دکتر اسدالله مبشری
آیا امروز اجرای نظریههای جبهه ملی شدنی و منطقی است؟
مکرر از لزوم وحدت و حساس بودن لحظههایی که میگذرد سخن گفته شده است. تکرار آن بیجاست. نیز ارادت و انقیاد قلبی جبهه نسبت به پیشوای انقلاب امری مسلم است.
همچنین بسیاری از ایرادهای جبهه در سخنرانی دیروز وارد است. آری خطراتی که انقلاب کبیر ملت ما را تهدید میکند و از حد نیز فزون است باید گفت و این انقلاب را به جان نگاه داشت و به سوی تکامل و استقرار برد تا دچار لعن نسلهای آینده و شایسته توبیخ وجدان نگردیم.
جبهه ملی مکرر زعامت و رهبری قاطع رهبر انقلاب را ستوده است و به ویژگیهای انقلاب ایران که ستایشی دیگر از قدرت بینش و تصمیم رهبر انقلاب است اشاره کرده است از فداکاری بینظیر پاسداران انقلاب که در راه حراست انقلاب به سعادت شهادت رسیدند و درفش انقلاب را همچنان افراشته و سرفراز نگاهداشتند بارها سخن گفتهاند و از ضرورت تشکیل کمیتهها و ارزش آنها در حفظ نظم بسی سخن گفتهاند اما دریغ دارند که برخلاف انتظار هر لحظه هرجومرج بیشتر شده، و عوامل قدرتطلب و ماجراجو، کسانی که در پی سود خویشند عدهای را مسلح کردهاند و حکومت را بدست گرفتهاند و بالجمله در هیچ جا اثری از قدرت دولت منتخب امام وجود ندارد و جان و مال مردم دستخوش مطامع طماعان و بیخردان گشته است.
و وحدت کلمه که محور تجمع و انقلاب بود در معرض نابودی قرار گرفته است و این امر برای جامعه انقلابی ما فاجعه تاریخی است حالی که کشور بدون امنیت و براه افتادن اقتصاد ماندنی نیست.
سخنان جبهه در انتقاد از وضع تقریبا عقیده بسیاری از هموطنان است اما مسئله این است که خانوادۀ بزرگ ما دچار گرفتاریهائی شده است اینک به جای اینکه همه از یکدیگر قهر کنند و از حوزه مسئولیت خانواده به کنار بروند مثلا یکی به سیر و سفر سرگرم شود یکی منزوی شود و همه زیر لب از وضع ناهنجار خانواده بد بگویند و به انتظار معجزه بنشینند و از رئیس فداکار خانواده که اساس خانواده را با کمال محبت و فداکاری و دلیری پی انداخته است گله کنند خانواده سامان نمیگیرد بلکه بدتر میشود و همه افراد خانواده نیز مسئولند. در چنین روزی باید همه همت کنند و بر کوشش خود بیفزایند و هر یک چندانکه میتواند از بار مصیبت بکاهد.
اینک سخنان جبهه را ارزیابی کنیم.
در قسمتی به خلاصه گفتهاند این مجلس موسسان، آن نیست که «باید» زیرا عده آن محدود و معدود است: «باید مجلس موسسان به نحوی تشکیل شود که نماینده قشرهای مختلف جامعه باشد، محدود کردن نمایندگان مجلس مزبور به 73 نفر برخلاف ضوابط و سوابق معمول این قبیل مجالس است. گروههای عظیمی از قشرهای مردم عملا از حضور و اظهارنظر در مجلس قانونگزاری محروم میشوند - چه اصراری است که برخلاف همه سنن و عرف و عادت عدۀ اجزای مجلس محدود باشد.» (پیشنهاد هشتم).
اولا تعیین عدۀ اجزای مجلس موسسان هیچ ضابطه و قاعدهای ندارد و عده خاص و معلومی برای آن معین نشده است ممکن است پنجهزار باشند یا پنجاه نفر، «ضوابط و سوابق» و «سنن و عرف و عادات» که از آن سخن رفته است معلوم نیست چیست، عدهای هم گفتهاند چرا به این گروه «مجلس خبرگان» بگوئیم نه «مجلس موسسان». بدیهی است تسمیه نیز در ماهیت مطلب تاثیری ندارد.
ایراد دیگر جبهه این است که خلاصه میگویند «پیشنویس قانون اساسی را ما خودمان اصلاح کردهایم. چهار اصل آن را تغییر دادهایم، هیجده اصل به آن افزودهایم، و 77 اصل را اصلاح کردهایم» خلاصه اصرار دارند که همان نظرها تایید شود.
اولا پیشنویس پیشنهاد است و برای تغییر جزء یا کل آن هم محدودیتی وجود ندارد و مجلس خبرگان یا موسسان حق دارد هر طور صلاح بداند عمل کند و راجع به رعایت نظرات حقوقی و ادبی نیز اجرای نظر نماید. فعلا که تصمیمی اتخاذ نشده است ضمنا به مناسبات مقال تذکار باید داد که کدام قانون و نوشته رسمی ما از نظر انشاء و ادب فارسی بیعیب است؟ باید آرزو کرد که انشاءالله در حکومت مستقر جمهوری اسلامی عبارات قانون تنقیح و اصلاح شود - اینک به سخن خود بازگردیم.
جبهه میگوید: رهبر باید با همه گروهها مستقیما ارتباط داشته باشد و اگر نظر آنها را منطقی یافت دستور اجرا بدهد.
آیا این پیشنهاد درست است؟ رهبری که تمام مسایل کشور دستکم مسایل بسیار مهم پیوسته به او عرضه میشود و باید همه را بشنود و همه را راهنمائی کند بخصوص در این مرحله سن و سال که به قول شاعر «پیر پیر است اگرچه شیر بود». - و همه ملت ما به دعا طول عمر و موفقیت روزافزون آن رهبر عزیز را از پروردگار بزرگ میخواهیم - میتواند با همه گروهها که هر دم بر آنها افزوده میشود تماس مستقیم بگیرد گفتههاشان را بشنود و دستور اجرا یا عدم اجرا بدهد. مطلب درست باید وارونه پیشنهاد میشد.
به اینصورت که امام نباید با اینهمه کار فوری و ضروری و موثر اجازه بدهد که همه امور را بنظر ایشان برسانند و کسب تکلیف کنند بخصوص که در دین ما خطمشی در همه امور تعیین شده است و همه کار راهنما و شاقول دارد.
پیشنهاد دیگر جبهه انحلال شورای انقلاب است - با تحیر از این مطلب که چرا بیگانگان نام اعضای شورای انقلاب را میدانند اما از ما پنهان میکنند - و پیشنهاد انضمام کمیتهها و سپاه پاسداران به دولت، در صورت ضرورت، تا جز قدرت دولت قدرتی در کشور نماند.
بیشک جبهه محترم توجه دارند که شورای انقلاب کار مجلس شورایملی را انجام میدهد. اگر شورای انقلاب نباشد آیا دولت خود تصمیم بگیرد و خود اجرا کند؟ به اصطلاح ریش و قیچی دست دولت قرار داشته باشد؟ اکنون چنانکه میدانید دولت پیشنهادهای خود را به شورای انقلاب عرضه میدارد در آنجا مطالب دقیق تنقیح میشود از هر جهت مورد آزمایش و رسیدگی قرار میگیرد با اصلاح پذیرفته میشود یا پس از دقت فراوان رد میشود بهرحال واحدی است که در وارسی مطالب تاثیری مهم دارد و باید چنین واحدی وجود داشته باشد.
اما اینکه چرا نام اجزای شورا را بیگانگان میدانند و به ما نمیگویند این اشکال در این وارد است که چرا بیگانگان میدانند نه اینکه چرا ما نمیدانیم. اجزای شورای انقلاب نباید شناخته شوند گروهی است جان بر کف و فداکار که بار بد و خوب قوانین را بر دوش میکشد. اگر قیافه اجتماع از خلاء قانونی یا از نقص قانون زشت و ناهنجار باشد شورای انقلاب مسئول است. وظیفه آن هیئت بسیار مهم است در حقیقت سکاندار و ناخدای کشتی اجتماع است باید کشتی را طوری هدایت کند، که به سنگ نخورد و نشکند، به خاک ننشیند از پیشرفت باز نماند و به ساحل رهائی و نجات، به ساحل سعادت و سرافرازی فرود آید.
اما انضمام قوای کمیتهها و غیره به دولت مسلم است که باید چنین شود روزی که این کمیتهها تشکیل یافت چنانکه خود جبهه هم تصدیق کرده است برای حفظ امنیت نهایت ضرورت را داشت اما رفته رفته بعضی عناصر غیرصالح در آن پیدا شدند و این امر هم بسیار طبیعی است باید دایم مراقب بود و دایم هر سازمانی را تصفیه کرد یک لحظه غفلت شود فساد گسترش مییابد، فعلا اگر امکان انضمام نباشد باید بیدرنگ و با شدت عمل، عمل پاکسازی در قوای کمیتهها اجرا شود.
از کمیتههای تهران و سایر نقاط سخنان نفرتآور و شرمآور بسیار میگویند باید به سرعت پاکسازی در کمیتهها عملی شود روسای کمیتهها تا آنجا که من آنان را میشناسم مردمی شایسته و صمیمی و پاکدامن و مرد خدا هستند اغلب پاسداران هم مردمی صمیمی و صالحند ولی یک نفر ناصالح همه را بدنام میکند و ارزش کار خوب همه را به باد میدهد.
بهرحال از محضر امام و از سران کمیتهها و از دولت توقع و استدعای آن است که فرمان پاکسازی کمیتهها صادر شود و گروهی صمیمی و پاک که بحمدالله زیادند، به کار رسیدگی و اصلاح کمیتهها بپردازند تا بزودی انشاءاللهتعالی همه قدرتها اسما و رسما در قبضه دولت درآیند سخن آخر پیشنهاد ترمیم اساسی دولت است که این نیز امری است نظری. شاید خود دولت معتقد باشد که نماینده همه قشرهاست کسی نمیتواند بگوید چون من در آن حلقه نیستم، پس نماینده همه قشرها در آنجا نیستند.
اما راجع به هشدار جبهه در مورد رفع سانسور گفتهاند «ما به زحمت میتوانیم نوشتههای خود را انتشار دهیم.» پس میشود نوشته و عقیده خود را انتشار داد اما به زحمت و به سختی، کاش سختی کار را هم گفته بودند تا در آن مورد اقدامی میشد.
از دو سخن دیگر از سخنان جبهه، یکی درست است و قابل قبول و یکی دیگر جزء آرزوها بدون نشان دادن راه وصول به آن آرزو.
سخن درست یعنی پیشنهاد درست که تقاضای همه میباشد، آزادی فعالیت سیاسی دستههاست در این مورد باید سخن به تفصیل گفت و در اینجا مجال آن نیست. اجمالا آزادی بیان و عقیده با منطق پرقدرتی مواجه میشود که غزالی با همان منطق روبرو شد و پس انداخت، روز سیام تیر جناب آقای دکتر علیاصغر پارسا سخنگوی شورای مرکزی جبهه ملی (به علت جو خاص حاکم بر تظاهرات روز شنبه) نتوانست سخن بگوید و ظاهرا سایر دستههای ناموافق هم برگی از آن منطق نیرومند را که چشم علامه غزالی را خیره کرد دیدند این نحوه عمل شایسته ملت دلاور و شریف ایران نیست بخصوص ملتی مسلمان، ملتی که با منطق آسمانی اسلام پرورش یافته است و معتقد است که یکی از شرایط بهشتی شدن آن است که «حتی اراده و میل برتری جستن بر دیگری بر خاطر انسان نگذرد».
ملتی که توحید را از زبان آسمانی رسول اکرم(ص) آموخته و در راه علی(ع) قدم گذاشته است:
موحد چو در پای ریزی زرش
و گر تیغ هندی نهی بر سرش
امید و هراسش نباشد ز کس
بر این است مبنای توحید و بس
سخن آخر، اظهار حیرت از پیشنهاد قسمت پنجم جبهه است برای ایجاد نظم و کار و امنیت با «اعلام برنامه ضربتی» آیا نظم و کار و امنیت بهمین آسانی فراهم میشود که گروه ضربت تشکیل دهند؟ چگونه؟ به چه نحو؟ راهکار چیست؟ این امر که اساس اجتماعات بشر است چگونه صورت وقوع یابد.
خواهشمندیم برنامه عملی این کار را ارائه دهند تا دولت که به قول جبهه و بسیاری دیگر ناتوان است توانا شود.
اگر بیلی زنی چون او در این خاک
بگیری با دو دست خود کمر را
اگر دولت از کوشش باز میایستاد و از فداکاری غفلت میورزید شایسته هرگونه توبیخ بود ولی گروهی که از امام رهبر انقلاب فرمان گرفتهاند همه محضالله میکوشند تا برای ملت خود مفید باشند نه هوس مقام دارند نه از نظر مادی خبری هست، نه بنا به سابقه روش آنان هیچیک اهل این مطلب میباشند. انصاف را که چندانکه میتوانند میکوشند مثل همه بنیآدم به راهنمائی و کمک نیاز دارند و مسایل کشور هم ربط به همه افراد است همه باید مساعدت کنند کار کشور را سامان دهند هر یک چندان که میتواند فروشنده با رعایت انصاف در فروختن جنس، پزشک در رعایت انصاف در آن و مطالبه حقالقدم، روزنامهنگار در فداکاری در روشن کردن مردم و نیندیشیدن از هیچ خطر و فریفته نشدن به هیچ امر مادی بالجمله هر کس در محیط کار و وظیفه و شغل خود.
خداوند سعادت و حفظ وحدت کلمه را همچنان نصیب ما فرماید...