* آقای پاکآیین! میشل اشتاین، نماینده ویژه آلمان در امور افغانستان و پاکستان هفته گذشته به ایران سفر کردند، این سفر به چه منظور انجام شد و مهمترین مباحث مطرحشده در این دیدار چه بود.
** میشل اشتاین، نماینده ویژه آلمان درامور افغانستان و پاکستان به منظور دعوت رسمی از جمهوری اسلامی ایران برای شرکت در کنفرانس بینالمللی آلمان که اختصاص به موضوع افغانستان دارد به تهران آمد. با توجه به جایگاه مهم ایران در منطقه و نقش تاثیرگذار آن در استقرار ثبات و آرامش در افغانستان، دولت آلمان فرستاده ویژه خود را به ایران فرستاد.
* کنفرانس بینالمللی افغانستان در آلمان موسوم به بن دوم چه اهدافی را دنبال میکند.
** کنفرانس موسوم به «بن دوم» پنجم دسامبر (15 آذر) در سطح وزرای امور خارجه برگزار میشود و طی آن پیرامون مشارکت جامعه بینالمللی در ایجاد امنیت و ثبات در افغانستان پس از خروج نیروهای نظامی بیگانه بحث و تبادلنظر خواهد شد. این کنفرانس سه دستور کار دارد که عبارتند از: بررسی چگونگی فعالسازی روند صلح، نحوه مشارکت جامعه بینالملل بعد از خروج نیروهای خارجی در سال 2014 و بررسی چگونگی انتقال وظایف امنیتی از نیروهای خارجی به نیروهای بومی افغانستان.
* ایران نسبت به تحولات افغانستان و به طور مشخص قرارداد امنیتی آمریکا نگرانیهایی دارد. آیا در جریان دیدار با نماینده ویژه آلمان در امور افغانستان و پاکستان این نگرانیها منتقل شد.
** بله. در دیدار دکتر فتحالهی، معاون وزیر امور خارجه نگرانی ایران و کشورهای منطقه از پیامدهای منفی انعقاد پیمان استراتژیک آمریکا و افغانستان به آقای اشتاین منتقل و تاکید شد که اصرار آمریکا برای امضای این پیمان موجب افزایش جنگ و خشونت و عدم پیوستن طالبان به مذاکرات بینالافغانی شده است.
* محور نگرانیهای ایران در خصوص قرارداد امنیتی افغانستان و ایالات متحده آمریکا چه چیزهایی است که بارها مقامات ایران نسبت به آن هشدار دادهاند؟
** شاید بهتر باشد بگوییم نگرانی کشورهای منطقه و نه تنها جمهوری اسلامی ایران، چون در ارتباط با این بحث مجموعهای از کشورها، از جمله همسایگان و کمی دورتر روسیه و بخشی از کشورهای آسیایمرکزی نیز نگران این موافقتنامه هستند. برای مقدمه باید عرض کنم بعد از اجلاس 2010 لیسبون که قرار شد نیروهای بیگانه از افغانستان خارج شوند، آمریکاییها موضوعی تحت عنوان امضای پیمان استراتژیک با افغانستان را مجددا مطرح کردند که این موضوع قبلا در سال 2005 نیز مطرح شده بود. اگرچه پیشنویس این پیمان از طریق رسانهها پخششده و غربیها نیز اعلام میکنند که این پیشنویس کامل نیست و نواقصی دارد ولی واقعیت این است پیشنویسی که در رسانهها منتشر شده، مفاد خطرناکی را نه تنها برای کشورهای منطقه بلکه برای خود افغانها نیز در بردارد.
* چرا برای افغانها؟
** یکی از مفاد پیشنویس این است که تمامی داراییها و اموالی که در حال حاضر در اختیار نیروهای آمریکایی است، برای درازمدت در اختیار آمریکاییها خواهد ماند. فراموش نکنیم آمریکاییها اکنون به جهت مصوبه شورای امنیت در افغانستان هستند، بنابراین بعد از خروج نیروها باید آنجا را ترک کنند. در حال حاضر آمریکاییها در افغانستان پایگاه، تجهیزات، اموال و نیرو دارند و به دنبال قانونمندکردن آنها برای اجازه دولت افغانستان بعد از خروج هستند تا برای ادامه حضور نیازی به مصوبه شورای امنیت نداشته باشند. پس با امضا شدن این پیمان تمام داراییها، اموال و املاکی که در اختیار آمریکاییها قرار گرفته پس از سال 2014 نیز در اختیارشان خواهد بود و همچنین دسترسی به فضای افغانستان نیز برای آنان ایجاد میشود و آنها مجوز هرگونه تردد هوایی را در این کشور خواهند داشت. از سوی دیگر تمام کارکنان، چه نظامی و چه غیرنظامی، حتی آشپزها نیز چنانچه مرتکب جرمی شوند، باید طبق قوانین آمریکا و نه طبق قانون افغانستان محاکمه بشوند.
* یعنی همان کاپیتولاسیون که در ایران بود؟
** بله. دقیقا همان کاپیتولاسیون است.
* چرا این موارد برای همسایگان و به طور مشخص ایران، نگرانکننده است؟
** بعد از مطرح شدن این پیمان و انتشار پیشنویس آن به طور طبیعی مشخص شد که اهداف آمریکا صرفا در افغانستان نیست بلکه اهداف فراافغانی دارد. اساسا آمریکا به جهت مبارزه با تروریسم به این کشور آمد و در حال حاضر نیز بنلادن را کشته، پس ریشه اصلی که بنلادن بود از بین رفته و از طرفی خودشان هم ادعا میکنند امنیت حاکم شده پس آنچه به دنبال آن بودهاند محقق شده است، از این رو ضرورتی برای ادامه حضور در افغانستان ندارند. پس باید گفت اگر حرف آمریکاییها درست باشد، با وجود اینکه جمهوری اسلامی به آن اعتقاد ندارد، پس این پیمان نظامی برای چیست؟ بنابراین در پس این پیمان نیات خیری نهفته نیست. افغانیها دو خصوصیت منحصربهفرد و مهم دارند، یکی اینکه همانطور که تاریخ آنها نشان میدهد بیگانهستیز هستند یعنی در طول اشغال توسط انگلیس، شوروی و طالبان در مقابل آنها ایستادند و مبارزه کردند و آنها را پس زدند. دوم اینکه به لحاظ اسلامی سنتی هستند و بهعنوان مثال در جریان قرآنسوزی دیدیم که بیشترین عکسالعمل را مردم افغانستان داشتند. بنابراین با توجه به شرایط موجود این موافقتنامه، برای این کشور امنیت را به ارمغان نخواهد آورد و در واقع ستیز و جنگ با آمریکا را برای مردم نهادینه میکند و ناامنی در افغانستان در کشورهای همسایه نیز اثرگذار خواهد بود.
وقتی ما میگوییم امنیت افغانستان، امنیت ایران است، این شعار نیست. وقتی افغانستان ناامن باشد یعنی مرزها امن نیست، یعنی اشرار تردد میکنند، یعنی مهاجران به سمت کشور ما سرازیر میشوند و آنجا تبدیل به لانهای برای تروریستها میشود. بحث موادمخدر نیز قطعا تشدید میشود و اگر طالبان بخواهد مبارزهاش را با نیروهای داخل افغانستان ادامه بدهد و نهادینه شود نیاز به پول دارد و این پول را از طریق افزایش کشت خشخاش و قاچاق موادمخدر به دست خواهد آورد و در نتیجه همه اینها تاثیرات منفی روی امنیت ایران دارد و از آنجایی که آمریکا دوست ما نیست و دشمن ماست، وجود پایگاههای نظامی آن کشور در افغانستان برای کشورهای منطقه از جمله ایران یک خطر امنیتی محسوب میشود.
* شما به مخالفت روسیه برای حضور آمریکا در افغانستان اشاره کردید. همانطور که میدانید منابع تسلیحاتی پایهگذار وابستگی اقتصادی است. در عراق شاهد بودیم که پس از تخریب تسلیحات روسی منابع تسلیحاتی غرب جایگزین شد. آیا یکی از نگرانیهای روسیه میتواند تخریب منابع تسلیحاتی روسی در افغانستان باشد؟
** اول این نکته را تکمیل کنم که روسها از حضور نظامی آمریکا در افغانستان نگران نیستند و چهبسا راضی هم باشند. اما روسها با اینکه پایگاههای نظامی دایمی در آنجا دایر شود مخالفند. روسها عضو شورای امنیت هستند و به آمریکا اجازه دادند نیروهایش را به افغانستان اعزام کند و حتی با ناتو همکاری لجستیکی داشتند و برای ترانزیت بعضی از کالاها به آنها کمک کردند اما از وقتی که بحث تاسیس پایگاه نظامی و دایمی شدن حضور آمریکاییها مطرح شد روسها در اجلاس کشورهای عضو شانگهای در مسکو نگرانی خودشان را علنی کردند و به نظر میرسد یکی از دلایل مخالفت روسیه همانی باشد که اشاره کردید.
* آیا وجود پایگاههای دایمی آمریکا خود به نوعی باعث رقابت قدرتها در منطقه نخواهد شد؟
** یکی از بحثهایی که باعث افزایش نگرانی میشود همین بحث رقابت قدرتهاست. وقتی آمریکا تبدیل به یک قدرت نظامی در افغانستان شود به طور طبیعی روسها و چینیها هم میخواهند رقابت کنند و این مساله منطقه را ملتهب میکند.
* جاوید لودین معاون سیاسی وزارت خارجه افغانستان چندی پیش اعلام کرده بود که نگرانی ایران برای ما قابل درک است ولی باید موضع افغانستان را نیز برای ایران روشن کنیم. فکر میکنید موضعگیری افغانها در این خصوص چگونه خواهد بود؟
** افغانها در آن حد از توانایی نیستند که بتوانند با آمریکا مقابله کنند و گفته یکی از مقامات افغان در این خصوص که آمریکاییها را ما نیاوردیم که ما بیرون کنیم، درست است و تعبیر لودین و امثال وی تعبیری نیست که اینها بتوانند به آمریکا بگویند این کار را بکن، این کار را نکن و حتی نمیتوانند بگویند یک سرباز را جابهجا کن یا بگویند در پایگاههایت چه چیزی را کنترل کن یا دنبال نفوذ ناتو در آسیایمرکزی نباش، در پی تهدید روسیه نباش یا به دنبال ایجاد مزاحمت برای ایران نباش. پس حداقل در حال حاضر، افغانها چنین توانایی را ندارند و با توجه به این مساله، ما نگرانیم و نگرانیهایمان را اعلام کردیم و بعد از ما بیشترین نگرانی را روسها دارند و بعد چین و کشورهای آسیای مرکزی نگران رشد افراطگرایی در حوزهشان هستند که در صورت قدرت گرفتن طالبان اینها نیز رشد میکنند. در نهایت اگر آمریکاییها بخواهند برای درازمدت در افغانستان بمانند، خود مجوزی است برای سربازگیری طالبان و مجوزی است برای حمایت بیشتر پاکستان از طالبان و حتی مجوزی است برای مردم پشتون که از طالبان حمایت میکنند.
* یعنی شما معتقدید افغانها برای پذیرش این پیمان هیچ شرطی جز عدم تهدید همسایگان نخواهند داشت.
** چرا، اتفاقا کرزای سه شرط را در خصوص امضای این پیمان مطرح کرد؛ اول اینکه این پیمان در روند صلح باشد، یعنی موجب استقرار صلح در کشور شود؛ دوم مجلس افغانستان این را تصویب کند و سوم اینکه موجب نگرانی همسایهها نباشد که هیچ کدام از این شرطها تاکنون محقق نشده است.
* معاون سیاسی وزارت خارجه افغانستان اعلام کرده بود که نگرانی همسایهها و ایران را در خصوص ایجاد پایگاهها در نظر داریم ولی در نهایت این خود ما هستیم که تصمیم میگیریم. فکر نمیکنید در این تصمیمگیری گرایش افغانها به غرب بیشتر باشد؟
** عرض کردم، وی اعلام کرده که ما نگرانی کشورهای منطقه را رفع میکنیم ولی تاکنون که این اتفاق نیفتاده و کشورهای منطقه همچنان نگران هستند .
* آیا نگرانی همسایهها و خصوصا ایران، این نیست که روزی آمریکاییها بخواهند از این پایگاهها برای مقابله با ما استفاده کنند؟
** در مجموع ما حضور نظامیان آمریکایی را در کنار مرزهایمان نگرانکننده میدانیم چون اینها ممکن است هر اهدافی را دنبال کنند. بنابراین، این یک موضع اصولی برای ماست و این نگرانی را به کشورهای دیگری که در اطراف ما هستند، منتقل کردهایم، در واقع ضرورتی نمیبینیم که نیروهای آمریکایی در خلیجفارس، آسیایمرکزی یا آسیایجنوبی باشند و با تجربهای که ما داریم باید گفت حضور نیروهای آمریکایی در منطقه صلح و ثبات به همراه نمیآورد، به همین دلیل است که نگرانیمان را به کشورهای منطقه و مجامع بینالمللی هم منتقل کردیم.
* در بحث انتقال مسوولیتهای امنیتی، افغانها موفقیتهای زیادی نداشتهاند و این کشور زمان زیادی نیاز دارد تا بتواند به تنهایی روی پای خود بایستد.
** نمیتوانیم بگوییم نیروهای افغان موفق نبودهاند. من میتوانم بگویم که ارادهای در ناتو و آمریکا برای انجام تعهداتشان در خصوص آموزش نیروهای افغان وجود نداشته است. الان 10سال از حضور نیروهای آمریکا در افغانستان میگذرد و آنها هنوز نیروهای افغان را آموزش ندادهاند یا در حد خیلی کم این کار را کردهاند. پس از پایان جنگ داخلی در این کشور و سقوط طالبان، مسوولیت آموزش نیروهای امنیتی و انتظامی افغان تقسیم شد. آموزش پلیس به آلمانیها، قوه قضاییه به ایتالیاییها و مسوولیت مبارزه با موادمخدر به انگلیسیها واگذار شد که آنها تاکنون به وظایف خود عمل نکردهاند. در حال حاضر تولید موادمخدر طبق آمارهای خودشان 40درصد بیشتر از سال 2010 شده، در حالی که طبق برنامه قبلی بنا بوده انگلستان تولید را کاهش دهد. حالا آمریکاییها این مسایل را به گردن افغانها میاندازند و میگویند مدیریت فاسد در این کشور موجب شده است تا نتوانند کمکهای ما را جذب کنند. این در حالی است که اگر سفری به کابل داشته باشید، خواهید دید در این شهر که پایتخت افغانهاست، آثاری از کمکهای خارجی مشاهده نمیشود.