حال مثالی از دیپلماسی ایران در منطقه بعد از انقلاب میزنم تا مطلب روشن شود. سیاست دولت عراق در رابطه با دولت جمهوری اسلامی ایران از بدو تاسیس یک سیاست خصمانه و در جهت تحریک و تخریب و مخالفت بوده است. ما از خود سئوال کردیم با دولت عراق چگونه برخورد کنیم؟ و در رابطه با سیاست رژیم عراق روابطمان با سایر دولتهای عربی منطقه چه باشد؟
دیپلماسی ما را در منطقه از یک طرف اولویتها و از طرف دیگر پاسخ باین سئوالات ترسیم مینماید.
با توجه به اولویت ذکر شده در بالا، یعنی حفظ مدینه، ما اهداف حرکتهای دیپلماتیک خود را در منطقه خاورمیانه عربی به این ترتیب تعیین کردیم که باید اولا اقدامات عراق را خنثی سازیم. ثانیا باید عراق را در منطقه منزوی سازیم. یعنی سایر دولتهای عربی را از وی جدا سازیم، مانع وحدت تاکتیکی دولتهای عربی منطقه با عراق علیه خودمان بشویم. و این مستلزم آنست که ما با سایر دولتهای عربی دیپلماسی خود را تنظیم کنیم.
در این بررسیها لازم بود که ابتدا روشن کنیم که ماهیت دولتهای عربی چیست؟ خوب، واضع است، مبانی مکتبی ما آنرا روشن کرده است. پس چگونه حرکت کنیم؟ ما اوضاع منطقه را بررسی کردیم. و باین نتیجه رسیدیم که اگر ما در ایران انقلاب کردهایم و نظام عوض شده است و یک حکومت جمهوری اسلامی در ایران مستقر شده است آیا میتوانیم دیپلماسی خودمان را بر این پایه قرار دهیم که برای برقراری روابط دیپلماسی با این دولتها منتظر بشویم تا تمام رژیمهای دیگر هم عوض بشود؟ اگر قرار باشد که ما روابط دیپلماسیمان را با دولتی، مثلاً عراق، بر هم بزنیم، برای اینکه عراق با ما روش خصمانهای در پیش گرفته است و چارهای نداریم جز اینکه بجنگیم، خوب دولت کویت هم رژیمش همین است، عربستان سعودی هم همین است. پاکستان هم همین است. هند هم همین است، افغانستان هم همین است، ترکیه هم همین است، سوریه هم همین است، سوریه هم همین است، مگه سوریه بهتر از آن یکی است. اردن هم همین است. اگر بهمین ترتیب جلو برویم پس کدام دولت در دنیا میماند که براساس معیارهای اسلامی تشکیل شده باشد و هم زمان و هم جهت با ما باشد بعد بیائیم بگوئیم که خوب الحمدالله یک چنین دولت برادری هم هست و ما فقط با او رابطه خواهیم داشت؟!
