قاسم رحمانی
در تبیین نشست ۷ خرداد در بغداد باید به یک رابطه مثلثی توجه کرد که ایران با عراق، عراق با آمریکا و آمریکا با ایران اضلاع آن است. در اینکه چه رابطهای میتواند میان اضلاع این مثلث وجود داشته باشد و ماتریس روابط آنها به چه شکل خواهد بود نکات ظریفی نهفته است که به دقت باید آن را مورد توجه قرار داد:
۱ـ جمهوری اسلامی ایران بر سر عراق و یا هر کشور دیگری معامله نمیکند این با رویه ۲۸ ساله نظام اسلامی در تضادی آشکار قرار میگیرد. ایران در یک بازی برد ـ برد که منافع حداکثری عراق را تأمین کند شرکت میکند.
عراق کشوری است که طی سالیان طولانی دچار رنج و محنت بوده و اکنون با خرابیهای ناشی از سه جنگ، یک دوره تحریم ده ساله و اشغال نظامی چهار ساله ـ تاکنون ـ به علاوه یک گذشته تحت استعمار مواجه است. بنابراین، عراق به یک بازسازی همه جانبه نیاز دارد. به تکنولوژیهای نرمافزاری و سختافزاری روز نیازمند است تا با استفاده از یک مدل پیشرفت بومی، از وضع فلاکتبار کنونی خارج شود. تجربه ۲۸ ساله جمهوری اسلامی ایران، یک منبع عظیم و همخوان برای دولت و ملت عراق، جهت پیشرفت و تعالی است. عراق که با داشتن نفت، استعداد کشاورزی، جمعیت جوان، رودخانههای پرآب و ویژگیهای مشترک بسیار با ایران، میتواند با استفاده از تجارب جمهوری اسلامی به سرعت از وضعیت بحرانی کنونی نجات یابد اما تنها شرط آغاز این تحول، ایجاد امنیت و ثبات در این کشور است که جز با خروج اشغالگران از این سرزمین، حاصل نمیشود.
عراق در حالی تنها 2 ساعت برق در پایتختش دارد که در همسایگی یکی از بهترین سد و نیروگاهسازان جهان قرار دارد. کشوری که با اتکا بر توانمندیهای داخلی نیاز خود به برق را سالها است که تأمین کرده و اکنون به صادرکننده این کالای با ارزش تبدیل شده.
عراق در بحث بهداشت و درمان و بازسازی یا تعمیر مراکز درمانی، تربیت نیروها در تخصصهای مختلف، پیشرفت کشاورزی و دامپروری، احداث یا بازسازی زیرساختهایی چون راهآهن، جاده، بزرگراه، پل، صنعت نفت و گاز با اجزای مختلفش، آب، برق، مخابرات و حمل و نقل و دیگر ضروریات خود خواهان استفاده از تجارب 28 ساله جمهوری اسلامی ایران در چارچوب منافع دو طرف است. این خواست همکاری در بحث تأمین امنیت داخلی و خارجی، عبور از بحرانهای درونی و بیرونی و تعیین خط مشی سیاسی اهمیت ویژهای برای طرف عراقی دارد.
عراق خواهان استفاده از تجارب ایران در زمینههای هنری و فرهنگی بوده و برای گسترش روابط آموزش و پرورش دو کشور و همچنین ارتباطات بین دانشگاهها اهمیت فوقالعادهای قائل است. در این میان، حضور بخش خصوصی جمهوری اسلامی در بازسازی عراق، میتواند به انتقال علم، دانش، تکنولوژی و تجربه ملت ایران به همسایه غربی کمک شایانی بکند. تجارب ناموفق جمهوری اسلامی نیز میتواند چراغ راه آینده دولت عراق در اجتناب از آزمون و خطاهای هزینهبر دولتمردان ایران باشد. حتی آزادی دیپلماتهایش را ایران از عراق میخواهد نه آمریکا، چرا که آنها در خاک عراق به اسارت درآمدهاند.
2ـ از منظری عراق حق دارد با دولتهایی که مردم آن سامان بخواهند ارتباط داشته در حالی که ممکن است منظر ملی ایران با منظر ملی عراق متفاوت باشد ایران مایل نیست دیدگاههای خود را به طرف عراقی تحمیل نماید.
ایران با بررسی مشکلات عراق به آمریکا تفهیم کرده است که ابتدا باید امنیت برقرار شود و امنیت، بخش انکارناپذیر مسئولیت اشغالگران میباشد. آمریکاییها تا زمانی در عراق هستند مسئول حوادث عراق میباشند و اگر قرار است اوضاع عراق را به تروریستها بسپرند و خود به تعقیب نقشههای درازمدت خویش سرگرم باشند به نفع مردم عراق است که فورا از این کشور خارج شوند.
ایران با نظر دولت عراق مبنی بر لزوم تهیه جدول زمانبندی خروج نظامیان آمریکایی از عراق مخالف نیست ولی پرواضح است که این بدون پذیرش مسئولیتهای امنیتی در جاهایی که در اشغال دارند قابل قبول نمیباشد.
3ـ سابقه دیپلماتیک آمریکا در مذاکره با کشورهای مختلف نشان میدهد که آنها بدنبال نوعی کلاهبرداری در عرصه دیپلماسی بودهاند. آمریکاییها، چانهزنهای بدقلقی هستند و جز به منافع استعماری خود نمیاندیشند و قاعده برد ـ برد را با هیچ کشوری قبول ندارند.
از همین رو، دیپلماتهای ایرانی باید با دریافت امتیاز، گام تعاملی را در هر بخش از مذاکرات بردارند.
این امتیازات طبعا به طور مستقیم به ملت عراق باز میگردد و بطور غیرمستقیم به جمهوری اسلامی ایران نیز باز میگردد.