بسماللهالرحمنالرحیم
این سخن امام خمینی که ولایت فقیه را "ستون فقرات" نظام جمهوری اسلامی دانستهاند، بدون آنکه از اغراق و مبالغه بهرهای داشته باشد، معرفی واقعی "ولایت فقیه" است. کارکرد ولایت فقیه با حفظ شرایطی که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران برای آن در نظر گرفته شده، اقتضائی غیر از این که ستون فقرات این نظام باشد، ندارد. این واقعیت را نقش بیبدیلی که ولایت فقیه در اصل انقلاب اسلامی و صیانت از دستاوردهای آن در طول سه دهه گذشته داشته به اثبات رسانده است.
ویژگی ولایت فقیه، حرکت در چارچوب معیارهای اسلامی با رعایت عدالت است که موجب میشود در میان توده مردم مقبولیت عامه داشته باشد. این، نمونه واقعی حکومت بر قلب هاست، حکومتی که بدون تکیه بر ابزارهای مادی میتواند پشتوانه مردمی را به خود جلب نماید، موانع را از میان بردارد و بر همه مشکلات غلبه کند. این درست است که هر حکومتی به ابزارهای مادی نیز نیاز دارد، لکن امتیاز حکومتی که در رأس آن ولایت فقیه قرار دارد اینست که قوام خود را به این ابزارها نمیداند.
تداوم و تقویت نظام حکومتی مبتنی بر ولایت فقیه، با توجه به ویژگی منحصر به فردی که دارد، فقط با واقع گرائی و پرهیز از وابسته کردن آن به امور غیرواقعی میسر است. مردم، هنگامی که احساس کنند فردی از جنس خودشان، با همه ویژگیهای یک انسان، توانسته است با خودسازی، تهذیب نفس، پرهیز از دنیاطلبی و خودکامگی و با رعایت عدالت، زمام امور یک جامعه را دردست بگیرد و برای حفظ استقلال و عزت و سعادت آنها و تأمین آزادیهای مشروعشان تلاش کند، به او علاقمند میشوند و با او همراهی میکنند اما اگر فرشتهای از آسمان بیاید و با همان ویژگیهای فرشته بودن، همین خواستهها را تأمین نماید، احساس مردم نسبت به او آنقدر ستایش برانگیز نخواهد بود که نسبت به آن انسان عادل و صالح است، زیرا اقتضای طبع فرشته اینست که این چنین باشد و غیر از این نباشد ولی انسان در طول تاریخ نشان داده است که به سرکشی و خودکامگی و بیعدالتی گرایش شدید دارد و آنکس که برخلاف این مسیر و حرکت کند و به هنگام قرار گرفتن در مسند قدرت بتواند خود را از این آفات حفظ کند و جامعه خود را به سوی سعادت رهنمون شود، ستودنی است. درست به همین دلیل است که انسان باتقوا و درستکار به مقاماتی میرسد که فرشتگان را به آن مقامات راهی نیست.
با این مقدمه به سراغ سخن آیتالله مهدوی کنی رئیس مجلس خبرگان رهبری میرویم که در نطق افتتاحیه اجلاس هفته گذشته خبرگان گفت: "نمی گوئیم که در رهبری اشکال نیست و ایشان خود نیز ادعای عصمت ندارند اما رهبری داهیانه مقام معظم رهبری در طول 22 سال گذشته توانسته نظامی با اینهمه مشکلات را به جلو ببرد و این کار سادهای نیست". (خبرگزاری فارس 15/6/90 و روزنامه جمهوری اسلامی16/6/90)
این، همان شیوه صحیح دفاع از ولایت فقیه است که بدون پناه بردن به امور غیرواقعی صورت گرفته است. نمونه دیگر، سخن یکی از مسئولان حوزه علمیه قم است که چندی قبل گفت: "ولی مطلق فقیه در تصمیمات خود هیچگاه اشتباه نمیکند، چرا که اگر بخواهد تصمیم بگیرد و این تصمیم صد درصد به ضرر امت اسلام باشد، وظیفه لطف امامتی امام زمان ایجاب میکند که به هر نوعی وی را ارشاد کند". افراد دیگری نیز مطالبی گفتهاند که از لوازم عصمت است و جایگاه ولی فقیه را به جایگاه امام معصوم تغییر میدهد.
قطعاً این افراد، با نیت تقویت ولایت فقیه چنین مطالبی را به زبان آوردهاند و هدفی غیر از خدمت نداشته اند، لکن در اظهارنظرهای مهم به ویژه توسط افرادی که سخنان و مواضعشان مورد توجه و رصد ناظران داخلی و خارجی است فقط حسن نیت کافی نیست و دقت در اتقان گفتارها نیز ضرورت دارد.
مراجعه به بیانات امام خمینی در همین زمینه، نشان میدهد ایشان بارها با صراحت اعلام کردهاند که در مواردی مرتکب اشتباه شدهاند و باید از مسیر اشتباه برگردند و آنرا جبران نمایند. همین مطلب را رهبر معظم انقلاب حضرت آیتالله خامنهای در سخنرانی 14 خرداد امسال در حرم امام خمینی که به مناسبت سالگرد رحلت بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی ایراد نمودند با صراحت و شفافیت بیان کردند و آنرا از ویژگیهای ممتاز امام دانستند. ایشان در تشریح مظاهر معنویت امام خمینی، ضمن برشمردن اخلاص، تکلیف گرائی و توسل به عنوان امتیازات معنوی ایشان فرمودند:
"امام، ماها را توصیه میکردند به اینکه مغرور نشویم، خودمان را بالاتر از مردم ندانیم، خودمان را بالاتر از اعتقاد ندانیم، بیعیب ندانیم. همهی مسئولین طراز اول کشور، این را از امام شنیده بودند که بایستی آماده باشیم، اگر چنانچه از ما عیب گرفتند ما بالاتر از اینیم که انتقادی وارد باشد. خود امام هم همین جور بود. ایشان، هم در نوشتههای خود - بخصوص در اواخر عمر شریفش - هم در اظهارات خود، بارها گفت من در فلان قضیه اشتباه کردم. اقرار کرد که در فلان قضیه خطا کرده است. این، خیلی عظمت لازم دارد. روح یک انسانی باید بزرگ باشد که بتواند یک چنین حرکتی را انجام دهد؛ خودش را منسوب کند به اشتباه و خطا. این معنویت امام بود، این اخلاق امام بود" (روزنامه جمهوری اسلامی، 16 خرداد 1390 صفحه 14)
جالب است که قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز در اصل 107 که مربوط به چگونگی انتخاب رهبر توسط نمایندگان مجلس خبرگان رهبری است، تصریح مینماید: "رهبر، در برابر قوانین با سایر افراد کشور مساوی است". این فراز از اصل 107 قانون اساسی به این معنی است که رهبر نیز مثل سایر مردم ممکن است دچار اشتباه یا حتی کاری شود که لازم باشد در برابر قانون پاسخگو باشد. بدیهی است ذکر چنین مطلبی درباره فردی که اصولاً اشتباه نمیکند، ضرورتی ندارد.
درباره افرادی که برخلاف تصریح امام خمینی و رهبر معظم انقلاب و قانون اساسی، اصرار دارند بگویند ولی فقیه اشتباه نمیکند، باید گفت این افراد در عین حال که قصد دفاع از ولایت فقیه را دارند، متأسفانه از شیوه صحیح دفاع غافلند و به "دفاع بد" متوسل میشوند. دفاع بد، از ایراد گرفتن و حمله کردن بدتر است تا جائی که اگر گفته شود نوعی دشمنی (البته چه بسا بدون نیت دشمنی) است، سخن به گزافه گفته نشده است. ضمناً براین نکته باید تأکید کنیم که آنچه این حضرات میگویند نظر اسلام نیست بلکه نظر شخصی خودشان است.
بنابر این، حق اینست که همیشه از هر کس و هر چیز قصد دفاع کردن داریم، دفاعمان طبق موازین باشد و در هیچ موردی از چارچوب واقعیت خارج نشویم و نظرات شخصی را به اسلام نسبت ندهیم. بهترین دفاع از ولایت فقیه اینست که آنرا همانگونه که قانون اساسی گفته است معرفی کنیم.