با نامگذاری سال 86 به اتحاد ملی و انسجام اسلامی، موج تحلیلها اظهارنظرها و مصاحبهها در این خصوص به راه افتاد، اما در میان مباحث مطرح در این مورد دو نکته حائز اهمیت به چشم میخورد؛ یکی بحث نقد و دیگری تکثرگرایی و چندصدایی. شکی نیست که رصد کردن فعالیتهای حاکمیت و انتقاد از عملکرد آن توسط احزاب و انعکاس آن توسط رسانهها سبب میشود تا حاکمیت در برخی رفتارهای خود بازنگری داشته باشد. برای تاکید بر این مسئله بود که اصولگرایان هم برای آنکه از قافله عقب نمانند بحث «نقد منصفانه» را مطرح کردند. هر چند بحث انتقاد در دولت نهم شکلی کاملا دو سویه یافت. هرگاه که رسانهها دولت را نقد کردند، دولت نیز یا رسانهها و دولتهای گذشته را به نقد کشید. شاید به دلیل برخی از فرافکنیهای دولت در پذیرش انتقاد حتی از نوع منصفانهاش بود که برخی از فعالان سیاسی نگران شدند مبادا بحث اتحاد ملی هم دستمایهای قرار بگیرد برای محدود کردن انتقاد یا جهتدار کردن آن. نباید از این نکته غافل بود که توجه به عقاید مختلف در جامعه و بهرهمندی از دیدگاههای آنها در مقاطع مختلف تصمیمگیری و تصمیمسازی ضرورتی اجتنابناپذیر است. در حقیقت با پذیرش چندصدایی در جامعه است که مقوله نقد و شنیدن دیدگاهها و نقطه نظرات مختلف و سپس انتخاب بهترین راهکار میسر میشود. نکتهای که تقریبا همه فعالان اصولگرا هم آن را پذیرفته و بر آن انگشت تایید گذاشتند. حال اینکه از این پس تا چه حد شاهد محقق شدن این اظهارنظرها و تحلیلها خواهیم بود سوالی است که گذشت زمان به آن پاسخ میدهد. اگر چه نکته مهمتری که در پس تمام این تحلیلها و اظهارنظرها وجود دارد، گرایش به سمت دیدگاههای است که معقولتر و منطقیتر به نظر میرسد. ذکر جملاتی از این دست که «همه نباید یکجور فکر کنند»، «باید به همه سلایق و افکار احترام گذاشت» و «یکی از لوازم تحقق اتحاد ملی چندصدایی است» اخیرا در بیشتر مصاحبهها و گفتوگوهای اصولگرایان شاهد آن بودیم نشان از این مطلب دارد که اصولگرایان هم این بخش از دیدگاههای اصلاحطلبان یعنی «اعتقاد به چندصدایی» را پذیرفتهاند و اکنون به این نکته پی بردهاند که بهرهمندی از نخبگان کشور فارغ از گرایش سیاسی آنها به پیشرفت و توسعه همهجانبه کشور کمک میکند. هر چند هنوز برخی از گروههای اصلاحطلب که تاکنون بیشتر در معرض اتهامهای مختلف قرار گرفتهاند از این جهت نگران هستند. نگران سوءاستفاده از اتحاد ملی و بهانه قرار گرفتن این موضوع برای تحدید بیشتر گروهی که خارج از حاکمیت قرار گرفتهاند. نمونه بارز این نگرانی، بیانیه اخیر سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی است. این سازمان در بیانیه خود چنین تصریح میکند: درباره اتحاد ملی و انسجام اسلامی باید گفت که مفاهیمی از این دست میتوانند موضوع تفاسیر و دریافتهای متفاوت و گاه متضاد قرار بگیرند. این سازمان با توجه به دیدگاههای موجود در کشور دو تعریف و دو نگاه نسبت به انسجام و اتحاد مطرح میکنند:1- انسجام و اتحادی مسبوق به اجماع ملی 2- اتحاد و انسجامی مبتنی بر فرآیندی یکسویه و آمرانه.
نگرانی سازمان مجاهدین در حقیقت از دیدگاههای گروههایی است که تکصدایی را اولویت اتحاد ملی و شرط تحقق آن میپندارند. گروههایی که صریحا نام برخی از احزاب و تشکلها را ذکر کرده و رسیدن به اتحاد ملی با این گروههای سیاسی را امری ناممکن میپندارند. بنابراین همانگونه که سازمان مجاهدین هم تصریح کرده، اکنون دو قرائت از اتحاد ملی در کشور مطرح است: قرائتی که چندصدایی را لازم میداند، در مقابل قرائتی که هنوز هم بحث خودی و غیرخودی را در کشور مطرح میکنند و با تنگ و گشاد کردن دایره خودیها فاصله خود را با نخبگان گرایشهای سیاسی مختلف هر روز زیادتر میکنند. هر چند فعالان سیاسی قرائت اول را که به اصلاحطلبان هم منتسب است، قرائت صحیح از اتحاد ملی خوانده و بر این امر تاکید دارند. توجه به حقوق شهروندی و افزایش تحملپذیری نسبت به انتقادهایی که صورت میگیرد از دیگر مواردی است که با تکصدایی و قرائت محدود کننده از اتحاد ملی میسر نمیشود.
کثرت در عین وحدت
رسول منتجبنیا در بحث اتحاد ملی به موضوع جالبی اشاره میکند: «باید در بین صداهای مختلف و از دل کثرت به وحدت برسیم» رسیدن به چنین وحدت همزمانی محقق میشود که حقوق قانونی و مدنی همه شهروندان، احزاب و گروهها به رسمیت شناخته شود. همچنین به اعتقاد علی مزروعی، رسانهها میتوانند با بازتاب دادن تنوع و تکثر موجود در جامعه، زمینههای تضارب آرا و فهم متقابل را در جامعه بین افراد و نیز بین حکومت و شهروندان به وجود آورند.
مزروعی در ادامه میافزاید: در واقع با دامن زدن به بحثها و نظریههایی که در عرصه اداره کشور وجود دارد، موجبات رشد و ارتقای فکری جامعه به وجود آمده و به تدریج نوعی همگرایی را در این اندیشهها ایجاد میشود که البته شرط این امر تحقق اصل آزادی بیان و به رسمیت شناختن فعالیتهای مدنی است.
همچنین جمع شدن همه شهروندان ایرانی زیر یک چتر به نام منافع ملی و ایفای نقش مناسب احزاب و افکار مختلف در اداره کشور تعریفی است که مزروعی از اتحاد ملی دارد.
به گفت مزروعی، فارغ از اینکه چه جناحی حکومت را در دست دارد و چه جناح و نیروهایی خارج از حکومت هستند، باید فضایی وجود داشته باشد که تمام گروهها و افراد بتوانند در شرایط برابر، دیدگاهها و مواضع خود را اعلام کنند.
رسول منتجبنیا، قائم مقام حزب اعتماد ملی در گفتوگوی خود با کارگزاران میگوید: مسوولان نظام باید به مردم توجه کرده و بها بدهند و آنها را طرف مشورت خود قرار دهند؛ به خصوص مسوولان باید ارتباط با نخبگان را که عصاره فکری جامعه هستند، در اولویت قرار دهند. به عقیده حجتالاسلام منتجبنیا نخبگان افراد برگزیده و ممتاز جامعه هستند که برای آنها سرمایهگذاری عظیمی صورت گرفته است. بنابراین مسوولان نباید تنها همفکری گروههایی را بپذیرند که با آنها همفکر هستند. این فعالان سیاسی در ادامه با بیان اینکه پس از شور و مشورت خواستن، با بستهای مواجه میشویم که پر از نقطه نظرات مختلف است، میافزاید: مسوولان میتوانند با یک مکانیزم عقلایی و قانونی از میان همه این دیدگاهها بهترین را برگزینند. در این صورت زمینه وحدت به خوبی فراهم میشود.
وی میافزاید: نباید مسوولان به دور از نظر مردم و نخبگان تصمیم بگیرند، البته لازم هم نیست که همه نظرات را به رای گذاشت، بلکه باید از مردم نظرخواهی کرده و در یک مجموعه محدودتر و تخصصیتر به تصمیمگیری و بعد هم اجرا پرداخت. وی با اعتقاد به ضرورت چندصدایی میافزاید: باید تعریف صحیحی از اتحاد ملی مطرح شود، اتحاد به معنای خفقان یا خاموش کردن صداها نیست، بلکه به معنای کثرت در عین وحدت است.
باید همه صداها را شنید
حسن غفوریفرد، از فعالان سیاسی اصولگرا نیز اظهاراتی را بیان میکند که گویی موافق نظر منتجبنیاست.
وی در گفتوگوی خود با کارگزاران تاکید میکند که باید همه صداها را شنید و باید فضای سالمی وجود داشته باشد تا همه گروهها امکان بیان عقاید خود را داشته باشند و از میان این دیدگاهها بهترین را انتخاب کنند.
به گفته این نماینده مجلس، کشورهایی که دموکراسی را پذیرفتهاند و به احزاب و گروههای سیاسی اجازه دادهاند تا اظهار عقیده کنند، به مراحل بالاتری از رشد و توسعه دست یافتهاند تا کشورهایی که تکصدایی بر آنها حاکم است.
وی سپس اینگونه میافزاید: معتقدم که همه احراز و گروهها، حتی افرادی که عضو حزب و گروهی نیستند، باید نظرات خود را در یک جو سالم و البته در چارچوب قانون اساسی و حفظ موازین نظام اعلام کنند.
اتحاد ملی یک صدایی نیست
شهربانو امانی، رئیس دورههای جبهه اصلاحات هم با بیان اینکه یکی از زمینهها و بسترهای لازم برای تحقق اتحاد ملی این است که تمام جریانهای فکری نقش موثری در تصمیمگیریهای کشور داشته باشند، به کارگزاران میگوید: منظور از اتحاد ملی این نیست که همه یک حرف را بزنند و سایرین هم این سخنان را تایید کند. به عقیده امانی، به دلیل اینکه بحث منافع ملی در سال 86 از اهمیت دوچندانی برخوردار است، حتی بسیاری از گروهها و احزاب (و منتقدان) به دلیل حفظ منافع ملی حداقل نقدها را از دولت مطرح کردهاند، در حالی که دولت نهم از حمایت چندجانبهای هم برخوردار است. در حقیقت تعریف امانی از اتحاد ملی این است که چتر ملی کشور به حدی گسترده و فراگیر باشد که آحاد ملت و جریانات سیاسی همچنین اقلیتهای مذهبی و قومی مختلف را در برگیرند، به طوری که حس کنند اندیشه آنها در اداره امور کشور موثر است.
به گفته این فعال سیاسی مهیا کردن تحقق آرمانی که در بالا گفته شد وظیفه قوه مجریه است که باید عدالت رسانهای و اجرائی را برای این منظور ایجاد کند.
ضرورت اشتراک نظر بر سر مسائل ملی
سید محسن یحیوی هم با تاکید بر این نکته که سیاست نظام تغییر نکرده و از ابتدا بر چندصدایی استوار بوده است، به کارگزاران میگوید: باید در مصالح ملی و آنچه که مشترک احزاب و گروههاست اتفاق نظر وجود داشته باشد.
این عضو جامعه اسلامی مهندسین در عین حال میافزاید که گروههای مختلف در بسیاری از موارد که خط قرمز نظام نیز هست با یکدیگر اشتراک نظر داشتهاند، هر چند ممکن است برای رسیدن به این اهداف، استراتژی متفاوتی داشته باشد. به گفته این نماینده مجلس همبستگی ملی به مفهوم همبستگی در حفظ و حراست مصالح کشور است و تعدد آرا و گفتار هم خدشهای را به این اصل وارد نمیکند.
یحیوی میگوید که همین مسئله در سطح فرد نیز اتفاق میافتد، مثل یک حزب یا گروه سیاسی؛ اعضای یک حزب ممکن است در مواردی با یکدیگر اختلاف سلیقه داشته باشند، اما نسبت به کیان و انسجام حزب همگی وحدتنظر دارند و با تمام اختلافهایی که دارند چون دموکراسی حاکم است نظر اکثریت پذیرفته میشود. اعتقاد به چندصدایی مسئلهای است که همگی آن را مثبت میشمردند و از آن حمایت میکنند، اما این مسئله تا چه حد در سطح جامعه ملموس است؟
توقیف نشریات، بازداشت تجمعکنندگانی که حتی انگیزه سیاسی ندارند و برای استیفای حقوق صنفی خود تجمع کردهاند، مجوز ندادن به برخی احزاب برای در اختیار داشت روزنامه و ... آیا این موارد و موارد مشابهی از این دست مطابق چندصدایی حاکم بر کشور است؟
اتحاد ملی با شعار محقق میشود
البته اکنون زمان نبش قبر گذاشته و احیای اختلافات کهنه نیست، اما میتوان انتظار داشت که دست کم در سال اتحاد ملی از این بخوردها نداشته باشیم.
یکی از اعضای فراکسیون وفاق و کارآمدی مجلس معتقد است که حرکت در راهبرد اتحاد ملی به استفاده مطلوب از فرصتهای ملی و فراملی منجر خواهد شد. پس برای فائق آمدن بر عوارض و محدودیتهای ناشی از تحولات داخلی و خارجی باید اتحاد ملی را با برنامه و مدیریت کارآمد محقق ساخت.
به گفته رضا طلایینیک، اتحاد ملی باید فراتر از شعارگرایی به ایجاد سازوکار برای به کارگیری همه ظرفیتهای ملی و فراملی منجر شود. این نماینده مجلس همچون دیگر فعالان سیاسی معتقد است که اتحاد و انسجام در ادبیات سیاسی، اجتماعی و مدیریتی به مفهوم توجه به همه فرصتها، به رغم وجود تفاوت توجه به همه فرصتها، به رغم وجود تفاوت سلیقه، برای رسیدن به هدفی فراتر از علایق خاص است.
طلایی نیک میافزاید: اتحاد ملی و انسجام اسلامی در توان و ظرفیت یک جریان یا رکنی از ارکان نظام نمیگنجد و به عبارت دیگر ماهیت و مفهوم اتحاد ملی به منزله ایفای نقش همه ارکان درون حاکمیت و نهادهای مدنی اجتماعی است. در حقیقت حضور احزاب و نهادهای مدنی متناسب با نقش کارکردی خود مکمل حرکت دولت و حاکمیت است. حمایت دولت از جایگاه کارکردی احزاب در تحقق اتحاد ملی و پیشبرد انجام اسلامی نقشی اساسی دارد. اگرچه طلایینیک خاطرنشان میکند: اتحاد ملی با تعامل بین دولت و حامیان خود محقق نخواهد شد، بلکه اتحاد ملی فراتر از اهداف گروهی، نهادی و بخشی است و مستلزم تعامل همه جریانهای حاکمیتی و مدنی کشور با تدبیر درست اول است. در این میان هستند عدهای که همچنان بحث خط قرمز را مطرح کرده و تعدی از آن را به مثابه به مانع تراشی در راه تحقق اتحاد ملی میدانند. به طوری که محمدنبی حبیبی، دبیر کل موتلفه میگوید: در صورتی که احزاب تعریف مشخصی از خطوط قرمز و عواملی که موجب حفظ اتحاد ملی میشوند، داشته باشند ضمن آنکه سلیقههای متعددشان در نظر گرفته خواهد شد، میتوانند بیشتر از گذشته به یکدیگر نزدیک شوند. البته حبیبی میافزاید که مجموعه حاکمیت و مشخصا دولت باید پشتیبانی بیشتری نسبت به گذشته از احزاب داشته باشد، احزاب نیز صرفنظر از سلیقههای سیاسی باید تعامل و ارتباط بیشتری با دولت برقرار کنند، ضمن آنکه حق انتقاد و اعتراضشان محفوظ نگه داشته میشود.
به هر حال باید امیدوار بود که در پایان سال 86 که ارزیابی افکار عمومی از عملکرد گروههاو دولت در این زمینه صورت میگیرد و میزان آزادی بیان و اظهارنظرها را در سال 86 که به نام اتحاد ملی نام گرفته با سال یا سالیان گذشته مقایسه میکنیم، نتیجه آن مثبت باشد.