پروفسور حمید مولانا
مدتی است که اصطلاح «رسانه های اجتماعی» مد روز شده است. نخبگان سیاسی و رسانه های مسلط غرب از این واژه به عنوان عامل اصلی تظاهرات مردمی در دنیای عرب یاد می کنند. برخی نیز پا را فراتر گذاشته و انقلاب های اخیر در تونس، مصر، لیبی، بحرین و سایر نقاط دنیا از جمله خشونت و ناآرامی های اخیر در انگلیس، اسپانیا و یونان را نتیجه این تکنولوژی ها و پایگاه های مجازی می شمارند. حقیقت این است که هیچ یک از این ادعاها و سخن پراکنی ها پایه علمی، حرفه ای، و کاربردی ندارد. اینترنت و پایگاه هایی مانند «فیس بوک»، «توئیتر» و «یوتیوب» به تشکل افکار عمومی و استفاده کنندگان آن سرعت بخشیده و برخی اطلاعات فردی، سازمانی، و تبلیغاتی را بین گروه ها گسترش می دهد ولی به هیچ وجه توانائی و قدرت انقلاب و براندازی نظام ها و دولت ها را به خودی خود ندارد. این فقدان مشروعیت، زورگوئی و بیرحمی سیستم های سیاسی و اقتصادی است که باعث فروپاشی آنها می شود و وقتی این شرایط آماده بود در آن صورت رسانه ها می توانند بسیج عمومی را تقویت کرده و به رهبری و موفقیت جنبش ها کمک کنند.
و اما استفاده از واژه «رسانه های اجتماعی» برای پایگاه هائی مثل «فیس بوک» و «توئیتر» و غیره خود یک اسطوره و متمایز کردن اینگونه رسانه ها از رسانه های دیگر به عنوان «رسانه های اجتماعی»، بسیار گمراه کننده است. حقیقت این است که از جنبه علمی و حرفه ای همه رسانه ها اجتماعی هستند و ما رسانه ای نداریم که جنبه اجتماعی نداشته باشد. از مطبوعات و رادیو و تلویزیون و سینما گرفته تا اینترنت اولین کارکرد هر رسانه اجتماعی است و آن تشکل و بسیج مخاطبان، خوانندگان و شنوندگان و بینندگان و به طور کلی عامه مردم است. البته رسانه ها می توانند عملکرد و گرایش های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و غیره داشته باشند. تناقض بزرگ در گفتمان کسانی که از واژه «رسانه های اجتماعی»، برای تبیین و توجیه جنبش و انقلاب های سیاسی استفاده می کنند، بزودی آشکار می شود.
تبلیغات مربوط به پایگاه های اینترنتی به عنوان «رسانه های اجتماعی» توسط دولتمردان، رسانه ها، و شرکت های تجاری و بازرگانی غرب در سال های اخیر از سه جهت صورت گرفته است. یکی انگیزه سوداگری، بازرگانی و مالی بود. مشروعیت دادن به تکنولوژی ها و پایگاه های جدید و دیجیتالی به عنوان مرکز اصلی اطلاعات و مبادلات فردی و اجتماعی، خرید و فروش کالا، هویت سازی و به طور کلی بسیج توده ها از طریق فضای مجازی یکی از اهداف اصلی مؤسسان و بنیان گذاران این شبکه های اینترنتی بود. با مراجعه افزون مردم به این شبکه ها و پایگاه ها نه تنها میلیاردها دلار آگهی بازرگانی نصیب صاحبان این مؤسسات بازرگانی می گردد بلکه سهام آنها را به صورت سرسام آوری در بورس های جهانی بویژه وال استریت ترقی می دهد. آگهی و اطلاعات خصوصی و سازمانی منبع اصلی درآمد شبکه ها و کمپانی های بزرگ اینترنتی مانند «فیس بوک»، «گوگل»، «توئیتر» و سایت های به اصطلاح «اجتماعی» و «اطلاعاتی» است. در حقیقت کارکرد کمپانی «گوگل» جست وجوی اطلاعات نیست بلکه پخش آگهی تبلیغاتی و بازرگانی است. بیش از 96درصد درآمد 29میلیارد دلاری گوگل در سال 2010 میلادی از آگهی و خدمات تبلیغاتی بود.
کارکرد و استفاده دوم از پایگاه های اینترنتی به اصطلاح «رسانه های اجتماعی»، مدیریت و کنترل اطلاعاتی در جامعه است. با انباشتن اطلاعات شخصی و خصوصی که اغلب داوطلبانه از طرف استفاده کنندگان این شبکه ها و سایت ها در اختیار شرکت ها و دولت ها و در برخی مواقع اشخاص و سازمان های غیرمشروع قرار می گیرد. شهروندان در حقیقت حریم خصوصی خود را از دست داده و از طریق سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فردی در دریای داده ها و اطلاعاتی که خود به وجود آورده اند، آسیب پذیر می شوند. حفظ حریم خصوصی و کرامت انسانی یکی از مشکلات بزرگ عصر به اصطلاح «اطلاعاتی» و دیجیتالی است.
استفاده، انگیزه، و کارکرد سوم پایگاه های به اصطلاح «اجتماعی» امروزی کاملاً سیاسی وفرهنگی است و جذب افکار عمومی و بویژه گروه جوانان و استفاده کنندگان اینترنت از رسانه های سنتی (مانند خانواده، مسجد، بازار، محله، سازمان های کارگری، دانشجویی، صنعتی و حرفه ای) و معمولی (مانند مطبوعات، رادیو، تلویزیون، مجله و کتاب و غیره) به پایگاه های اینترنتی مانند «فیس بوک» و «توئیتر»، به عنوان مرکز اصلی اطلاعات اجتماعی است. در اینجا پایگاه های اینترنتی با مشکلات بزرگ مواجه شده اند زیرا در جوامع غیر اروپائی و آمریکائی، بویژه در کشورها و فرهنگ های اسلامی، زیرساخت های سنتی و دینی و ملی و اجتماعی منابع و مراکز اصلی مشروعیت فردی و اجتماعی و سیاسی را تشکیل می دهند.