جنگ سایبری پدیدهای غیرقابل انکار است که در حوزهی امنیت ملی هر کشور، تعریف میشود. ارتش سایبری هیچ ارتباطی با مرکزجرایم سازمان یافته ندارد. در این حوزه ایران نیز مانند دیگر حوزهها مورد هجمه بوده و ارتش سایبری در راستای دفاع و نه حمله، شکل گرفته است. نبرد 8 ماههی سایبری در ایام فتنه خود گویای این مدعا است.
امروز عرصهی سایبری پنجمین عرصهی نبرد، پس از زمین، دریا، هوا و فضاست. واژهی «جنگ سایبری» محصول ورود عرصهی سایبر به عرصههای نبرد است. در نبرد سایبری اساساً نوع نبرد محتوایی نیست. رویکرد، رویکرد از دسترس خارج کردن سرویسها و از کار انداختن ارایه دهندگان خدمات اینترنت و زیر ساختهاست. در جریان فتنهی 88 هم شما شاهد بودید اقدامهای بسیاری جهت جلوگیری از ارایهی سرویس توسط سایتهای گفتمان انقلاب صورت گرفت. سایتهای «فارس، لیدر، سپاه، رجا، بسیج، گرداب، صداوسیما و ...» همگی تحت حملهی (DDOS) قرار گرفتند و از مأموریت خود - اطلاع رسانی- بازماندند. این نوعی نبرد است. این نوع نبرد طبیعتاً لوازم خود را دارد؛ نیروی انسانی، سخت افزار، نرم افزار و جنگ افزاری متمایز از دیگر جنگها.
این جنگ از ابعاد گوناگونی قابل بررسی است که به برخی از آنها اشاره میشود:
با توجه به ورود فضای سایبر به تمامی عرصههای زندگی افراد از موضوعات علمی گرفته تا کار، سرگرمی، اقتصاد، آموزش و ارتباطات، در صورتی که مهاجم بتواند سرویسهای اینترنتی را از کار بیاندازد میتواند نارضایتی عمومی ایجاد کند که زمینه ساز براندازی نرم است و یا در کار عمومی و روزمرهی مردم جامعهی هدف، اختلال ایجاد کند. افزون بر این چون بسیاری از ارتباطات میان یا درون سازمانی هم اکنون بر بستر اینترنت شکل گرفته است، از کار انداختن سرویس اینترنت خود میتواند زمینه ساز آشوب و ناآرامی در کشورها گردد. هماکنون انجمنهای هکری بسیاری در دنیا مشغول فعالیت هستند که در این رده دستهبندی میشوند. به عنوان مثال انجمن هکری «انانیمس» که در آمریکا فعال است در برهههای زمانی مختلف اقدام به حمله و هک سایتها با بهانههای مختلف میکند، همچنین از سراسر دنیا نیز هکرهایی به عضویت این گروه در آمدهاند. هک سایتهای لیدر، صداوسیما، فارس، گرداب و ... در دستور کار همیشگی این انجمن قرار دارد.
سال گذشته در این حوزه «فرماندهی سایبری ارتش آمریکا» با مأموریت مشخص حمله و دفاع در عرصهی سایبری راه اندازی شد. یک ژنرال 4 ستاره (ارتشبد) به نام «کیت الکساندر» نیز به عنوان فرماندهی این نیرو منصوب گردید. قوانین جدیدی هم در حوزهی حملات و دفاع سایبری در سطح جهان در حال مصوب شدن است تا حملات سایبری در سلک حملات با سلاحهای کشتار جمعی و هستهای قرار گیرد. ضروری است اشاره شود تأسیس این فرماندهی با هدف حقیقی انجام تروریسم سایبری سازمان یافته در سطح جهان است. چرا که این آمریکاست که همواره برای تأمین منافع خود در سراسر جهان به جنگ افروزی میپردازد تا از این راه توجیهی برای غارتگریهای خود بتراشد.
مرکز بررسی ضمن اعلام حمایت از تمامی گروههای مدافع ارزشهای انسانی- اسلامی در حوزهی سایبر، توجه کاربران را به این نکته جلب مینماید که در حوزهی سایبری، ایران مانند دیگر حوزهها مورد هجمه بوده و ارتش سایبری با تعریف مردمی آن، در راستای دفاع و نه حمله، شکل گرفته است. نبرد 8 ماههی سایبری در ایام فتنه خود گویای این هجمه و دفاع جانانه است. اهداف اجرا شده از سوی مرکز بررسی نیز نشان میدهد فریب خوردگانی به هدایت و پشتیبانی شیطان بزرگ، به انجام امور تروریستی در بستر سایبر همت گماردهاند و از این خیل تنها راهاندازی سایتهای آموزش بمبسازی، هدایت تروریستها در بستر فضای سایبر و ... مشتی نمونهی خروار هستند.
کوتاه سخن اینکه پدیدهی جنگ سایبری غیرقابل انکار و لزوم ارتش آن نیز بسیار روشن است و در حوزهی امنیت ملی هر کشور، تعریف میشود. البته مرکز بررسی کاملاً مخالف نگاه استفادهی جنگی از عرصهی سایبری است. اما آنچه امروز در خصوص میهن سرفرازمان مطرح است یک اختلاط معناست. تقریباً واژهی ارتش سایبری پس از مقابلهی مرکز بررسی جرایم سازمان یافتهی سایبری سپاه با شبکههای سازمان یافته و مورد پشتیبانی غرب تحت عنوان پروژهی «گرداب» مورد استفاده قرار گرفت. مؤسسهی «دیفنس تک»[1] ا از مؤسسه های های نظامی و امنیتی ایالات متحدهی آمریکا، اقدام به انتشار مقالهای با عنوان «ارزیابی ارتش سایبری ایران» نمود. در این مقاله ارتش سایبری ایران زیر مجموعهای از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی معرفی شده است. این مؤسسه با توجه به آمار دریافتی از سازمان اطلاعات آمریکا (CIA)، ایران را جزو پنج کشور دارای قویترین نیروی سایبری معرفی کرده و تعداد نیروهای سایبری سپاه را 2400 نفر به اضافهی 12000 نفر نیروی ذخیره و بودجهی این مجموعه از سپاه را 76 میلیون دلار برآورد کرده است! به تازگی نیز روزنامهی «تریبون» چاپ فرانسه، ارتش سایبری ایران را 250 هزار نفر تخمین زده است.
قصد بنده رد یا تأیید این گزارش نیست که تا امروز نیز غربیها به جهل خود نسبت به قدرت ایران اسلامی وفادار بوده و از نیروی ایمان و امداد غیبی الهی که در تمامی زمینهها یار و پشتیبان سربازان نظام است، غافلاند. بنابراین از همان زمان هر نوع فعالیتی، توسط خیل عظیم، خودجوش و متخصص کاربران ایرانی اینترنت به نام ارتش سایبری ثبت شد و مرکز بررسی جرایم سازمان یافته نیز نماد این حرکت است. ارتش سایبری همانگونه که تعریف شد نمایانندهی توانمندی عمومی و سازماندهی شده هر کشور برضد اقدامهای تهاجمی دیگر کشورهاست و تمامی ظرفیت هر کشور در این حوزه ارتش سایبری نامیده میشود. البته این تعریف فارغ از تعریف آمریکا از ارتش سایبری است. این نام پر طمطراق بسیاری از گروههای کوچک چند نفره را ترغیب کرد از همین نام استفاده کنند؛ مانند: «ارتش سایبری ایران»، «ارتش آفتاب» و ... که گاهی این ارتشها یک نفره بودند، مثل جریان هک «رادیو زمانه» اگر خاطرتان باشد.
اما با این همه، نباید جنگ سایبری را با تعریف ارایه شده از جنگ نرم در عرصهی سایبر اشتباه گرفت. این دو، هر یک ویژگیهای خود را دارند. البته غربیها بر اساس پیشینهی خود همیشه تلاش کردهاند تا با مفاهیم عام و مترادف، دیگران را از فهم دقیق منظور خود محروم سازند اما باید گفت در خصوص جنگ نرم با رهبری داهیانهی امام خامنهایزید عزهمانند دیگر حوزهها ناکام ماندهاند. کوتاه سخن اینکه بودجههای مصوب کنگرهی آمریکا در قالب جنگ نرم با عنوان قانون «صدا»، 55 میلیون دلار، بودجهی مصوب مجلس هلند حدود 15 میلیون دلار و این اواخر بودجهی 28 و22 میلیون دلاری دیگری از سوی آمریکا، همگی در راستای جنگ نرم با تأکید بر فضای سایبر بوده است. هر چند که امام خامنهای زید عزه در این خصوص از مدتها پیش زمانی که همهی ما خواب بودیم انذار و هشدار دادهاند و این فرصت کم، مجال پرداختن به این مطلب نیست.
مرکز بررسی جرایم سازمان یافته در سال 88 پروژهی «مرصاد» را به انجام رسانید که متهمان این پروژه با هدایت مستقیم «رادیو فردا»، ارگان رسمی سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) اقدام به برنامهریزی برای تولید 70 میلیون فیلترشکن و توزیع آن در بین کاربران ایرانی نموده و متأسفانه تا زمان دستگیری مجرمین این پرونده بیش از 20 میلیون فیلترشکن توزیع شده بود. این مسألهای جدا از دیگر بودجههای اشاره شده است. در آخر میبایست دو نکته را مد نظر قرار دهیم:
1. ارتش سایبری مفهومی عام بوده و هیچ ارتباطی با مرکزجرایم سازمان یافته ندارد حتی اگر به اشتباه از زبان مسؤولان نظامی صادر شود.
2. در حوزهی سایبری دو آسیب بزرگ وجود دارد:
الف) نشناختن این حوزه؛
ب) شناخت ناصحیح و ناقص این حوزه است که لازم است تمامی دلسوزان در این حوزه تلاش نمایند تا نقایص، برطرف شود.
سخنگوی مرکز بررسی جرایم سازمان یافته