صالح اسکندری
چند سال قبل، پیش طرح و پروپوزال یک پروژه تالیفی به زبان های انگلیسی و عربی تحت عنوان , " An Introduction to religious democracy in iran"" مقدمة الدیمقراطیة الدینیة فی إیران" یعنی درآمدی بر مردمسالاری دینی در ایران؛ را که قرار بود در قالب دو کتاب مجزا البته به بیان ساده و قابل فهم برای عموم منتشر شود به یکی از موسسات تحقیقاتی و پژوهشی که به حسب اتفاق از محل بیت المال نیز ارتزاق می کرد، دادم. در ذیل اهداف توجیهی این طرح آمده بود که انتشار این کتاب می تواند بسترهای لازم را برای آشنایی جوانان جهان اسلام، پژوهشگران غربی و عربی و حتی سیاستمداران کشورهای مختلف با صورت و محتوای نظام مردمسالاری دینی در ایران فراهم کند. از سویی تالیف کتاب درآمدی بر مردمسالاری دینی و انتشار آن به زبان های عربی و انگلیسی ضمن فتح باب دیالوگ سازنده بین اندیشمندان سیاسی در حوزه های فرهنگی و تمدنی مختلف می تواند مقدمه ای برای الگو سازی در کشورهایی قرار گیرد که چگالی نارضایتی های عمومی در آنها درجه بالایی دارد.
در آن زمان پاسخی که از کارشناس تایید کننده این دست پروژه ها در آن موسسه شنیدم به مانند آب سردی بود که روی تمام آمال و
ایده پردازی هایم در خصوص تبیین مفاهیم و مختصات مردمسالاری دینی در عرصه بین المللی ریخته شد. وی به بنده گفت که آیا تو قبول داری که می توان دموکراسی را با دین جمع بست؟ سپس جناب کارشناس محترم با در هم آمیختن احتجاجات صحیح و سقیم فلسفه سیاسی غرب جسته و گریخته از کتاب لویاتان توماس هابز گرفته تا اندیشه های جان لاک و منتسکیو و ماکس وبر و ... به زعم خودش من را متقاعد کرد که مردمسالاری دینی نه یک ترکیب انضمامی و نه حتی یک ترکیب اتحادی است!
بیانات مهم رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیر اعضای مجلس خبرگان رهبری در خصوص نوشداروی مردمسالاری دینی برای تن زخم خورده بهار عربی و اسلامی در منطقه جرقه ای شد تا نگذارد همه آن ایده ها به باد فراموشی سپرده شود.
مقام معظم رهبری در این دیدار فرمودند: "آن چیزی که اینجا می تواند به این کشورها کمک کند، تفکر مردمسالاری دینی است. مردمسالاری دینی که ابتکار امام بزرگوار ماست، میتواند نسخهای برای همه این کشورها باشد؛ هم مردمسالاری است، هم از متن دین برخاسته است."
واقعیت این است که علت موجده انقلاب های منطقه تفکر آزادیخواهانه، کرامت مدارانه، استقلال طلبانه و عدالت خواهانه مردم عربی بود که با تاسی از رهبر کبیر انقلاب ایران حضرت امام خمینی(ره) این باور در آنها به وجود آمد و روز به روز تقویت شد که همه این آمال و اهداف را می توان ذیل اسلام خواهی به دست آورد.
اما تجربه نشان داده که پاسداری از دستاوردهای انقلاب به مراتب دشوارتر از حدوث انقلاب است. امروز در تونس، مصر، لیبی و یمن انقلاب به پیروزی رسیده است ولی چگونه می توان از این انقلاب ها صیانت کرد. گرگهای بسیاری دندان تیز کرده اند تا نوزاد بی دایه انقلاب در کشورهای منطقه را بدرند و اهداف آن را مصادره به مطلوب کنند.
در این مسیر دشمن دست به هر اقدامی می زند تا اجازه ندهد مردم به اهداف اصیل خود از انقلاب دست یابند.یکی از توطئه هایی که دشمنان منطقه در مقابله با حرکت مردمی و اسلامی منطقه دنبال می کنند ایجاد ناامیدی از تغییرات انقلابی در بین جوانان است.یکی دیگر از تهدیدهایی که انقلاب مردمی و اسلامی منطقه را تهدید میکند تداوم وابستگی این کشورها پس از انقلاب است. غرب برای تداوم سلطه خود در منطقه با جابجایی مهره ها و چهره سازی سعی دارد کارکردهای مبارک و بن علی، قذافی، علی عبدالله صالح و... را حفظ کند.آنها بی تعارف در حال سوزن بانی تحولات هستند.
در این گهواره بی ثبات و بستر پر خطر امری که می تواند کودک تازه متولد شده انقلاب های عربی و اسلامی را از آسیب های جمیع بلیات حفظ کند توسل به یک الگوی موفق برای دوران پسا انقلاب است. در واقع علت مبقیه انقلاب های منطقه تکیه بر یک بنیان مرصوص و متجانس با علل موجده این انقلاب هاست. مردمسالاری دینی یکی از الگوهای موفقی است که طی 32 سال گذشته توانسته رهرو مطلوبی برای اهداف انقلاب اسلامی ملت ایران باشد. امروز جوانان انقلابی در کشورهای عربی کنجکاو و مشتاق هستند که بدانند ملت ایران چگونه توانستند سه دهه علی رغم توطئه های سنگین آمریکا، رژیم صهیونیستی، انگلیس و ... استقامت کنند و روز به روز بالنده تر و زاینده تر از گذشته به اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی خود وفادار بمانند. قانون اساسی در ایران از چه قواعد و مبانی پیروی می کند که ضمن انعطاف پذیری توانسته نیازهای جامعه ایران را در 32 سال گذشته پوشش دهد. راز پیشرفت های علمی ملت ایران در عرصه های حساس و جهشی فناوری مثل هسته ای، سلول های بنیادین، ابر رایانه ها، نانو تکنولوژی، هوافضا، ... چیست؟
پاسخ همه این کنجکاوی ها را ملت های انقلابی منطقه می توانند در نظام مردمسالاری دینی بیابند. نظامی که کاملا دموکرات و بر مبنای دین مبین اسلام است.انقلاب های منطقه غلبه دین بر سکولاریسم است نه غلبه سکولاریسم بر دین. در این انقلاب ها که به تعبیر مقام معظم رهبری نمایش جنگ ارادههاست فرمول پیروزی تنها و فقط تکیه بر بنیان مرصوص اسلام خواهی ملت مسلمان منطقه است. امروز نقشه راه بهار عربی برای غلبه بر استبداد داخلی و استعمار خارجی یک نظام سیاسی اسلامی مثل مردمسالاری دینی است. در واقع مردمسالاری دینی می تواند علت مبقیه این انقلابها و سپر دفاعی برای صیانت از دستاوردهای بی بدیل جوانان مسلمان منطقه باشد.
البته هر چند نمی توان مدعی شد نظام مردمسالاری دینی مثل نسخه های سازمان بهداشت جهانی برای ریشه کن کردن برخی بیماری ها فراگیر و همه گیر است اما هیچ کس را نمی توان از
درس آموزی از این تجربه منع کرد. می توان به مردمسالاری دینی جهانی اندیشید. نظامی که بر مبنای فطرت بشری پایه گذاری شده است بسیار قابلیت بیشتری برای جهانی شدن دارد تا الگوهای نفسانی و الحادی مثل لیبرال دموکراسی که حتی امروز در زاد گاه و خاستگاه خود نیز با
واکنش های عمومی مواجه هستند. البته این جهانی شدن خود به خودی و یک پروسه نیست همانطور که جهانی شدن مفاهیم لیبرالیستی غرب نیز یک فراگرد خودکار نبوده و نیست.
امروز ما نیازمند اهتمام مضاعف نخبگان، باورمندی پژوهشگران و دغدغه مندی سیاستمداران وطنی در جهانی سازی مفهوم مردمسالاری دینی هستیم.پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نیزکه در سال ششم هجرت تصمیم گرفتند دین اسلام را جهانی سازد اقدام به نامه نگاری با ملوک و امپراتوران بزرگ آن عصر نمودند.به گفته منابع تاریخی تعداد این نامه ها شش عدد بوده و ظاهرا همه در یک روز ارسال شده اند .گفتنی است برخی مسلمین این کار رسول الله (صلی الله علیه و آله) را خوش نداشته و از عواقب آن می ترسیدند و سخنی پیش از آن بین ایشان و پیامبر (صلی الله علیه و آله) پیش آمده و حضرت (صلی الله علیه و آله) از آنها خواسته بود مانند فرستادگان عیسی نباشند بلکه فرمانبرداری کامل و ایمان تمام داشته باشند.
برای راقم این سطور اما هنوز جای این پرسش باقی است که وقتی کتاب های سکولاری نظیر "درسهای دموکراسی برای همه" و یا "کمونیسم به زبان ساده" و ... در این کشور مجوز می گیرند و منتشر
می شوند و حتی در برخی دانشگاه های کشور به عنوان منبع درسی به دانشجویان معرفی می شوند اما یک کارشناس محترم پژوهشی اجازه حتی فکر کردن به تالیفی تحت عنوان آشنایی با مردمسالاری دینی در ایران را برای مخاطبان عرب زبان و انگلیسی زبان نمی دهد، آیا این نشان از بغض و غرض است و یا خودباختگی علمی؟ آیا این دست رویکردها با اخلاق و انصاف علمی سازگار است؟