مترجم: آرش میریخانی
او در یک آپارتمان سرد دوخوابه که با صندلیهای پلاستیکی مبله شده و سیاهی و کثیفی سرتاسرش را فرا گرفته، نشسته است و کودکش را به آرامی نوازش میکند.
از خستگی فرسوده شده و مانند مردی که بر لبه تیغ زندگیاش را ادامه میدهد، تمام وجود خسته خود را صرف لقمه نانی میکند تا شکم خود و خانوادهاش را سیر نماید.
دوران آوارگی برای دکتر «عبدالهادی» از آپارتمان مجللش در حومه بغداد آغاز شد و در اقامت در یک آپارتمان محقر و کوچک در امان پایان یافت.
او چندین بار توسط شبه نظامیان کشور خود تهدید شده بود که سرش را از بدن جدا خواهند کرد. از این رو این دکتر رادیولوژیست 50 ساله به خیل دیگر مهاجران کشورش پیوست. مهاجرتی بیثمر که گریبانگیر جمعیت زیادی از عراقیها شده است. کمتر از یک سال پیش تعداد زیادی از عراقیها، به علت قتل عامهای فرقهای و مذهبی از کشور خود گریختند و به کشورهای همسایه یعنی اردن و سوریه پناه بردند. حقیقت این است که مهاجرت از کشور جنگ زده عراق اشکال جدید و خطرناکی به خود گرفته است، به گونهای که روند مهاجرت، بیشتر قشر تحصیلکرده و نخبه را آلوده کرده است و این نوع مهاجرت، سمی مهلک برای جامعه عراق محسوب میشود.
ارقام غیر رسمی از مهاجرت بیش از 2 میلیون عراقی حکایت دارد. رقمی که 10 درصد کل جمعیت عراق را شامل میشود. این بزرگترین مهاجرت در میان عربها بعد از جنگ اسرائیل و فلسطین در سال 1948 تا 1967 میباشد. میتوان این مهاجرت غیر طبیعی و واقعاً خطرناک را در زمره مهاجرتها و بیخانمانیهای آفریقایی و شاید سرخپوستان آمریکا قرار داد.
از آنجایی که معضل فرار نخبگان عراقی به محلهای امن با شتاب بسیار زیادی ادامه دارد، این موضوع توجه بیشتر رسانههای جمعی را میطلبد که متأسفانه موج بزرگ مهاجرت و فرار، از دید این رسانهها پنهان مانده و بالطبع اکثریت مردم جهان نیز به این مهم اعتنایی نخواهند کرد.
با توجه به مهاجرت بیحد و حصر مسلمانان ساکن فلسطین، اخراج اجباری آنها از موطن خود، مسکن گزیدن مسلمان این کشور در محلههای شلوغ شهر غزه و موج جدید مهاجرت عراقیها، مشکلات پایانناپذیر خاورمیانه، اشکال جدیدی به خود گرفته و تقریباً از کنترل خارج شده است. در ابتدا از آنها پذیرایی میشود و مورد استقبال کشورهای همسایه قرار میگیرند، اما بعد از مدتی تبدیل به یک معضل و بار اضافه بر دوش کشورهای میزبان میشوند. اقتصاد زیربنایی کشورهای اطراف، متناسب با جمعیت خود کشور سامان یافته است و وجود اتباع بیگانه آن هم به تعداد زیاد در داخل خاک آن کشور، چالش جدیدی محسوب میشود. نیاز به خانه، مدرسه برای کودکان مهاجر، امکانات بهداشتی و رفاهی، از جمله ابتداییترین نیاز مهاجران در کشور را بیگانه محسوب میشود و هنگامی که مهاجران به خودی خود هیچ میلی به بازگشت به کشور خود ندارند، موضوع بسیار بغرنج و پیچیده میشود. مهاجرت بر دوش عراق سنگینی میکند و تقریباً به رقم مهاجرت فلسطینیها به سرعت نزدیک میشود؛ مهاجرتی که فلسطینیان را فقیر و اقتصاد کشور فلسطین را ترد و شکننده کرد.
پناهندگانی که جنگی خانمانسوز را پشت سر گذاشتهاند و بیشتر منابع خود را از دست دادهاند، به جز نفت که نعمتی خدادادی برای عراقیها به حساب میآید، هیچ چیز برایشان باقی نمانده. شاید یک عراقی با از دست دادن تمامی ثروت کشورش، به تنها چیزی که میتواند ببالد، نخبگان کشورش هستند که این ثروت هم آرام آرام عراق را تنها میگذارد. افرادی چون دکتر عبدالهادی که میتوانستند پایههای لرزان حکومت بعد از صدام حسین را استوار سازند. عراق تا چند سال پیش به بیمارستانهای مجهز، دانشگاهها، آزمایشگاههای علمی و حتی موزههای هنریاش میبالید.
مهندسان پرواز عراقی تحت آموزش کارشناسان فنی شرکت «بوئینگ» قرار میگرفتند و بیشتر آنها مدارک بینالمللی پرواز را کسب کرده بودند. آقای «علی شکری»، مشاور نظامی بازنشسته اردنی، میگوید: سر هر کلاس پرواز، شما میتوانستید چند نظامی عراقی را بیابید که مشغول تحصیل علوم نظامی بودند. اکنون این افراد حرفهای و خبره، شکار مناسبی برای شبه نظامیان شورشی عراقی محسوب میشوند. این امر شاید مهمترین علت مهاجرت نخبگان و فرار آنها از کشور جنگ زده عراق باشد. قبل از آغاز جنگ، تعداد پزشکان ثبت شده در سندیکای پزشکی عراقی بالغ بر 30 هزار نفر بود. این پزشکان بعدها نیز مجدداً به تحصیلات تخصصی خود ادامه دادند و به متخصصین زبدهای تبدیل شدند و در حال حاضر، 8 هزار پزشک متخصص در معرض خطر جدی در کشور عراق قرار دارند. آقای عبدالهادی که در امان مشغول به کار است، میگوید که حداقل 10 سال بطول انجامید تا نظام پزشکی در کشور عراق به نقطه شروع خود برسد و تا پیشرفت، راه بسیار طولانی در پیش است. این مشکل همچنین دانشگاههای کشور عراق را نیز شامل میشود.
دروس پیشرفته، تحقیقاتی و تخصصی، دیگر در دانشکدههای بغداد تدریس نمیشوند. بعضی از دروس، دیگر توسط استادان خبره تدریس نمیشوند و اکثر اوقات استادیاران کمتجربه، سکان علمی دانشگاهها را به دست میگیرند.
«مهندسین، دانشمندان، معلمان، کارمندان دولتی، مغازهداران و تجار، همگی رهرو راه دکتر عبدالهادی هستند. تنها چیزی که برای عراقیها به جا مانده، راهزنان مسلح و شورشیان بیرحم هستند.» این حرفها را خانم «العازمی» که به تازگی از عراق مهاجرت کرده و به اردن پناه برده، بیان کرده است. او میگوید: یک نسل طول خواهد کشید تا چیزهایی که از دست رفته دوباره به دست آید. حال هیچکس نمیپرسد که دولت عراق که خود مسبب این مشکلات است، برای برون رفت از این مشکل چه کاری انجام خواهد داد. دولت بغداد در مورد صدور روادید به شدت سختگیری میکند و گفته میشود که قرار است اردن را مجبور سازد تا بسیاری از مهاجران را که در حال حاضر در این کشور زندگی میکنند، به وطن خود بازگرداند. به گفته، مشاور رفاهی سازمان ملل در امان، کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل، اخیراً تحت فشار عراق و اردن، مذاکرات و گفتگوی خود را با مهاجران، مبنی بر پذیرش آنها به عنوان پناهندگان جنگی، آغاز کرده است. او میگوید: اقدام به اخراج مهاجران، به دولت عراق جلوهای نادرست میبخشد و این امر بازسازی عراق را تا حد زیادی غیر ممکن میسازد. بررسی آمار فرار مغزها در این دوران سخت و تأثیر آن در کوتاهمدت، کاری بس دشوار به نظر میآید. برآوردها چیزی بین 2 میلیون پناهنده قانونی در سوریه و اردن را نشان میدهد و 2 برابر این تعداد، یعنی 4 میلیون عراقی هم به طور غیر قانونی به کشورهای همسایه پناهنده شدهاند. از آنجایی که مقامات اردنی شرط دریافت کارت اقامت را دارا بودن حساب بانکی 100 هزار دلاری عنوان میکنند، تنها تعداد محدودی چنین استطاعت مالی را دارند. بسیاری از پناهندگان در آن سوی مرزها با مشکلات زیادی دست به گریبان هستند و بصورت غیر قانونی در آنجا زندگی میکنند. تعداد این مهاجران در لبنان و مصر پیوسته در حال افزایش است.
این موج فزاینده ظرف چند ماه از سقوط صدام تشدید شد؛ چرا که عراقیهای مرفه و ثروتمند با مشاهده شعارها و دست نوشتهها بر روی دیوارها، از همان شروع آشوب و شورش پناهندگی جستند. اکثر آنها به کشور اردن پناهنده شدند. این امر عمدتاً بخاطر وجود سیستم بانکی معتبر در این کشور بود و آنها میتوانستند با اطمینان، سرمایههای خود را در آن قرار دهند. بیشتر سرمایهگذاریهای آنها در خرید املاک و یا خرید اتوموبیلهای گران قیمت و تجملاتی متمرکز شد. این مهاجران پولدار، تهدید چندانی محسوب نمیشوند. آنها اغلب کار و تجارت خود را به این کشور آوردهاند و تأثیر بسزایی در تقویت اقتصادی کشور اردن داشتهاند.
بعد از افزایش تنشها در عراق و تعمیم داده شدن شورشها به جنگهای خیابانی، سیل فرار عراقیها شدت یافت. این هجوم پناهندگان، نارضایتی شدید مردم کشورهای همسایه را در بر داشته است. مثلاً در کشور سوریه، شهروندان سوری در مورد افزایش قیمتها، افزایش نگران کننده جنایات و فحشا شکایت دارند. سردبیر مجله اقتصادی «اخبار سوریه» میگوید: آنها فقط مشکلات برای ما به ارمغان آوردهاند.
کشور اردن با جمعیت تقریبی 6 میلیون نفر، بواسطه ورود مهاجران و پناهندگان عراقی، نرخ تورم 15 درصدی را تجربه میکند. در شهر امان، هزینه طبخ و سرو یک غذای ساده تهیه شده از گوجهفرنگی و پیاز که عموماً غذای طبقه فقیر جامعه را تشکیل میدهد، به دو برابر قیمت قبلی خود رسیده است. هزینه مسکن حدود 35 درصد افزایش یافته و این امر باعث شده تا جوانان اردنی، ازدواج خود را به تعویق بیندازند، چون دیگر تهیه منزل مستقل برای آنها بسیار سخت شده است. بسیاری هم در مناطق سنینشین از این نگران هستند که ورود تعداد زیادی از شیعیان عراق، ممکن است روزی باعث همانگونه خشونتهای فرقهای در اردن شود که امروز کشور همسایهشان، یعنی عراق را در بر گرفته است.
مردم اردن به طور روزافزون خواستار شذت عمل بیشتری از سوی دولت خود هستند.
آقای «عبدالحمید» که مالک یک فروشگاه در شهر «ربیعه» اردن است، میگوید: «این شهر به عنوان مهاجرپذیرترین شهر در اردن شناخته شده است و دیگر گنجایش پذیرش این همه مهاجر را ندارد. عراقیها مثل بربرها رفتار میکنند. هفته قبل همین عراقیها مقابل مغازه من به زد و خورد پرداختند و خسارتهای زیادی هم به مغازه من وارد شد.»
این مشکل باعث شده تا مردم، دولت را مسئول این نا به سامانیها بدانند. در پاسخ به این اعتراض، دولت اردن صدور مدارک ویژه جهت ورود و خروج مهاجران را متوقف کرد. پیشبینی میشود که اگر روند مهاجرت با همین سرعت ادامه یابد، باعث تجزیه و فروپاشی سریع عراق خواهد شد. عزیمت بسیاری از صاحبان حرفه و کارگران متخصص باعث محروم شدن این کشور از زیرساختهای انسانی مورد نیاز میشود و این مهم به نوبه خود تخریب فیزیکی و مادی جنگ را دو چندان میکند.
با شروع جنگ داخلی که مراحل جدید آشوب و خشونت در آن نمایان شده بود، پدیده فرار مغزها شدت یافت. این عوامل، عراق را در انتظار متخصصانی قرار داده که امید میرود در آینده به سرنوشت کشور خویش بیاندیشند. البته این مهم زمانی عملی خواهد شد که آتش خشونتهای فرقهای در این کشور جنگ زده خاموش شود. حتی در این صورت هم امیدی به بازگشت مهاجران به عراق وجود نخواهد داشت، چون آنها زندگی خود را در خارج از مرزها سامان بخشیدهاند و تکرار این کار در داخل مرزها برای دومین بار بسیار سخت و ناشدنی به نظر میرسد.
نسل جوان عراق که بیش از نیمی از آنها کمتر از 30 سال سن دارند، از سر کلاس درس و یا مراکز علمی ربوده میشوند. «جلال الساعد» یک آرشیتکت عراقی تحصیل کرده در غرب که در حال حاضر در امان زندگی میکند، میگوید: «مسأله فقط یک نسل سوخته نیست، بلکه دو نسل است. نسل قبلی و نسل بعدی و این بسیار وحشتناک است.»