ترجمه: رفیعی مهرآبادی
شوارتسکف: مامور ورزیدهی سازمان سیا
در اوج تظاهرات تهران، ژنرال شوارتسکف با گذرنامهی سیاسی و چندین چمدان وارد تهران شد. بلافاصله پس از پخش خبر ورود شوارتسکف، حزب توده و روزنامههای طرفدار شوروی، اعضای هیات اقتصادی شوروی که در آن زمان در تهران بودند، جنجال بزرگی براه انداختند و به حضور شوارتسکف «این عامل شناختهشدهی دستگاه اطلاعاتی آمریکا» اعتراض کردند. شوارتسکف ظاهرا از این تظاهرات تعجب کرده و گفته بود در سالهای گذشته که در ایران بود دوستان بسیار خوبی از بین ایرانیان بدست آورده بود (!) شوارتسکف علت مسافرت بایران را تنها برای گذراندن تعطیلات نزد دوستان قدیمی خود دانست. دوستان دیرین ژنرال شوارتسکف چه کسانی بودند؟ ژنرال «حسن ارفع» دوستدار شاه مخلوع و مخالف مصدق که در ملک خود در تهران در لاراک زندگی میکرد. در این ملک یک ارتش خصوصی از جان وی حفاظت میکرد. ژنرال «فضلالله زاهدی»، دشمن دیگر مصدق از جمله دوستان شوارتسکف بود. زاهدی نیز در ملک شخصی خود، با مراقبت چند افسر، زندگی میکرد البته محمدرضا نیز در شمار دوستان شوارتسکف بود. ژنرال آمریکائی براحتی توانست با دوستان قدیمی خود تجدید دیدار کند.
دکتر مصدق که از حضور شوارتسکف در ایران احساس خطر شدیدی میکرد، به تحکیم موقعیت داخلی خود پرداخت. نخستین اقدام مصدق انحلال مجلس شورای ملی و اعلام رفراندوم عمومی بود. وی خواستار پست وزارت جنگ و فرماندهی کل قوا گردید. مصدق گفت «این اختیارات برای بیاثر کردن فعالیت عوامل شرور در ارتش، شهربانی، و سایر افراد فاقد شعوری است که عامل ارتجاع بینالمللی شدهاند» منظور مصدق از عوامل ارتجاع، بطور آشکار اشاره به شخص شاه مخلوع بود.
هنگام برگزاری رفراندوم، زد و خوردهای شدیدی بین طرفداران و مخالفان مصدق روی داد. در حقیقت مصدق نیازی به رفراندوم نداشت زیرا تودهی مردم از وی جانبداری میکردند، هرچند که طرفداران شاه مخلوع در ارتش و شهربانی و در بین مالکان با وی مخالف بودند.
فرمان عزل مصدق از نخستوزیری
شاه مخلوع برخلاف خواستههای مردم طی فرمانی مصدق را برکنار کرد و ژنرال فضلالله زاهدی را بجای وی برگزید. کاملا روشن بود که مصدق فرمان عزل شاه مخلوع را نخواهد پذیرفت. سرهنگ «نعمتالله نصیری» افسر گارد شاهنشاهی (ارتشبد معدوم نصیری رئیس سازمان اطلاعات و امنیت سابق ایران ـ مترجم) که حامل فرمان شاه مخلوع بود بدستور رئیس ستاد ارتش (منظور تیمسار ریاحی است ـ مترجم) بازداشت شد.
شاه مخلوع از تهران عازم رامسر شد تا به همسر خود ثریا ملحق شود و ژنرال زاهدی حتی بخود زحمت خارج شدن از ملک خویش را برای بعهده گرفتن پست نخستوزیری نداد. دکتر مصدق طی یک پیام رادیوئی اعلام کرد که فرمان شاه مخلوع را اجراء نخواهد کرد. سیلی از مردم با شعارهای مخالفت با شاه مخلوع به خیابانها ریختند.
به توصیه سفیر آمریکا در تهران، شاه مخلوع باتفاق ثریا با یک هواپیمای خصوصی ایران را ترک گفت.
طرح کودتای ننگین بیست و هشت مرداد
هنگامی که شاه مخلوع با هواپیمای خصوصی خود عازم رم بود، مصدق حملات تبلیغاتی شدیدی را علیه حکومت پادشاهی ایران آغاز کرد. همهی عکسهای شاه مخلوع در ادارات دولتی، سینماها، و مغازهها برداشته شد و بردن شاه مخلوع در مراسم صبحگاه و شامگاه در واحدهای نظامی ممنوع گردید. روز هجدهم اوت 1953، افراد حزب توده تمام مجسمههای شاه مخلوع و پدرش رضاخان را پائین کشیدند.
اوضاع ایران در این روزهای بحرانی برای انجام کودتا و سرنگون کردن رژیم مصدق که انگلیسیها از دو سال پیش در انتظار آن بودند، فراهم شده بود. گزارشهای رسیده به وزارت خارجهی انگلیس و آمریکا نشان میداد که مخالفان مصدق فعالیت وسیعی را علیه وی آغاز کردهاند و تدارک پول برای آنان سقوط حکومت مصدق را به جلو خواهد انداخت. «آنتونی ایدن» وزیر خارجهی انگلیس که هنوز در برپا کردن کودتا تردید داشت طرح کودتا را برای سازمان سیا در واشنگتن فرستاد. دستگاه سیا اجرای این توطئه را مشروط به موافقت چرچیل کرد و وینستون چرچیل نیز بلافاصله با آن موافقت کرد.
طرح کودتای سیا از طرف «کرمیت روزولت» مورد تایید قرار گرفت و سازمان «ام.یک» (منظور دستگاه اطلاعات و ضد اطلاعات انگلیسی است ـ مترجم) آمادگی خود را برای همکاری با سازمان سیا اعلام کرد (جزئیات این همکاری در کتاب «هفت خواهران تقی» نوشتهی «آنتونی سامپسون» صفحات 140 ـ 143 بیان شده است ـ مترجم).
در ابتداء، چهارصد نفر از دانشجویان دانشکدهی افسری در اردوگاه اقدسیه اعلام داشتند که بعنوان اعتراض نسبت به اخراج شاه مخلوع از ایران به اعتصاب غذا دست خواهند زد. سپس گروه زیادی از روستائیان مسلح به چماق و چاقو و زنجیر و کلنگ از جنوب شهر تهران بحرکت درآمدند. جای تردیدی نیست که این افراد از ملک شخصی ژنرال ارفع اعزام شده بودند. با نزدیک شدن به مرکز شهر، تعداد زیادی از نظامیان و افراد شهربانی در لباس غیر نظامی به آنان پیوستند. کامیونهای محتوی اعلامیههای تبلیغاتی علیه مصدق بسرعت خالی شد. نیروهای پلیس و ارتش بجای متوقف کردن آنان، به مخالفان مصدق ملحق شدند (سرتیپ دفتری رئیس شهربانی وقت که از اقوام مصدق بود بر اثر تبانی با سپهبد زاهدی نیروهای پلیس را در خدمت مخالفان مصدق درآورد و دار و دستهی زاهدی نیز رئیس ستاد ارتش را بازداشت کردند تا از اقدامات احتمالی ارتش بسود مصدق جلوگیری شود.
در ساعت ده صبح روز بیست و هشتم مرداد 1332 (25 اوت 1953) مجلس شورای ملی به تصرف مخالفان مصدق درآمد... و در ساعت دوازده بیشتر شهر تهران در دست آنان بود. تنها در اطراف خانهی مصدق یک واحد نظامی در برابر مخالفان مقاومت میکرد و با تیراندازی سعی داشت آنها را متوقف کند. تا زمانی که مصدق باتفاق برخی از دوستان خود به محل مطمئنی انتقال مییافت، واحد نظامی پیشروی تظاهرکنندگان را متوقف ساخته بود.
در ساعت چهار بعدازظهر، مخالفان مصدق پیروز شدند. ژنرال زاهدی از پناهگاه خود بیرون آمد و با فرستادن تلگرافی برای شاه مخلوع خبر پیروزی و لزوم بازگشت او را اطلاع داد. چند روز بعد دکتر مصدق دستگیر و به اتهام خیانت به کشور زندانی شد.
کودتای ننگین بیست و هشت مرداد برای آمریکا و انگلیس در حدود یک میلیون دلار خرج برداشت. چرچیل و ایدن آنشب را در کمال آرامش و آسودگی فکر به صبح رساندند. فردای آنروز روزنامههای انگلیسی نوشته بود:
«پیروزی کودتای بیست و هشتم مرداد به آسانی بدست نیامد. این پیروزی نتیجهی طرحهای زیرکانهی ژنرال شوارتسکف و همکاری مقامات ایرانی بود که مایل بودند صنعت نفت ایران بوسیلهی قدرتهای بزرگ غربی اداره شود...»
سهم آمریکا در پیروزی این کودتا قابل توجه بود: با تشکیل کنسرسیوم نفت در ایران، آمریکا نه تنها بر منابع نفتی ایران به بهای ارزان دست یافت، بلکه در گذرگاه اقتصادی میلیونها دلار عواید نفتی ایران را به بانکهای آمریکا بازگرداند. هزینهی کودتای بیست و هشت مرداد برای آمریکا تنها در حدود یک میلیون دلار بود که با همان چند صد بشکهی اولیه تأدیه شد.