تاریخ انتشار : ۲۸ مهر ۱۳۹۰ - ۰۷:۰۳  ، 
کد خبر : ۲۲۷۰۸۱

چالش‌های آمریکا در افغانستان


ترجمه: داوود رضایی
پایانی برای جنگ افغانستان که حداقل پیروزی را دربرداشته باشد، به این بستگی دارد که توان نظامی طالبان تضعیف شود و به افغانستان کمک شود تا دولتی را بسازد که به محض خروج نیروهای آمریکایی، از هم نپاشد. جرج دابلیو بوش، جنگ را شروع کرد اما از حیث منابعی که به آن اختصاص داد، بنیه زیادی را منظور نکرد. باراک اوباما، نیروها و امکانات بسیار بیشتری را به این جنگ اختصاص داد و ایالات متحده و ناتو، پیشرفت هایی را در پاکسازی مناطق صعب العبور جنوبی از پیکارجویان و نیز تقویت نیروهای امنیتی افغانستان بدست آوردند. با این حال، افغانستان هنوز هم جای بسیار خطرناکی است. هرچند، خشونت ها در کلیت خود کاهش یافته اما ماه اوت مرگبارترین ماه برای ارتش آمریکا در این جنگ دهساله بود که بدترین مورد آن کشته شدن کماندوهای آمریکایی در جریان ساقط شدن یک هلی کوپتر رخ داد.
در حال حاضر، ما بدبین هستیم که دولت آمریکا، استراتژی جامعی داشته باشد برای کمک به تقویت دولتی در کابل که افغان ها مایل باشند به خاطر آن مبارزه کنند.
آقای اوباما، دستور داده که بین 33 تا صدهزار نیروی آمریکایی تا پایان تابستان آینده از افغانستان خارج شوند و افغانها خود مسوولیت امنیت کشورشان را تا سال 2014 برعهده گیرند. ما از این تصمیم حمایت می کنیم. بعد یک دهه جنگیدن و مرگ 1700 نظامی آمریکایی در افغانستان و 540 میلیارد دلار هزینه، زمان آن رسیده است که نیروها به خانه برگردند. اما هیچکس نباید مخاطرات موجود را دست کم بگیرد.
افغانها، عاشق بیرحمی های طالبان نیستند. آنها روزانه، شهامت فوق العاده ای به خرج می دهند که دو و نیم میلیون دختر خود را به مدرسه می فرستند. با اینحال، اگر اساسا اقبالی برای جدول زمانی اوباما برای عقب نشینی وجود داشته باشد، واشنگتن باید تلاش بسیار زیادی به خرج دهد که در افغانستان دولتی بسازد که قادر باشد حداقل خدمات و امنیت را تامین کند به نحوی که مردم نادیده گرفته نشوند و به تمامی افغانها- از جمله زنان- فرصتی واقعی برای مشارکت در زندگی سیاسی داده شود.
در شرایطی که وزارت خارجه آمریکا، امسال، نهایتا شمار نیروهای غیرنظامی در صحنه افغانستان را سه برابر کرد- در حال حاضر بیش از هزار و صد نفر- تا بر روند کمک ها و دیگر تحولات افغانستان نظارت کنند اما زمزمه هایی برای کاستن از شمار آنها وجود دارد.
زمان زیادی باقی نمانده است. در اینجا برخی از مسائل مهم تری که باید برای آنها راه حل هایی یافته شود را ذکر می کنیم:
دولت: کار کردن با رییس جمهور حامد کرزای، از هر زمان دیگری سخت تر شده است. در پی اقدام وی به تعیین یک دادگاه ویژه برای بازبینی نتایج انتخابات پارلمانی سال گذشته که با تقلب همراه بود، دولت ماههاست که فلج شده است. در این انتخابات، به قبیله پشتون که کرزای متعلق به آن است، کرسی هایی بسیار کمتر از حد انتظار رسید. اقای کرزای، زیر فشار غرب، در ماههای اخیر با سازش و مصالحه موافقت کرده است اما قدرت بلامنازع وی و سایش هایی که با واشنگتن دارد، مشکلاتی جدی به حساب می آیند.
برخی از وزارتخانه ها، همچون وزارت بهداشت، عملکرد خوب و منطقی ای دارند چرا که افراد کاردانی عهده دار مدیریت آن هستند و آمریکایی ها هم برای آنها، مشاوره فنی فراهم می آورند. اما این یک استثناء است. حقیقت این است که افغانستان، هنوز هم از نبود یک دولت، پارلمان یا سیستم بانکی کارآمد رنج می برد.
واشنگتن، این اقبال را دارد که با استفاده از تیم جدید خود در کابل یعنی ریان کروکر، سفیر، ژنرال جان آلن، فرمانده جنگ و مارک گروسمان، نماینده ویژه در افغانستان و پاکستان، از لحن تازه ای (در ارتباط با افغانها) استفاده کند. اینها افراد باسابقه و محترمی هستند که سابقه ای از تنش با حامد کرزای را آنطور که پیشینیانشان داشتند، ندارند.
به منظور هموار ساختن راه برای نسل تازه ای از سیاستمداران، و شکستن دایره رفیق بازی موجود، حامد کرزای باید در سال 2014، طبق قانون اساسی افغانستان، از قدرت کنار رود. کرزای می گوید که این کار را خواهد کرد. آمریکایی ها باید از همه اهرم ها برای حصول اطمینان از تحقق چنین امری استفاده کنند. آمریکایی ها همچنین باید به وی فشار آورند که اصلاحات سیاسی ای را صورت دهد که امکان حضور نامزدهای مورد اعتماد در انتخابات و نیز دستکاری در انتخابات 2014 را فراهم آورد.
مقامات رسمی باکفایتی در سطوح استانی و محلی وجود دارند که بسیاری شان تحت تاثیر آمریکایی ها قرار دارند و از کمک های فنی و نظامی آمریکا هم برخوردار شده اند. اما بسیاریشان در لیست اهداف طالبان هستند. باید تلاش زیادتری صورت گیرد تا این سطوح مدیریتی تقویت شوند و از جمله برای این مقامات باید امنیت بالاتری تامین شود.
مصالحه و سازش
در ماه فوریه، پس از مقاومت های زیاد، مقامات آمریکایی بطور علنی از ایده گفتگو با طالبان بر سر یک حل و فصل سیاسی، حمایت کردند. واشنگتن، چندین جلسه مقدماتی گفتگو با نمایندگان ملامحمدعمر برگزار کرد. هرچند بظاهر پیشرفت اندکی به دست آمد، اما در بیانیه ای که روز سه شنبه منتشر شد، رهبر طالبان تصدیق کرد که راه برای تماس های بیشتر باز خواهد ماند.
ما بدبین هستیم که بتوان به توافقی دست یافت اما آمریکایی ها باید در پی روزنه ها باشند. دست کم، گفتگو با رهبران طالبان، ممکن است کار را برای پیکارجویان سطوح پایین تر، آسان می کند تا تصمیم به کنارگذاشتن اسلحه بگیرند بویژه هنگامی که ببینند که ناتو دیگر آنها را هدف نمی گیرد. واشنگتن باید انتصاب یک میانجی بین المللی را مدنظر قرار دهد چرا که چنین میانجی ای احتمالا بهتر می تواند گروههای شورشی بیشتری را به پای میز گفتگو وارد کند.
حمایت اقتصادی
براساس گزارش بانک جهانی، 97درصد از تولید حدودا 28 میلیارد دلاری افغانستان از محل کمک های نظامی و عمرانی و نیز هزینه هایی که نیروهای خارجی در این کشور انجام می دهند، تامین می شود.
بخش بسیاری بزرگی از این پول، اما نه همه آن، یا دزدیده می شود یا به هدر می رود. شصت و چهار درصد از مردم افغانستان یا شماری بیش از این، اکنون نوعی دسترسی به خدمات بهداشتی دارند. این میزان در آخرین سال حاکمیت طالبان، 9 درصد بوده است. هشت میلیون کودک به مدرسه می روند حال آنکه در سال 2001، این رقم، یک ملیون بود. مرگ و میر نوزادان کاهش یافته و میانگین زندگی بزرگسالان افزایش داشته است و نیمی از خانوارهای افغانی، تلفن همراه دارند.
کاری که کمک ها نتوانسته انجام دهد، همانا ایجاد یک کشور باثبات و قابل اتکاء است. دولت افغانستان، هنوز در حال مبارزه برای توسعه این ظرفیت است که خود بتواند برنامه هایی را مدیریت کرده و تامین مالی کند. مقامات رسمی در هراس اند که اقتصاد می تواند پس از خروج نیروهای بیگانه، تا چهل درصد عقبگرد داشته باشد.
حامیان مالی بین المللی، باید ظرف سالهای آینده، همچنان افغانستان را حمایت کنند. اما هدف باید خودکفایی این کشور باشد.
فوری ترین مسئله این است که افغانستان باید 6 تا 8 میلیاردی را که سالانه برای حفظ 379 هزار پرسنل نیروهای امنیتی برنامه ریزی شده اش نیاز دارد، از کجا تامین کند. این مبلغ اکنون توسط حامیان بین المللی فراهم می شود. هزینه دیگر هم مربوط به پروژه های بیشمار دیگر و پاسخ به نیروی کار خواهان اشتغال است. چه اتفاقی در افغانستان می افتد اگر هزاران جوان مسلح بیکار بمانند؟
واشنگتن نیازمند برنامه ای برای پاسخ دادن به این چالش هاست. همچنین ضروری است که هزینه ها هوشمندانه تر شده در پروژه هایی سرمایه گذاری شود که قابل حصول و پایدار باشند و نیز به تقویت حاکمیت و خدمات آن منجر شوند. یک مورد موفق همان برنامه اتحاد ملی است که پروژه های محلی ای را تامین مالی می کند که توسط خود افغانها، ارائه و مدیریت می شود.
در درازمدت، منابع عظیم معدنی این کشور، اگر درست بهره برداری شود، می تواند مشاغل و درآمدهای قابل ملاحظه ای را ایجاد کند. یک ایده کوتاه مدت قابل بررسی این است که میلیاردها دلار درآمدی که افغانی های مقیم خارج - ایران و کشورهای خلیج فارس- به کشور باز می گردانند، در اختیار بانک های این کشور قرار گیرد تا صرف پرداخت وام شود. افغانستان قبل از هرچیز باید یک سیستم کارآمد بانکی داشته باشد. فساد و سقوط قریب الوقوع بانک کابل هشداری است به اینکه ایجاد چنین سیستمی تا چه میزان به تلاش نیاز دارد.
پاکستان
افغانستان هرگز اقبالی برای یک ثبات پایدار نخواهد داشت اگر پاکستان به پناه دادن به طالبان و دیگر گروههای تندرو و حمایت از آنان ادامه دهد. اگر گفتگوها با طالبان، زمانی به مسیر واقعی خود برسد، پاکستان اهرم هایی برای ایفای یک نقش خوب یا بد را در اختیار دارد.
بزرگترین مشکل، هم برای افغانستان و هم برای پاکستان، این است که رهبری نظامی پاکستان، هنوز هم به طالبان بعنوان بازوی خود برای تضمین نفوذ در افغانستان نگاه می کند و هرگونه تلاشی که علیه تندروها - به نفع واشنگتن- صورت می دهد، بیشتر از آن بعنوان مبارزه ای است برای بقای خود.
مناسبات میان واشنگتن و اسلام آباد از زمان عملیات قتل بن لادن، بازیابی نشده است. دولت آمریکا باید به تلاش خود برای یافتن راههایی به منظور احیای یک رابطه موثر و تغییر دیدگاه خودمخرب رهبران پاکستان ادامه دهد. قطع تمامی کمک ها به اسلام آباد، یک اشتباه جدی است اما تعلیق برخی کمک های مشخص نظامی، همانطور که دولت آمریکا به این کار اقدام کرده است، می تواند موثر باشد.
جامعه بین‌المللی
عقب نشینی نیروهای آمریکایی، نبایست به معنی دنبال کردن ایده احیای "بازی بزرگ" قرن نوزدهم باشد. پاکستان، هند، ایران و دیگر کشورها، به خاطر ثبات خودشان، می بایست موافقت کنند که حاکمیت افغانستان (و حاکمیت یکدیگر) را محترم شمارند و از دخالت و منازعه پرهیز نمایند.
ترکیه، در ماه نوامبر با برگزاری یک کنفرانس بین المللی که هدفش رسیدن به توافقی حول این خطوط است، هنر رهبری خود را تست خواهد کرد. در ماه دسامبر، یک همایش بزرگتر بین المللی در بن برگزار خواهد شد که قرار است خطوط ابتکارات اقتصادی ای را که می تواند به ثبات افغانستان کمک کند، مشخص سازد. ایده هایی که در این زمینه مطرح است، شامل سرمایه گذاری های تازه و نیز یک نگاه گسترده تر به "جاده ابریشم جدید" می باشد که موجب فرصت های شغلی تازه و درهم بافتگی اقتصادی از طریق تجارت و پروژه های بخش انرژی است.
ایالات متحده و متحدانش، باید بهترین مباحث و فنون دیپلماتیک خود را یک کاسه کنند تا این اطمینان حاصل شود که این همایش ها، به نتایج واقعی می انجامد و پیامی دلگرم کننده را ارسال کند که توسط تمامی مردم در افغانستان و پاکستان، شنیده شود. همانطور که گفتیم، زمان زیادی باقی نمانده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات