سیدیاسر جبرائیلی
حدود دو هفته پیش، پس از تصمیم رئیسجمهور اوکراین برای انحلال پارلمان این کشور و به دنبال آن، مخالفت نمایندگان پارلمان و نخستوزیر با این تصمیم، «کیف» برای دومین بار در سه سال اخیر وارد بحران سیاسی شد.
در طول این دو هفته، طرفداران «ویکتور یوشچنکو» رئیسجمهور با پرچمهای نارنجی رنگ، و طرفداران «ویکتور یانوکویچ» نخستوزیر با پرچمهای آبی به خیابانها ریخته و با سر دادن شعارهایی علیه جناح مقابل، از مواضع رهبران خود دفاع کردند. این آشوبهای خیابانی همچنان ادامه دارد و قدرتهای روسیه و غرب نیز، همانگونه که بحران آبی و نارنجی سال 2004 صحنه رویارویی آنان بود، امروز نیز در صحنه حاضرند و قصد دارند به هر قیمت ممکن از منافع خود در این کشور حساس دفاع کنند.
ریشه این رویاروییها، علت تصمیم رئیس جمهور برای انحلال پارلمان و برگزاری انتخابات زود هنگام، علل ورود روسیه، آمریکا و اتحادیه اروپا به بحران کنونی؛ از جنبههای مختلف قابل بررسی است.
21 نوامبر 2004 (دوم آذرماه 1383) ویکتوریا نوکویچ مورد حمایت روسیه با کسب 58/49 درصد آرا در انتخابات ریاست جمهوی اوکراین، رقیب سرسخت خود را که از سوی محافل غربی حمایت میشد، شکست داد. اما اپوزیسیون داخلی و کشورهای غربی با اعلام وجود تخلف در انتخابات از پذیرش این نتیجه سرباز زدند. اتحادیه اروپا خواستار بررسی مجدد نتیجه انتخابات شد و واشنگتن نیز تهدید کرد که به علت وجود تخلف در انتخابات در روابط خود با «کیف» پایتخت اوکراین تجدیدنظر کرده و در صورت عدم تحقیق و بررسی انتخابات، علاوه بر قطع کمکها و حمایتهای خود از دولت اوکراین، داراییهای این کشور را نیز توقیف خواهد کرد.
از سوی دیگر، «ولادیمیر پوتین» رئیس جمهور و «گریزلف» رئیس دومای روسیه پیروزی یانوکویچ را به وی تبریک گفتند. اینجا بود که دیگر انتخابات ریاستجمهوری اوکراین به صحنه جدال غرب و روسیه تبدیل شد. اپوزیسیون داخلی با حمایتهای مالی، سیاسی و تبلیغاتی غرب، حدود 200 هزار نفر را در خیابانهای «کیف» جمع کرد. این جمعیت در حالی که پرچمهای نارنجی به دست داشتند خواهان اعلام «یوشچنکو» به عنوان برنده انتخابات شدند. طرفداران یانوکویچ نیز ساکت ننشستند و با در دست داشتن پرچمای آبی، تظاهراتی را در حمایت از کاندیدای خود برگزار کردند.
بدین ترتیب اوکراین درگیر آشوبهای خیابانی شد که هفتهها به طور انجامید.
جدال میان آبیها و نارنجیها که در حقیقت جدال روسیه با آمریکا و اتحادیه اروپا بود، تا جایی پیش رفت که مسئله تجربه اوکراین به دو بخش شرقی و غربی مطرح شد. به دنبال تشدید این فضا، ارتش اوکراین اعلام کرد که از تمامیت ارضی کشور دفاع خواهد کرد.
با ورود بحران سیاسی اوکراین به این مرحله، دومای روسیه خواستار حل و فصل ماجرا از طریق قانون اساسی شد. تا اینکه بالاخره در سوم دسامبر 2004 دادگاه عالی اوکراین به بطلان انتخابات ریاست جمهوری رای داد و در نشست هفتم دسامبر مقامات این کشور، قرار شد که انتخابات مجدداً در تاریخ 26 سپتامبر برگزار شود. اینجا بود که انتخاباتی تحت نظارت آمریکا و غرب برگزار و «ویکتور یوشچنکو» پیروز انتخابات اعلام شد.
انقلاب نارنجی
به عقیده «آرتور بورنر» جامعهشناس فرانسوی انقلابها تلاشهای موفق یا ناموفقی هستند که با هدف ایجاد تغییر در ساختار حکومت و از طریق اعمال خشونت صورت میگیرند. با در نظر گرفتن این تعریف، میتوان آنچه را که در اوکراین اتفاق افتاد، یک انقلاب نامید. اما علت اینکه این انقلاب، نام «انقلاب نارنجی» به خود گرفته، این است که «ویکتور یوشچنکو» در انتخابات ریاست جمهوری سال 2004 رنگ نارنجی را برای تبلیغات انتخاباتی خود برگزید. با شروع بحران پس از انتخابات، طرفداران یوشچنکو با در دست داشتن پرچمهای نارنجی به خیابانها ریخته و از وی حمایت کردند. رنگ نارنجی در همه جای زندگی آنها دیده میشد: روی آنتن ماشین، درختان، نردههای خیابان، اماکن مختلف تجاری و اداری و ... هنگامی که بحران به نفع یوشچنکو تمام شد، این حرکت «انقلاب نارنجی» نام گرفت.
خودکشی سیاسی
در روند انقلاب نارنجی، ایده محدودسازی قدرت سیاسی رئیسجمهور به وجود آمد. این ایده علیه «لئونید کوچما» رئیسجمهور وقت و با هدف ایجاد تحرک در تعادل نیروها به نفع «رادا» (پارلمان اوکراین) بود. عدم اطمینان به پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری، طرفداران «ویکتور یوشچنکو» را یدین سو سوق داد که قانون اساسی را طوری تغییر دهند که اوکراین از یک جمهوری ریاست جمهوری به جمهوری پارلمانی تبدیل شود.
اما از یک سو یوشچنکو به قدرت رسید، و از سوی دیگر، دو سال بعد، در انتخابات پارلمانی 26 مارس 2006، پارلمان هم از دست نارنجیها خارج شد. اوضاع سیاسی اوکراین به کنترل کامل آبیها درآمد و یانوکویچ نیز با حمایت از سوسیالیستها و کمونیستها در سوم اوت 2006 پست نخستوزیری را به دست گرفت.
دور جدید بحران
از سوم اوت،2006 به بعد، جنگ قدرت میان یوشچنکو و یانوکویچ وارد مرحله جدیدی شد.
بحران سیاسی امروز را نیز میتوان نقطه اوج رویارویی این دو سیاستمدار و حامیان بینالمللی آنها دانست.
اوکراین از لحاظ ژئوپولتیکی برای روسیه اهمیت حیاتی دارد. موقعیت ویژه آن در مسیر اتصال روسیه به اروپای غربی (به گونهای که خطوط اصلی انتقال گاز روسیه به غرب از خاک این کشور عبور میکند)، موقعیت سوقالجیشی آن در مشرف بودن به ساحل دریای سیاه، و در اختیار داشتن سواحل با ارزش شبه جزیره کریمه (که در دوران اتحاد جماهیر شوروی بخش عمده ناوگان دریایی شوروی سابق در این مطنقه مستقر بودند) باعث شده است که تحولات اوکراین بیش از هر کشور دیگری برای روسیه مهم باشد.
اواخر سال 85، با جدی شدن مسئله استقرار سامانه موشکی آمریکا در جمهوری چک و لهستان، و نیز پیوستن «کیف» به ناتو، فاز جدیدی از رویارویی غرب و روسیه و بازیگران آنها در اوکراین آغاز شد. در حالی که رئیسجمهور ویکتور یوشچنکو موافق استقرار سامانه موشکی آمریکا در خاک همسایگان اوکراین، و پیوستن «کیفن به ناتو بود، پارلمان و نخستوزیر شدیداً با هر دو مسئله مخالفت کردند. اما از یک سو اختیارات رئیسجمهور کم شده بود و از سوی دیگر، حزب یانوکویچ که 250 کرسی پارلمان را در اختیار داشت، تلاشهایی را برای جذب 50 نماینده دیگر به حزب خود و تشکیل یک ائتلاف 300 نفری آغاز کرده بود. 11نماینده نیز از بلوک «بییونی» و «اوکراین ما» به حزب اکثریت پیوسته بودند، در صورت تشکیل این ائتلاف 300 نفری رئیسجمهور یوشچنکو عملا به حاشیه میرفت؛ با رای 300 نفر از نمایندگان مجلس، دیگر قوانین مصوب «رادا» احتیاجی به امضای یوشچنکو نداشت و وتوهای او نیز کارگر نمیافتاد. بنابراین، در این صفآرایی سیاسی، غرب بازنده بود و خواستههای روسیه (یعنی عدم استقرار سامانه موشکی آمریکا در چک و لهستان و نپیوستن اوکراین به ناتو) عملی میشد.
نارنجیها و حامیان غربی آنها که نظارهگر افول قدرت خود بودند، نتوانستند تا انتخاباتی دیگر برای کسب اکثریت پارلمان صبر کنند و پروژه بازگشت به قدرت را این گونه آغاز کردند: «یولیاتیموشنکو» نخستوزیر پیشین و حامی یوشچنکو در انقلاب نارنجی که بعدها با یوشچنکو اختلاف پیدا کرده و یوشچنکو دولت او را در هشتم سپتامبر 2005 منحل کرده بود، دوباره به یوشچنکو پیوست. تیموشنکو اسفند ماه سال 85 به واشنگتن رفت و در آنجا کلماتی به زبان آورد که باب میل آمریکا بود: «ائتلاف نارنجی اوکراین برای برگزاری انتخابات زود هنگام و به منظور جلوگیری از رشد روسیه، به دولت «کیف» فشار خواهد آورد.»
تیموشنکو پس از بازگشت از آمریکا ضمن اعلام رضایت از این سفر و حمایت واشنگتن از برگزاری انتخابات زودهنگام گفت: «سعی کردم بحرانهای کنونی کشور را به درستی توضیح دهم و ریشههای آن را بررسی کنم. در این سفر موقعیت و شرایط خودم را تشریح کردم و اکنون معتقدم تنها راه حل پایان جدال در اوکراین تغییر قوانین و برگزاری زودهنگام انتخابات پارلمانی است.»
حالا تقریباً همه چیز برای شروع یک انقلاب نارجی دیگر آماده شده بود. بیشک تیموشنکو در سفر خود نگرانیهای آمریکا مبنی بر عدم موافقت اوکراین از استقرار سامانه موشکی واشنگتن در چک و لهستان را نیز برطرف کرده بود. تا این که در دوم آوریل 2007، یوشچنکو با اعلام این که پیوستن 11 نفر از نمایندگان مجلس از بلوک «بییوتی» و «اوکراین ما» به ائتلاف اکثریت غیرقانونی است، حکم انحلال پارلمان و اعلام برگزاری انتخابات زودهنگام مجلس در تاریخ 27 مه (6 خرداد) را امضاء کرد.
در اعتراض به این حکم، پارلمان بدون اعتنا به دستور رئیسجمهور به کار خود ادامه داد و یوشچنکو را به کودتای حکومتی متهم کرد. یانوکویچ نیز حکم یوشچنکو را غیرقانونی خواند. طرفداران یانوکویچ به خیابانها ریخته و خواستار استعفای یوشچنکو شدند.
اما نارنجیها با امید به این که اتفاقات سال 2004 دوباره تکرار خواهد شد و با برگزاری انتخاباتی تحت نظارت غرب، پارلمان را در اختیار خواهند گرفت، طرفداران خود را به خیابانها خواندند و با برافراشتن پرچمهای نارنجی رنگ خواستار اجرای حکم یوشچنکو شدند.
این تظاهرات و آشوبها در خیابانهای «کیف» همچنان ادامه دارد و تعداد آبیها بیشتر از نارنجیهاست. هر روز از استانهای روسنشین شرقی اتوبوسهای بیشتری به «کیف» وارد شده و افراد بیشتری را برای شرکت در اعتراضات به نفع یانوکویچ به این شهر منتقل میکنند.
هماکنون موضوع در دادگاه قانون اساسی اوکراین در حال بررسی است و به زودی رأی آن مبنی بر اجرای حکم رئیسجمهور یا لغو آن صادر خواهد شد.
از سوی دیگر، 160 نفر نمایندگان ائتلاف نارنجی 20 آوریل (31 اردیبهشت) با هدف تسریع روند انحلال پارلمان، به طور دستهجمعی استعفا دادند. استعفای این نمایندگان، در صورت تأیید نهایی، دست یوشچنکو را برای انحلال پارلمان و برگزاری انتخابات پیش از موعد در این کشور بازخواهد گذاشت، چرا که پس از حذف آنها از جمع نمایندگان، 290 نماینده در پارلمانی باقی میماند، در حالی که برای اعتبار آن حضور 300 نماینده ضروری است. بدین ترتیب ویکتور یوشچنکو دستور تازهای، البته این بار کاملا قانونی، برای انحلال پارلمانی که تعداد نمایندگان آن به حد نصاب لازم نمیرسد، خواهد داد.
احتمال این که دادگاه حکم رئیسجمهور را تأیید کند نیز بالاست. اگرچه یانوکویچ برای شرکت در انتخابات اعلام آمادگی کرده است، اما با توجه به سابقه این موضوع در حیات سیاسی اوکراین، نمیتوان با در نظر گرفتن مقبولیت بالای یانوکویچ، درباره احتمال پیروزی وی و حزبش در انتخاباتی که بیشک چون سال 2004 تحت نظارت غرب برگزار خواهد شد، اظهار نظر کرد. اما با کنار رفتن آبیها از صحنه سیاسی اوکراین و متعاقب آن پیوستن «کیف» به ناتو و استقرار سامانه موشکی آمریکا در نزدیکی مرزهای روسیه، مسکو ساکت نخواهد نشست. اوکراین هنوز خطر قطع صادرات گاز روسیه به اوکراین میگذرد و مشکلات گازی دو کشور به ظاهرا حل و فصل شده است، اما در صورتی که مسکو احساس خطر کند، بحران انرژی دوباره در اوکراین بالا خواهد گرفت. البته این تنها بعد داخلی اجرای خواستههای آمریکا در اوکراین است. در بعد بینالمللی نیز، بیشک مناقشات مسکو و واشنگتن وارد مرحله جدیدی خواهد شد.