ما آمدیم بر این اساس تحلیل کردیم و اولویت را هم مشخص کرده بودیم و در تحلیل دوستان و دشمنان انقلاب و تشخیص آنها باین نتیجه رسیده بودیم که عراق دشمن بالقوه ما بوده است ولی حالا دشمن بالفعل شده است. ما دشمنان دیگری هم در منطقه داریم که بعضا دشمنان بالقوه هست ولی در حال حاضر دشمنان بالفعل نیستند و دلیلی هم ندارد که ما کاری کنیم که دشمنان بالقوه خود را به دشمنان بالفعل تبدیل کنیم. علاوه بر این، عراق در جهت دشمنی با ما در صدد آن بوده و هست که تمامی منطقه را علیه ما بسیج کند و بهمین دلیل دیپلماسی ما در این جهت باید حرکت کند که عراق را در منطقه منزوی کنیم خوب چگونه منزوی کنیم؟ آمدیم و وضع عراق را در منطقه در رابطه با دولتهای دیگر عربی بررسی کردیم عراق با کشورهای عربی منطقه روابط عمیق دوستانهای ندارد. بعنوان نمونه کویت یک کشوری است که ما میتوانیم نقطه حرکتمان از آنجا باشد. چرا؟ برای اینکه درست است که کویت رابطه دوستانهای با عربستان سعودی و با عراق و با بقیه دولتهای عربی دارد، اما کویت کشوری است که هم با عراق و هم با عربستان سعودی درگیری داشته و دارد هر دوی این کشورها بر قسمتی از خاک کویت نظر دارند. در چند مورد حتی درگیری نظامی بوجود آمده است. کویت همیشه از عراق نگران بوده است. با توجه باین ملاحظات و ملاحظات دیگری ما باین نتیجه رسیدیم که کویت از آن کشورهائی است در منطقه که ما سریعتر از همه میتوانیم با او کنار بیائیم. در ابتدای انقلاب و بعد از انقلاب عراق شروع کرد بر علیه ما فحش دادن و تحریک کردن و خرابکاری در خوزستان و خوزستان را عربستان گفتن و اعراب خوزستان را «مواطنین» یا هموطنان عرب خود خواندن. آن اوائل اگر خاطرتان باشد، مطبوعات کویت هم همصدا با عراق همین حرفها را میزدند، براساس تحلیلی که ما داشتیم به کویت نزدیک شدیم. برای کویت یک حساب جدیدی باز کردیم. سفیر جدیدی که مکتبی و وارد به کارش بود به کویت فرستادیم. وزیر امور خارجه کویت هم آمد به ایران آنها با صراحت نگرانیهای خود را بیان کردند ما هم با صراحت مواضع خود را توضیح دادیم و روشن کردیم. آنها گفتند که اگر شما بخواهید شیعیان عراق را تحریک بکنید ما نگرانیم. برای اینکه ما هم شیعه داریم و میدانیم اگر امروز نوبت شیعیان عراق است فردا نوبت شیعیان ما هم میرسد. اگر شما بخواهید شیعیان عراق و کویت را تحریک بکنید در بحرین هم شیعیان هستند. در شیخنشینها هم هستند. پاکستانیها هم میآیند میگویند ما هم شیعهایم. قشر بزرگی از جامعه آنها شیعه است. در هند هم هست. در جاهای دیگر هم هست. دیدیم اگر بخواهیم روی این مطلب فشار بیاوریم که چون انقلاب ما اسلامی است و منبعث از تشیع، پس علنا میگوئیم که از شیعیان عراق پشتیبانی میکنیم این بسط پیدا میکند به تمام منطقه لذا گفتیم که چنین چیزی فعلا مطرح نیست اگر عراق دست از این تحریکاتش بردارد، الان ما کاری به عراق نداریم، ما نمیخواهیم آرامش تمام منطقه را بر هم بزنیم. فقط باید عراق دست بردارد. بجای متمرکز کردن نیروها و توجهات و امکاناتش در مرزهای ایران و علیه انقلاب اسلامی ایران، برود خود را علیه اسرائیل مجهز کند، مرز جنگ آنجاست نه در مرزهای عراق با ایران مگر آنکه عراق عامل اسرائیل باشد و در خط آمریکا و اسرائیل بخواهد عمل کند.
بهر حال ما مواضع خود را برای کویتیها روشن کردیم و به آنها اطمینان دادیم. آنها قول همهگونه همکاری را دادند. بلافاصله بعد از برگشت وزیر امور خارجه کویت، تمام مطالب تحریککننده علیه ایران در مطبوعات و رادیوی کویت قطع شد. حتی دولت کویت برای جلوگیری از قاچاق از کویت به مرزهای ایران اقداماتی را آغاز کرد. دیپلماسی ما کویت را از عراق جدا کرد. کویت که جدا شد، بحرین دنبالش آمد. در اینجا باید گفت عربستان سعودی با بحرین روابطی دارد که موجبات نگرانی بحرین را فراهم ساخته است و بحرین از برنامهها و سیاست عربستان میترسد و احساس آرامش نمیکند.
عربستان با بحرین رفتار قیم و متولی را دارد. پروژه خیلی بزرگی هست که عربستان سعودی بکمک آمریکائیها یک پل بزند و جزیره بحرین را به سرزمین عربستان وصل بکنند. در این طرح علاوه بر جنبههای نظامی و جنبههای اقتصادی و همه این حرفها جنبههای سیاسی هم هست. بحرین زیر بار این نمیرود و مقاومت میکند. برای اینکه میترسد اصلاً کل موجودیتش محو شود.
بحرین از طریق کویت آمد پیش ما. بحرینیها کویت را واسطه قرار دادند که بیایند و با ما صحبت بکنند، هم در کوبا و هم در سازمان ملل آمدند و نشستند و صحبت کردیم. بحرین نگران ادعاهای ایران بود. به آنها اطمینان دادیم که فعلاً چنین چیزی نیست. آنها مسئله سه جزیره ایرانی در خلیجفارس را مطرح کردند منتها با لحن مؤدبانه و ظریف گفتند که بعضی از کشورهای عربی نگران هستند و مایلند بدانند دولت انقلاب بعد از پیروزی راجع به این سه جزیرهای که در زمان شاه گرفته شده چه موضعی دارد. توضیح دادیم که نباید این مسئله عنوان و مطرح گردد. اگر شما آنرا مطرح کنید، هستند ایرانیانی که بحرین را مطرح خواهند نمود که باید به ایران برگردد. به این ترتیب کشمکش تازهای در منطقه شروع میشود. و بدنبال آن عراق ادعاهای خود را هم روی کویت مطرح خواهد نمود ادعاهای هر یک از شیخنشینها روی شیخنشینهای دیگر مطرح میشود. در کل منطقه یک سلسله کشمکشهائی شروع خواهد شد که این کشمکشها احتمالاً بدرگیریهای نظامی ممکن است منجر شود. این درگیریها درست در خط امپریالیسم آمریکا درمنطقه خواهد بود. چرا؟ آمریکائیها میخواهند برای حضور ناوگانها و وسائل جنگی خودشان در خلیجفارس یک توجیهی پیدا بکنند. میخواهند بهانهای بیابند تا همدستان غربی خودشان را توجیه کنند که چرا باید نیروهای نظامیشان را در خلیجفارس تقویت میکنند. تحریکات عراق و طرح مسئله حاکمیت سه جزیره ایرانی در خلیجفارس درست از اینجا سرچشمه میگیرد و این هم تنها طرح آنها نیست. طرحهای دیگری هم دارند. یک نمونه آن فعالیتهای دولت عمان است چند ماه بعد از پیروزی انقلاب ایران ناگهان مسئله امنیت تنگههرمز عنوان شد. دولت عمان خودش را متولی تنگههرمز کرد و رفت به کشورهای عربی، که بیایند برای امنیت تنگههرمز قرارداد بهبندیم. البته ما به کشورهای عربی که اصلاً پذیرفته بودند با عمان راجع به این مسئله حرف بزنند اعتراضات شدیدی کردیم. اعتراض ما این بود که اگر قرار است امنیت تنگههرمز مطرح باشد قبل از هر کس ایران که ذیربط اصلی است باید راجع به امنیت تنگههرمز نظر بدهد و عمل کند. نمونه دیگر این تلاشها وقتی بود که توسط روزنامههای داخلی و خارجی مطرح شد که ممکن است گروههای افراطی چند تا کشتی را در تنگههرمز منفجر کنند و آنرا ببندند. پس باید راههائی برای باز کردنش پیشبینی کرد. و همه اینها یعنی بهانه برای حضور هر چه بیشتر نیروهای نظامی خودشان در منطقه.ادامه دارد...