مهدی بازرگان
بسمهتعالی
معرفة العلم دین یدان بها
(آگاهی در علم دین است و پاداش داده میشود ـ از نامه علی علیهالسلام به کمیل)
استادان هر دانشکده یا موسسه عالی آموزشی باتفاق نمایندگانی از دانشجویان و کارمندان تشکیل شورای آن دانشکده (یا موسسه عالی) را داده اقدام اولشان انتخاب رئیس دانشکده برای پیشنهاد بوزارت فرهنگ و آموزش عالی خواهد بود.
استادانی عضویت شوراها را خواهند داشت که علاوه بر غربال پاکسازی فوقالذکر حائز شرایط دیگری بلحاظ کرسی درسی، حسن سابقه و خدمات و همچنین معلومات و تخصص باشند.
5ـ از اقدامات فوری وزارت فرهنگ و آموزش عالی (که میبایستی بعد از شماره 1 آورده باشم) تشکیل یک «شورای عالی دانشگاهها» بصورت موقت و بعنوان مشاور برای کلیه اقداماتی که در این طرح بنام و بعهده وزارت فرهنگ و آموزش عالی ذکر شده است میباشد. شورای دائمی پس از تصویب قانون «استقلال و اداره دانشگاهها» و انتخاب روسای دانشگاهها تشکیل میگردد. شورای عالی دانشگاهها حق تجدیدنظر و پیشنهاد توسعه یا حذف دانشگاهها و دانشکدههای موجود را خواهد داشت.
اعضای شورای موقت که با پیشنهاد وزیر فرهنگ و آموزش عالی و تصویب هیئت وزیران و فرمان رئیسجمهور تعیین میگردند باید از افراد با صلاحیت و با سابقه که مؤمن به انقلاب و مطلع در اسلام و امور دانشگاهی و آموزش عالی باشند انتخاب میگردند و حتما ملاحظات گروهی و انحصارطلبی و سیاسی باید صادقانه کنار گذارده شود.
6ـ شورای همه دانشگاه از اجتماع روسای دانشکدهها و موسسات عالی آموزشی تابعه که بصورت کامل درآمده باشد تشکیل میشود و همچنین دو استاد از هر دانشکده که یکی نماینده منتخب شورای دانشکده و دیگری منتخب شورای دانشجویان باشند.
اولین اقدام شورای هر دانشگاه انتخاب رئیس آن دانشگاه برای پیشنهاد به وزارت فرهنگ و آموزش عالی و تصویب هیئت وزیران و فرمان رئیسجمهور خواهد بود.
7- اقدام اصلی بعدی شورای دانشگاهها تهیه و طرح «قانون استقلال و اداره دانشگاهها» خواهد بود. وزارت فرهنگ و آموزش عالی طرحهای پیشنهادی را جمعآوری و جمعبندی کرده بمنظور تهیه طرح نهائی تسلیم شورای عالی دانشگاهها که از روسای دانشگاهها یا قائممقامان منتخب شوراهای دانشگاهها تشکیل میشود مینماید و این طرح پس از تصویب هیئت وزیران بصورت لایحه قانونی تقدیم مجلس شورای اسلامی میگردد.
اقدام مهم دیگر شورای هر دانشگاه تصویب آئیننامههای تعلیماتی، تحقیقاتی، اداری مالی، انضباطی و غیره دانشکدهها میباشد که از طرف خود آنها باید پیشنهاد شده و حتیالمقدور همآهنگ باشند.
8- اقدام چهارم شورهای دانشکده و دانشگاهها تجدیدنظر و تدوین برنامههای قطعی هر دانشکده و مؤسسه عالی آموزشی با توجه به قانون اساسی و اصول انقلاب با نصب یک تابلو و تغییر نام که مثلاً اینجا دانشکده کشاورزی اسلامی است و فلان درس تاریخ ادبیات از دیدگاه اسلام است کار درست میشود یا اگر دانشجویان و استادان را وادار به ریش ژولیده گذاردن و لباس مرتب نپوشیدن کردیم (که هر دوی این کارها از طرف پیغمبر و ائمه ملامت شده و تاکید داشتهاند که سر و صورت را شانه کنیم و لباس را تا شده و پاکیزه نگاهداریم) و آنچه اکتشافات و نظریات غربیها است از برنامهها بیرون ریختیم انقلاب فرهنگی اسلامی انجام دادهایم. اسلام در چهارده قرن عمر خود بقدر کافی صدمه از «ظواهرپردازی» خورده و در دورانهای اموی و عباسی و عثمانی، معانی و مقاصد اصلی فدای صورت و تشریفات شده است. حتی اگر در برنامه دانشکدهها درس تفسیر قرآن یا اصول فقه شیعه را هم قرار دهیم باز نمیشود گفت انقلاب فرهنگی اسلامی بپایان رسیده است.
اول باید انقلاب فرهنگی اسلامی را خوب تفهیم و درست تعریف کنیم. ببینیم اسلام در زمینه فرهنگ و دانش بطور کل و آموزش و پرورش بطور خصوصی و همچنین راجع به تحقیق و ترقی و تبادلهای علمی و فکری چه گفته و از ما چه میخواهد.
آیا همانطور که رهبر عالیقدر انقلاب در اولین سخنرانی خود راجع به این مسئله تصریح کردند (و تکرار آن ضرر ندارد) که منظور تبدیل کلاسها و دروس دانشکدهها به حجرههای طلبگی و دروس دینی نیست و علوم بد و نوع اسلامی و غیر اسلامی تقسیم نمیشود باید به این راهها رفت یا خطاها و کجرویهای گذشته را که ناشی از بیشخصیتی و خودباختگی در برابر غرب و عدم شناخت اسلام بوده برداشته طرح و مواد جدیدی را که قرآن و سنت راهنمائی کردهاند وارد بسازیم؟ در هر حال از دانشگاه آنرا باید خواست و در چیزی مقصرش دانست که در وظیفه و قدرت او است.
بطور کلی انقلاب موردنظر و دگرگونی اساسی دانشگاهها از دیدهای مختلف قابل بررسی بوده آنچه باید در صدر قرار گیرد هدف داشتن تحصیلات دانشگاهی در جهت تقرب بخدا و خدمت بخلق است. یعنی از یکطرف باید برنامهها و فعالیتها سازنده و شخصیتدهنده بدانشجویان باشد و از طرف دیگر دانشگاه و محصولات آن خدمتگذار مملکت و مردم باشند نه آنکه افراد بیهدف و بیفایدهای بیرون بیایند که دنیاپرست و صرفاً در جستجوی حقوق و درآمد باشند.
نکاتی که بعقیده اینجانب لازم است در انقلاب فرهنگی اسلامی دانشگاه رعایت شود فهرستوار بشرح ذیل است:
الف) وارد کردن ایمان و عقیده یا ایدئولوژی اسلامی در برنامههای دانشگاهها و وارد کردن تربیت و تهذیب
ب) تجدیدنظر در موارد درسی و عملی و تعلیم و تمرین آنچه برای حرفههای مربوط و تخصص و تحقیقهای مورد احتیاج ضرورت دارد.
ج) تجدیدنظر در روش تعلیم و تمرین و تحقیق و تماس با مردم و با مسائل مملکت بصورت صحیح و پویا.
د) اداره دانشکدهها
هـ) انتخاب هیئتهای تعلیماتی
و) ضوابط و روابط حاکم
نکته الف تا حدودی روشن است. خصوصاً تا آنجا که جنبه نظری تفهیم و تعلیم اصول اعتقادی و احکام عمومی بر جهانبینی امتی در سطح عالی دانشگاهی را دارد ولی تربیت و تهذیب بمراتب از تعلیم و تحقیق دقیقتر بوده از قدیم گفتهاند ملا شدن چه آسان آدم شدن چه مشکل. ضمناً اصل لااکراه فی الدین قرآن و دید وسیع و تساهل اسلامی نباید فراموش شود.
نکته ب ایجاب مینماید که هم از تقلید کورکورانه و راحتطلبی احتراز شود و هم از تعصب و جاهلیت با توجه بدستور «اطلبوا اللعلم و لوبا لسین» و به آیه کریمه «یرفع الله الذین امنوا امنکم والذین و اوتو العلم درجات و الله بما تعلمون خبیر» که ایمان و علم را به موازات هم سبب ترفیع انسان دانسته و آنچه که مورد توجه خدا است عمل و خدمت میباشد.
نکته ج: نیز مسئله علمی و عملی است که باید دور از توقف و تحجر باشد.
نکته د مانند ج و ظریفتر از آن است زیرا که مربوط بمسائل روانی و اجتماعی و اداری هم میشود و باید با توجه به جو قبل از انقلاب و بعد از انقلاب اجرا گردد و وای بحال دانشگاه اگر اغراض سیاسی و تعصبهای گروهی و انحصارطلبی (از هر طرف که باشد) وارد گردد.
نکته نیز موضوع ظریف علمی و انسانی است که در صورت انحراف بهریک از دو قسمت (تعصب مکتبپرستی یا مطلقگرائی علمی و تخصصی) زیانهای جبرانناپذیر ببار خواهد آورد.
نکته و مجموعه مقررات آزادی و انضباط و روابط عمومی و اداری است که باید با توجه به هدف و حیات و تکامل دانشگاهها از روی واقعبینی دور از تحمیلهای سیاسی بررسی و تدوین و اجرا گردد.
این بودجه نظریات و نکات اجمالی که من باب همکاری در حل صحیح و فوری مسئله دانشگاهها در معرض افکار عمومی و دانشگاهیان و مسئولین دولتی و رهبری انقلاب گذارده شد. امید است با حسننیت وحدتطلبانه و روح و رویه اسلامی تلقی گردیده مفید فایده واقع شود.