وقتی امپریالیزم و کفر جهانی مصمم میشود اسلام را از میان بردارد از انجام هیچ خیانت و جنایتی فروگذار نمیکند، برایش مطرح نیست چه راهی را انتخاب کند، مهم مبارزه با اسلام هست و البته هر راهی که بنظرش مفیدتر برسد و هر شیوهای مؤثرتر باشد آنرا دنبال خواهد کرد.
دشمن تا جائی که بتواند ریشهی اصلی را قطع کند سراغ فرعیها نمیرود، مادام که بتواند اسلام و مظاهر آنرا از ملت بگیرد و انقلاب را از شخصیتهای بارز محروم کند بیشترین تلاش خود را برای انجام این امر بکار میگیرد. برای از بین بردن اسلام و مظاهر آن چه راهی بهتر از محروم کردن انقلاب از وجود روحانیون اصیل و فعال و متعهد و در میان اینها چه کسانی بهتر از یاران واقعی و بازوان امام؟! پس دشمن مصمم است روحانیت را بهر شکل ممکن از میان بردارد تا راه نفوذ خود را به این سرزمین باز کند و رگههای شرک و کفر و نفاق در آن بدواند و نقشههای خویش عملی سازد و کشور را به غرب و شرق متمایل کند.
اگر دشمن بتواند با گلولهها مطهری را از پای درآورد سادهترین راه برای کوتاه کردن دست ملت از او بکار برده است و اگر قاضی طباطبائی را به شهادت برساند به مقصود خود رسیده است و اگر مفتح هدف تیرش قرار گیرد و اگر بتواند هاشمی رفسنجانی را ترور کند چرا که نکند؟ و چرا نکند؟ پس باید مطهری را و قاضی طباطبائی را و مفتح را به شهادت رساند وگرنه آنها نخواهند گذاشت ریشههای استعمار در این مملکت نفوذ کرده جان بگیرند.
مردم شهادت این بزرگواران را سرفصل فراموشی آنان و مرگشان نمیدانند بلکه با الهام از مجاهدات فعالیتها و رهنمودهایشان و با بدوش کشیدن رسالت خون همیشه گرمشان راهشان را ادامه میدهند و لحظۀ شهادت آنها را به زمان شروع حضور همیشگی آنها در تاریخ ملتها بدل میکنند. و مگر میشود شهیدان را فراموش کرد؟ و مگر شهید کمتر از زندگان روشنگر و راهنماست؟
اگر دشمن نتواند با ترور و آتش گلوله روحانی را از میان مردم ببرد شیوههای دیگری هم هست. حربههای دیگری هم وجود دارد. راهها و شیوههایی تجربه شده و قدیمی که از دیرباز بکار گرفته شده و نتیجه هم دادهاند و اینک باید در قالبهای نوی آنها را عرضه کرد.
وقتی نمیتوان پاسخ مبارزۀ مکتبی روحانیت را با گلوله داد باید مشتی غربزده فرنگیمآب فکلیمسلک را بر آن داشت تا با قلم و زبان خویش کار گلولهها را انجام دهند و سزای فداکاریهای روحانیت را به تهمت و دشنام و یاوهگوییهایشان بپردازند. باید شیفتگان شرق و دلدادگان غرب را بر آن داشت تا بهمراهی مشتی فریبخورده سیاسی حملۀ گسترده و حسابشده علیه روحانیت را بیاغازند و بزرگترین قشر و مؤثرترین عامل وحدت و انقلاب ملت را گوشهنشین کنند تا سدهای محکم و موانع ورود دشمن بشکند و نفوذ آسان گردد.
پس هرگز نباید گذاشت دانشجویان با روحانیون و سایر اقشار ملت کنار هم گرد آیند و مسائل مملکت را حل کنند بلکه باید آنها را از روحانیون جدا و به آنها بدبین نمود. باید کسانی را بر آن داشت تا سودای قدرت و شوکت در سر بپرورانند و برای رسیدن به جاه و مقام و حاکم شدن بر همۀ مقدرات به قیمت رویاروئی با انقلاب و شکست وحدت هم که تمام شود ـ بدستیاری گروهکهای کافر و منافق اساس اسلام را و روحانیت متعهد را در هر مجلس و میدان و در هر نامه و کاغذ و با هر لحن زیبا و نازیبا مورد حمله و هجوم قرار دهند. باید دروخانی را از میان برد که روحانیت حامی بزرگ اسلام است و اسلام نباید در هیچ سرزمینی حکومت کند. هرگز! هرگز!
مفتح را نمیتوان به باد تهمت و ناسزا گرفت و این شیوه مؤثر نیست پس او را ترور میکنیم، چه، او عامل بزرگی است که وحدت روحانی و دانشجو را دنبال میکند و از تفرقۀ امت نگران است، چه، او یار امام است، چه او مدافع ارگانهای انقلابی است، چه او... چه او... و هر کس برای مکتب و وحدت کار کند و امام به او امیدوار باشد و او از ارگانهای انقلابی حمایت کند، باید یا شهید شود و یا متهم به اتهامات معمولی و منزوی و بعبارتی شهید زنده. باید زنده زنده او را به گور سپرد. اینجاست که مردم باید بیش از پیش هشیار باشند و حیله دشمن را دریابند زیرا که گلولهها و آتشها مستقیماً ماهیت دشمن را نشان میدهد ولی حرکاتی نظیر حرکات روز و حملات به روحانیت تحت پوششهای آزادیخواهی و مخالفت با شکنجه و انحصارطلبی و... هستند که چهرۀ مردمفریب دارند و ظاهر زیبا.
شهید مفتح که از ردۀ روحانیونی بود که امروز آماج تهمتها و حملات واقع شدهاند با شهادت خویش پرده از چهرۀ کریه دشمن درید و هنوز هم الهامبخش ملت است و فریاد برمیآورد که "مردم من شهیدی هستم برخاسته از روحانیت و شهیدان زندهای که امپریالیزم و یاران داخلیاش و نیز فریبخوردگان و قدرتطلبان آنان را زنده بگور میخواهند."
... و شهید مفتح پیام میدهد که اقشار وحدت خود را حفظ کنند و همه در وحدت روحانی و دانشگاهی بکوشند که او خود کوشندۀ بزرگی در این راه بود و جانبداری از همین شیوههای مکتبی و فعالیت برای حفظ وحدت او را به میدان شهادت برد.
پیام شهید را دریابیم و ارتباط شیوههای استعمار و دستیارانش در حذف روحانیون متعهد از صحنۀ مبارزۀ مکتبی سیاسی برای مردم بیان و آنها را رسوا کنیم که شهیدان پیامشان این است و ما خود را پیامگزاران آنان میدانیم.