تاریخ انتشار : ۲۰ مهر ۱۳۹۰ - ۱۱:۲۳  ، 
کد خبر : ۲۲۷۱۴۴
مصاحبه با دکتر رضا صدر

در رویاروئی با «استاد»، تنها یک «مقلد» نبود


* س ـ ابتدا می‌خواستم خواهش کنم برای اطلاع خوانندگان روزنامه زمینه آشنایی خودتان را با حاج‌آقا مصطفی خمینی بیان فرمائید.
** ج ـ بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم ـ آشنائی من با مرحوم حاج‌آقا مصطفی خمینی از حوزه علمیه قم است. بطور کلی برای کسی که در حوزه علمیه قم بود بعید بنظر می‌رسید که شخصی مثل حاج‌آقا مصطفی را نشناسد. دلیل این امر یکی مساله اجتماعی بودن ایشان بود که با مردم خوب جوش میخورد، با آنها صحبت میکرد و با آنها تماس می‌گرفت، و یکی هم مساله استعداد و حافظه بسیار فوق‌العاده‌ای که ایشان در زمینه علوم اسلامی داشت، باید گفت حوزه علمیه قم بصورتی بود که دانشجویان حوزه، افرادی را که با استعداد بودند خیلی زود می‌شناختند، به این دلیل که ترکیب درسها طوری بود که شخصی که دارای استعداد بود غالباً در درسها صحبت میکرد سئوال میکرد و همچنین در مباحثه‌ها. و به این صورت شناخته می‌شد.
حاج‌آقا مصطفی هم از افرادی بود که در درسها هم بحث می‌کرد و هم در بسیاری از درسها هم شرکت کرده بود. من فکر می‌کنم که ایشان را از سال 1328 یا 1329 می‌شناختم.
* س ـ آیا بخاطر دارید که اولین‌بار در کجا با ایشان آشنا شدید و بطور کلی اولین خاطره‌ای که از دیدار با حاج‌آقا مصطفی دارید را بیان فرمائید.
** ج ـ اولین بار بخاطر دارم که در یکی از درسها با طرز برخورد با مسائل که ایشان داشت و آن «آزاداندیشی» که وقتی با استاد روبرو می‌شد تنها یک «مقلد» نبود که حرف استاد را یکسره بپذیرد. در یکی از درسها، طرز سئوال کردن ایشان بسیار مرا جلب کرد.
بخصوص آن روزهای اول که بیشتر ما در ادبیات عربی کار می‌کردیم، ایشان هم در بعضی از درسهای که مربوط به ادبیات عرب بود، شرکت میکرد و حاج‌آقا مصطفی از نظر ادبیات خیلی قوی بود، به شعر و ادبیات فارسی خیلی علاقمند بود و ما در این زمینه بسیاری از اوقات تبادل یادداشت میکردیم، مثلاً من خودم چیزهایی داشتم که ایشان میگرفت و یا ایشان چیزهایی داشتند که من میگرفتم. بعداً بخوبی یاد دارم که در درس فقه آقای حاج‌آقا مرتضی حائری که از علمای قم هستند تا درس «رسائل» ما با هم بودیم.
در آنجا هم ایشان جزء افرادی بود که خوب سئوال میکرد، خوب بحث میکرد، و بطور کلی در حوزه علمیه قم حاج‌آقا مصطفی بعنوان یکی از چند نفر شناخته شده بود که در استعداد و حافظه و تیزهوشی مشهور بودند، خصوصاً تیزهوشی. ایشان فوق‌العاده تیزهوش بود در عین حال همانطور که گفتم از نظر اجتماعی ایشان دارای یک خصلت خوش‌مشربی بود. یعنی اهل صحبت کردن با مردم، اهل با مردم جوش خوردن، وسط مدرسه بنشینند و دیگران دورش را بگیرند... به این صورت بود.
در یک دوره کوتاهی ما یک بحثی هم داشتیم با هم و خوب یادم هست که ما این مباحثه را گذاشته بودیم برای قبل از اذان صبح و در مسجد «بالاسر» آنجا بحث میکردیم. همیشه آنچیزی که در ایشان برای من جالب بود، آزاداندیشی و آن استقلال فکری و خصوصاً تیزهوشی ایشان بود. در هر مساله‌ای که ما بحث میکردیم من این را به رای‌العین میدیدم که ایشان تا چه اندازه آزاداندیش و تیزهوش بود.
* س ـ آقای دکتر صدر، تصور میکنم اکثر خوانندگان ما از سابقه درس طلبگی شما بی‌اطلاع باشند، خواهش میکنم اگر ممکنست در همین‌جا مختصری در این باب بیان فرمائید تا خواننده آسانتر بتواند با خاطراتی که شما از حاج‌آقا مصطفی طرح میکنید، تماس حاصل کند.
** ج ـ باید عرض کنم که قبلاًً در خانواده خودم و در کاشان، سپس در تهران که تحصیلات علوم قدیمه داشتم سه چهار سال پس از شروع درسها به حوزه علمیه قم منتقل شدم و در همین زمان بود که در آنجا با حاج‌آقا مصطفی آشنا شدم. بین چهار تا پنج سال در حوزه علمیه قم بودم. و آنجا دروس مقدماتی را خواندم و به «خارج» رسیدم و در آنزمان برای درس فقه خدمت آقای آیت‌الله بروجردی می‌رفتم و درس اصول در خدمت امام بودم.
دروس اسلامی در قم، زمانیکه ما بودیم، طوری بود که تنها از طریق خودجوشی افراد جلو می‌رفت. البته نمیدانم حالا به چه صورتی درآمده و حتی در این مدت دو سال بعد از انقلاب که در ایران بودم، به سبب تراکم کارها و مشکلات فرصت نکردم در این باب سئوالات تحقیقی کنم. ولی آنوقت‌ها بصورتی نبوده که افراد پس از پایان هر کلاس به کلاس بالاتر بروند.
هر درسی برای هر کسی باز بوده، ولی مسأله بصورتی بوده که هر درسی، حکم یک پله را داشته و اگر کسی پله قبلی را طی نکرده بود و درسهای قبلی را نفهیمده بود، نمیتوانست قدم روی پله دیگر بگذارد و به کلاس بالاتر وارد شود و نتیجتاًً کسی که واقعاً علاقمند به پیشرفت در علوم اسلامی بود ناچار به فهمیدن دروس هر کلاس بود. بطور کلی علوم اسلامی با مقدمات لغت عرب و صرف و نحو آغاز میشود و سپس منطق و احتمالاً فلسفه. و بعد از آن مقدمه‌ای برای فقه و اصول. البته بودند کسانی که غیر از اینها در قسمت‌های دیگر نیز وارد می‌شدند از جمله خود امام که در عرفان و فلسفه ممتاز هستند.
بنابراین من در این چهار پنج سال که در حوزه علمیه قم بودم شاید باستثنای یک مدت کوتاهی با حاج‌آقا مصطفی سر و کار داشتم.
روی هم رفته آقا مصطفی از طلبه‌های شاخص حوزه علمیه قم بود و در امتحانی که آقای بروجردی کردند و فکر می‌کنم آن امتحان بیشتر از یکبار انجام نشد، ایشان بعنوان یکی از چهار نفری شناخته شد که شاخص حوزه بودند.
* س ـ فرمودید که درس «اصول» را نزد امام خواندید آیا حاج‌آقا مصطفی هم در آن درس حضور داشتند.
** ج ـ من بخاطر ندارم که ایشان به درس پدرشان حاضر می‌شدند شاید هم می‌آمدند، ولی من هرچه به حافظه‌ام رجوع می‌کنم حتی نمیتوانم یک جلسه را بخاطر بیاورم که ایشان هم حضور داشته باشند.
* س ـ آیا شما بعد از خروج از حوزه عملیه قم نیز با ایشان ارتباط داشتید؟
** ج ـ در دوره‌ای که من در تهران بودم، باز هم رابطه با حاج‌آقا مصطفی داشتم و وقتی به قم می‌رفتم ایشان را می‌دیدم. اما بعد از آنکه به آمریکا رفتم، ارتباط ما صورت دیگری پیدا کرد. باین معنی که مسافرینی که از نجف می‌آمدند، برای ما از حاج‌آقا مصطفی خبر می‌آوردند یا از ما برای ایشان خبر می‌بردند. ولی روابط از آن قبیل که در قم بودیم نبود. چون عملاً ما در قم هر روز همدیگر را می‌دیدیم.
* س ـ قبلاً از جمله خصوصیات حاج‌آقا مصطفی به حافظه قوی و آزاداندیشی و تیزهوشی ایشان اشاره کردید در پایان می‌خواستم خواهش کنم که اگر اضافه بر این چیزی هست، بیان فرمائید؟
** ج ـ اضافه بر آنها، دقت عجیبی در مسائل داشت یعنی از روی مسائل به این سادگی نمیگذشت سعی میکرد جروبحث بشود، حرف طرف را بشنود و خودش دوباره بحث کند. اما از همه جالب‌تر برای من آن آزاداندیشی ایشان بود و اینکه خودش را در یک چارچوب پیش‌ساخته قرار نمیداد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات