
سریلانکا عضو سازمان ملل متحد و شعبه‌های تخصصی آن است. این کشور با چین قرارداد پایاپای مبادله لاستیک در برابر برنج دارد. موافقت دو جانبه دفاعی با انگلستان دارد و همچنین عضو جنبش غیر متعهدها میباشد.
اختلافات قومی بین تامیلها و سینهالیها
اختلافات و زدوخوردهای قومی بین دو گروه سینهالی و تامیل که هر دو قرنهاست در کشور سریلانکا زندگی میکنند ریشه‌های تاریخی دارد که در قرون معاصر این اختلافات توسط استعمارگران اروپائی مورد سوء استفاده و بهره‌برداری قرار گرفته است.
گفته میشود که ساکنین اولیه جزیره در واقع تامیلها بودند که از نژاد آریائی میباشند و علاوه بر این جزیره در هندوستان و بخشی از خاورمیانه زندگی می‌کرده‌اند. در حدود قرن پنجم قبل از میلاد گروههای سینهالی که در حال حاضر اکثریت جمعیت را در جزیره بدست دارند به این منطقه مهاجرت نمودند. اختلافات نژادی و قومی و زبانی همواره موجب کشمکش و زدوخورد در بین آنها بوده است.
در یک مقطع تاریخی در قرن سیزده میلادی زمانی که پادشاهی بودائی‌مذهب سینهالی حاکم بر جزیره در نهایت ضعف خود بسر میبرده تامیلها یک کشور مستقل در منطقه شمال جزیره بوجود آوردند. این واقعه بعنوان نقطه عطفی در تاریخ و فرهنگ و آرمانهای مردم تامیل بشمار میاید. در حال حاضر مردم تامیل برای ایجاد یک کشور مستقل تامیل بنام سرزمین تامیل (تامیل ایلام) و برای احیاء ارزشهای قومی و تسلط بر منابع اقتصادی و سیاسی جزیره سریلانکا تلاش میکنند.
کشور جزیره‌ئی سریلانکا در مقایسه با سایر کشورهای آسیائی یکی از طولانی‌ترین دوران تحت سلطه استعمار دول اروپائی را گذرانده است. مردم این کشور ابتدا بوسیله استعمارگران پرتقالی سپس دانمارکی و بالاخره بوسیله استعمارگران انگلیس باستضعاف کشیده شده‌اند. منحصر بودن صادرات این کشور بمحصولات کشاورزی نیز نتیجه حفظ منافع استعمارگران بوده است. در آغاز بخش عمده صادرات این کشور را دارچین و ادویه‌جات دیگر تشکیل میدادند. پس از آن قهوه و چای و کائوچو محصولات عمده این کشور بحساب آمدند. انگلیسها علاوه بر تصاحب اکثر مزارع و زمینهای زراعی کنترل امور تجاری و اقتصادی این جزیره را نیز در دست داشتند. بعد از سالهای 1930 بمنظور پیشگیری از حرکتهای ضد استعماری تعدادی موسسات عام‌المنفعه و رفاهی توسط انگلیسها و مزدوران محلی آنها بوجود آمد که از سود سرشار صادرات کشاورزی تغذیه میشد.
در نتیجه این اقدامات آرام‌کننده و همچنین اختلافات موجود بین سینهالیهای بودائی و تامیلهای هندو و مسلمان هیچگونه حرکت مردمی چشمگیری علیه استعمارگران انگلیس صورت نگرفت. استعمار انگلیس فعالانه از اختلافات زبانی ـ مذهبی ـ نژادی گروههای قومی گوناگون این جزیره بنفع خود بهره‌برداری نمود. بطور مثال زمانیکه کشاورزان فقیر و بی‌زمین که اکثریتشان سینهالی بودند از کار در شرائط غیر انسانی سرباز زدند انگلیسها برای درهم کوبیدن مقاومت آنها تعداد کثیری از تامیلهای فقیر جنوب هندوستان از ایالت نادو را برای کار در مزارع سیلان مجبور به مهاجرت به مناطق مزبور نمودند.
شرائط بقدری غیر انسانی و طاقت‌فرسا بود که در حدود یک چهارم این کارگران مهاجر پس از چند سال میمردند. با این وجود و علیرغم ستمهای فراوان بر تامیلهای مهاجر، کشاورزان سینهالی ساکن جزیره به این گروه از قربانیان استعمار با نظر نفرت و کینه نگاه کرده و آنها را عوامل و مزدوران استعمار و شرکاء و متحدین اقتصادی استعمارگران بحساب میاوردند.
استقلال سری‌لانکا و پیامد‌های آن
در سال 1948 از طرف انگلستان باین کشور استقلال اعطاء گردید و یک دولت طرفدار غرب از اکثریت سینهالیها تشکیل گردید. با تشکیل چنین دولتی از سینهالی‌ها تضادهای ریشه‌دار قومی و نژادی بین سینهالیها و تامیلها بصورت قوانین مصوبه غیر عادلانه علیه تامیلهای ساکن این کشور جلوه‌گر شد و سینهالیهای بودائی با تاکید برروی مذهب بودا بعنوان مذهب رسمی کشور و زبان سینهالا بعنوان زبان رسمی کشور نسبت به تحمیل مذهب، فرهنگ و آداب و روسوم خود و ایجاد و القاء حس برتری‌طلبی بر سایر گروهها بخصوص تامیلها تلاش نمودند. این تلاشها بنوبه خود با عکس‌العمل شدید و مقاومت تامیلها علیه سینهالیها مواجه گردید.
استقلال سریلانکا در واقع هیچگونه تغییر اساسی در نظام اقتصادی کشور و روابط استعماری و استثماری ایجاد نکرد و منافع استعمارگران همچنان دست نخورده باقی ماند.
استعمارگران حزب دست‌نشانده خود «حزب ملی متحد» را که اعضاء آن از افراد مرفه بودند تشکیل و بقدرت رساندند. از نظر اقتصادی و صنعتی این حزب تغییری در بافت اقتصادی کشور بوجود نیاورد و اصلاحات ارضی و تقسیم زمین بین کشاورزان فقیر بمورد اجرا گذارده نشد. در زمینه مسائل فرهنگی، حس غرور و برتری قومی، زبانی، مذهبی سینهالی توسط این حزب مورد تشویق قرار گرفت که این موضوع تمام شئون زندگی مردم سریلانکا را که مسلکی غیر از آنها داشتند بمخاطره انداخت.
از اقدامات اولیه این حزب یکی قرارداد استرداد تامیلهای هندی که بعنوان کشاورزان مهاجر توسط انگلیسها به این جزیره آورده شده بودند بهندوستان و دیگری برگزاری دو هزار و پانصدمین سال درگذشت بودا بود که بسیار باشکوه برگزار گردید. این واقعه که در سال 1956 اتفاق افتاد موجب تحریک احساسات اکثریت سینهالی‌ها بخصوص طبقه متوسط و تحصیلکردگان سطح میانه و یا کم‌سواد و همچنین کشاورزان سینهالی علیه تامیلها گردید.
در این میان حزب جدید دیگران بوجود آمد که بیانگر خواسته‌های اکثریت سینهالی برای در دست گرفتن کلیه کارهای حساس اجتماعی ـ سیاسی ـ اقتصادی و پافشاری بر روی زبان سینهالا بعنوان تنها زبان رسمی کشور بود. در نتیجه بوجود آمدن چنین احساساتی، آشوبهای ضد تامیل سراسر جزیره را فراگرفت. اقدامات تبعیض‌آمیز علیه قوم و زبان تامیل بین سالهای 1956 تا 1970 بحدی رسید که تعداد مشارکت تامیلها در خدمات اداری از 30% به 5% و در کارهای اداری از 50% به 5% و در کارهای حرفه‌ئی از 60% به 10% تقلیل یافت.
نقش احزاب و گروههای سیاسی سریلانکا نیز در این گیرودار دچار دگرگونی شد. بطور مثال گروههای چپگرای سریلانکا یعنی طرفداران تروتسکی و حزب کمونیست طرفدار مسکو که قبل و پس از استقلال کشور دارای طرفدارانی بودند پس از پیوستن به حزب ملی متحد و طرفداری از طرح زبان سینهالا بعنوان تنها زبان رسمی کشور طرف‌داران خود را در بین قوم تامیل عمدتا از دست داد و بتدریج این احزاب محبوبیت خود را از دست داده و فراموش شدند. در سالهای 1960 حزب کمونیست سریلانکا و تروتسکیها بر آن شدند که با حمایت از یک کاندیدای مترقی از سرمایه‌داران ملی حکومت دست راستی افراطی حزب ملی متحد را برکنار کنند.
اتحاد سه چپگرای سریلانکا برای گرفتن قدرت سیاسی در پارلمان موجب گردید یک سری اقدامات اصلاحی انجام پذیرد. تقسیم زمین‌های قابل کشت در میان کشاورزان بی‌بضاعت در حد محدود، ملی کردن برخی از بانکها، ملی کردن حمل‌ونقل در بندر کلمبو از جمله این اقدامات بود. لیکن این اصلاحات سطحی نتوانست بحرانهای عمیق اقتصادی کشور را برطرف نماید. بطور مثال بیکاری در بین جوانان تحصیلکرده دبیرستان و دانشگاه همچنان در افزایش بود و نرخ بیسوادی در سال 1971 بیش از 78% بود که یکی از بالاترین ارقام در بین کشورهای جهان سوم میباشد.
زمانیکه درخواستهای مردم مبنی بر تبعیضهای استخدامی ـ اجتماعی و فشارهای اقتصادی ـ سیاسی بدون جواب باقی ماند موج تظاهرات و اعتصابات سراسر جزیره را فرا گرفت و تلاشهای رهبران احزاب چپگرا که سعی در میانجیگری بین مردم مخصوصا تامیلها و دولت مینمودند بی‌نتیجه ماند. در این زمان جبهه آزادی ملی که اکثرا از گروههای چپ افراطی بودند فعالیتهای خود را برای متشکل نمودن مردم علیه اقدامات دولت و برپائی تظاهرات و اعتصابات از نو شروع کردند و پس از مدتی بالاخره مشی مبارزه مسلحانه را برای مقابله با اقدامات تبعیض‌گرانه دولت سینهالی انتخاب کردند. این گروه که اکثرا از محافظه‌کاریها و سازشکاریهای احزاب چپ سریلانکا بتنگ آمده بودند، خود نیز مرتکب لغزشها  و اشتباهات سیاسی بسیاری شدند.
بطور مثال در نشریات خود مخصوصا در «پنج خطابه» از کارگران و کشاورزهای تامیل که توسط استعمارگران انگلیس برای بهره‌کشی و بردگی به جزیره آورده شده بودند بعنوان «عوامل توسعه‌طلب هندی» یاد شده و خواستار اخراج آنها حتی با توسل بزور شدند. اینگونه موضع‌گیریهای سیاسی موجب گردید که اقدامات سیاسی/نظامی این گروهها حتی در میان تامیلها نیز مردود گردد. در سالهای 1970 در نتیجه یک قیام مسلحانه توسط اعضاء جبهه آزادی ملی حدود 15000 نفر جان خود را در برخورد با قوای دولتی از دست دادند.
این واقعه نقطه عطفی در تاریخ مبارزات مردم سریلانکا بشمار میرود. پس از این حادثه اکثر گروه‌ها و احزاب چپ این کشور به شعبات کوچکتری تقسیم شده و غالبا بصورت زیرزمینی بفعالیتهای سیاسی و یا نظامی علیه دولت میپردازند.
پس از سرکوب قیام مسلحانه سالهای 1970 تامیلها از حزب جبهه آزادی‌بخش تامیل که خواستار تساوی حقوق سیاسی ـ اقتصادی برای تامیلها میباشد و برای اولین بار کشور مجزای تامیل‌نشین را طرح نموده است، طرفداری میکنند.
آرزوی ایجاد یک کشور مستقل تامیل
همانطور که قبلاً اشاره شد بعضی از تامیلها بخصوص ساکنین منطقه جفنا در شمال و ساکنین تامیل در قسمت شرقی جزیره خواهان ایجاد یک کشور مستقل بنام «تامیل ایلام» میباشند. لیکن اکثریت سینهالیها، تامیلهای مسلمان و تامیلهای هندی که از اخلاف تامیلهای مهاجر و کشاورز هندی هستند با تقسیم کشور مخالفند. در حالیکه اغلب نمایندگان تامیلها که توسط مردم مناطق تامیل‌نشین شمال و شرق کشور انتخاب شده‌اند درخواست تجزیه کشور را در مجلس با دولت در میان گذاشته‌اند و سعی دارند راه‌حلی سیاسی برای این مسئله پیدا کنند که از طربق مسالمت‌آمیز بدست آمده باشد.
از سوی دیگر از سالهای 1970 تاکنون گروههای جوان افراطی تامیل که راههای سیاسی برای دستیابی به درخواستهای خود را بسته میدانند دست به اعمال تروریستی زده و مبارزه مسلحانه با دولت برای رسیدن به اهداف خود را بعنوان خط‌مشی سیاسی انتخاب نموده‌اند. این گروهها «چریک‌های تامیل» خوانده میشوند که از نظر تشکیلاتی گاهی غیر منسجم و بعضی مواقع حتی با یکدیگر رقابت میکنند.
بنابر ادعای دولت سریلانکا این گروهها در کشورهای خارجی بطور مشخصی در ایالت نادوی هند که در جنوب هندوستان و مجاور کشور سریلانکا میباشد تعلیمات چریکی و نظامی میبینند و از آنها اسلحه و مواد منفجره دریافت میدارند و از نظر مالی از راه دستبرد زدن به بانکها خود را تقویت میکنند.
در سال 1984 برخورد بین گروه «ببرهای آزادیبخش» و نیروهای دولتی در شمال و شرق جزیره و کلمبو پایتخت این کشور بسیار شدید بود بطوریکه دولت مناطق مزبور را منطقه تحت نظر اعلام نمود تا از صدور اسلحه و ورود افراد «تروریست تامیل» جلوگیری نماید. طبق آمار منتشره دولت سریلانکا، تنها در یک دوره کوتاه از 16 اوت تا 16 سپتامبر 1984، گروههای شورشی تامیل 86 حمله «تروریستی» علیه نیروهای امنیتی جزیره، بانکها، مؤسسات خصوصی، وسائل نقلیه، مؤسسات دولتی، کارخانه‌ها، قرارگاههای پلیس و نیروهای دولتی صورت داده‌اند که طی آن 9 سرباز کشته شده و خسارات مالی فراوانی وارد آمده است.
از سوی دیگر نیروهای ارتشی و امنیتی سریلانکا نیز به اقدامات تلافیجویانه علیه مردم بیدفاع تامیل دست زده‌اند که بنابر گزارش خبرنگار روزنامه نیویورک تامیز توسط منابع موثق خارجی و داخلی مورد تایید قرار گرفته است.
بطور مثال در چهارم دسامبر 1984 وقتی که یک مین زمینی یک وسیله نقلیه ارتشی را منفجر کرد که در نتیجه یک سرباز کشته شده و 6 نفر دیگر زخمی شدند بقیه سربازان برای انتقام این حمله به دو اتوبوس مسافربری و یک اداره پست و افراد بیگناهی که در آن حوالی بودند بیرحمانه حمله بردند که در این حادثه یکصد نفر که اکثر آنها تامیل و برخی مسلمان و تعدادی نیز سینهالی بودند کشته شدند.
عکس‌العمل مقامات قضائی و دولت مرکزی در مقابل اقدامات تلافیجویانه ماموران امنیتی علیه غیر نظامیان تامیل سکوت و انتظار بوده و هیچگاه مسئولین این قتل‌عامها مورد بازخواست و یا محاکمه قرار نگرفته‌اند. سکوت و عدم اقدام مقامات قضائی بحالت اختلاف بین دو قوم سین‌هال و تامیل شدت بیشتری بخشیده و بار دیگر اعمال «تروریستی» بخونخواهی کشتارهای دولتی انجام گرفته است. البته در چند مورد نادر افراد نظامی که در آشوبهای منطقه جفنا در شمال جزیره اقدام به اعمال تلافیجویانه علیه ساکنین بیدفاع نموده بودند از خدمت معزول گردیدند.
حمایت از چریک‌ها بخصوص از نظر سیاسی ـ نظامی ـ مالی از منابع مختلف بعمل میاید. از جمله هواداران تامیل در استان تامیل‌نشین هند «نادو»، برخی از اشراف و سرمایه‌داران تامیل منطقه جفنا و هواداران تجزیه‌طلب تامیل در خارج از کشور را میتوان نام برد.
جبهه متحد آزادیبخش تامیل که بدنبال دست‌یابی به یک کشور مستقل تامیل از راههای مسالمت‌آمیز و بدون خونریزی است در اثر اقدامات «تروریستی» چریک‌ها و همچنین انعطاف‌ناپذیری سیاستمداران حزب حاکم تقریبا گوشه‌گیر شده است. سیاستمداران این جبهه ضمن محکوم کردن اعمال «تروریستی» با هدف نهائی چریک‌ها یعنی ایجاد یک کشور مستقل تامیل بعنوان زبان رسمی اداری دوشادوش زبان سینهالا و ارجاع پستهای اداری به تامیلها که بخاطر اختلاف زبان مورد تبعیض و بیعدالتی قرار گرفته‌اند نیز ناموفق بوده‌اند.
ببرهای آزادیبخش چه کسانی هستند؟
گروههائی که تحت نام «ببرهای آزادیبخش» دست به «اقدامات خرابکارانه» و قتل نظامیان و حتی غیر نظامیان سینهالی و سایر اعمال «تروریستی» ‌میزنند ظاهراًَ اکثر اعضاء و فعالین خود را از میان فارغ‌التحصیلان بیکار دبیرستانها و دانشگاههای سری‌لانکا جذب و انتخاب میکنند. بسیاری از این افراد از طبقه مرفه «ولالار» که از ثروتمندان کشور بحساب آمده و از فشار سیاسی و اقتصادی و اجتماعی وارده بر تامیل‌ها ناخشنودند، میباشند. برخی دیگر از فعالان گروه ببرها از سازمانها و اتحادیه‌های جوانان تامیل هستند که در دهه 1970 بطور مداوم مورد هجوم پلیس سریلانکا بوده‌اند.
بافت اجتماعی تامیلها
مسئله دیگری که بررسی آن در اینجا لازم است بافت اجتماعی تامیلهای سریلانکا و روابط داخلی آنها با یکدیگر است. بررسی این مسئله میتواند آینده احتمالی یک کشور تامیل را در چهارچوب کشور سریلانکا بطور روشنتری ترسیم نماید. ابتدا برفتار و برخورد «ولالارها» با سایر اقلیتهای تامیل اشاره میکنیم. همچنانکه قبلاً گفته شد غیر از اقلیتی از تامیلها که مسلمان و یا مسیحی هستند حدود 95% آنان هندو هستند. در مسلک هندو مسئله طبقات اجتماعی از اهمیت خاصی برخوردار میباشد. رفتار طبقات برتر اجتماعی «ولالارها» با طبقات پائین‌تر مثل نجسها و غیره و همچنین رفتار آن‌ها با تامیلهای مسلمان و مسیحی موجب نگرانی و عدم رضایت همین گروههای اقلیت میباشد.
آرزوی تأسیس یک کشور تامیل بر طبق اظهارات سیاستمداران «جبهه آزادیبخش متحد تامیل» و حتی برخی از اعلامیه‌های چریک‌ها برای احیاء آداب و رسوم تامیلها (هندوان) و در نتیجه تثبیت روابط اجتماعی طبقاتی مسلک هندو میباشد. البته این مسئله از طرف رهبران جدائی‌طلب تامیل انکار شده است. لیکن حتی روابط و رقابت‌های موجود بین گروههای در حال مبارزه با دولت مرکزی به این مسئله قوت میبخشند.
البته منظور رقابت بین چریک‌ها که از طبقه مرفه «ولالارها» هستند با سایر گروهها که از طبقات پائین‌تر اجتماعی هستند میباشد. بهمین جهت طبقات بی‌بضاعت تامیل که اکثراً از کشاورزان مزارع چای و کارگران بندرگاهها و گاهی کسبه معمولی هستند در صدق گفتار رهبران سیاسی تامیل برای ایجاد کشور تامیل همراه با استقرار روابط عادلانه بین طبقات، شک و تردید دارند.
بطور کلی دو گروه از تامیلها، یکی تامیلهای مسلمان که با نام «سیلان مورز» خوانده میشوند و در سواحل شرقی جزیره ساکن هستند و دیگری تامیل‌های هندی که در ارتفاعات مرکزی جزیره زندگی میکنند با آنکه تبعیضات دولت علیه تامیلها را محکوم میکنند لیکن با تجزیه کشور و ایجاد «تامیل ایلام» سرزمین در سریلانکا نیز مخالفت میورزند و خواستار حل مشکلات موجود از راههای مسالمت‌آمیز سیاسی و دستیابی به تساوی حقوق اجتماعی و سیاسی بین‌ تامیلها و سینهالیهای جزیره میباشند.
چشم‌انداز سیاسی سریلانکا
سریلانکا مانند سایر کشورهای جهان سوم که اقلیتها و در برخی موارد اکثریت‌های قومی، زبانی، مذهبی یا نژادی در حال جدال برای بدست گرفتن قدرت سیاسی و اقتصادی و شرکت در سرنوشت مقدرات خویش میباشند، از زمان استقلال خود در سال 1948 تا حال در تب‌وتاب مبارزه بر سر قدرت میسوزد. این کشور که زمانی جزیره آرامش و بهشت جهانگردان و سرمایه‌گذاران غرب لقب گرفته بود از سالهای 1970 تاکنون روی آرامش بخود ندیده است.
علاوه بر مشکلات متعدد ناشی از ساختار فرهنگی و قومی موجود در این کشور و اثرات انکارناپذیر سیاست تفرقه‌افکنانه استعمار انگلیس میان دو قوم سین‌هال و تامیل، می‌توان سیاستهای غلط تبعیض نژادی احزاب حاکم را از زمان استقلال سریلانکا تاکنون در ایجاد و شدت‌بخشی بحران و نفاق در میان اقوام ساکن این جزیره موثر و دخیل دانست.
تلاشهای مسالمت‌آمیز رهبران سیاسی میانه‌رو تأمیل بخصوص جبهه آزادیبخش متحد تأمیل در حد اختلافات بین تامیلها و دولت مرکزی حزب ملی متحد موثر واقع نشده است. اکنون گروههای «ببرهای آزادیبخش» و سایر گروههای افراطی که اکثر آنان را جوانان تحصیلکرده و بیکار که در نظر دولت، وازده‌های اجتماعی بحساب میایند، تشکیل می‌دهند با اعمال خود رهبران محافظه‌کار و سیاست‌مداران میانه‌روی تأمیل را به انزوا سیاسی کشانیده‌اند.
در مورد دست‌اندازی و تحریکات خارجی از سوی کشورهای همسایه، بیش از هر گروهی، همکاری و مساعدت تامیلهای هند در استان جنوبی این کشور بنام نادو، قابل ذکر است که بگفته مقامات سری‌لانکا، این استان مرکز آموزشهای چریکی و خرابکاری تامیلها و پناهگاهی برای گروههای افراطی تامیل در آمده است. سری‌لانکا بوجود شواهدی درین زمینه نیز اشاره میکند. لیکن دولت هندوستان هرگونه دخالت در آشوبهای سریلانکا را انکار میکند. دولت سابق هند به نخست‌وزیری ایندیرا گاندی در موارد مختلف نگرانی خود را نسبت برفتار خصمانه نیروهای امنیتی و دولتی سریلانکا و همچنین حملات تلافیجویانه سینهالیها به غیر نظامیان تامیلی در سریلانکا اعلام داشته است.
سریلانکا از نظر اقتصادی وابسته بکشورهای غربی است که موجب گردیده نوسانها و رکود اقتصادی این کشورها مستقیماً در جریانها و تحولات مالی این کشور تأثیر عمیق بگذارد. تغییر سیاست اقتصادی به سیاست اقتصاد باز که بمنظور جذب بیشتر سرمایه از کشورهای غرب و انعطاف در مقابل برنامه‌های استثماری صندوق پول بین‌المللی و بانک جهانی صورت گرفته بود موجب فشارهای بیشتر اقتصادی و به استضعاف کشیده شدن هرچه بیشتر اقلیتها و وخامت اوضاع سیاسی گردیده است.
نمونه و الگوی اقتصادی سریلانکا برای توسعه اقتصادی کشور، سنگاپور میباشد که بمثابه بهشت سرمایه‌گذاران بین‌المللی، بانکها و شرکتهای چند ملیتی است.
در صورت توفیق گروههای افراطی و یا میانه‌رو در ایجاد منطقه مستقل تامیل باحتمال زیاد اشراف و متنفذین طبقه «ولالار» تامیل که در حال حاضر به گروههای تجزیه‌طلب کمک میکنند، بقدرت خواهند رسید. گفته میشود که این طبقه با قاچاقچیان سواحل شمالی جزیره که در رساندن اسلحه به چریک‌ها یاری میدهند متحد میباشند. در حال حاضر رهبران میانه‌رو تامیل و همچنین سایر گروههای افراطی تامیل سعی دارند اعتماد اقلیتهای تامیل‌زبان را نسبت بخود جلب نمایند و آنها را برای ایجاد یک کشور تامیل با خود همراه کنند. لیکن ترس از تعصبات طبقاتی هندوهای تامیل همراه عامل بازدارنده برای اقلیتهای تامیل و حتی تامیلهای هندو که از طبقات پائین اجتماعی هستند گردیده است.
آنچه از ظواهر امر برمیاید تنها راه‌حل ممکن برای پایان بخشیدن بمناقشات بین این دو قوم اکثریت، ظهور یک رهبر سیاسی قوی که عدالت اجتماعی بین مردم برقرار نماید میباشد. چنین رهبری باید بتواند با تغییر بنیادی سیاستهای دولت در وضع قوانین عادلانه برای اقلیتهای تامیل از تجزیه کشور جلوگیری نماید.
منابع خارجی
سرویس خارجی کیهان

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات