تاریخ انتشار : ۰۸ اسفند ۱۳۸۶ - ۰۸:۴۴  ، 
کد خبر : ۲۲۷۴۱

نقش آمریکا و اسرائیل در صلح خاورمیانه


دکتر غلامرضا صراف ـ روشنک محمدی

شکست استراتژی برخوردهای نظامی اعراب و ناصریسم علیه اسرائیل و همچنین ناکامی، خستگی و استیصال سازمان‌های چریکی در ادامه مبارزه مسلمانان با اسرائیل نتایج تلخی را به دنبال داشت که مهم‌ترین آن تمایل رژیم‌های عرب و سازمان‌های چریکی فلسطین به سازش با اشغالگر و شناسایی اسرائیل به عنوان یک دولت قانونی و مشروع بوده است! از جمله تلاش‌هایی که از سوی اعراب و اسرائیل و یا طرح‌های ثالث برای برقراری صلح بین طرفین صورت گرفتند عبارتند از:

1 ـ قرارداد کمپ دیوید 1979: منافع آمریکا ایجاب می‌کرد که یک شریک قدرتمند و مطمئن در خاورمیانه داشته باشد و همانا آن اسرائیل بود اما از طرف دیگر آمریکا به نفت خاورمیانه نیازمند بود و همین باعث می‌شد که آمریکا بیشتر طالب استمرار صلح و آرامش در این منطقه باشد. ناکامی و ناتوانی اعراب و سازمان‌های چریکی در برخورد با نظامی که منجر به تمایل سازش با این کشور شد زمینه را برای تلاش‌های به اصطلاح صلح‌جویانه آمریکا فراهم نمودند.

اوج این تلاش‌ها کشاندن مصر پای میز مذاکره با اسرائیل و امضای قرارداد کمپ دیوید بود. در نتیجه این قرارداد، مصر اولین کشوری شد که اسرائیل را به رسمیت شناخت.

2ـ طرح فهد 1981: طرحی بود که توسط ملک فهد پیشنهاد شد به منظور ایجاد یک دولت مستقل فلسطینی که توسط اسرائیل و سوریه، لیبی و الجزایر رد شد.

3ـ طرح فاس 1982: همان طرح فهد بود با اندکی تغییر.

4ـ مذاکرات و قراردادهای صلح در دهه 90 که عبارت بودند از کنفرانس صلح مادرید، قرارداد اسلو، قرارداد شرم‌الشیخ، مذاکرات کمپ دیوید.

کارشناسان مسائل خاورمیانه شکل‌گیری دور جدید مذاکرات صلح اعراب و اسرائیل را در دو بعد  اساسی بررسی می‌کنند یعنی در بعد بین‌المللی و منطقه‌ای؛ آنها معتقدند بعد از جنگ سرد آمریکا به عنوان قدرت بلامنازع جهان حل مسائل خاورمیانه و تشکیل خاورمیانه بزرگ را در صدر اولویت‌بندی‌های خود قرار داد. مهم‌ترین مساله خاورمیانه پایان دادن به خصومت طولانی بین اعراب و اسرائیل بود. در همین راستا آمریکا سران اعراب و اسرائیل را دعوت به مذاکره به منظور پایان دادن به خصومت نمود. شیمون پرز نخست‌وزیر سابق اسرائیل، تهدیدات عمده برای اسرائیل را ناشی از ترکیبی از سلاح‌های هسته‌ای و اسلام افراطی بیان کرده بود.

اولین دوره مذاکرات برای صلح در سال 1991 در مادرید پایتخت اسپانیا آغاز شد. این مذاکرات پس از 11 دوره به نتیجه قطعی و روشنی‌ نرسید و عملا به بن‌بست رسید. اما شکسته شدن مذاکره با اسرائیل و شناسایی آن به عنوان یک دولت قانونی و مشروع به هر حال برای اسرائیل یک پیروزی و موفقیت بزرگی محسوب گردید. همزمان با این مذاکرات، گفت‌و‌گوهای دوجانبه طرف‌های اصلی یعنی ساف و اسرائیل به طور مخفیانه در اسلو در جریان بود. این مذاکره که منجر به عقد قرارداد بین ساف (با ریاست یاسر عرفات) و اسرائیل شد به قرارداد اسلو معروف می‌باشد.

طی یک یادداشت رسمی مورخه 17 ژانویه 1997، مربوط به مسوولیت متقابل اسرائیلی‌ها، فلسطینی‌ها در اجرای موثر تعهداتشان و همچنین دیگر توافقنامه‌هایی که به موارد تغییر مکان یگان‌های نظامی و امور امنیتی مربوط می‌شود. البته در این میان دو طرف بر سر این مساله توافق کردند که در جریان همکاری امنیتی میان خود بر روحیه شراکت تاکید داشته باشند.

روز 23 اکتبر 1998 این توافقنامه در شهر واشنگتن دی‌سی به امضا رسید. این قرارداد به قرارداد وای‌ریور معروف است البته ناتانیاهو پس از 2 ماه، به بهانه اینکه فلسطینی‌ها به تعهدات امنیتی خود عمل نکرده‌اند قرارداد را زیرپا گذاشت.

در واکنش به حملات پی‌در‌پی مبارزات فلسطینی به اهدافی در داخل خاک اسرائیل، کنفرانسی یک روزه در شرم‌الشیخ مصر برگزار شد. تنها 27 کشور به این کنفرانس پاسخ دادند و نماینده فرستادند. در اجلاس مذکور، این مفهوم مورد تایید قرار گرفت که تروریسم عبارت است از مقاومت در برابر اشغالگری اسرائیل. مهم‌ترین دستاورد این اجلاس پیمان مبارزه با تروریسم بود که میان آمریکا و اسرائیل به امضا رسید. در این اجلاس سه هدف از سوی آمریکا دنبال می‌شد:

1ـ تحت فشار قرار دادن سوریه برای صلح با اسرائیل.

2ـ مطرح کردن جریانات بنیادگرایی اسلامی به عنوان خطر اصلی برای کشورهای عربی و خاورمیانه.

3ـ برقراری روابط رسمی اقتصادی بین‌ اسرائیل و کشورهای عربی به ویژه شیخ‌نشین‌های خلیج‌فارس.

در این میان آمریکا و اسرائیل به یکی از اهداف اصلی خود که برقراری رابطه اقتصادی اسرائیل با کشورهای عرب خاورمیانه بود دست یافتند.

در این میان از طرف آمریکا طرحی تحت عنوان نقشه راه (map Road ) مطرح شد که هدف اصلی آن از سرگیری فرآیند صلح اعراب و اسرائیل می‌باشد. براساس این طرح ایالات متحده نقش محوری در نظارت بر اجرای روند صلح را به عهده خواهد داشت و دیپلمات‌های روس، سازمان ملل و کشورهای اروپایی براساس سند تهیه شده آمریکا نقش فرعی را برعهده خواهند داشت. نقشه راه پس از اوج‌گیری انتفاضه توسط واشنگتن مطرح شد. این طرح در سه فاز A،B و C مطرح شد.

فاز A ـ مرحله انتقالی / انتخابات است، یعنی تشکیل حکومت فلسطینی و انتخاب نخست‌وزیر. فلسطینی‌ها با انتشار بیانیه‌ای حق زیستن در صلح و امنیت را برای اسرائیلی‌ها به رسمیت می‌شناسند. اسرائیل تمام اقدامات ضدفلسطینی اعم از صدمه به جان و مال و... آنها را متوقف می‌کند و به کار ساخت شهرک پایان می‌دهد.

فاز B ـ کمیته چهارجانبه بعد از اعلام نتایج انتخابات فلسطین با توافق دو طرف یک کنفرانس بین‌المللی به منظور احیای اقتصاد فلسطین و تاسیس یک دولت فلسطینی درون مرزهای موقتی برگزار می‌کند.

فاز C ـ مذاکرات فلسطین و اسرائیل باید منجر به یک توافق نهایی در مورد مساله اورشلیم، آوارگان و حمایت از حل و فصل مسائل موجود میان اسرائیل، لبنان و سوریه شود.

آمریکا در آن زمان به نوعی بیشتر خواهان به تعویق افتادن اجرای این طرح بود و دلایل اصلی آن از این قرار بودند:

1ـ تندروهای دولت بوش که معتقدند بحران اعراب و اسرائیل جز از راه نظامی قابل حل نیست.

2ـ نخبگان سیاسی آمریکا این اندیشه را رواج دادند که حداقل تا 2 دهه دیگر مناقشه اعراب ـ اسرائیل حل نمی‌شود.

3ـ تصمیم‌گیری دولت آمریکا در مورد طرح‌های مربوط به مناقشه اعراب ـ اسرائیل تا حد زیادی تحت نفوذ لابی‌های یهودی و اسرائیلی است.

4ـ در صورت موفقیت این طرح نقش روسیه، سازمان ملل و اتحادیه اروپا در خاورمیانه افزایش خواهد یافت، آمریکا و اسرائیل این وضع را موافق منافع خود نمی‌دانند.

5ـ اسرائیلی‌ها درصددند با حمله به سرزمین‌های اشغالی زمینه بروز انتفاضه سوم را تضعیف کنند اما برعکس اروپایی‌ها خواهان تسریع اجرای نقشه راه هستند.

بعد از فوت یاسر عرفات روند صلح متحول شده است. شارون در دسامبر 2003 برنامه نقشه راه صلح خاورمیانه را متوقف کرده و برنامه عملکرد یکجانبه را مطرح کرد. با گذشت یک سال از این نشست، روابط فلسطین و اسرائیل در پایان سال گرایش به کاهش تنش‌ها داشته است. اسرائیل اعلام کرد با اتخاذ تدابیری، برگزاری انتخابات فلسطین در فضای آزاد را تضمین خواهد کرد. در میان فلسطینی‌ها هم رهبران میانه‌رو خواهان ثبات سیاسی داخل فلسطین و آرامش هستند، منجمله برای انتخابات آینده. در انتخابات سال 2006 حماس موفق به کسب قدرت شد. در این انتخابات تمام طرف‌های سیاسی فلسطین از جمله آمریکا، سازمان ملل، اتحادیه اروپا و روسیه به نوعی خواهان دست برداشتن حماس از مبارزه مسلحانه شدند. از نظر ایالات متحده که نقش سرپرست اصلی روند صلح را دارد، سازش سیاسی در منطقه، به روشی که خود دیکته می‌‌کند، یک اقدام حیاتی و مهم تلقی شده و با دقت در ساختار منطقه‌ای در حال شکل‌گیری خاورمیانه جدید است.

نتیجه‌گیری

نوع عملکرد اسرائیل و قراردادهای منعقده نشان می‌‌دهد که رژیم صهیونیستی به هیچ عنوان به دنبال صلح نیست، با آنکه طی قرارداد اسلو 1993 تشکیل دولت مستقل فلسطینی در مناطق عقب‌نشینی شده از سوی اسرائیل به اتفاق طرفین رسید، اما سال 1994 با امضای قرارداد قاهره که به نوعی پروتکل اجرایی قرارداد اسلو بود به جای عقب‌‌نشینی نیروهای اسرائیلی از برخی مناطق، استقرار این نیرو در آن مناطق، حالت قانونی یافت.

در اکتبر 1998 عرفات، نتانیاهو و کلینتون قرارداد وای‌ریور را امضا کردند که همانطور که شرح آن رفت 2 ماه بعد از امضای آن نتانیاهو به بهانه اینکه فلسطینی‌ها به تعهدات امنیتی خود عمل نکرده‌اند قرارداد را زیر پا گذاشت و قراردادهای بعد هم گویای این مورد بود که اسرائیلی‌ها تمایلی به ایجاد دولت مستقل فلسطینی ندارند و با وقت‌کشی درصدد تنگ کردن عرصه بر فلسطینی‌ها و به استحاله کشاندن روند مذاکرات صلح هستند.

آمریکا هم از ابتدای مذاکرات صلح، اثبات کرده که به هیچ‌عنوان بی‌طرف نیست و بارها از اسرائیل به راه‌های گوناگون دفاع کرده است (از جمله وتو کردن قطعنامه شورای امنیت). آمریکا نیازمند یک قدرت نظامی و متخاصم وابسته است، چون حفظ این رژیم برای آمریکا منافع کلان و استراتژیکی دارد. از جمله می‌توان به منافع حاصل از فروش تسلیحات و مسابقه تسلیحاتی اشاره کرد. منافع دیگر در منطقه خاورمیانه عبارتند از: تسلط بر ارتش منطقه و تداوم جریان سالم و ارزان نفت، حفظ دولت‌های دوست و همپیمان منطقه‌ای، تقویت جایگاه منطقه‌ای اسرائیل، فروپاشی دولت‌های مخالف و به وجود آوردن یک نظام جدید منطقه‌ای که خود و اسرائیل در راس آن قرار داشته باشند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات