محمد جعفری
طبق اطلاعات بدست آمده دولت تجاوزگر بعث عراق یکی دو سال پیش به اینطرف درصدد تدارک یک جنگ همهجانبه با ایران بوده است، حتی حدود پنج، شش ماهی قبل از شروع جنگ همهجانبه و تجاوز عراق به میهن اسلامی ما علائمی از این تجاوز آشکار بود. اطلاعات بدست آمده در آن زمان نیز این مسئله را تائید میکرد. اما بسیاری باور نمیکردند تا اینکه به ناگهان صدام حسین از طریق زمین و هوا و دریا ایران را مورد تجاوز خویش قرار داد به گمان اینکه در یک حمله برقآسا ظرف سه روز خوزستان را بتصرف خویش در خواهد آورد و از این طریق انقلاب اسلامی ایران را با شکست مواجه خواهد ساخت.
در یک چنین خواب و خیالی حدود 300 ـ 200 تن خبرنگار را از کشورهای خارجی به عراق دعوت کرده بود که پیروزی او را در جهان منعکس کنند. طبق گفته خبرنگار ایتالیائی چند روز بعد از شروع جنگ صدام حسین همه خبرنگاران را در سالنی برای شنیدن نطق پیروزی خویش جمع میکند. در حینی که وارد سالن میشود و قصد شروع سخنرانی را دارد، به ناگاه همه خواب و خیال خویش را نقش بر آب میبیند و با سرافکندگی سالن را ترک میکند. حادثه از این قرار است که خلبانان غیور و سلحشور نیروی هوائی ارتش جمهوری اسلامی ایران در همان حین بر فراز آنجا ظاهر میشوند که رعب و وحشتی در دل همه ایجاد میشود.
خبرنگاران به صدام حسین نگاه میکنند و وی که بور شده و خود را شکست یافته مییابد با شرمساری خارج میشود و از آن پس عده زیادی از خبرنگاران را اخراج میکنند و کسانی را که میمانند زیر نظر شدید قرار میدهند. ارتش جمهوری اسلامی ایران سپاه پاسداران انقلاب ژاندارمری و همه ملت ایران که نگهداری و حفظ و حراست انقلاب اسلامی و میهن اسلامی خویش را بعهده دارد، از طرح و برنامه دولت بعثی تجاوزگر آگاه میگردد. آگاه میگردد که صدام مدتها قبل خود را برای یک چنین تجاوزی آماده میکرده است.
بسیاری هم در این طرح او را یاری کرده و به او باورانده بودند: که ارتش جمهوری اسلامی ایران متلاشی شده و کارائی خود را از دست داده و نیروی هوائی آن نیز دو سال وقت لازم دارد که تحرک پیدا کند و بنابراین با یک یورش متلاشی شده و از بین خواهد رفت. البته این خواب و خیال صدام حسین بیزمینه نبود، بسیاری کوشیدند که ارتش را منحل کنند، متلاشی و یا آنرا به یک ابزاری تبدیل کنند که توانائی و کارآئی لازم را نداشته باشد.
اما با رهبری امام امت و کوشش رئیسجمهور و فرمانده کل قوا برای جایگزین کردن عقیده در ارتش بجای قدرت کور و آگاهی و هوشیاری خود نیروهای مسلح ارتش جمهوری اسلامی ایران، این افسونها کارگر نیفتاد و ارتشی که به مردم روی آورده بود همچنان وظیفه اساسی خویش را حفظ و حراست از انقلاب و میهن اسلامی ایران و ملت خویش قرار داد و با اتکاء به عقیده پیوندی استوار و محکم با مردم پیدا کرد و این یگانگی ارتش و مردم و همه نیروهای مسلح در تاریخ نظامی جهان کمنظیر است. روشن است که دیدن و لمس کردن واقعیات و مسائل با چشم و سایر حواس خویش غیر از شنیدن و خواندن آنهاست. و آن چیزی را که انسان با چشم خویش میبیند، آنها را قاصر است که بسیاری از آنها به توصیف درآورد.
من به اتفاق چند نفر دیگر که در عرض یک هفته از جبهههای دزفول، آبادان، خرمشهر و نیز کوشش و بحث و بررسی در اهواز و در بعضی از پایگاههای نظامی در شهرهای مختلف خوزستان و تبادلنظر با مردم و دستاندرکاران امور نظامی میکردیم. حماسههائی بینظیر و دلهای پر از صفا و صمیمیت و نیز قوتها و بعضی از ضعفها را دیدیم و شنیدیم در تمام جبههها مواجه با روحیههای شاد و خندان و اراده استوار پیروزی میشدیم. در یکی از جبههها وقتی در خط مقدم جبهه با دوربین، دشمن را بما نشان میدادند به ناگهان گلوله توپی فرود آمد و در کنار ما چهار نفر از سربازان رشید اسلام را زخمی کرد.
اما سربازان و درجهداران و افسران همچنان شاد و خندان بر فعالیت خویش میافزودند در آبادان صبح که ما مشغول بررسی روحیات، وضع جبههها کم و کیف آن بودیم همه با علاقه و بمانند برادری مهربان برای ما توضیحات لازم را میدادند. البته ضدانقلاب نیز فعال بود و شایعاتی خطرناک را پراکنده بود و اثراتی از آن شایعات نیز ظاهر بود که در جای خود به آنها خواهیم رسید. در همان روز بعدازظهر برای عیادت و به صحبت نشستن با محرومین از چند بیمارستان در آبادان دیدن کردیم در یکی از بیمارستانها در حین عیادت از مجروحین به چند نفر رسیدیم که در بین آنها نوجوانی را دیدیم که بشدت زخمی شده و احتمال از بین رفتن پایش نیز میرفت برای این نوجوان مثل اینکه اصلا اتفاقی نیفتاده بود با چنان روحیهای شاد و خندان و ارادهای خللناپذیر با ما روبرو شد که ما را بشدت تحت تاثیر قرار داد.
کسانی از نیروهای مسلح که بشدت زخمی شده بودند و برای عمل به بیمارستان میآمدند حتی حاضر نمیشدند که آنها را بیهوش کنند و اصرار در اینکه هرچه زودتر سرپائی عمل شود تا بتوانند به جبهه بازگردند برای ما مسلم شد که چنین عاشقانی را که با آگاهی و اراده و عقیده میجنگند نمیشود شکست داد. ملت نیز در همه جا و بهر وسیلهای که ممکن است کوشش میکند که علاقه و یگانگی خودش را نسبت به ارتش و تمام نیروهای مسلح به اثبات برساند.
چون در عرض این یک هفته دائم در جبهههای نبرد بودیم و از این جبهه به آن جبهه و از این شهر به آن شهر میرفتیم بالاجبار ملبس به لباس نظامی بودیم در بین راهها در شهرها هر جا که مردم ما را میدیدند از ما استقبال و پذیرائی میکردند. در همه جا چشمهای مردم ما را بدرقه میکرد و اینها همه حکایت از این میکرد که ملت از خدمتگزاران خویش قدردانی میکند و میخواهد بهر وسیله ممکن یگانگی خودش با آنها را بیان کند و این همه احساسات پاک و شورانگیز نیز در تاریخ نظامی جهان کمسابقه است. بعد از اینکه ما توضیح میدادیم که از دفتر ریاست جمهوری و روزنامه هستیم همه جا با ما به درددل مینشستند و مسائل خود را مطرح میکردند.
اعمالی که در همه جا، چه در جبهههای جنگ، چه در شهرها و روستاها و چه مجروحین و چه... میآفریدند حماسههای غیر قابل توصیف است. ادامه دارد...