تاریخ انتشار : ۰۷ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۱:۰۱  ، 
کد خبر : ۲۲۷۲۷

اعتدال یا حذف نیروهای انقلاب


محمدجواد روح

اواخر هفته پیش از چند طیف مختلف جریان حاکم این مطلب مطرح شد که طیف موسوم به «افراطیون» جریان اصلاحات، در پس پرده، بازیگردان این جناح شده‌اند و نیروهای «معتدل» این جناح هم در حال فعالیت روی پرده و از جمله تلاش برای تصاحب مجلس هشتم هستند. این موضوع هم از سوی روزنامه‌ کیهان، هم مهندس محمدرضا باهنر و هم آقای زاکانی از اعضای شورای موسوم به «معتمدین اصولگرا» مطرح شد. بحثی که البته چندان تازه نبود؛ اما اینکه از حاشیه تحلیل‌ها و بحث‌های این جناح به متن آن وارد شد، قابل تامل است و از چند منظر محل تحلیل:

نخستین زاویه تحلیلی، حول محور خرد یا «سیاسی» موضوع می‌گردد. در این زاویه، پرسش آن است که آیا تقسیم‌بندی جریان اصلاحات به دو طیف «معتدل» و «افراطی» صحیح است؟ و اگر چنین است، آیا تقسیم کاری که سخنگویان جناح حاکم از آن دم می‌زنند، عینیت دارد؟ در پاسخ به این سوال خرد، البته سوالی کلان شکل می‌گیرد و آن اینکه «اعتدال» چیست؟ معادل‌های این واژه البته در کتاب لغت‌ یافتنی است، اما پرسش مقدری که طرح شد، در فضای سیاسی نیاز به پاسخ دارد و اینجاست که هر نیروی سیاسی می‌تواند خود را نسبت به نیروهای سویه راست و چپ خود، «معتدل» بنامد و حتی زبان به نقد و نفی راهبردها و راهکارهای هر دو طیف بگشاید. از این منظر، «اعتدال» نه تعریفی برای یک جبهه یا جریان سیاسی، که واژه‌ای برای نفی نیروهای رقیب تلقی می‌شود. این بازی سیاسی با واژه «اعتدال» آنگاه ابعادی وسیع‌تر می‌یابد که طرح موضوع از سوی قدرت یا سخنگویان وابسته آن صورت گیرد. چرا که اصولا تعریف و تبیین آرایش نیروهای سیاسی نه کار حکومت که وظیفه کارشناسان و تحلیلگران و دانشگاهیان است، البته همان‌ها نیز، بنابر رویه معمول از واژه‌های تعریف شده سیاسی چون «راست و چپ»، «اصلاح‌طلب محافظه‌کار»، «بنیادگرا/ سنتی/ مدرنیست» استفاده می‌کنند و واژه‌ای چون «معتدل» چون بسیار نسبی و در عین حال، واجد سویه‌های ارزشی است» استفاده چندانی برای پژوهشگران و اهل تحقیق هم ندارد. وضع اهل تحقیق که این باشد، حال حکومتگران و سخنگویانشان معلوم است. چرا که واژه «اعتدال» در ذات خود واجد بار معنایی مثبت است و وقتی حکومت یا یک جریان سیاسی حاکم، دیگر نیروها را به این صفت بخواند، در عرف سیاسی به معنای تایید یا حمایت از آن جریان تعبیر خواهد شد؛ و نه درستی و اصالت این توصیف. به عبارت دقیق‌تر، در اینجا «اعتدال» نه در معنای واژگانی و معادل لغات مترادف خود چون «میانه‌وری» یا «دوری از افراط» (که در سطح تاکتیک و اخلاق سیاسی قابل توجیه است) که در مفهوم «نزدیکی به حکومت» و یا «تبعیت از قدرت» به کار رفته است؛ این، قلب ماهیت آشکار یک واژه است. اما حتی اگر این بحث کلان را کنار بگذاریم و به همان سطح خرد قضیه اکتفا کنیم، باز هم نمی‌توان موضع جریانی که اینک به زعم خود «اعتدالیون» جناح اصلاحات را از «بازیگردانی افراطیون» انذار می‌دهد، تایید کرد. دلیل این مساله بسیار روشن است. آنچه که سخنگویان جناح حاکم از آن به عنوان «پشت صحنه رفتن افراطیون» نام می‌برند، چیزی نیست جز نتیجه پروژه‌های سیاسی و بعضا امنیتی این جناح در جریان هشت ساله اصلاحات که با هدف منزوی ساختن و حذف سیاسی بخش مهمی از جریان اصلاحات از مصادر حکومتی طراحی و اجرا شد. اینکه در حال حاضر، جریان اپوزیسیون قانونی نظام گسترده‌تر شده و در عمل، طیف‌هایی از جبهه اصلاحات (چون حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب) در همان جایگاه و موقعیتی قرار گرفته‌اند که در دو دهه گذشته جریان ملی ـ مذهبی و حزبی چون نهضت آزادی در آن جای داشت، محصول چنین پروژه‌ای است. البته طراحان این پروژه چنان در حذف نیروها حرص و ولع دارند که به کنار گذاشتن این دو تشکیلات اصلی جریان اصلاح‌طلب قانع نیستند و چنان که در حملات گاه و بیگاه خود نشان داده‌اند، احزابی چون کارگزاران یا اعتماد ملی را هم از دایره اهداف خویش دور نگاه نمی‌دارند. مستند این مدعا آنکه مقاله «رفتارشناسی یک طیف افراطی» که به زعم خود افشای فعالیت جبهه مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب، نیروهای ملی ـ مذهبی و دیگر گروه‌های فعال در جبهه دموکراسی‌خواهی و حقوق بشر (حامیان دکتر معین در انتخابات سال 84) را هدف گرفته، در همان روزنامه‌ای منتشر می‌شود که کمتر از یک ماه قبل به مشاجره مکتوب با حزب اعتماد ملی برخاسته بود و به لحنی، حجت‌الاسلام کروبی را نواخته بود که تاکنون در مورد این رجل باسابقه جمهوری اسلامی سابقه نداشته است. این پارادوکس سیاسی و آن بی‌معنایی واژه «اعتدال» از منظر تحلیلی، هر دو البته دالی است برای یک مداول عینی و واقعی. این واقعیت خارجی، چیزی نیست جز آشفتگی و درهم ریختگی جناحی که مهارت و تدبیرش تنها در عرصه حذف و حصر بزرگان و مخالفان و دگراندیشان به کار می‌آید. دایره‌های تودرتوی حذف نیروهای انقلاب که در اذهانی متوهم ریشه‌ دارد، باغی است که هر دم از آن بری می‌رسد. تازه‌ترین میوه این باغ، «اعتدال» است که البته در سال‌های پیش هم، هرگاه تحکیم و تهدید و ارعاب، حاصلی به بار نیاورده و تفاهم و همگرایی نیروهایی که در این باغ نیستند، شدت گرفته؛ چون ابزاری زنگ‌زده به کار آمده است. البته هر بار زنگارهایش را سترده‌اند و صورتش را باز آراسته‌اند. این بار اما به کار بردن ابزار اعتدال با نوعی ناشی‌گری هم همراه بوده است. چرا که در جریان حمله پیاپی به احزاب جریان اصلاحات از طیف‌های مختلف همچون دمیدن به سر گشاد سرنا عمل شد. چرا که این بار ظاهرا آقایان فهرست حذف را معکوس گرفته بودند و در نتیجه ابتدا به حزب اعتماد ملی و حجت‌الاسلام کروبی حمله شد و سپس به دکتر معین و جریان جبهه دموکراسی‌خواهی! واقعا که استیصال چه‌ها که نمی‌کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات